قسمت اول
یادم میآید در دوران نوجوانی به سر میبردم . روزی پدرم تماس گرفت و عنوان کرد به همراه 2 نفر به منزل میآید و نهار را بیرون میخورند. ساعت نمیدانم چند بود، اما زمانی بود که مادر خسته از سر کار به منزل آمده بود وقتی ماجرا را شنید در صدد شد تا وسایل پذیرای را فراهم کند.
زنگ خانه زده شد و چون آیفن خراب بود من از پنجره بیرون را نگریستم. دیدم پدر به همراه 2 نفر مرد جوان است که یکی از آن افراد دارد رنوی (شاید قرمز رنگ) خود را پارک میکند .
ادامه مطلب
چندی پیش مراسمی در منزل زنده یاد محمد تقی صالح پور- پدر روزنامه نگاری ویژههای هنر و ادبیات گیلان - برگزار شد. برای این مراسم متنی نوشتم تا اگر امکان خواندن فراهم
شد، آن را به سمعونظر حضار برسانم. اما این امر به دلیل کمبود وقت میسر نشد.
روز گذشته یکی از دوستان شاعر اظهارنظر برخی از دوستان روزنامهنگارم را برایم نقل کرد که عنوان کرده بودند نقش و ارزش کار صالحپور در عرصهی ادبیات حتی در حد یک خبرنگار روزنامهی محلی گیلان هم نبود!؟
ادامه مطلب
داستانی از سروش صحت
سروش صحت در روزنامه ی اعتماد مورخ 17-12-85 در ویژه نامه ی این نشریه مطلبی با عنوان فوق دارد. در ابتدا خواستم این مطلب را از سایت این روزنامه در وبلاگ درج کنم اما گویا این سایت به روز نشده بود چون هرچه تلاش کردم نتوانستم عین مطلب را در وبلاگ بیاورم .این مطلب آن قدر به دلم نشست که تصمیم گرفتم آن را تایپ کنم.
به گمان من این اثر یک داستان مدرن است . برخلاف بسیاری که مدرن بودن یک اثر را تنها در فرم ، زبان و ساختار میدانند من این داستان را به خاطر اندیشه و محتوای آن مدرن
می دانم . روی این مقوله می شود بحث کرد....
ادامه مطلب
نجدی را هربار از آب بگیری تازه است. به راستی راز این تازگی از چیست؟
آیا تاکنون به این مقوله اندیشیدهاید که چرا پس از گذشت چند سال شعرهای نجدی به چاپ چندم رسیده است و هم چنان مخاطبان خاص خود را دارد.
میبرند تنها به خاطر فرم و ساختار آثارشان نیست. بلکه در تمامی این آثار شما به عنوان مخاطب با نوعی جهانبینی مواجه خواهید شد.
ادامه مطلب
هرطورى مى خواهيد بنويسيد
در هر سبكى كه دوست داريد
خون بسيارى زير آن پل جارى شده
با ايمان پيش رفتن
تنها راه درست است.
در شعر همه چيز مجاز است
تنها با اين شرط است، البته
كه مجبورى بر كاغذ نانوشته، پيش بروى.
نيكانور پارا
|
رسول ملاقلیپور صبح امروز دچار سکته ی قلبی شد و درگذشت. | |
|
این فیلمساز سرشناس ایرانی که مدتی پیش پروژه مستند "شش گوشه عرش" را با موضوع ساخت ضریح مطهر امام حسین (ع) در کربلا کلید زده بود، صبح امروز در یکی از جادههای شمال کشور دچار سانحه رانندگی شد و جان به جانآفرین تسلیم کرد. |
شایان ذکر است ملاقلي پور متولد 1334 تهران بود. وي در روزهاي آغازين انقلاب عكاسي را بطور آماتور آغاز كرد و با شروع جنگ بطور حرفه اي به ادامه آن پرداخت و پس از آن به ساخت فيلمهاي مستند جنگي از عمليات ها پرداخت و فيلم كوتاه «شاه كوچك» را با دوربين 16 م.م ساخت كه موفق به دريافت جايزه بهترين فيلم از جشنواره وحدت شد. او نخستين فيلم بلند خود را در سال 1363 با نام «نينوا» با دوربين 16 م.م ساخت و به اين ترتيب به سينماي حرفه اي راه يافت.

گیلهوا ویژه ی فرهنگ ، هنر و ادبیات به کوشش خانه ی فرهنگ
منتشر شد.در این شماره می خوانید:

