تبليغاتX
سنگ پشت
جمعه 31 فروردین1386
سال آخر دانشگاه - عباس صفاری

 

انعكاس لبخند توست كه دارد

مي‌درخشد در قاب پنجره

يا رشته‌ي مرواريدي

كه نرخ امروزي آن است

در ويترين جواهر فروش

 

مگر چند سال دور شده‌ايم

از سال آخر دانشگاه

كه يك جفت بليط كنسرت باب ديلان

كلاس شبانه‌اش را تعطيل مي‌كرد

و يك نسخه طاعونِ تازه چاپ

خنده بر لبت  مي‌آورد

كاري كه امروز از پسِ

اين مرواريدهاي خوابيده در مخمل هم

به سختي بر مي‌آيد

بر همين روال پيش برويم

مي‌ترسم عاقبت

سارق مسلح كوه نورم كني

با هرچه جيمز باند تازه كار

در تعقيبم.

 

* به نقل از ویژه ی فرهنگ هنر و ادبیات گیله وا - خانه ی فرهنگ گیلان
نوروز ۸۶ به سردبیری علی رضا پنجه ای

نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 4:25 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 28 فروردین1386
گزارش صحنه - حافظ موسوی

 

 

زمان: روز­هاي انقلاب

 

مكان: باغِ محتشمِ رشت

 

موضوع: جنازه­ي سرگرد/ در گل ولاي

 

 

روايت اول: اين دست

 

            دسته شلاق را

 

            آنقدر مي فشرْد

 

          تا زخمِ پا به حرف بيايد

 

 

روايت دوم: اما

 

              چشم­هاي مرده را كه به هر حال

 

             بايد بست

 

توصيف صحنه:  مردي جوان

 

                     چشم­هاي مرده‌ي سرگرد را 

 

                     ازكاسه مي‌كشد بيرون

 

تصوير پشت صحنه:  مردم

 

                          با مشت­هاي گره كرده

 

                        به خانه­هاشان بر مي­گردند

 

 

تذكر فني:   هواي رشت

 

    تصادفاً صاف است

 

              بنابراين

 

    نيازي به استعاره­ي باران نيست.

 

                                                     اسفند84

 

                                                    حافظ موسوی

 

* به نقل از ویژه ی فرهنگ هنر ادبیات گیله وا - خانه ی فرهنگ گیلان نوروز ۸۶
به سردبیری علی رضا پنجه ای

نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 2:41 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 22 فروردین1386
پاسخ عباس صفاری به علی باباچاهی درباره ی وضعیت شعر ایران و جهان


از زمان چاپ اشعار و داستا­ن­هاي اهل قلم برون مرزي به همّت زنده ياد هوشنگ گلشيري در نخستين شماره­هاي كارنامه شش سالي مي­گذرد. طي اين سال­ها نشريات بسياري راه او را ادامه داده­اند، تا جايي كه مي­توان گفت امروز درصد چشمگيري از حجم مطالب نشريات ادبي داخل كشور را «ادبيات مهاجرت» تأمين مي­كند. آن پل ارتباطي كه مدّ ِ نظر گلشيري بود كما بيش برقرار شده است و با تسهيلاتي كه رسانه­هاي الكترونيك ايجاد كرده­اند اين فاصله مي­رود تا در حدّ  ِهمسايه­هاي ديوار به ديوار كاهش بيابد. حفظ و پايداري اين رابطه به گمان من براي نويسندگان و شاعران دو سوي اين مرز نامرئي لازم و براي آن گروه كه مي­كوشد از دستاوردهاي جديد هنري و فرهنگي غرب در راه اعتلاي هنريش استفاده كند بسيار سودمند مي­تواند باشد. اما پايداري و ثمربخشي اين رابطه يا مراوده را اعتماد و احترام متقابلي تضمين مي­كند كه هنوز آن­طور كه بايد و شايد برقرار نشده است. نمونه­ی اخير اين عدم اعتماد برخورد شتاب زده­ی شاعر ارجمند و آوانگارد كشورمان آقاي علي باباچاهي است با مطلبي كه ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 2:5 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 19 فروردین1386
من شاعر شعر دیجیتال هستم

