انعكاس لبخند توست كه دارد
ميدرخشد در قاب پنجره
يا رشتهي مرواريدي
كه نرخ امروزي آن است
در ويترين جواهر فروش
مگر چند سال دور شدهايم
از سال آخر دانشگاه
كه يك جفت بليط كنسرت باب ديلان
كلاس شبانهاش را تعطيل ميكرد
و يك نسخه طاعونِ تازه چاپ
خنده بر لبت ميآورد
كاري كه امروز از پسِ
اين مرواريدهاي خوابيده در مخمل هم
به سختي بر ميآيد
بر همين روال پيش برويم
ميترسم عاقبت
سارق مسلح كوه نورم كني
با هرچه جيمز باند تازه كار
در تعقيبم.
نوروز ۸۶ به سردبیری علی رضا پنجه ای
زمان: روزهاي انقلاب
مكان: باغِ محتشمِ رشت
موضوع: جنازهي سرگرد/ در گل ولاي
روايت اول: اين دست
دسته شلاق را
آنقدر مي فشرْد
تا زخمِ پا به حرف بيايد
روايت دوم: اما
چشمهاي مرده را كه به هر حال
بايد بست
توصيف صحنه: مردي جوان
چشمهاي مردهي سرگرد را
ازكاسه ميكشد بيرون
تصوير پشت صحنه: مردم
با مشتهاي گره كرده
به خانههاشان بر ميگردند
تذكر فني: هواي رشت
تصادفاً صاف است
بنابراين
نيازي به استعارهي باران نيست.
اسفند84
حافظ موسوی
* به نقل از ویژه ی فرهنگ هنر ادبیات گیله وا - خانه ی فرهنگ گیلان نوروز ۸۶
به سردبیری علی رضا پنجه ای
ادامه مطلب
از شعرتوگراف تا شعر دیجیتالی
علی رضا پنجه ای
اگر بخواهیم نقشی بنیادین برای مناسبات و ابزار راهبردی ( استراتژیک ) هر دورهای در پدیدآیی شکل نوین ارتباطات و تولیدات نشأت گرفته از آن قایل شویم باید اکنون که دورهی مطلق تأثیر انرژی مکانیکی سپری شده و الکترونیک نیز محصولات خود را به اندازه های بسیار بسیار کوچک که به آسانی بهره از آن ها در اندازه های میکرو فیلم هم میسور است تولید کرده است و از سویی بسیاری از مناسبات روزمره بدون دخالت رایانه، اینترنت و دستگاههای دیجیتالی رنگ و بوی نوعی عقب ماندگی از فرآیند برخورداری از تکنولوژی میدهد ، در واقع دیگر این تغییر باعث تغییر منطقی رویکرد عناصر جامعه به آگاهی از سوی دنیای دیجیتالست بنابراین این تغییر ساخت اطلاع رسانی از کتابت به دیجیتال امکاناتی مانند برخورداری هم زمان با دیدن متحرک یعنی شنیدن را نیز میسور میسازد و با توجه به این که در شکل دیجیتالی شما قادر هستید که بتوانید اشکال را به حرکت وادارید بنابراین در عرصهی خلق آثار ادبی و در اینجا شعر ما با یک تحول بنیادین مواجه میشویم که شکل مادر به خود میگیرد به گونهای که انگار انسان تازه نوشتن را به صورت بدوی فرا گرفته بنابراین این فرآیند در آتی نزدیک شاهد تحولات اساسی در دنیای هنر و ادبیات خواهد بود، و در آن روز به روز
نوآوریهای بسیاری را شاهد خواهیم بود، و پس از اینکه شرکتهای تولیدی انواع نرم افزارهای رایانهای متوجه نیاز به رایانه و دیجیتال برای خلق آفرینههای هنری و ادبی شدند مطمئناً در برنامه نویسی خود به نیازهای خالقان آثار توجه بیشتری نشان خواهند داد هم از این رو با وعده به اینکه به زودی حرفهای تازهتری در این خصوص خوایم شنید حرف های زیر را با شما در میان میگذارم:
ادامه مطلب
دیداری از شعرهای دیداری
مزدک پنجهای
ارتباط بصری در وسیعترین معنای خود پیشینهای طولانی دارد. تصاویری که بشر بر روی دیوارهها و غارها نگاشته هر کدام دارای فلسفهی خاص ِخود است. در واقع هر کدام نماد و نشانهای از زندگی بشر در دورههای مختلف تاریخی است. برخی از این نشانهها نمایانگر چگونگی شکار و حتی طرز جنگیدن با یک حیوان وحشی و برخی نیز نشان دهندهی چگونه ساختن ادوات جنگی است.