دیدگاه و درآمد:
محمد تقی پور جکتاجی – علی رضا پنجهای
تازه ها:
خبرهای خانه ی فرهنگ گیلان و کتاب های رسیده
یادایاد:
گشتی در جهان داستانی به آذین – بهزاد موسایی
برخورد اول – جعفر کوش آبادی
سکته ی طنز ایران – علی رضا پنجه ای
چالش:
لکنت زانو – عنایت سمیعی
جایگاه« لمپن ها – مزدورها» – فتح الله بی نیاز
عاشقیت در پاورقی – مسعود بیزارگیتی
شرحی کوتاه در سلوک و هنر نمایش نویسی اکبر رادی- مجید روانجو
دهن کجی به سنت – عباس صفاری
شعر بلند شعر فراموشی- داریوش معمار
دیداری از شعرهای دیداری – مزدک پنجه ای
پدیدارشناسی و نقد – حیسن طوافی
درنگی چند بر موسیقی پرایزنر برای فیلم های قرمز و آبی
کیشلوفسکی – محمد رضا یکرنگ صفاکار
چامه :
محمد علی سپانلو- مسعود احمدی – منصور اوجی – علی باباچاهی –نعمت باقری فرد- منصور بنی مجیدی – کورش جوانروح- محمد خلیلی- بهزاد خواجات- پریسا سعیدزاده-مهدی رضازاده-فرامرز سه دهی – مظاهر شهامت- مهین صدری- محمود معتقدی – عباس صفاری – رضا قنبری – هرمز علی پور – حافظ موسوی – جواد مجابی
پرس و گو :
از نجف شعر – م. موید
حس نقاش باشی – فریده لاشایی
آیریلیق ترانه ی هجران – فرهاد ابراهیمی
برای چه کسی می نویسید؟ سوال این است – اورهان پاموک –
برگردان: دکتر علی رضا مجیدی
داستان:
صبحانه در طیفانی – مجید دانش آراسته
ارثیه ی خواب نما – محمود طیاری
در ایستگاه – محمود بدر طالعی
آن مارپیچ بی انتها – ساسان رضایی راد
مسابقه – آلفرد مو چوآ –برگردان : علی قانع
امتداد باغ ها – خولیو کورتاسار – برگردان: جیران مقدم
گزارش :
حضور در فستیوال مردم شناسی صربستان – رضا مجلسی
گزارشی کوتاه از جلسات گروه شعر خانه ی فرهنگ گیلان
ایونا نویسکا مترجم لهستانی
در سالهای ۱۳۷۵-۱۳۸۲ با شاعر و محقق و اسپرانتیست ایرانی «علیرضا دولتشاهی» در ترجمهی شعر لهستانی به فارسی همکاری میکرد که نتیجهی این همکاری مقالاتی در مجلات مختلف (جهان کتاب، کلک، شوکا...) است و نیز دفتر شعر برندهی جایزهی نوبل ادبی، ویسلاوا شیمبورسکا، «عکسی از ۱۱ سپتامبر» (تهران ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳) و همچنین ترجمهی چاپنشدهی ۵۶ شعر «فروغ لهستان» هالینو پاشویاتووسکا و شعر بزرگترين شاعر لهستانی آدام میتسکیهویچ.
او اکنون مجموعهی افسانههای لیتوانی را آمادهی چاپ در ایران میکند. از پاییز سال ۲۰۰۶ با هنرمندان ایرانی برای سایت ایرانشناسان ورشو مصاحبه میکند. تا به حال با دو نقاش زن گروه دنا، با خوانندهی گیلکی روحانگیز و با کارگردان محمد شیروانی صحبت کرده است. عاشق موسیقی است. اعتقاد دارد هنر از کارهای سیاستمداران برتر است و خودش شعر میسراید و ترانه میسازد.
برداشت از سایت ادبی خزه
دیشب مثل شبهای گذشته به ایمیلام سر زدم. دیدم پستی آمده با عنوان
nowicka-ye ivonna-ya در ابتدا بیتفاوت گذشتم و در نظرم آمد متنی تجاری است که شرکت yahoo فرستاده اما ذهن پرسشگرم یک باره خواست تا ایمیل مورد نظر را بگشایم .
متن ایمیل را که فارسی اما با حروف انگلیسی نوشته شده بود عیناً در این پست درج میکنم .
دوست محترم
سلام
من ایوُنا نوویسکا ( nowicka-ye ivonna-ya ) هستم . ایرانشناس و مترجم لهستانی .
از نظر پر لطفتان در مورد مجموعه شعر ویسواوا شیمبورسکا ( ( wisawa szymboreska برندهی نوبل ادبی هم وطنم « عکسی از یازده سپتامبر» متشکرم .
اما باید بگم که من تعجب کردم در حالی که رو جلد ِ کتاب اسم 2 نفر مترجم ذکر شده علیرضا دولتشاهی و من – شما در سایت ( وبلاگ) www.pj-m.blogfa.com فقط اسم همکار محترم و شوهر قبلیام علیرضا دولتشاهی را ذکر کردید.

یعنی با وجود آن که نمی دانید در این ترجمه چه وظیفهای داشتم. به نتیجه رسیدید که کارم هیچ ارزشی نداشته. فکر میکنید کار علیرضا دولتشاهی واقعی و کار من الکی بود.
نه، دوست محترم ما واقعاً کار را با هم انجام دادیم (ترجمه ی زیاد دیگری هم داریم از لهستانیها اما همان طور که علیرضا به من اکثراً گفت، متاسفانه فعلاً امکان چاپشان در ایران نیست).
خب، این برای اطلاعتان بود.
با احترام و دوستانه
Ivonna-ye nowicka-ye hazf shod.
وقتی این ایمیل را خواندم از خانم nowicka-ye ivonna-ya بسیار شرمنده شدم به این خاطر که در مطلب مورد نظر من حقوق معنوی ایشان حفظ نشده بود . راستش اصلاً در خاطرم نیست به چه دلیل یا روی چه حسابی نام ایشان را در آن متن ذکر نکردم . شاید فکر می کردم خانم nowicka-ye ivonna-ya این متن را به زبانی غیر لهستانی ترجمه کرده و جناب دولتشاهی نیز آن را از زبانی دیگر، خود به تنهایی به زبان فارسی برگردانده است . در هر صورت در همین جا به خاطر اطلاع رسانی غلطی که انجام دادم از سرکار خانم نوویسکا پوزش میطلبم و از تلاش ایشان در اعتلای فرهنگ قدردانی می نمایم.