 

از شعرتوگراف تا شعر دیجیتالی

 

علی رضا پنجه ای

 

اگر بخواهیم نقشی بنیادین برای مناسبات و ابزار راهبردی ( استراتژیک ) هر دوره­ای در پدیدآیی شکل نوین ارتباطات و تولیدات نشأت گرفته از آن قایل شویم باید اکنون که دوره­ی مطلق تأثیر انرژی مکانیکی سپری شده و  الکترونیک نیز محصولات خود را به اندازه های بسیار بسیار کوچک که به آسانی بهره از آن ها در اندازه های میکرو فیلم هم میسور است تولید کرده است و از سویی بسیاری از مناسبات روزمره بدون دخالت رایانه، اینترنت و دستگاه­های دیجیتالی رنگ و بوی نوعی عقب ماندگی از فرآیند برخورداری از تکنولوژی می­دهد ، در واقع دیگر این تغییر باعث تغییر منطقی رویکرد عناصر جامعه به آگاهی از سوی دنیای دیجیتال­ست بنابراین این تغییر ساخت اطلاع رسانی از کتابت به دیجیتال امکاناتی مانند برخورداری هم زمان با دیدن متحرک یعنی شنیدن را نیز میسور می­سازد و با توجه به این که در شکل دیجیتالی شما قادر هستید که بتوانید اشکال را به حرکت وادارید بنابراین در عرصه­ی خلق آثار ادبی و در اینجا شعر ما با یک تحول بنیادین مواجه می­شویم که شکل مادر به خود می­گیرد به گونه­ای که انگار انسان تازه نوشتن را به صورت بدوی فرا گرفته بنابراین این فرآیند در آتی نزدیک شاهد تحولات اساسی در دنیای هنر و ادبیات خواهد بود، و در آن روز به روز
نوآوری­های بسیاری را شاهد خواهیم بود، و پس از اینکه شرکت­های تولیدی انواع نرم افزارهای رایانه­ای متوجه نیاز به رایانه و دیجیتال برای خلق آفرینه­های هنری و ادبی شدند مطمئناً در برنامه نویسی خود به نیازهای خالقان آثار توجه بیشتری نشان خواهند داد هم از این رو با وعده به اینکه به زودی حرف­های تازه­تری در این خصوص خوایم شنید حرف های  زیر را با شما در میان می­گذارم:

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 5:59 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 15 فروردین1386
نگاهی به شعرتوگراف، شعر دیجیتالی ، شینما و کانکریت

 

دیداری از شعر­های دیداری

  

مزدک پنجه­ای

 

ارتباط بصری در وسیع­ترین معنای خود پیشینه­ای طولانی دارد. تصاویری که بشر بر روی دیواره­ها و غارها نگاشته هر کدام دارای فلسفه­ی خاص ِخود است. در واقع هر کدام نماد و نشانه­ای از زندگی بشر در دوره­های مختلف تاریخی است. برخی از این نشانه­ها نمایانگر چگونگی شکار و حتی طرز جنگیدن با یک حیوان وحشی و برخی نیز نشان دهنده­ی چگونه ساختن ادوات جنگی است.

در واقع هر یک از این تصاویر در دنیای امروز واژه­ای شدند که کارکرد معنایی و محتوا­یی تازه­ای به خود گرفته­اند و نسل جدید توانسته از آن به عنوان ابزاری  برای انتقال معنا و مفهوم استفاده ببرد.

پس از این دوران بشر آموخت تا با استفاده از ابزار کلمه و تصویر یا نقاشی در معنا­ رسانی، بهتر عمل کند . از این رو خط در کنار تصویر (نقاشی ) 2 عنصری به شمار آمدند که در انتقال معنا و مفهوم نقش به سزایی داشتند.