در واقع هر یک از این تصاویر در دنیای امروز واژهای شدند که کارکرد معنایی و محتوایی تازهای به خود گرفتهاند و نسل جدید توانسته از آن به عنوان ابزاری برای انتقال معنا و مفهوم استفاده ببرد.
پس از این دوران بشر آموخت تا با استفاده از ابزار کلمه و تصویر یا نقاشی در معنا رسانی، بهتر عمل کند . از این رو خط در کنار تصویر (نقاشی ) 2 عنصری به شمار آمدند که در انتقال معنا و مفهوم نقش به سزایی داشتند.
اما شاعر امروز با الگو برداری از تمدن و نمونههای گذشته و نمونههای شعری پیشینیان ِخود با بهره جستن از ابزارهای دیداری ( عکس، تصاویر، نقاشی، گرافیک، نرم افزارها ی تایپی رایانهای، ابزارهای نوشتاری و صدایی موبایل و ...) برآن شد تا جریان دیگری از شعر را پدید آورد که از آن با عنوان شعر دیداری، شعر کانکریت، شینما، شعرتوگراف و شعر دیجیتالی یاد میکنند.
ادامه مطلب
فراخوان ارسال آفرینه و اثر برای شماره ی دوم ویژه ی فرهنگ ، هنر و ادبیات گیله وا خانه ی فرهنگ گیلان مهلت تا ۱۰ اردیبهشت ۸۶ .
با توجه به استقبال بیش از حد انتظار از انتشار ویژه نامه ،دوستان برای ارسال هر گونه اثر در حوزه های مرتبط می توانند به نشانی: رشت خیابان طالقانی. مقابل صفاری نرسیده به تقاطع خیابان سردار جنگل انتهای کوچه ی نصرالله زاده. به نام ( علی رضا پنجه ای ) سردبیر ویژه نامه ی فرهنگ هنر و ادبیات گیله وا خانه ی فرهنگ گیلان یا ایمیل: AR_panjeei@yahoo.com با ما تماس بگیرند.

همه ی ریشه های من در این باغچه است و این ریشه ها آنقدر عمیق در خاک فرو رفته که جز به ضرب تبر نمی توانم از آن جدا بشوم. وطن من اینجاست. به جهان نگاه می کنم، اما فقط از روی این تخت ِ پوست . دیگران خود بهتر می دانند که چرا جلای وطن می کنند. من اینجایی هستم، چراغم در این خانه می سوزد. آبم در این کوزه ایاز می خورد و نانم در این سفره است. اینجا به من با زبان خودم سلام می کنند و من ناگزیر نیستم در جوابشان « بن ژور» و « گود مرنینگ» بگویم .
از « کتاب شعر » احمد شاملو
گردآوری، تصحیح و تدوین:
هیوا مسیح
نمیدانستم
نه
نمیدانستم
نباید بخندم
نیمی از جهان شده بودی تو
نه
نمیدانستم
نباید به چشمهایت ننگرم
گفتی گنجشکها را ببین
من اما پرستوها را نگریستم
دلم گرفته بود
و نمیدانستم
تو
نیمی از شعرهایم شده بودی
3-3-85
پاشازاده نیز آن روز شعر خواند و پنجهای به جای پیشنهاد دربارهی شعرش به او گفت: «شما بهتر است نام خود را در پای شعرهایت از ابوالفضل پاشازاده به ابواَلفضل پاشا تغییر دهی این طور برایت در عرصه ی مطبوعات خوش تر است». او بعدها از این پیشنهاد استقبال کرد.
به هر ترتیب میهمانان خانه آن شب بینصیب از منزل خارج شدند تا اینکه عبدالرضایی بعدها در نشریهای به نام «مناطق آزاد» که به گمانم نشریهای اقتصادی بود که در تهران منتشر میشد مطلبی در صفحهی ادبیاش منتشر ساخت و عنوان نمود که مدتی است چند شعر از برخی شاعران گیلانی شنیده است که اقدام به حرکتهای تازهای در شعر کردهاند. در همان دوران پدر سومین و چهارمین مجموعه شعر ( برشی از ستارهی هذیانی و آن سوی مرز باد) را منتشر ساخته بود . عبدالرضایی در مثالهایی که آورده بود از پنجهای به عنوان شاعری که در عرصهی شعر دست به نوآوریهایی چون رجوع به مرکز شعر و چند صدایی بودن آن ها زده اشاره کرده بود.
ادامه مطلب


