گزارش نقد و بررسی مجموعه شعر " چوپان کلمات" آفرینه ی مزدک پنجه ای
نقد و بررسی مجموعه شعر چوپان کلمات مزدک پنجه ای در تالار اجتماعات حوزه ی هنری برگزار شد. ابتدا مزدک پنجه ای چند شعر از مجموعه را برای مخاطبان خواند .
سپس علیرضا پنجه ای به عنوان منتقد مهمان گفت: مزدک کوشنده است. کسی که دنبال شعر رفته است باید بداند دنبال متاع ادبی نباید باشد. به گمان من باید دست کسانی که دنبال ادبیات می روند بوسید.
مزدک از این پست و بلند ادبیات بری نبوده است در جاهایی توانسته خود را بالا بیاورد و در جاهایی نتوانسته به این مهم دست یازد. اما در دفتر اول مزدک روی حس و عاطفه کار کرده است. به عنوان عنصری که نیازی به پردازش ندارند.
شاعر مجموعه شعر "عشق اول" سپس به عناصر ديگر شعري در اين مجموعه اشاره کرد و گفت: در ادامه ي اين نگرش مزدک سعي مي کند از راه حس و عاطفه راهي به زبان پيدا کند و کمي به عنصر تصوير نزديک شود در دفتر دوم اين مجموعه، اين عناصر برجسته تر مي شوند.
پنجه اي در ادامه افزود: تعدادي از شعرهاي دفتر دوم ديداري است و تعدادي نيز به صورت چند صدايي نوشته شده اند وي توضيح داد: استفاده از خاطرات دبستان در شعر معاصر مسبوق به سابقه است از دهه 60 اين نگرش قابل ذکر است هر چند اين روند در ادبيات کلاسيک و نيمايي نيز وجود داشته و مي توان اين تکنيک را از حاقظ تا نيما مشاهده نمود.
پنجه ای در ادامه گفت: شعرهای چند صدایی مزدک نشات گرفته از حضور کوتاه مدت او در عرصه ی تئاتر است. هر چند او هیچ گاه بعد ها تمایلی برای ورود به این عرصه نشان نداد اما حالا می بینیم فعالیت در عرصه ی تئاتر به گونه ای در شعرهای او متجلی شده است.
سپس پنجه ای شعر مادر و شعر کانکریت اتوبوس را جزء شعرهای خوب او دانست و اشاره کرد که در دفتر دوم مزدک نتوانسته در اجرای برخی از تجربه هایش به موفقیت مورد نظرش برسد و شعرهایش در آن تجربه ها در سطح کوشش باقی مانده است. به تعبیری کوشش بر جوشش غلبه یافته است.
اسفندیار سلمان (شاعر) در باره ی این مجموعه که چه تاثیری در ادبیات شعری ما می تواند داشته باشد سخن گفت و درباره ی تفاوت آن با دیگر مجموعه شعرهایی که تا کنون منتشر شده اند اشاره نمود.
وی گفت: اگر پرواز یک پرنده می تواند آغاز گر یک طوفان در گوشه ای از جهان باشد. با نگاه موشکافانه باید گفت: کلیه آثاری که به صورت مجموعه در می آید باید ابتدا با مجموعه های منتشر شده در گذشته مقایسه شود و بعد در باره ی تاثیر این شعرها بر ادبیات صحبت شود.نبایدغافل شویم که یک شاعر حق دارد بر پایه اصول و اعتقاداتی که قائل است دست به انتشار اثر بزند و او مسوول اثر است.
این کار چه قدر تفاوت دارد با آثاری که خوانده یا می شنویم؟
سلمان در ادامه افزود: در این مجموعه کوشندگی مزدک را من متفاوت دیدم. یک وقت هایی تصور می کنم که می خواهد کارش به هر قیمتی متفاوت باشد به گونه ای که می بینیم در این مجموعه خواسته از گرافیک ، شکل جملات و ابزار نمایش کمک بگیرد
هنگام خوانش شعرهای مزدک من اصلا خسته نشدم و از تنوع کارهای و ایجاز و تراشیده گی آن ها لذت بردم.
مجید دانش آراسته نویسنده در باره ی مجموعه شعر چوپان کلمات گفت: خیلی ها فکر می کنند مدرن هستند اما مدرن نیستند و فقط پیچیده گویی می کنند. در ایران متاسفانه این گونه باب شده است. در ادبیات غرب ما چنین پدیده ای نداریم . یک شاعر جوان حالا در این عصر دارد کار می کند. او سعی می کند تجربه های زندگی اش را به ما نشان دهد. چرا در این نشست همه از شعر مادر این شاعر یاد می کنند که شعر خوبی است برای این که تجربه ی ارایه شده توسط شاعر لمس شده و در واقع یک تجربه ی عینی است. تجربه ای است که ما همه با آن زندگی کرده ایم به شکل ها و دیالوگ های خودمان.
متاسفانه یک نواختی در شعر ما بسیار زیاد شده و این پدیده دارد به عرصه ی داستان هم کشیده می شود. من معتقدم یک شاعر نباید در شعرهایش به خواننده جواب پس دهد. او باید بتواند در درونش به خودش پاسخ دهد.
خالق رمان متن خود یک کویر است در ادامه افزود: یک شاعر باید روح ناراضی داشته باشد. احساس کند در درون خودش آن طور که فکر می کرده باید باشد نشده است. در واقع نباید دچار غرور شود. آن شاعری که از خودش ممنون شود مطمئنا یک ذهن امن پیدا می کند و به اعتقاد من از همان روز می میرد.
این داستان نویس در پایان گفت: امروز ادبیات دایره ی گسترده ای پیدا کرده است . بستگی دارد که یک شاعر یا نویسنده چگونه ایده هایش را در این عرصه اجرا می کند. در واقع امروز به اجرای برتر اهمیت می دهند و گرنه هزاران نمونه خلق می شود که هیچ کدام شان متاسفانه فرق چندانی با هم ندارند. وضعیت جدیدی را خلق نمی کنند. به نظر من افت و خیز در هر کاری وجود دارد . این مجموعه دیگر کارش با تمام افت و خیز هایش به پایان رسیده است. در واقع هر هنرمندی مانند یک زندانی است. در هر بار آفرینش زندانی برای خود می سازد.
در ادامه ی این نشست محمد اسماعیل حبیبی شاعر در باره ی این مجموعه چنین گفت: کارهایی که در دفتر چوپان کلمات بود بیشترین چیزی که دیدم حیطه ی حذفیات و سپیدخوانی کار بود . همه چیز بر عهده ی مخاطب بود. همه ی المان ها گذرا بود به این خاطر یک ذهن فعال می خواهد که با این نماد ها ارتباط برقرار کند. مزدک پنجه ای این شعرها را برای آدم هایی نوشته که درگیر ادبیات هستند، نه مردم عادی.
حبیبی در ادامه افزود: تفاوتی که در کار مزدک بود کمتر منجر به تمایز و تشخص شده است. سخت است که بگوییم همه ی کارها متشخص باشد .این را هم باید در نظر بگیریم این کتاب اولین مجموعه شعر این شاعر جوان است.
عباس گلستانی شاعر نیز در باره ی این مجموعه گفت: شعرهای مزدک پنجه ای را می شود به سه قسمت تقسیم کرد
قسمت اول: شعرهای معنا ستیز
قسمت دوم : شعرهای معنا گریز
قسمت سوم : شاعر المان هایی را تصور می کند
شاعر این مجموعه سعی می کند که از پی چینش واژگانش هر خواننده تاویل خاص خود را داشته باشد. کمتر المانی که دیده می شود المان اندیشه است.
گلستانی در ادامه افزود: برخی از شعرهای عاشقانه ی مزدک جامعه شناسانه است. در خیلی موارد از نشانه های ارایه شده در شعرهای مزدک ما به نشانه های متداول نمی رسیم او نشانه های دیگری را پیش روی ما می گذارد.
عادت شکنی یکی از مواردی است که بسیار در این مجموعه به چشم می خورد. دغدغه های عاشقانه ی شاعر به لطافت می رسد. بدون این که خسته شویم و خواننده را گریزان کند.
در دفتر اول این مجموعه شاعر به عنوان یک ناظر در شعرها دیده می شود از بیرون به همه چیز می نگرد اما در دفتر دوم می بینیم که شاعر فقط نظاره گر نیست و وارد شعر می شود اما این حضور شخصی است و داخل اجتماع نیست.
گلستانی در پایان گفت: در شعر "اتوبوس"مزدک که شعر کانکریت است نظام معنایی اش عینی است در آن نظام معنایی مخاطب با اثر ارتباط برقرار می کند نظام معنایی در واقع از جامعه به هنر می رسد. از طریق هنر قابل تسری نیست. بر این اساس است که معتقدم اکثر مکاتب هنری تجربه ای هستند که سرایت می کنند به هنر.
و اما در پایان این نشست 3 ساعته مزدک پنجه ای گفت: در دوره ی کاری ام احساس کردم مخاطب ما دارد کارهایی شبیه به هم زیاد می خواند. کارهایی که از لحاظ شکل و محتوا بسیار به هم نزدیک هستند انگار از روی دست هم کپی شده باشد. تجربه ها و دغدغه ها مشترک شده اند. البته بخشی از این معضل بر می گردد به مدهای ادبی که در باره اش باید بعدها مفصل صحبت کرد.
در زندگی شعری من برخی مستیقم و برخی غیر مسقیم استاد من بودند به طور مثال موضوعی که من یاد گرفتم از فروغ این بود که هر طور که زندگی می کنی شعر بگو. سعی کردم این توصیه را سر لوحه ی شعرم قرار دهم. سعی کردم به حرف های نیمای عزیز در باره ی معنا و فرم فکر کنم . باید عرض کنم جسارت را از شعرهای نصرت آموختم و البته مدیریت بر کلمات را از رویایی، حالا چه قدر در این عرصه موفق بودم به گردن من است. من ازعلی رضا پنجه ای نوگرایی و فرهنگ مداری در شعر را آموختم همچنین یاد گرفتم چگونه باید حشو و زواید در شعر را زدود. قبول دارید که رسیدن به خود این مقوله کار بسیار می طلبد؟
خالق چوپان کلمات در ادامه افزود: متاسفانه در شعر بسیاری از شاعران ما یک نفر که اکثرا خود شاعر است به جای همه سخن می گوید، من سعی کردم ظرفیت دیگری به این مهم ببخشم. روزی که داشتم با امیر رضا کوهستانی ( نویسنده و کارگردان) برای مجله ی گیله وا مصاحبه می کردم در خلال حرف های کوهستانی این ایده به ذهنم خطور کرد که چرا ما باید در شعر به جای همه صحبت کنیم . و مخاطب باید احساس و عاطفه ی پیرامون را فقط از زبان ما بشنود. حتی این موضوع را به امیر رضا هم گفتم که ای کاش می شد در شعر مثل تاتر به تکثر صداها رسید و هر شخصیت جای خود حرف بزند. من حتی یک روز به ذهنم رسید که نمایشگاه شعر برگزار کنم. منتها به جای نقاشی مردم بیاییند در یک ظرف ادبی و زیبا شعرهایم را مشاهده کنند و بخوانند هر چند وقتی این مطلب را با یک گالری دار در رشت مطرح کردم به من خندید. من برای اجرای صداهای مختلف در شعرهایم زدم به دل جامعه. رفتم بازار و در تاکسی به همه چیز دقت کردم . دیدم وقتی من دارم با دوستم صحبت می کنم رادیو حرف می زند. صداهایی از بیرون می آید. بعد فکر کردم این صداها را آیا نباید در شعرها ارایه داد. این صداها در لحظه های زندگی ما حضور دارند چرا باید هیچ نقشی نداشته باشند. حتی اگر فکر کنیم که چیزهایی فرعی هستند که بی اهمیت اند. من به این چیز ها بسیار توجه کردم . من سعی کردم لحن و چیزهای دیگری که نیاز شعرم بود را از خود جامعه بگیرم. در این بین شعرهایی هم داشتم که چون از نظرم هنوز به کیفیت لازم نرسیده بود منتشر نکردم.
این شاعر و روزنامه نگاردر پایان گفت: دیدم خیلی از دوستانم از شعر مادر نام بردند. من خودم هم این شعر را دوست دارم. اولین تجربه ی من بعد از آن جرقه که در ذهنم زده شد با این شعر شکل گرفت و فکر می کنم تواسنتم تا حدودی از قید ضمیر متکلم وحده در شعر خارج شوم و در عرصه ی شنیدن صدا، دموکراسی را رعایت کنم .
این که سوژه هایم را از خود زندگی ام انتخاب می کنم به این دلیل است که چون با خون و پوستم عجین شده بهتر می توانم اجرایش کنم. حتی اگر مثلا در شعر مادر و مهمان، مادر عزیزم از دستم نارحت شود که تو آبروی مرا بردی. من فکر می کنم هر چه با خودمان رو راست تر باشم مخاطب متوجه این صداقت می شود.
نوشته شده در دوشنبه 12 بهمن1388ساعت 2:22 بعد از ظهر توسط مزدک پنجه ای
|