اما شاعر امروز با الگو برداری از تمدن و نمونه­های گذشته و نمونه­های شعری پیشینیان  ِخود با بهره جستن از ابزارهای دیداری ( عکس، تصاویر، نقاشی، گرافیک، نرم افزارها ی تایپی رایانه­ای، ابزارهای نوشتاری و صدایی موبایل و ...) برآن شد تا جریان دیگری از شعر را پدید آورد که از آن با عنوان شعر دیداری، شعر کانکریت،  شینما، شعر­تو­گراف و شعر دیجیتالی یاد می­کنند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 1:56 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 14 فروردین1386
فراخوان ارسال آفرینه و اثر برای شماره ی دوم ویژه ی فرهنگ ، هنر و ادبیات گیله وا خانه ی فرهنگ گیلان

فراخوان ارسال آفرینه و اثر برای شماره ی دوم ویژه ی فرهنگ ، هنر و ادبیات گیله وا  خانه ی فرهنگ گیلان مهلت تا ۱۰ اردیبهشت ۸۶ .

با توجه به استقبال بیش از حد انتظار از انتشار ویژه نامه ،دوستان برای ارسال هر گونه اثر در حوزه های مرتبط می توانند به نشانی: رشت خیابان طالقانی. مقابل صفاری نرسیده به  تقاطع خیابان سردار جنگل انتهای کوچه ی نصرالله زاده. به نام ( علی رضا پنجه ای ) سردبیر ویژه نامه ی فرهنگ هنر و ادبیات گیله وا خانه ی فرهنگ گیلان یا ایمیل: AR_panjeei@yahoo.com با ما تماس بگیرند.   

     

نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 5:58 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 11 فروردین1386
احمد شاملو: چرا جلای وطن نکردم

 

 

 

همه ی ریشه های من در این باغچه است و این ریشه ها آنقدر عمیق در خاک فرو رفته که جز به ضرب تبر نمی توانم از آن جدا بشوم. وطن من اینجاست. به جهان نگاه می کنم، اما فقط از روی این تخت ِ پوست . دیگران خود بهتر می دانند که چرا جلای وطن می کنند. من اینجایی هستم، چراغم در این خانه می سوزد. آبم در این کوزه ایاز می خورد و نانم در این سفره است. اینجا به من با زبان خودم سلام می کنند و من ناگزیر نیستم در جوابشان « بن ژور» و « گود مرنینگ» بگویم .

 

از « کتاب شعر » احمد شاملو

گردآوری، تصحیح و تدوین:

هیوا مسیح

 

 

نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 9:13 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 11 فروردین1386
نه

 

نمی­دانستم

نه

نمی­دانستم

نباید بخندم

نیمی از جهان شده بودی          تو

نه

نمی­دانستم

نباید به چشم­هایت ننگرم

گفتی گنجشک­ها را ببین

من اما پرستو­ها را نگریستم

دلم گرفته بود

و نمی­دانستم

تو

نیمی از شعر­هایم شده بودی

 

          3-3-85

نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 1:7 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 1 فروردین1386
عبدالرضایی چگونه ساخته شد (قسمت آخر ) متن ویرایش شده

 

 

پاشازاده نیز آن روز شعر خواند و پنجه­ای به جای پیشنهاد درباره­ی شعرش به او گفت: «شما بهتر است نام خود را در پای شعرهایت از  ابوالفضل پاشازاده به  ابواَلفضل پاشا تغییر دهی این طور برایت در عرصه ی مطبوعات خوش تر است». او بعدها از این پیشنهاد استقبال کرد.

به هر ترتیب میهمانان خانه آن شب بی­نصیب از منزل خارج شدند تا اینکه عبدالرضایی بعد­ها در نشریه­ای به نام «مناطق آزاد» که به گمانم نشریه­ای اقتصادی بود که در تهران منتشر می­شد مطلبی در صفحه­ی ادبی­اش منتشر ساخت و عنوان نمود که مدتی است چند شعر از برخی شاعران گیلانی شنیده­ است که اقدام به حرکت­های تازه­ای در شعر کرده­اند. در همان دوران پدر سومین و چهارمین مجموعه شعر ( برشی از ستاره­ی هذیانی و آن سوی مرز باد) را منتشر ساخته بود . عبدالرضایی در مثال­هایی که آورده بود از پنجه­ای به عنوان شاعری که در عرصه­ی شعر دست به نوآوری­هایی چون رجوع به مرکز شعر و چند صدایی بودن آن ها زده اشاره کرده بود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 2:36 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب