تبليغاتX
سنگ پشت
چهارشنبه 23 اسفند1385
علی عبدالرضایی چگونه ساخته شد

قسمت اول

یادم می­آید در دوران نوجوانی به سر می­بردم . روزی پدرم تماس گرفت و عنوان کرد به همراه 2 نفر به منزل می­آید و نهار را بیرون می­خورند. ساعت نمی­دانم چند بود، اما زمانی بود که مادر خسته از سر کار به منزل آمده بود وقتی ماجرا را شنید در صدد شد تا وسایل پذیرای را فراهم کند.

زنگ خانه زده شد و چون آیفن خراب بود من از پنجره بیرون را نگریستم. دیدم پدر به همراه 2 نفر مرد جوان است که یکی از آن افراد دارد رنوی (شاید قرمز رنگ) خود را پارک می­کند .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 10:7 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه 21 اسفند1385
اظهار نظری عجیب از چند روزنامه نگار

 

 

چندی پیش مراسمی در منزل زنده یاد محمد تقی صالح پور- پدر روزنامه نگاری ویژه­های هنر و ادبیات گیلان - برگزار شد. برای این مراسم متنی نوشتم تا اگر امکان خواندن فراهم
شد، آن را به سمع­و­نظر حضار برسانم. اما این امر به دلیل کمبود وقت میسر نشد.
 روز گذشته یکی از دوستان شاعر اظهارنظر برخی از دوستان روزنامه­نگارم را برایم نقل کرد که عنوان کرده بودند نقش و ارزش کار صالح­پور در عرصه­ی ادبیات حتی در حد یک خبرنگار روزنامه­ی محلی گیلان هم نبود!؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 0:23 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 19 اسفند1385
حقیقت بزرگی را کشف کردم

 

داستانی از سروش صحت

 

سروش صحت در روزنامه ی اعتماد مورخ 17-12-85 در ویژه نامه ی این نشریه مطلبی با عنوان فوق دارد. در ابتدا خواستم این مطلب را از سایت این روزنامه در وبلاگ درج کنم اما گویا این سایت به روز نشده بود چون هرچه تلاش کردم  نتوانستم عین مطلب را در وبلاگ بیاورم .این مطلب  آن قدر به دلم نشست که تصمیم گرفتم آن را تایپ کنم.

به گمان من این اثر یک داستان مدرن است . برخلاف بسیاری که مدرن بودن یک اثر را تنها در فرم ، زبان و ساختار می­دانند من این داستان را به خاطر اندیشه و محتوای آن مدرن
می دانم . روی این مقوله می شود بحث کرد....    


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 1:8 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 18 اسفند1385
من به شکل غم انگیزی بیژن نجدی هستم

 

نجدی را هربار از آب بگیری تازه است. به راستی راز این تازگی از چیست؟
آیا تاکنون به این مقوله اندیشیده­اید که چرا پس از گذشت چند سال شعرهای نجدی به چاپ چندم رسیده است و هم چنان مخاطبان خاص خود را دارد.

به گمان نگارنده اگر امروز از صادق هدایت،شاملو،فروغ،نصرت و... به عنوان صاحبان سبک نام
 می­برند تنها به خاطر فرم و ساختار آثارشان نیست. بلکه در تمامی این آثار شما به عنوان مخاطب با نوعی جهان­بینی مواجه خواهید شد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 1:22 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 17 اسفند1385
در شعر همه چيز مجاز است

 

هرطورى مى خواهيد بنويسيد

در هر سبكى كه دوست داريد

خون بسيارى زير آن پل جارى شده

با ايمان پيش رفتن

تنها راه درست است.

در شعر همه چيز مجاز است

تنها با اين شرط است، البته

كه مجبورى بر كاغذ نانوشته، پيش بروى.


                                                  
    نيكانور پارا

نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 1:55 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 15 اسفند1385
رسول ملاقلی پور درگذشت

رسول ملاقلی‌پور صبح امروز دچار سکته ی قلبی شد و درگذشت.

این  فیلمساز سرشناس ایرانی که مدتی پیش پروژه مستند "شش گوشه عرش" را با موضوع ساخت ضریح مطهر امام حسین (ع) در کربلا کلید زده بود، صبح امروز در یکی از جاده‌های شمال کشور دچار سانحه رانندگی شد و جان به جان‌آفرین تسلیم کرد.

 شایان ذکر است ملاقلي پور متولد 1334 تهران بود. وي در روزهاي آغازين انقلاب عكاسي را بطور آماتور آغاز كرد و با شروع جنگ بطور حرفه اي به ادامه آن پرداخت و پس از آن به ساخت فيلمهاي مستند جنگي از عمليات ها پرداخت و فيلم كوتاه «شاه كوچك» را با دوربين 16 م.م ساخت كه موفق به دريافت جايزه بهترين فيلم از جشنواره وحدت شد. او نخستين فيلم بلند خود را در سال 1363 با نام «نينوا» با دوربين 16 م.م ساخت و به اين ترتيب به سينماي حرفه اي راه يافت.

 

                                                                   

             

نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 5:18 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه 14 اسفند1385
گیله وا ویژه ی فرهنگ ، هنر و ادبیات به کوشش خانه ی فرهنگ منتشر شد

  

   گیله­وا ویژه ی فرهنگ ، هنر و ادبیات به کوشش خانه ی فرهنگ

منتشر شد.در این شماره می خوانید:

 

                       

دیدگاه و درآمد:

محمد تقی پور جکتاجی علی رضا پنجه­ای

تازه ها:

 خبرهای خانه ی فرهنگ گیلان و کتاب های رسیده

یادایاد:

 گشتی در جهان داستانی به آذین بهزاد موسایی

                    برخورد اول جعفر کوش آبادی

                    سکته ی طنز ایران علی رضا پنجه ای

چالش:

 لکنت زانو عنایت سمیعی

                    جایگاه« لمپن ها مزدورها» فتح الله بی نیاز

                    عاشقیت در پاورقی مسعود بیزارگیتی

                    شرحی کوتاه در سلوک و هنر نمایش نویسی اکبر رادی- مجید روانجو

                    دهن کجی به سنت عباس صفاری

                    شعر بلند شعر فراموشی- داریوش معمار

                    دیداری از شعرهای دیداری مزدک پنجه ای

                    پدیدارشناسی و نقد حیسن طوافی

          درنگی چند بر موسیقی پرایزنر برای فیلم های قرمز و آبی
          کیشلوفسکی
 محمد رضا یکرنگ صفاکار

 

چامه :

محمد علی سپانلو- مسعود احمدی منصور اوجی علی  باباچاهی نعمت باقری فرد- منصور بنی مجیدی کورش جوانروح- محمد خلیلی- بهزاد خواجات- پریسا سعیدزاده-مهدی رضازاده-فرامرز  سه دهی مظاهر شهامت- مهین صدری- محمود معتقدی عباس صفاری رضا قنبری هرمز علی پور حافظ موسوی جواد مجابی

 

پرس و گو :

                   از نجف شعر م. موید

                   حس نقاش باشی فریده لاشایی

                   آیریلیق ترانه ی هجران فرهاد ابراهیمی

                   برای چه کسی می نویسید؟ سوال این است اورهان پاموک
                 
 برگردان: دکتر علی رضا مجیدی

 

داستان:

                   صبحانه در طیفانی مجید دانش آراسته

ارثیه ی خواب نما محمود طیاری

در ایستگاه محمود بدر طالعی

آن مارپیچ بی انتها ساسان رضایی راد

مسابقه آلفرد مو چوآ برگردان : علی قانع

امتداد باغ ها خولیو کورتاسار برگردان: جیران مقدم

گزارش :

                   حضور در فستیوال مردم شناسی صربستان رضا مجلسی

                   گزارشی کوتاه از جلسات گروه شعر خانه ی فرهنگ گیلان

                       

نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 0:46 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 10 اسفند1385

 

ایونا نویسکا مترجم لهستانی

 

                                         


ایران‌شناس و مترجم لهستانی. فوق لیسانس دانشگاه ورشو. در سال‌های ۱۳۷۴-۱۳۷۵ در مؤسسه‌ی دهخدای تهران درس می‌خواند. زمینه‌ی ترجمه‌اش علوم انسانی و عرفان و ادبیات (نظم و نثر) است. آثاری از انگلیسی به لهستانی برگردانده است از جمله سه کتاب مهم‌ترین معرفی‌کننده‌ی عرفان در غرب، ادریس شاه، و با همکاری یک مترجم دیگر، خاطرات آذر نفیسی «Reading Lolita in Tehran» را. ترجمه‌ی کتاب نیکی کدی «Modern Iran. Roots and Results of the Revolution» در سال ۲۰۰۷ چاپ می‌شود. از فارسی ترجمه‌هايی از ادبیات کلاسیک (غزليات مولوی، حکایاتی چند از «اسرارالتوحید» و «رسالة‌الطیر» احمد غزالی...) و معاصر ایرانی (نثر: هدایت، جمالزاده، بهرام بیضایی... و نظم: بیژن جلالی، فرشته ساری و...) انجام داده است. مهم‌ترین آن‌ها ترجمه‌ی ۲۶ داستان کوتاه معاصر ایرانی از ۷ نویسنده‌ی مرد و ۷ نویسنده‌ی زن تحت عنوان «شام سرو و آتش» (ورشو ۲۰۰۲) است.
در سال‌های ۱۳۷۵-۱۳۸۲ با شاعر و محقق و اسپرانتیست ایرانی «علیرضا دولتشاهی» در ترجمه‌ی شعر لهستانی به فارسی همکاری می‌کرد که نتیجه‌ی این همکاری مقالاتی در مجلات مختلف (جهان کتاب، کلک، شوکا...) است و نیز دفتر شعر برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبی، ویسلاوا شیمبورسکا، «عکسی از ۱۱ سپتامبر» (تهران ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳) و همچنین ترجمه‌ی چاپ‌نشده‌ی ۵۶ شعر «فروغ لهستان» هالینو پاشویاتووسکا و شعر بزرگ‌ترين شاعر لهستانی آدام میتسکیه‌ویچ.
او اکنون مجموعه‌ی افسانه‌های لیتوانی را آماده‌ی چاپ در ایران می‌کند. از پاییز سال ۲۰۰۶ با هنرمندان ایرانی برای سایت ایران‌شناسان ورشو مصاحبه می‌کند. تا به حال با دو نقاش زن گروه دنا، با خواننده‌ی گیلکی روح‌انگیز و با کارگردان محمد شیروانی صحبت کرده است. عاشق موسیقی است. اعتقاد دارد هنر از کارهای سیاستمداران برتر است و خودش شعر می‌سراید و ترانه می‌سازد.

                                                         برداشت از سایت ادبی خزه

نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 2:9 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 6 اسفند1385
نامه ای از مترجم شعرهای شیمبورسکا

 

دیشب مثل شب­های گذشته به ایمیل­ام سر زدم. دیدم پستی آمده با عنوان
nowicka-ye ivonna-ya   در ابتدا بی­تفاوت گذشتم و در نظرم آمد متنی تجاری است که شرکت yahoo فرستاده اما ذهن پرسشگرم یک باره خواست تا ایمیل مورد نظر را بگشایم .

متن ایمیل را که فارسی اما  با حروف انگلیسی نوشته شده بود عیناً در این پست درج می­کنم .

دوست محترم

سلام

من ایوُنا نوویسکا (  nowicka-ye ivonna-ya ) هستم . ایران­شناس و مترجم لهستانی .

از نظر پر لطف­تان در مورد مجموعه شعر ویسواوا شیمبورسکا ( ( wisawa szymboreska   برنده­ی نوبل ادبی هم وطنم « عکسی از یازده سپتامبر» متشکرم .

 

            11 SEPTAMBR.JPG

 

اما باید بگم که من تعجب کردم در حالی که رو جلد ِ کتاب اسم 2 نفر مترجم ذکر شده علیرضا دولتشاهی و من شما در سایت ( وبلاگ) www.pj-m.blogfa.com فقط اسم همکار محترم و شوهر قبلی­ام علیرضا دولتشاهی را ذکر کردید.

 

                      

 

یعنی با وجود آن که نمی دانید در این ترجمه چه وظیفه­ای داشتم. به نتیجه رسیدید که کارم هیچ ارزشی نداشته. فکر می­کنید کار  علیرضا دولتشاهی واقعی و کار من الکی بود.

نه، دوست محترم ما واقعاً کار را با هم انجام دادیم (ترجمه ی زیاد دیگری هم داریم از لهستانی­ها اما همان طور که علیرضا به من اکثراً گفت، متاسفانه فعلاً امکان چاپ­شان در ایران نیست).

خب، این برای اطلاع­تان بود.

با احترام و دوستانه

Ivonna-ye nowicka-ye hazf shod.

 

وقتی این ایمیل را خواندم از خانم nowicka-ye  ivonna-ya  بسیار شرمنده شدم به این خاطر که در مطلب مورد نظر من  حقوق معنوی ایشان حفظ نشده بود . راستش اصلاً در خاطرم نیست به چه دلیل یا روی چه حسابی نام ایشان را در آن متن ذکر نکردم . شاید فکر می کردم خانم nowicka-ye ivonna-ya این متن را به زبانی غیر لهستانی ترجمه کرده و جناب دولتشاهی نیز آن را از زبانی دیگر،  خود به تنهایی به زبان فارسی برگردانده است  . در هر صورت در همین جا به خاطر اطلاع رسانی غلطی که انجام دادم از سرکار خانم نوویسکا پوزش می­طلبم و از تلاش ایشان در اعتلای فرهنگ  قدردانی می نمایم.  

 

نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 1:53 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب