
رضا قنبری مولف كتاب "گفتن از گفت "(آنتولوژي داستان دهه 70 )در گفت وگو با خبرگزاری کتاب ايران (ايبنا)،گفت:مخاطب آنتولوژی ها بیشتر افراد عام هستند و اين جنس كتاب ها برای مخاطب عام ایجاد لذت می کنند،هر چند که از آنتولوژی ها به عنوان یکی از منابع پژوهش می توان نام برد.
وی افزود:آنتولوژی ها از 3 ویژگی برخوردار هستند، دوره زمانی خاصی را در برمی گیرند،از کتاب های نقد فاصله می گیرند و جنبه بررسی به خود می گیرند، این جنبه از اهمیت بسیار بالایی برخودار است.
این منتقد یادآور شد: ادبیات داستانی در دهه 70 به یکباره از نظر فرم و تکنیک متحول شد و این تغيير موضع تا حدودي متاثر از داستان نویسان غرب به ویژه آمریکا بود. در این دهه داستان نویسان خلاقی چون منیرو روانی پور، شهریار مندنی پور و ... آثار قابل تاملي خلق كردند.
وی افزود:مثلا منیرو روانی پور فعالیت داستان نویسی اش را از دهه 60 آغاز کرد، اما در دهه 70 شاهد اوج خلاقیت او هستیم.
وي معتقد است اوج خلاقيت حسن اصغری در دهه 70 با نوشتن داستان "گلپونه ها"است و مي گويد:اصغری نیز نوشتن را از دهه 50 آغاز کرد،اما در دهه 70 او با نوشتن داستان گلپونه ها به یک باره تغییر روش داد و به یک باره شاهد پررنگ شدن جنبه خلاقه در آثار او هستیم.
وی با بیان این مطلب که پیش از این شاهد انتشار آنتولوژی داستان دهه 70 به این شکل نبودیم، گفت:البته نویسندگانی چون محمد بهارلو با انتشار کتاب داستان کوتاه که به بررسی داستان های دو دهه ایران پرداخته است،گام هایی در این راه برداشته است.
قنبری ادامه داد:البته در دو دهه اخیر منتقدان و داستان نویسان دیگری نیز به گردآوری و تدوین داستان های دهه های پيش پرداخته اند ، اما این آثار دربيشتر موارد جنبه نقد ادبی به خود می گیرند و جنبه بررسی ندارند .
وی آنتولوژی "هزار ویک شعر "به گردآوری "محمد علی سپانلو "را از بهترین نمونه های آنتولوژی خواند و گفت:این آنتولوژی گزیده ای از شعر صد سال ایران را در بر می گیرد،سپانلو در مقدمه آن شعر صد سال اخیر ايران را بررسی کرده است.
قنبری درباره معیار انتخاب داستان های این آنتولوژی گفت:بی شك داستان هایی که در این مجموعه آمده اند،در دهه 70 منتشر شده اند و از دیگر معیار ها برای انتخاب داستان ها استقلال نویسنده در سبک ، شیوه روایت و زبان است.
قنبری با بیان این مطلب که سلیقه افراد در شکل گیری آنتولوژی ها نقش بسزایی دارد،افزود:بي شك اگر امروز فرد دیگری اقدام به گرد آوری و تدوین داستان های دهه 70 بکند ، انتخاب هایش با من متفاوت و او داستان های دیگری را به مخاطبان داستان پیشنهاد خواهد كرد.
وی درباره شیوه بررسی داستان های مجموعه "گفتن از گفت " (آنتولوژي داستان دهه 70 )افزود:شیوه بررسی داستان های این مجموعه دو بخش است. در بخش نخست عناصر داستان و فضای فکری نویسنده را بررسی کرده ام و در بخش دوم کارم نیز داستانی را که برگزيده ام را بررسی کرده ام .
این منتقد با بیان این مطلب که نوشتن بررسی داستان کار زمان بری است، یاد آور شد:شاید هر بررسی داستان 2 یا 3 صفحه باشد، اما من برای نوشتن اين بررسي ها با آنکه پیش از آن آثار نویسندگان را مورد بررسی قرار داده ام ، حداقل دو ماه زمان برده است .
وی با بیان این مطلب نوشتن بررسی یک داستان مستلزم خواندن تمام آثار یک نویسنده است ،ادامه داد :درآنتولوژی بررسی از اهمیت بالایی برخودار است و باید قابل دفاع باشد .
وی افزود :برای تدوین این آنتولوژی با تمام مولفان داستان ها وارد گفت وگو شده ام و جز در 2 مورد، آن هم در لحظه نهایی دچار مشکل نشدم. ناشر اين داستان ها نشر مرکز بود كه با انتشار این داستان ها در لحظه آخر مخالفت کرد و این موضوع با توجه به اینکه بخش های کار کتاب به پایان رسیده بود،ناشر را به دردسر انداخت.
اين شاعر با اشاره به تفاوت آنتولوژی با گزیده داستان و شعر گفت :در گزیده ها سلیقه افراد خیلی نقش دارد، در بسیاری از موارد گرد آورنده از نگاه خاص و برجسته ای برخوردار نیست اما آنتولوژی ها کار های قابل دفاعی هستند .
قنبری گفت:البته در آنتولوژی های شعر و داستان ضرورت مقدمه احساس نمی شود ."جی جی بالارد " در آنتولوژی داستان كه منتشر کرد ، مقدمه ننوشت اما انتخاب های او از بهترین داستان های قرن به شمار می روند.
وی با بيان اين مطلب كه من كتاب سازي نكرده ام، افزود:به نظر من چنین تعبیری درست نیست و من کتاب سازی نکرده ام . همان طور که گفتم کار من قابل دفاع است و من هر جا که لازم باشد از انتخاب و بررسی هایم دفاع خواهم کرد .
قنبری گفت : در حال حاضر مشغول گرد آوری و بررسی داستان های جلد دوم این مجموعه هستم . تاکنون 28 داستان را برای بررسی در جلد دوم انتخاب کرده ام ، امیدوارم دو داستان دیگر را نیز بتوانم بزودی انتخاب و به مخاطبان معرفی کنم .
وی درپایان یادآور شد : در پایان جلد دوم مقدمه ای درباره داستان دهه 70 خواهم نوشت. باید در این مجال از راهنمایی های دوست نویسنده ام، محمد قاسم زاده که مرا در انتخاب برخی از داستان ها یاری کرد، سپاسگزاری کنم
راز مرگ غيرعادي "ادگار آلن پو" - معروفترين جنايينويس تاريخ آمريكا - كه يكي از بزرگترين رازهاي دنياي ادبيات بوده است، به نظر در آستانهي حل شدن است. ![]()
علت مرگ "ادگار آلن پو"، كه مانند يك ديوانه در بيمارستان درگذشت، نظريههاي متفاوتي را به دنبال داشته است. از احتمال قتل و مصرف مشروبات الكلي تا نيرنگ سياسي و ابتلا به يك بيماري عفوني مانند هاري، نمونهي برخي از اين گمانهزنيها بودهاند.
به گزارش روزنامهي آبزرور، بهتازگي يكي از نويسندگان سرشناس آمريكايي كه زماني دربارهي مرگ آلن پو كتابي نيز نوشت، مدارك متقاعدكنندهاي جمعآوري كرده است كه ميتواند اين پازل را حل كند؛ و آن مبتلا بودن آلن پو به سرطان مغز است.
"ماتيو پيرل" - نويسندهي كتاب «سايهي پو» - سه سال وقت خود را صرف تحقيق دربارهي آلن پو، بويژه شرايط او هنگام مرگ كرد و اميدوار بود تا بتواند به يافتههاي جديدي دست يابد و به راز 158 سال مرگ مشكوك اين نويسندهي آثار پرفروش پايان دهد.
وي معتقد است، به مداركي دست يافته كه نشان ميدهند آلن پو از تومور حاد مغزي رنج ميبرده است و در اينباره گفت: «اين مدارك ميتوانند علت توهمات و شرايط رواني آلن پو پيش از مرگ را تشريح كنند.»
آلن پو كه شعر «كلاغ» او يكي از معروفترين قطعه شعرهاي ژانر جنايي در تاريخ ادبيات است، چند روز پيش از مرگش در مريلند ناپديد شد؛ اما نيمههاي يك شب توسط چند غريبه، پريشان و سركش خارج از شهر پيدا شد. يكي از دوستان دكتر آلن پو بهنام "جي اسنادگراس" او را در حالت بسيار اسفناك كه لباسهاي فرد ديگري را پوشيده بود، پيدا كرد و به گمان اينكه بيش از حد مشروبات الكلي مصرف كرده، او را به بيمارستان برد؛ اما وضعيت آلن پو بهتر نشد. مرتب به هوش ميآمد و از هوش ميرفت. زمانيكه به هوش بود، مرتبا فرياد ميزد: رينالدز! رينالدز!؛ اما هرگز مشخص نشد منظور او چه كسي بوده است.
آلن پو سرانجام در ساعات اوليهي روز هفتم اكتبر 1849 درگذشت. بعد از مرگ مشكوك او، نظريههاي متعددي دربارهي علت مرگش ارايه شدند. اما يافتههاي جديد اين نويسنده حاكي از وجود تومور در مغز آلن پو است. شواهد و مدارك او برگرفته از مطالب چندين روزنامه دربارهي نبش قبر آلن پو 26 سال بعد از مرگ هستند. تابوت آلن پو به مكان معروفي منتقل شد و ناظران از اين متعجب بودند كه مغز چروكيدهي آلن پو، هنوز از ميان جمجمهاش قابل مشاهده بود.
حميدرضا نمازي در همايش ميشل فوكو «مفهوم نقد در آراي فوكو» را بررسي كرد. ![]()
به گزارش خبرنگار بخش حكمت و فلسفهي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين پژوهشگر فلسفه گفت: گفتمان از موضوعات مهمي است كه در ترجمه و لفظ آن در زبان فارسي (سخن، گفتار، گفتمان و...) جنجالهاي زيادي را داشتهايم. اين واژه ترجمهي ديسكورس است كه من نيز همان لفظ گفتمان را ترجيح ميدهم. ما مثلا گفتمان پزشكي، حقوقي و... داريم. گفتمان پزشكي فقط آثار و نوشتههاي علمي - پزشكي نيست؛ نحوهي لباس پوشيدن پزشكان، نحوهي برخورد، لحن صحت كردنشان و... نيز سيستمهايي است كه اجازه نميدهد ديگران ناآشنا بتوانند وارد اين حوزه و گفتمان شوند. گفتمانها از نظر فوكو به همين دليل مورد بازبيني قرار ميگيرند. دقت، كنترل، توليد و توزيع ميشوند؛ براي اينكه اجازه ندهند، عناصري كه گاه خلاف جريان يك گفتمان در آن گفتمان ايجاد ميشود، سرباز كند و بيرون بزند. هر گفتماني يك سيستم مهاركنندهي جدي دارد؛ براي اينكه اجازهي بروز و ظهور اتفاقات خلاف جريان آن را ندهد. فوكو از اين اتفاقات خلاق جريان، به events يا رخدادها تعبير ميكند (در كتاب نظم گفتار ترجمهي باقر پرهام).
نمازي دربارهي شيوههاي مهار گفتمان گفت: فوكو شيوههايي را كه از بيرون، يك گفتمان را مهار ميكنند، سه مورد ميداند: 1- ممنوعيت؛ فوكو ميگويد هميشه ممنوعيتي از خارج گفتمان بر آن سايه ميافكند. ممنوعيتها عامل مهار گفتمانها هستند. او خود ممنوعيت را به سه شاخه فرو ميكاهد. الف - object ( ابژه) برخي از موضوعات، موضوعاتياند كه خود به خود اجازهي ظهور و بروز در يك گفتمان را نمييابند. او از دو چيز نام ميبرد: سياست و سكس، كه اين دو مورد را در آراي خود به صورت جدي مورد دقت قرار ميدهد. 2- مناسك و موقعيت. در وهلهي اول، اين موضوع تابع object (ابژه) است و در وهلهي دوم، بايد در يك موقعيت خاص دربارهي آن سخن گفت. 3- سومين موقعيت انحصاري و ممتاز، سوژه subject است؛ يعني فقط شخص خاص ميتواند دربارهي اينها سخن بگويد؛ شخصي كه پيراهني در اين عرصهها پاره كرده باشد. پس فوكو زيرمجموعههاي ممنوعيت (اولين عنصري را كه از بيرون بر گفتمان حاكميت ميكند كه موجب طرد و كنارگذاري رخداد از گفتمان ميشود) برميشمرد.
وي افزود: دومين شاخه از شاخههاي رويههاي كنارگذاري از خارج، تقسيم و طرد است. فوكو معتقد است در فرهنگ غرب تقابلهايي ايجاد شده است كه طي مكانيسمهايي باعث شده يك طيف بر طرف ديگر ترجيح داده شود و خود او مثال عقل و جنون را ميزند (در كتاب جنون و تمدن). فوكو معتقد است كه جنون آهسته آهسته با اين شيوهي تقسيم و طرد، ضد عقل شد؛ يعني عقل در تقابل با جنون فربهتر شد و كمكم به طرد انجاميد. ديوانه بسيار با دنياي استعلايي ارتباط داشته و حالت قدسي پيدا ميكرده است. در كتاب «تاريخ جنون» خود مثالهاي زيادي از جنون ميزند (انسانهايي كه در قرون وسطا خود را به ديوانگي ميزدند تا حقيقت را بگويند). در ايران و زمان قاجار نيز نمونههايي از اين موارد را ميبينيم (در دربار ناصرالدينشاه) زماني كه شاه گهگاه ميخواست حقيقتي را به ديگران بيان كند، از ابزار ديوانگي افرادي سود ميجست.
دوران كلاسيك از نظر فوكو، دورهي تقسيمبنديهاي دقيق است و در كتاب «نظم اشيا» به آن ميپردازد. در دوران كلاسيك فوكو به مقايسهي تقسيمبنديهايي در دوران كلاسيك و مدرن دربارهي بيكارها، ديوانهها و جنايتكارها ميپردازد.
نمازي همچنين متذكر شد: اگر در زمان كلاسيك، ديوانهها را در غل و زنجير ميكردند، اقلا بار جنون را به عهدهي خودشان نميگذاشتند؛ اما گذاشتن بار جنون برعهدهي خود ديوانگان، فشار مهلكتري را بر آنان وارد كرده و اين فشار سختتر از فشار بر عاقلان جسماني قرون وسطاست. اين دومين شيوهاي است كه براي كنترل گفتمان از بيرون اعمال ميشود و گويا امروز كنار گذاشته شده است. فوكو ميگويد، اين جنون است كه از زبان نيچه بيرون ميزند و ميخواهد حق خود را دوباره بگيرد. اين تقسيم و طرد صور مختلفي هستند كه خود را بازمينمايانند.
اين پژوهشگر فلسفه سپس گفت: سومين حقيقت و مسألهاي كه فوكو معتقد است از خارج يك گفتمان را كنترل ميكند، مسألهي ارادهي معطوف به حقيقت و يا پذيرش تقابل ميان حقيقت و خطاست. در يونان باستان اگر ميخواستند بفهمند كه چه چيز حقيقت است و چه چيز خطاست، به اين نگاه ميكردند كه چه كسي اين سخن را گفته است؛ يعني اتوريتهاي براي آن سخن، قايل ميشدند كه گويندهي آن سخن است. با پيشرفت منطق، اين اتوريته به خود زبان منتقل شد و بر اساس تحليل منطقي ميتوان فهميد كه آن سخن صادق است و يا كاذب.
نمازي گفت: انتقال سخن از گوينده به خود سخن به يك نقطهي خنثا رسيد كه آرزوي رسيدن به حقيقت را در آنها زنده كرد. فوكو ميگويد براي اينكه ما درگير اين مسأله نشويم و سوداي خام رسيدن به حقيقت و نقطهي خنثا را كنار بگذاريم، بايد از ارادهي معطوف به حقيقت دست برداريم. شايد براي فهم اين كلام بهتر است تلقيات بنيادين و چهارسومحوري كه افرادي مثل توماس كوهن به آن اشاره كردهاند و گفتهاند، سخن پارادايمي ممكن است، صادق باشد و همان سخن در پارادايمي ديگر كاذب.
او در ادامه گفت: به غير اين، فوكو سه ويژگي ديگر نيز برميشمرد كه گفتمان را از داخل خود گفتمان مهار و كنترل ميكند؛ اول: تفسيرات. برخلاف بسياري از هرمنوتيسينهايي كه قايلاند، تفسير موجب روشن شدن يك متن ميشود، فوكو معتقد است هر تفسيري لزوما نميتواند اين كار را بكند و خود عاملي است كه خود بر گفتمان تأثير ميگذارد و آن را مهار ميكند و نميگذارد رخدادها سر باز كنند (برخلاف نظر كساني چون گادامر). ويژگي دوم: مؤلف يك اثر است. مؤلف يك متن موجب مهار آن گفتمان ميشود. مؤلف اصل وحدتبخشي است كه مانع تكثر متون ميشود. همين كه به ياد ميآوريم اين كتاب براي فلان مؤلف است، ما را از فهم دقيق آن متن بازميدارد. فوكو ميگويد اين موضوع را كه بدانيم مؤلف يك متن كيست، بايد كنار بگذاريم. سومين ويژگي كه يك گفتمان را از درون گفتمان كنترل و مهار ميكند، نظامها هستند. نظامها در نظر فوكو همان مكاتب و جهانبيني خاص يا همان ايسمها هستند. نظامها درصدد تأسيس و در پي كشف معناي پنهان متن نيستند. نظامها درصدد اين هستند كه از گزارههاي بهدستآمده در گفتمانها استفاده كنند تا پيشرفت كنند (طرحهاي پيشروندهي لاكاتوش). پس نظامها گفتمان را چنان سامان ميدهند كه خطاي اين گفتمان آشكار نشود. اين ويژگيها، ويژگيهايي بود كه از بيرون و درون گفتمان را مهار ميكنند.
اين مدرس فلسفه سپس گفت: فوكو سه رويه را كه گفتمان را در شرايط توزيع و توليد كنترل ميكنند، هم برشمرد. اولين رويه در ساحت توليد، مناسك است. فوكو معتقد است، هر سخني كه نوشته يا گفته ميشود، لاجرم گويا مناسكي را رعايت ميكند. (نوع صحبت كردن اساتيد دانشگاه، لحن و...). دومين چيزي كه در حوزهي توزيع گفتمان مهار ميكند، جوامع گفتمان يا انجمنهاي سخن است. فوكو معتقد است كه در قديم عدهي خاصي اجازهي سخن گفتن داشتند (مثلا پيران قوم). در جهان جديد، شرايط چاپ، تبليغ، صفحهآرايي و توزيع كتاب، مجله، روزنامه و... اينها همه جايگزين جوامع گفتمان در پيش هستند، و خود اين شرايط موجب مهار يك گفتمان در حوزهي توزيع هستند.
نمازي گفت: مسألهي سوم كه فوكو بسيار مورد توجه قرار ميدهد، تصاحب اجتماعي سخن يا به تعبيري مسألهي آموزش است. مسألهي نظام آموزشي بسيار مهم و تعيينكننده است كه چگونه يك گفتمان نظم پيدا كند. فوكو از رهبران كاريزماتيك آموزش سخن ميبرد. (او مثلا انيشتين را رهبر كاريزماتيك در فيزيك ميداند). رهبر كاريزماتيك نظام آموزش را تغيير ميدهد و يا بر آن تأثير ميگذارد. فوكو ميگويد، اگر ميخواهيم محصور گفتمانها نباشيم و زير پاي گفتمانها له نشويم، بايد سه كار را انجام دهيم.
1- به شدت ترديد كنيم به ارادهي معطوف به حقيقت. ارادهي معطوف به حقيقت را نبايد جدي گرفت. (نبايد اتوريتههاي يونان را جدي بگيريم). به خاطر داشته باشيم كه هر گفتماني بخشي از حقيقت را نميبيند. رخداد خلاف گفتمان ظاهر ميشوند. 2- دومين عامل بازگرداندن عنصر رخداد است. 3- ويژگي براندازي حكومت «دال» است. (با تأثير از بحث دال و مدلول كه سوسور مطرح ميكند). اصول روششناختي فوكو كه چگونه يك گفتمان را نقد بكنيم: اصل واژگوني؛ هر چه را از گذشته، براي ما منشاء گفتمان بوده و محبوبيت و اهميت داشته است، واژگون كنيم. دومين اصل، گسست است. بايد استمرار را در هم شكست (همچون گسستي كه ميان دورهي كلاسيك و قرون وسطا وجود دارد). سومين ويژگي، اصل خاص بودن است (خودويژگي به ترجمهي باقر پرهام). گفتمانها جهان را به صورتي كه ميخواهند، درميآورند. چهارم: اصل خارجي بودن است؛ يعني گفتمانها اجزاي دروني ندارند. گفتمانها معمولا معنا را از خارج اخذ ميكنند. چيزي كه فوكو ممكن است از ماركس گرفته باشد (در فهم نظام سرمايهداري و استفاده از اصل خارجي و دروني). در طول تاريخ چهار چيز در مقابل هم قرار ميگيرند: خلق و آفرينش در مقابل رخداد. وحدت در مقابل سريها؛ جهان متشكل از سريهاست و وحدت ندارد. ريشهها در مقابل امور و نقد اتفاقي و دورهيي. فوكو ميگويد كه يك چيز را جدي بگيريم و آن شانس اتفاق است. نقد گفتمان با حشر و بهدست آوردن رخدادها امكانپذير است. در ايران بسيار ديده ميشود كه در متني ميگويند كه از شيوهاي فوكويي استفاده كردهاند؛ ولي وقتي خوانده ميشود، ديده ميشود كه اينگونه نبوده و كاملا با آن متفاوت است.
برگزاري جايزههاي شعري در صورتي به پيشرفت شعر كمك ميكند كه بتواند حركتي را در راه ارتقاي شعر ايجاد كند. ![]()
مهرنوش قربانعلي در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اين مطلب، افزود: اگر نتيجهي برگزاري اين جايزهها، تقويت انگيزههاي دروني افراد براي حركت در مسير شعر باشد، بسيار مفيد است؛ اما اگر تنها كسب جايزه در اولويت قرار گيرد و تنها انگيزههاي بيروني افراد تقويت شوند، اين عوامل به جشنوارهها آسيب ميرسانند.
اين شاعر در ادامه افزود: البته در زمينهي تقويت انگيزههاي دروني، اين جشنوارهها نتوانستهاند مؤثر واقع شوند.
او با بيان اينكه ذات داوري در زمينهي شعر قدري سليقهيي است، گفت: هنر ذاتا امري دروني است و در امر دروني مانند هنر، هر نوع داوري سليقهيي خواهد بود.
داور هفتمين دورهي جايزهي شعر شبهاي شهريور همچنين با تأكيد بر اينكه اگر جوايز و جشنوارهها به بررسي حركات صورتگرفته مانند آثار چاپشده بپردازند، مفيدتر خواهند بود، افزود: اين جشنوارهها بايد از حالت موضوعي خارج شوند، كه البته حركاتي به اين سمت و سو شكل گرفتهاند. بهتر است جشنواره بهسمت بررسي آثاري كه بهشكل آزاد نوشته شدهاند، برود، كه در اين صورت، جايگاه شعري افراد و سطح هنري آنان بهتر ارزيابي ميشود.
قربانعلي با اشاره به نقاط ضعف جشنوارهها، اظهار كرد: برخي شاعران در اين جشنوارهها شاعران جشنوارهيي شدهاند؛ يعني اگر تنها معيار سنجشي مانند جشنواره يا مسابقه باشد، آثاري پديد ميآورند.
او همچنين دربارهي ويژگيهاي يك جايزهي شعر موفق گفت: جشنواره بايد بتواند از لحاظ نگرشي حركتهاي مختلف شعري را پوشش دهد و از نظر فرم، انواع مختلف شعري را دربر گيرد و همچنين در تركيب داوران بايد از نظر سليقههاي شعري، تنوع وجود داشته باشد
بومينويسي نويسندگان ما دليل ترجمه نشدن و جهاني نشدن آثارمان است، گفت: بومي نوشتن اتفاقا براي آنها جاذبه دارد؛ اما اينكه چگونه نوشته شود، مطرح است. مثلا محمود دولتآبادي اگرچه در ايران نويسندهي مهمي است، ولي داستانهايش براي آنها خستهكنندهاند و نوع تشبيهات و زباني كه به كار برده ميشود، قدري رمانتيك است.
ادامه مطلب
|
فرخنده حاجی زاده - مدیر نشر ویستار - از اخذ مهلت مجدد برای تخلیه کتابفروشی ویستار از مجامع قضایی خبر داد. | |
|
حاجی زاده در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به درخواست تمدید مهلت از مسئولان قضایی برای تخلیه ویستار، گفت: دیروز با مراجعه به مجتمع قضایی شهید بهشتی توانستیم تا صبح روز دوشنبه (5 روز کاری دیگر) مهلت بگیریم و فعلاً اجرای حکم به تاخیر افتاده است. وی افزود: به نظر می رسد که مراجع قضایی نیز هنوز نتوانسته اند شیوه ای قانونی برای اجرای این حکم ناعادلانه بیابند چرا که چنین حکمی براساس تمام شواهد و مستندات فاقد وجاهت قانونی است. در هر صورت مسئولان مجتمع قضایی شهید بهشتی به ما تا دوشنبه هفته آینده مهلت داده اند. به گزارش مهر، حکم تخلیه کتابفروشی ویستار 10 روز قبل صادر شد و براساس این حکم به مسئولان این کتابفروشی سه روز مهلت داده شد تا آن را تخلیه کنند. این کتابفروشی هفته قبل براساس ابلاغ حکم دادگاه موظف به تخلیه شد و صبح روز شنبه نیز قرار بود تخلیه شود؛ اما با اعتراض فرخنده حاجیزاده مدیر انتشارات ویستار و پژمان سلطانی مدیر کتابفروشی این حکم اجرا نشد. |
|
"راهنمای داستان نویسی" جمال میرصادقی دربرگیرنده مباحث نظری و آموزشی و در ادامه کتاب "عناصر داستان" منتشر می شود. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، میرصادقی در این جلد مباحثی چون سرچشمه های داستان کوتاه، روایت، آغاز کار نویسندگی، شروع، میانه و پایان داستان و... را مورد بررسی قرار داده و به تشریح نقش آنها در داستان کوتاه و رمان پرداخته است. این کتاب که دنباله جلد اول یعنی "عناصر داستان" به شمار می رود، هم اینک مراحل پایانی نگارش را می گذراند و قرار است اسفندماه به نشر سخن سپرده شود. جمال میرصادقی دراین باره به مهر گفت: امروز مسائلی در ادبیات داستانی مطرح می شود که در گذشته کمتر به آن توجه می شد. بنابراین احساس کردم باید به مباحث جدید بیشتر پرداخته شود. کتاب "راهنمای داستان نویسی" درواقع تکمیل کننده جلد اول است. وی افزود: مثلا در این جلد کوشیده ام سبکی چون جریان سیال ذهن را که در گذشته هم وجود داشت اما از توجه و شناخت کمتری برخوردار بود - با استناد به منابع خارجی - برای مخاطب توضیح دهم. جلد اول این مجموعه هم با عنوان "عناصر داستان" اخیرا از سوی نشر سخن به چاپ پنجم رسیده است. همچنین میرصادقی که قبلا دو جلد از "جهان داستان" را منتشر کرده، قصد دارد کتاب سوم این مجموعه را نیز با عنوان "زنان داستان نویس نسل سوم" در قالب دو مجلد روانه بازار کتاب کند. وی در این دو جلد به نویسندگانی چون گیتی رجب زاده، فریبا وفی، زویا پیرزاد، سپیده شاملو، محبوبه میرقدیری، فرخنده آقایی، ناهید طباطبایی، نیکو خاکپور، نیلوفر نیاورانی، زهره واعظیان، زهره حکیمی، شیوا ارسطویی، ماه منیر کهباسی و... اشاره دارد و علاوه بر ذکر یک نمونه اثر از این نویسندگان، تفسیری نیز بر داستان های آنها نوشته و ویِژگی ها و محاسن کار آنان را برجسته کرده است. در هر جلد از این مجموعه، 20 داستان کوتاه از نویسندگان ذکر شده است. جلد اول این کتابها، نویسندگان نسل اول را از آغاز داستان نویسی ایران تا سال 1332 دربرگرفته بود و جلد دوم نیز به معرفی نویسندگان نسل دوم از 1332 تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی اختصاص داشت. این پژوهشگر ادبی در حال حاضر، نگارش اولیه چهارمین جلد این مجموعه را هم در دست دارد. چهارمین جلد این مجموعه فعالیت های نویسندگان مرد را مرور کرده است. گفتنی است، رمان "دختری با ریسمان نقره ای" (نشر اشاره) و کتاب "داستان نویسان امروز" با عنوان فرعی "23 داستان با تفسیر" (نشر مجال) از دیگر آثار جمال میرصادقی هستند که به تازگی موفق به دریافت مجوز نشر شده و امسال منتشر خواهند شد. |
|
سومین نشست کلیات سبک شناسی شعر فارسی عصر دیروز با حضور احمد سمیعی گیلانی در دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، احمد سمیعی گیلانی صحبت درباره سبک شناسی شعر فارسی را چنین آغاز کرد: در مورد کلیات سبک شناسی کارهای بسیاری انجام گرفته است که مهمترین آنها را مرهون سیروس شمیسا هستیم. البته از زبان های خارجی نیز تالیفات متعددی در این عرصه وجود دارد و منابعی که من نیز استفاده کرده ام، بیش از تالیفات داخلی، همان منابع خارجی است. وی افزود: در سبک شناسی شعر سه عنصر سبک، شعر و زمان وجود دارد. این سه مفاهیمی سیال و دستخوش تحول هستند؛ حتی خواص و کیفیت شعر و زبان نوعا در هر دوره تفاوت می کند. زبان در دوره هایی گاه ایستا و گاه پویاست. همین طور مفهوم شعر مدرن و شعر سنتی به نسبت این خصوصیات تغییر می کند. در شعر بیشتر وزن به موسیقی درونی مبدل می شود. به طور کلی می توان گفت ساختار در هر اثر شاعرانه به مقتضای محتوا تغییر می یابد و دیگر کلیشه ای نیست اما سبک به سبب مفاهیم یکسان باقی می ماند. به هر حال معیارهای اطلاق شعر با یکدیگر تفاوت دارند و نمی توان به عنوان مثال با استناد به معیارهای شعر مدرن اشعار سلجوقی را مورد سنجش قرار داد. سمیعی گیلانی در ادامه گفت: شعر باید مطابق با رفتار، رویکرد و معیارهای زمان خود سنجیده شود و مورد داوری قرار گیرد. هر دوره ای از زمان دارای شعر ویژه ای است که با سنت ها و سلایق مختلف آمیخته می شود. در اثر شاعرانه مایه هایی وجود دارد که از آفت کهنگی مصون می ماند. مسائلی چون انسان و سرنوشت، انسان و ملکوت و پرسش هایی نظیر از کجا آمده ام و به کجا می روم، در زندگی چه جایگاهی دارم و نیز نقش انسان در کائنات همواره پرسش هایی بوده که در شعر مطرح شده است. بنابراین اگر اشعار فردوسی، خیام و حافظ جاودانگی می یابد و جهان شمول می شود تماما مدیون چنین پرسش هایی است که در شعرشان به چشم می خورد. این محقق ادبی اضافه کرد: به قول ارسطو شعر جهان شمول و از تاریخ فلسفی تر است؛ به عبارتی شاعر نیازی به شمردن گلبرگ گل لاله ندارد. هنگامی که یک اثر مستقل با معیارهای نو و منحصر به خود بررسی می شود می تواند ارزش دیگری یابد. در نقد اثر، ملاک های تازه ای همواره دخیل هستند که به ارزش کار می افزایند. به عنوان مثال در شعر حافظ، هدف جستجو کردن وجوه مشترک نیست بلکه نوعی ویژه آفرینی در اشعار وی به چشم می خورد. هر اثر ادبی مانند یک موجود زنده دارای مشخصات منحصر به فردی است. سبک شناسی به ویژگی ها و جنبه های فردی ادبی توجه بسیار دارد بنابراین باید با استفاده از این جنبه ها متمایز شود. وی افزود: اگر بخواهیم فردوسی را به سبک خراسانی و سعدی را به سبک عراقی نسبت دهیم باید بگوییم فردوسی پیش از هر چیز فردوسی و سعدی پیش از هر چیز سعدی بوده است. سبک فرآورده کار است یعنی امری انضمامی است نه انتزاعی. می توان گفت سبک بینش نیست بلکه طرز بیان بینش است. سمیعی گیلانی در پایان خاطرنشان کرد: باید بگویم برای الفاظ ادبی و ادبیات می توان معنای وسیعی قائل شد. اما ادبیات آن طور که مرسوم بوده، نوشتار یا سخنی زیبا و لطیف است. |
|
دوریس لسینگ برنده جایزه نوبل ادبیات 2007 در مصاحبه ای، حملات ارتش جمهوری خواه ایرلند را به انگلستان بدتر از حملات 11سپتامبر توصیف کرد. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، دوریس لسینگ در گفتگو با روزنامه ال پائیس اسپانیا که دیروز منتشر شد، گفت: حادثه 11 سپتامبر فاجعه بود اما اگر تاریخ را خوب ورق بزنیم خواهیم دید که آنچه در ایالات متحده آمریکا اتفاق افتاده چندان هم مهم نبوده است. وی افزود: عده ای از آمریکایی ها فکر می کنند من با گفتن این حرف دیوانه شده ام چون انسان های زیادی در این حادثه جان خود را از دست دادند و دو ساختمان بزرگ جهانی نیز تخریب شد. اما باید گفت 11 سپتامبر به راستی آن طور که آمریکایی ها آن را بزرگ جلوه داده اند نبوده است. این حادثه در برابر سایر جنایت هایی که روی داده، فاجعه چندانی محسوب نمی شود. لسینگ در ادامه، تونی بلر را هم یک بازیگر و شومن کوتوله خواند و گفت: تونی بلر با همدستی جورج بوش فاجعه ای بزرگ را در جهان به بار آورد. همه از بوش بیزارند؛ هم آدم های احمق و هم انسان های باهوش. او از یک طبقه اجتماعی برخاسته که منافعشان در جنگ آوری بوده است. گفتنی است حادثه مورد اشاره دوریس لسینگ به سال 2005 و زمانی مربوط می شود که ارتش جمهوری خواه ایرلند در ایرلند شمالی نزاعی مسلحانه و تروریستی به راه انداخت. ارتش جمهوری خواه ایرلند در سال 1919 تشکیل شد تا در جنگ انگلیس ـ ایرلند علیه بریتانیا بجنگد. در سالهای 1922 تا 1923 برخی اعضای این ارتش در یک جنگ داخلی علیه دولت آزاد ایرلند وارد نبرد شدند. ارتش جمهوری خواه ایرلند برای دست یابی به ایرلند متحد به نبردهای خود ادامه داد و از سال 1969 مبارزات تروریستی علیه ارتش بریتانیا مستقر در ایرلند شمالی را آغاز کرد. |

این اسناد كه متعلق به بایگانی وزارت دربار رضاخان بوده است، بیانگر جو حاكم بر مطبوعات دوران حكومت وی میباشد.
اكثر این اسناد مربوط به مكاتبات مدیران مطبوعات با وزارت دربار در خصوص رفع سانسور یا توقیف از نشریه آنها و یا ابراز وفاداری و چاكری نسبت به دستگاه حاكمه میباشد. اسناد مورد نظر از بین اسناد موجود در مركز اسناد ریاست جمهوری انتخاب گردیده و در ترتیب و شماره آنها تغییری ایجاد نشده است.
ادامه مطلب
مراسم اهداي نخستين دورهي جايزهي ادبي گام اول ويژهي نوقلمان كشور بههمراه بزرگداشت رضا سيدحسيني امروز در مجتمع فرهنگي - هنري فدك اردبيل برگزار شد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در اردبيل، در بخش داستان بزرگسال، «زندگي مطابق خواستهي تو پيش ميرود» نوشتهي اميرحسين خورشيدفر برگزيده و «توتفرنگيهاي روي ديوار» نوشتهي محمد سرشار تقدير شد. همچنين در بخش شعر بزرگسال، «از شرم برادرم» ميلاد عرفانپور و «آنان همه از تبار باران بودند» هادي فردوسي (شعر كلاسيك) و همچنين «پارهخط» سينا عليمحمدي (شعر نو) بهعنوان آثار برتر معرفي شدند.
در بخش داستان كودك و نوجوان، «هفت ديار نيشابور» نوشتهي فروغ عليشاهرودي، و در بخش شعر كودك و نوجوان، «كلاغ سهشنبه» سرودهي مهدي مرادي برگزيده شدند.
رمان «نسل فراموششده» نوشتهي علي درازي و مجموعهي داستان «وقتي جنگ تمام شود» نوشتهي ساسان ناطق هم در زمينهي آثار نوقلمان اردبيل، آثار برتر معرفي شدند.
همچنين از طرف استانداري، ادارهي كل فرهنگ و ارشاد اسلامي، شهرداري و دانشگاههاي علوم پزشكي، آزاد و علمي - كاربردي با اهداي لوح تقدير و هدايايي از رضا سيدحسيني - مترجم پيشكسوت - بهخاطر سالها تلاش در عرصهي ترجمه و تحقيق قدرداني شد.
سيدحسيني در سخنان كوتاهي، استان اردبيل را پيشگام فعاليتهاي مذهبي و فرهنگي معرفي كرد و گفت: من به اردبيلي بودنم افتخار ميكنم.
در مراسم برگزاري جايزهي گام اول، معاون سياسي - امنيتي استاندار اردبيل، قلم را يكي از ابزارهاي مهم در عصر حاضر براي رقابت و ترويج فرهنگ كشورها خواند و گفت: دشمن به اين نتيجه رسيده كه كار نظامي، تحريم اقتصادي، تهديد و جنگ رواني عليه ايران بياثر است؛ لذا الآن تنها جنگي كه دشمن با سنگينترين سرمايه و با ابزارهاي ادبي، هنري، نمايشي، داستاننويسي و داستانگويي، كتابنويسي، اينترنت و رسانههاي ديگر و با صرف هزينههاي كلان بهكار گرفته، جنگ فرهنگي است.
فيروز احمدي افزود: تاكنون اين جنگ عليه ايران در سايهي الطاف خداوندي و انسجام و همدلي مردم ايران بينتيجه مانده است.
او همچنين اظهار داشت: تحليلگران، موقعيت كنوني ايران را به موقعيت جنگ احد در تاريخ اسلام تشبيه ميكنند و ميگويند ايرانيان بايد خيلي مواظب باشند؛ چون الآن فرصت از آن آنان است. در طول 28 سال گذشته ما با دقت و درايت و با غلبه بر توطئههاي دشمنان سربلند شدهايم و بايد از اين به بعد نيز به غفلت تن ندهيم.
معاون سياسي - امنيتي استاندار اردبيل به تاريخ درخشان ايران و مسلمانان اشاره و تصريح كرد: هويت ايراني با تاريخ درخشان آن گره خورده است. تاريخ ما خداپرستان در مقابل مشركان زيباست؛ لذا اين تاريخ بسيار گرانسنگ، دست نويسندگان و هنرمندان را ميطلبد كه اين تاريخ را به هنر و كتاب تبديل و به نسل آينده منتقل كنند.
احمدي آثار ادبي را سرمايههاي كشور خواند و گفت: ما در مقايسه با كشورهاي غرب از ادبياتي غني برخورداريم و وظيفهي نخبگان و نويسندگان اين است كه با تقويت اين آثار، جايگاه ادبيات كشور را ارتقا دهند.
در اين مراسم، مديرعامل خانهي كتاب نيز گفت: اعتلاي فرهنگ عمومي و فرهنگ مكتوب كشور بويژه در حوزهي كتاب در رأس برنامههاي خانهي كتاب قرار دارد. برگزاري جشنوارههاي مختلف در عرصهي كتاب نيز در اين راستا انجام ميگيرد.
سيدمهدي جهرمي برگزاري جشنواره در شهرستانها و استانها را براي خارج شدن از تمركز، ايجاد شور و نشاط فرهنگي در شهرستانها و برقراري عدالت فرهنگي ضروري دانست.
مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اردبيل هم در اين مراسم گفت: گام اول بهخاطر تجليل و تشويق نوقلمان كشور انجام گرفته كه جاي تقدير و تشكر دارد.
اصغر تقيزاده شكيبا افزود: تجليل از نوقلمان، تجليل از فكر و انديشه است. قلم يكي از ابزارهاي مهم در ترويج اعمال صالح در جامعه است و صاحب قلم چنين رسالت سنگيني را در اين راستا برعهده دارد.
او برگزاري چنين مراسمي را در جامعه ضروري دانست و گفت: برگزاري چنين مراسمي باعث ظهور ظرفيتها و استعدادهاي نسل جوان در حقيقتجويي و نشر تفكر و انديشه ميشود.
تقيزاده شكيبا به سابقهي تاريخي اردبيل اشاره و خاطرنشان كرد: استان اردبيل در عرصههاي مختلف فرهنگي، هنري، اجتماعي و ورزشي تأثير زيادي در تاريخ ايران داشته است و دانشمندان بزرگي چون مقدس اردبيلي، شيخ صفيالدين اردبيلي، سيدصدرالدين اردبيلي و سيد محمد اعرابي از افتخارات استان اردبيل هستند.
گفتني است، داوري گام اول را راضيه تجار، محمدرضا بايرامي، فيروز زنوري جلالي، پرويز بيگي حبيبآبادي و جواد محقق برعهده داشتند.
|
"مارسلو دی سینتیو" نویسنده کانادایی با سفر به قلب ایران کتاب "شاعران و پهلوانان " را نوشت. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آمازون، "مارسلو دی سینتیو" که از ورزشکاران رشته کشتی در کاناداست، کتابی را با عنوان "شاعران و پهلوانان؛ سفری به قلب ایران" منتشر کرد که در آن به ورزش زورخانه ای ایران و شعر فارسی پرداخته شده است. او با اشاره به سنت نقالی و مدیحه گویی در زورخانه ها، این نکته را بررسی کرده است که "ایرانیان چطور توانسته اند با خلاقیت خود این دو هنر (شعرسرایی و ورزش باستانی) را با هم وفق دهند؟" نویسنده در این کتاب خاطرات خود را از سفر به ایران نوشته است. او از مهمان نوازی ایرانی ها، قلیان کشیدن مردم و سایر عادات آنان یاد کرده و درباره نقطه نظرهای سیاسی آنها نیز نوشته است: "مردان ایرانی خیلی دوست دارند حرف بزنند؛ به خصوص در مورد سیاست." او در سفر خود به زورخانه ها رفته و از شیوه های مختلف مدیحه سرایی در زورخانه ها تمجید کرده است. دی سینتیو همچنین از مقبره های حافظ، سعدی، خیام، عطار و شهریار دیدن کرده و درباره شعر آنان هم مفصل سخن گفته است. "شاعران و پهلوانان؛ سفری به قلب ایران" ماه گذشته وارد بازار جهانی کتاب شد. "مارسلو دی سینتیو" کانادایی در سال 2003 به ایران سفر کرد و همین سفر دستمایه نگارش "پهلوانان و شاعران" شد. |
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران،هادي منوري، غزلسرا ضمن بيان اين مطلب در گفتوگو با ستاد خبري كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا گفت: آنچه امروزه با عنوان جديدترين فرمهاي ادبي در جهان شناخته ميشوند و نام پيشرو را يدك ميكشند، در مقابل مكتب عظيم مولانا و اقيانوس بيكران شيوهها و شگردهاي متنوع و شگفتانگيز غزلهاي او، تمرين شده و به كار گرفته شده قلمداد ميشوند، چرا كه سايه سنگين و گسترده مكتب مولانا، نوآوريهاي مكاتب پيشرو را در بر ميگيرد و به زير ميآورد.
خالق مجموعه «قيامت حروف» ضمن ابراز خرسندي از توجه مسوولان فرهنگي به آثار مولانا افزود: در روزگاري كه ميبينيم آثار بزرگ ادب كهن ما با ادعاي كشورهاي همجوار مصادره ميشوند و به نام كشورهاي ديگر در فستيوالهاي دهان پركن ظاهر ميشوند، توجه مسوولان فرهنگي به مواريث ادبيات ايران زمين شايسته قدرداني است. به واقع با اين كار در شرايط كه هنديها، بيدل را از آن خود ميدانند يا تاجيكستان رودكي را متعلق به خود ميداند يا تركيه ادعاي مالكيت مولانا را دارد، شاهديم كه پاكستانيها هم گوشه چشمي به تصاحب سعدي دارند.
شاعر كتاب اولين فصل زمين در پايان گفت: كشف افقهاي تازه و دست يافتن به راز و رمز و جادوي كلام مولانا از منظر امروز و براي مخاطب امروز ميتواند مسيري تازه را پيش روي هنر ايراني باز كند تا جهان صداي هنر امروز ما را بار ديگر در تمام ابعاد بشنود.
كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا از ششم تا دهم آبان ماه امسال در تهران، تبريز و خوي برگزار خواهد شد.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) در اين مراسم ميزگردي از سوي نشر چشمه با مديريت كبوتر ارشدي و حضور پژمان گلچين و عليشاه مولوي، گردانندگان نشريه ادبي "دال" برگزار ميشود.
در ادامه اين مراسم نيز چند تن از شاعراني كه تا كنون آثاري از خود در "دال" به چاپ دادهاند، چون علی مومنی، مظاهر شهامت، رویا زرین، ناهید عرجونی، داریوش مهبدی، روجا چمنکار، فرزاد آبادی و پویا عزیزی شعرخواني ميكنند.
از ديگر شاعران اين بخش ميتوان به سعدی گلبیانی، شبنم آذر، آرش نصرتاللهی، میثم ریاحی، حامد رحمتی، ناما جعفری، علی میرکاذهای، شیوا سبحانی، جلیل قیصری، هوشنگ خوشروان، فرشید جوانبخش، رحیم فروغی، لادن نیکنام و آبتین اسکندانی اشاره كرد.
اين مراسم فردا دوشنبه 30 مهرماه از ساعت 17 در تالار ناصري خانه هنرمندان ايران به همت نشر چشمه برگزار ميشود.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دوریس لسینگ، نویسنده انگلیسی زبان و برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۰۶، فردا ۲۲ اکتبر مطابق با ۳۰ مهرماه، ۸۸ سالگی خود را جشن میگیرد.
وی ۸۸ سال پیش، در کرمانشاه ایران متولد شد. پدر او افسر ارتش بریتانیا بود که در زمان تولد دوریس در ۲۲ اکتبر ۱۹۱۹ در کرمانشاه خدمت میکرد.
لسینگ به خاطر مجموعه آثارش که شامل ۵۰ اثر میشود، ۱۰ روز پیش، جایزه نوبل ادبیات را به خود اختصاص داد تا مسنترین برنده جایزه نوبل ادبیات در طول تاریخ باشد.
او پيشتر جوایزی مانند «جایزه پرنس استرالیا»، جایزه ادبی بریتانیایی «دیوید کوهن»، جایزه یادبود «جیمز تیت بلک» را از آن خود کرده است. او همچنین از قبول لقب تشرفاتی «بانو» (Dame) امتناع کرده اما لقب تشریفاتی پایینتری را از ملکه بریتانیا پذیرفته است.
جامعه ادبی انگلستان خود را برای برگزاری جشن تولد این نویسنده که اخیرا مهمترین جایزه ادبی جهان را کسب کرده است، آماده میکند.
در ایران، ترجمه آثار لسینگ از سال 1379 آغاز شد و تاکنون سه کتاب مختلف از او به زبان فارسی منتشر شده است.
خبرگزاری کتاب ایران پیشتر در گزارشهایی به زندگی و آثار این نویسنده و همچنین آثار ترجمه شده از او پرداخته است که مشروح این مطالب در بخش عنواین مرتبط قابل دسترس است.
|
رسول يونان معتقد است كه برگزاري جايزههاي شعر ميتواند در تشويق شاعران جوان راهگشا باشد. اين شاعر در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اينكه گاهي در اين جشنوارهها داوري بهشكل صحيح صورت نميگيرد، عنوان كرد: اگرچه برگزاري اين جايزهها ميتواند بسيار مؤثر باشد؛ اما در برخي جايزهها داوراني كه حتا نميتوانند از روي شعر بهدرستي بخوانند، چگونه ميتوانند دربارهي اثر قضاوت كنند؟! در هيأت داوري يك مسابقه داوراني را ميبينيم كه با الفباي شعر آشنايي ندارند و با ساختارگشايي يك شعر كاملا بيگانهاند، كه در اين حالت، داوري آنان كاملا بياساس است. او افزود: البته جايزههاي شعر اگر هيچ كاري هم نكنند، ميتوانند تنور شعر را گرم نگه دارند و در معرفي استعدادهاي جوان نيز مؤثر باشند. يونان با اشاره به چاپ آثار منتخب جشنوارهها، اظهار كرد: چاپ آثار يك شاعر جوان كه پشت درهاي بستهي چاپ و نشر است، ميتواند در تشويق او نقش بسيار مؤثري ايفا كند. داور سومين دورهي جايزهي شعر والس، نبود امكانات را در برگزاري اين جايزهها جزو مشكلات اصلي دانست و افزود: نبود امكاناتي از قبيل سالن براي برگزاري جشنوارهها و نداشتن حمايتكننده، مشكلاتي را رقم ميزنند كه در ضعف يك مسابقه بسيار تأثيرگذارند. يونان همچنين به اين موضوع اشاره كرد كه جايزههاي شعري كه از سوي نهادهاي خصوصي برگزار ميشوند، بيشتر فراگروهي هستند. او در ادامه دربارهي عواملي كه به بهبود سطح كيفي جشنوارهها كمك ميكنند، گفت: اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و همچنين افراد باتجربه در برگزاري اين جشنوارهها همكاري كنند، جشنوارهها به اعتبار بيشتري دست مييابند. اما جشنوارههايي كه در كشور ما برگزار ميشوند، فاقد اعتبارند. او افزود: در كشورهاي ديگر اهداي جايزهي شعر به يك شاعر باعث ميشود، او در جهان مشهور شود؛ اما در ايران اين جايزهها بومي و با محدوديت همراهاند؛ در حاليكه در كشورهاي ديگر، جايزه هم باعث شهرت فرد و به فروش رسيدن آثارش ميشود و هم براي او يك منبع مالي به حساب ميآيد. يونان علت مشهور نشدن افرادي را كه آثار آنها در جشنوارهها برگزيده ميشوند، در ضعف هيأت داوري دانست و گفت: نهادهاي مستقل چون با مشكلات مالي بسياري مواجهاند، نميتوانند از داوران باصلاحيت و باتجربه براي داوري آثار دعوت كنند و گاهي اوقات نيز جايزههايي كه اهدا ميشوند، براي فرد از نظر مالي نتيجهاي ندارند كه بتواند آثارش را چاپ كند و يا انگيزهاي براي سرودن شعر داشته باشد. او در ادامه تصريح كرد: اگر بار مالي جوايز بيشتر باشد، هم داوري با دقت صورت ميگيرد و هم از داوران با تجربهتر دعوت ميشود. البته نهادهاي خصوصي برگزاركنندهي اين جوايز نيز تاكنون با كمبودهاي بسيار، كارهاي ارزندهاي انجام دادهاند.
|
|
|
محمدرضا عبدالملكيان - مديرعامل دفتر شعر جوان - در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به بيان مشكلات پيش روي برگزاري دومين دورهي كتاب سال شعر جوان پرداخت و گفت: با وجود تنگناهاي فراوان، اگر با حمايت ساير دستگاههاي فرهنگي امكان برگزاري باشد، دومين دورهي جشنواره را برگزار ميكنيم. ![]()
او در ادامه يادآور شد: كتاب سال شعر جوان براي نخستينبار در سال گذشته با هزينهاي بالغ بر 20 ميليون تومان برگزار شد، و كمكهايي كه بهنحوي از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به برگزاري جشنواره شد، آن هم از طريق خانهي كتاب و بهمناسبت هفتهي كتاب، كمتر از يكچهارم هزينههاي كنگره بود.
عبدالملكيان سپس تأكيد كرد: دفتر شعر جوان يك NGO است و درآمد و امكانات خاصي در اختيار ندارد و فعاليتهايش بايد از طريق كمكهاي دستگاههاي فرهنگي صورت پذيرد، كه اين مبلغ كمتر از پنج ميليون تومان، كمترين كمكي بوده كه در دو سال اخير از طريق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اختيار دفتر شعر جوان گذاشته شده است. براي ساير فعاليتهاي دفتر هم هيچگونه كمكي نشده است.
اين شاعر افزود: با قطع اميدي كه به كمكهاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بهوجود آمده است، ديگر از طريق اين وزارتخانه براي دريافت كمك در زمينهي فعاليتهاي فرهنگي هيچگونه پيگيرياي نخواهيم كرد. به يك معنا هيچگونه كمكي از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي اجراي برنامههاي دفتر شعر جوان به عمل نيامده و اين موضوع عليرغم جلسات و مكاتبات مكرري است كه دفتر شعر جوان با مسؤولان وزارتخانه داشته است.
عبدالملكيان همچنين اظهار كرد: ما با برخي از دستگاههاي فرهنگي بويژه دستگاه اول متولي فرهنگ و هنر كشور مشكلاتي داريم و عليرغم فعاليتهاي گستردهاي كه دفتر شعر جوان از سال 68 تا كنون داشته، از آن حمايت جدي نشده است.
او در ادامه با اشاره به جايگاه دفتر شعر جوان در بين علاقهمندان جدي شعر امروز، تصريح كرد: ضرورت دارد اين نكته مورد توجه قرار گيرد؛ اما تصور ميشود و تلقي بزرگواران چنين است كه با امكاناتي كه به اين كشور و فعاليتهاي فرهنگي كشور متعلق است، اختيار كامل با آنان است و هر طور كه بخواهند، به هر تشكل و مجموعهاي كمك ميكنند.
مديرعامل دفتر شعر جوان خاطرنشان كرد: صحبت ما همواره اين است كه اگر فعاليتهاي دفتر شعر جوان در جهت اعتلاي شعر كشور است، دستگاههاي فرهنگي و در رأس آنها وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ميبايست از آن حمايت كنند.
محمد حقوقي متذكر شد: نقد شعر جوان از مسائلي است كه امروز بايد به آن توجه شود. ![]()
اين شاعر و منتقد در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، يادآور شد: تا وجوه مختلف شعر جوان مشخص نشود، نقد آن امكانپذير نخواهد بود. امروز هرچه در اين مورد نوشتهاند، دور از مسأله است و يك نقد اصولي دربارهي اين شعر وجود نداشته است.
او با اشاره به شعر پستمدرن، گفت: نميدانم شعر پستمدرن در ايران يعني چه؟ تعدادي از جوانان براي دل خودشان شعر پستمدرن گفتهاند و وقتي ميگوييم اين شعر را تعريف كنيد، نميدانند چيست. مقالههايي كه ترجمه شده و به ايران آمده، 20 سال پيش در اروپا اهميت داشتهاند؛ اما جوانان ما آنها را ياد گرفتهاند و فكر ميكنند كه از اين طريق ميتوانند شعر پستمدرن بگويند.
حقوقي متذكر شد: تا اين مسائل روشن نشود، نقد شعر جوان ما نيز معلوم نخواهد بود. شاعران جوان ما امروز در سه يا چهار خط حركت ميكنند؛ عدهاي از جوانان غزل ميگويند و با اطمينان ادعا ميكنند دورهي شعر نيمايي گذشته است. اتفاقا اين عده استعداد هم دارند و ميتوانند خوب شعر بگويند؛ ولي غزل ميگويند. عدهي ديگري هم در شعر دارند راه طبيعي خود را طي ميكنند. نوع شعرشان مانند احمد شاملوست و تنها فرقشان اين است كه زبان آركاييك او را برداشته و امروزي كردهاند. بعضي از شاعران جوان امروز هم شاعراني هستند كه در هيچكدام از اين انواع نميگنجند. ساخت در شعر بعضي از آنها وجود دارد و گاهي ميبينيم به تصادف شعرهاي خوبي درآوردهاند.
حقوقي دربارهي ضرورت توجه به شعر جوان، به راهنمايي پيشكسوتان اشاره كرد و گفت: وقتي شعرها را ميبينيم، متوجه ميشويم اگر اين شاعران جوان راهنمايي داشته باشند، آن وقت شعرهاي خوبي خواهند داشت؛ اما متأسفانه در ادبيات ما اين شاعران تك و تنها افتادهاند و هر كاري كه خود ميخواهند، انجام ميدهند و هر كس هم مدعي است كه كار ما با ديگران فرق ميكند.
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «باز هم نوشتم صبح، صبح آمد» به گفتهي احمدي، به شيوهي شعر - داستان است كه براي كودكان نوشته شده است. ![]()
اثر يادشده بهتازگي توسط انتشارات شباويز بهچاپ رسيده است.
همچنين «پسرک، سبد حصيري، فرفرههاي رنگي»، «سفر در شب»، «شب دوازدهم، خواب دوازدهم» و «در باغ بزرگ باران ميباريد» از جمله کتابهاي احمدي هستند که قرار است توسط کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، نشر زيتون و افق بهچاپ برسند.
«قافيه در باد گم ميشود»، «عزير من» و «عاشقي بود كه دير به مسافرخانه آمد» نيز آثاري از اين شاعرند، كه بهتازگي توسط نشر افكار بهچاپ دوم رسيدهاند.
همچنين «همهي شعرهاي من» حاصل 40 سال شاعري احمدي و شامل 18 كتاب شعر، در حال صفحهبندي است، كه او اميدوار است تا پايان اسفند منتشر شود.
اين شاعر همچنين گفت، اين روزها مشغول بازنويسي و آماده كردن چند مجموعهي شعر است و انگيزهاش براي نوشتن چندبرابر شده است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اولین ترجمه از کتاب «Ines del alma mia» (با عنوان انگلیسی Ines of My Soul)، آخرین اثر ایزابل آلنده، نویسنده شیلیایی، با ترجمه محمدعلی مهماننواز، توسط انتشارات مروارید منتشر شد و در هفته جاری به بازار کتاب ایران عرضه میشود. این مترجم نام «اینس در جان من» را برای این کتاب برگزیده است.
همزمان دو ناشر ایرانی دیگر نیز انتشار ترجمههای متفاوتی از این کتاب را پیگیری میکنند.
موسسه انتشارات نگاه، به زودی ترجمه زهرا رهبانی از این کتاب را عرضه خواهد کرد. این مترجم نام «اینس روح من» را برای این کتاب برگزیده است.
از سوی دیگر، انتشارات کتابسرای تندیس، انتشار ترجمه طاهره صدیقیان از این کتاب را با نام «اینس آرام جان من» در دستور کار خود دارد. این کتاب نیز مراحل ترجمه و انتشار را سپری کرده و به زودی در کتابفروشیها عرضه میشود.
آلنده روزنامه نگار و نویسنده 65 ساله آمریکای لاتین است که همانند بسیاری از نویسندگان این خطه نوشتههای خود را در سبک «رئالیسم جادویی» خلق میکند. وی در کتاب اخیر، زندگی «اینس سوارز»، یکی از شخصیتهای تاریخی کشور شیلی را دستمایه رمان قرار داده است.
اینس سوارز، از شخصیتهای تاریخساز سزمین شیلی محسوب میشود که فعالیتهای مختلف و متعددی را در این کشور انجام داده است. وی در پلاسن شیا در غرب اسپانیا به دنیا آمد، اما سالها بعد به آمریكای جنوبی مهاجرت کرد. او یک مرد پركار و سازنده بود و كسی بود كه شهرهایی متعدد، از جمله سانتیاگو را در شیلی ساخت و یا به تكوین آنها یاری رساند.
از آلنده در ایران تاکنون بیش از ده کتاب ترجمه شده است که از میان آنها میتوان به رمانهای «خانه ارواح»، «از عشق سایهها»، «نقش رنگ باخته»، «تصویر کهنه»، «شهر جانوران» و «اشباح مه» اشاره کرد.
نتايج دو مطالعهي جديد نشان ميدهد، درآمد ساليانهي 60درصد نويسندگان انگليسي كمتر از 20هزار دلار يعني كمتر از يكچهارم حقوق مردم اين كشور است و اين امر آنها را مجبور ساخته تا به شغلهايي مثل تدريس بهعنوان معلم يا استاد در زمينهي نويسندگي روبياورند. ![]()
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، روزنامهي گاردين در شمارهي امروز خود در مطلبي نوشت: «حجم فروش آثار داستاني بسيار ناچيز است و كتابهاي نامزد جايزهي بوكر به لطف اعتبار اين جايزه نيز نتوانستهاند فروش قابل قبولي داشته باشند.»
بر اساس اين گزارش، از ميان كتابهاي نامزد بوكر 2007، «در ساحل چسيل» نوشتهي "يان مكايوان" با 100هزار جلد، بيشترين فروش را داشته است؛ اما صرف نظر از اين رمان، گزارش فروش ساير كتابهاي نامزد بوكر واقعاً نااميدكننده است.
براي مثال «گردهمايي» نوشتهي "آن انرايت" كه برندهي امسال بوكر شد، تا پيش از اين اتفاق، تنها 834 جلد فروش داشته است.
"ليود جونز" - نويسندهي نيوزيلندي - كه شانس اول كسب بوكر بود، فروش 880 نسخهيي كتاب «آقاي پيپ» را شاهد بوده يا «اصولگراي ناراضي» نوشتهي "محسن حميد" پاكستاني يكهزار و 519 جلد فروخته است.
«مردان تاريكي» نوشتهي "نيكولا باركر" فروش 499 جلدي داشته و پايينترين حجم فروش نيز براي «مردم حيواني» نوشتهي "ايندرا سينها"ي هندي بوده كه تنها 231 جلد فروخته است.
گاردين در ادامه آورده است: اگرچه به لطف نامزد شدن اين كتابها براي جايزهي بوكر، فروش آنها افزايش يافته؛ اما آمار همچنان نااميدكننده است. اگر فروش قابل قبول يك رمان ادبي را امروزه دوهزار جلد براي گالينگور و هشتهزار جلد براي شوميز در نظر بگيريم، درآمد فروش حاصل از آن به 18هزار دلار ميرسد، كه با احتساب حق اقتباس فيلم و مجموعههاي تلويزيوني و فروش خارجي آن به رقم 24هزار دلار ميرسد. البته اين ميزان فروش نه فقط براي يك سال، كه براي سه تا چهار سالي است كه نويسنده وقت خود را براي نوشتن آن رمان صرف كرده است.
البته گفتني است گزارش فهرست كتابهاي پرفروش آمازون نشان ميدهد، «گردهمايي» كه برندهي بوكر 2007 شد، پس از برگزيده شدن، به رتبهي پنجم پرفروشترينهاي ادبيات و داستان راه يافته است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در گفت و گوی خبرنگار این رسانه با اهالی نشر شهرستانها قریب به اتفاق آنها توزیع کتاب را اصلی ترین دغدغه خود دانستند. عرضه و رساندن کتاب به دست مخاطب برای ناشران دور از پایتخت با مشکلات بسیاری همراه است.
مسعود عالمپور رجبی، مدیر نشر "احساس" تبريز، ميگويد: با تاسیس شرکت های عمده پخش و توزیع کتاب در شهرستان ها، عمده ترین مشکل ناشران شهرستانی برطرف خواهد شد.
وی با بیان مطلب فوق به خبرنگار ایبنا گفت: عدم دسترسی بسیاری از ناشران شهرستانی به مراکز پخش کتاب در تهران، كتابهای آنان را بدون مخاطب می گذارد.
همچنین در این باره مدیر نشر "زادبوم" گرگان اظهار داشت: ناشران نوپا و گمنام استان ها از نابرابری سیستم توزیع در کشور صدمه می بینند.
حجتالله جعفریان، ناشر شهرکردی نیز در بیان وضعیت نشر استان چهارمحال و بختیاری یادآور شد: ناشران این استان محروم اغلب نمی توانند بیشتر از دو یا سه کتاب در سال عرضه کنند. دلیل عمده این امر اندک بودن توان مالی این ناشران است که آنان را از سرمایه گذاری بر آثار مولفان بومی باز می دارد.
وی تاکیدکرد: در چنین شرایطی سرمایه گذاری بر روی یک کتاب بر عهده مولف نهاده می شود و روشن است که یک نویسنده و پژوهشگر شهرستانی نمی تواند به راحتی سرمایه چاپ و توزیع کتاب را فراهم کند.
مدیر نشر "بشارتفر" گنبدکاووس در گفت و گو با ایبنا افزایش حجم ترجمه در بازار کتاب شهرستان ها را با ناکارآمدی در سیستم توزیع ارتباط داد و گفت: کتاب در شهرستان های کوچک یک عنصر تزریقی است و تا زمانی که نسبت به آن الزام و اجباری از سوی مدارس و دانشگاه ها وجود نداشته باشد، از آن استقبال نمی شود.
رجبمحمد بشارتفر ادامه داد: در چنین شرایطی با وجود تبلیغات اندکی که در معرفی نویسندگان و شاعران معاصر ایران انجام می گیرد و از سوی دیگر اهالی قلم شهرستان ها برای چاپ و نشر اثر خود به تهران مراجعه می کنند بازار ترجمه در شهرستان ها رونق بیشتری پیدا می کند.
مدیر نشر "پیام امام هادی (ع)" افزایش سهم ناشران شهرستانی از خرید کتاب از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را راه حل رفع مشکل توزیع ناشران شهرستانی می داند.
این ناشر قمی به ایبنا گفت: ناشران شهرستانی به دلیل دور بودن از مراکز توزیع نمی توانند به طور کارآمد کتاب های باارزش خود را عرضه کنند. تجهیز کتابخانه های عمومی در مناطق دورافتاده با کتاب های این ناشران حمایت از فرهنگ کتابخوانی جامعه خواهد بود.
علی سعیدی، مدیر نشر "تحسین" قم، نيز در تایید سخنان همکاران خود تصریح کرد: در صورتی که توزیع کتاب در اختیار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار گیرد ناشران با دغدغه کمتری به عرضه و چاپ کتاب های باارزش می پردازند.
یک ناشر آثار کمک آموشی در مشهد خواستار نظارت دقیق تر دولت بر عملکرد توزیع کنندگان تهرانی شد و خاطرنشان کرد: با وجود اینکه نشر "رایان حساب" در حوزه کتاب های علمی و کمک آموزشی فعالیت می کند و با مخاطبان خاص روبهروست، به دلیل قرار داشتن در شهرستان نمی تواند کتاب های خود را به طور موثر عرضه کند.
در این زمینه جهانگیر رضاییان، مدیر نشر "بامشاد" مشهد خاطرنشان کرد: بسیار اتفاق می افتد که یک ناشر برای توزیع کتاب در کتاب فروشی های شهر خود با مشکل روبهرو می شود و در حالی که هیچ یک از توزیع کنندگان هم استان، کتاب او را خریداری نکرده اند، کتاب با تخفیف بالا از سوی یک ناشر شهرستانی به تهران فرستاده و با قیمتی گران تر به کتاب فروشان همان شهرستان فروخته می شود.
همچنین مدیر نشر "استوار" پیشنهاد کرد: در پایتخت نمایشگاه دایمی کتاب برای عرضه کتاب های شهرستانی برپا شود.
وی تاکید کرد: در صورتی که در شهر تهران نمایشگاه و فروشگاه عمده آثار شهرستانی احداث شود و همه ناشران بتوانند کتاب های خود را به راحتی و به صورت امانی در آن محل عرضه کنند، حمایت بسیار خوبی از ناشران شهرستانی شده است.

این کتاب که با جزئیات فراوان به شرح زندگی این خانواده در خانهای در محله «فریدناو» در جنوب برلین میپردازد با عنوان «پنج فصل گراس» منتشر شده است.
«آملونگ» در این کتاب مسایل مختلفی از زندگی «گراس» و خانوادهاش را نقل میکند؛ از شیوه زندگی آنها که در آن زمان به نظر «آملونگ» عجیب بوده (زندگی کردن در خانهای که دیوارهایش کاغذ دیواری ندارند، غذا خوردن پشت میز بدون رومیزی، زمین برهنه خانه که فرشی روی آن پهن نشده و ...) تا عشق وافر جناب نویسنده به خوردن گوشت که به عقیده «آملونگ» تا امروز از سفید شدن موهایش جلوگیری کرده است.
در بخشی از این کتاب «آملونگ» مساله جالب دیگری را مطرح میکند و آن استخدام او به عنوان خدمتکار خانواده «گراس» در سن 16 سالگی است. او که دختر یک کشیش پروتستان بوده روزی در مجله مذهبی «مسیح و دنیا» که پدرش مطالعه میکرده چشماش به آگهی میافتد که نوشته بود: «220 مارک در ماه برای پوست کندن پیاز»! به عقیده «آملونگ»، ارباب سابقاش هنوز این لطیفه قدیمی را از یاد نبرده است و عنوان آخرین کتاب او نیز به همین مساله اشاره میکند.
به نوشته «آملونگ» پوست کندن پیاز (به معنای لغوی آن) کاری بود که «گراس» به شدت از آن بیزار بود و زمانی که او هنگام پیاز پوست کندن اشک میریخت، «گراس» به شوخی به همسرش میگفت: «نگاه کن مارگارت از فرط شادی از پوست کندن پیازها اشک میریزد!»
گراس در آخرین اثر خود با عنوان «پوست کندن پیاز» که در سال جاری میلادی منتشر شد، شاید به استعاره به عملی که از انجام آن بیزار بوده (یا شاید فاش کردن لایههای زیرین زندگیاش، مانند پوست کندن پیاز) برای اولین بار فاش کرد که در نوجوانی و در زمان جنگ جهانی دوم (یعنی زمانی که 13 تا 17 سال سن داشته) از اعضای نیروهای ویژه نازی، موسوم به «اساس»ها بوده است.
این اعترافات «گراس» جنجال بسیاری در سراسر جهان درست کرد و حتی برخی محافل افراطی صهیونیستی تلاش کردند با تحت فشار دادن بنیاد نوبل جایزه نوبل ادبیات را از او پس بگیرند که البته موفق نشدند.

این داستان درباره یک زن 30 ساله دوبلینی است که در پی مرگ برادر الکلیاش، بار دیگر به خانوادهاش میپیوندد.
در این روز نویسندگان دیگری مانند «امی بلوم» و «شالوم آوسلاندر» نیز در کنار «انرایت» حضور خواهند داشت و پس از او هر یک بخشهایی از آثارشان را قرائت خواهند کرد.
در این جشنواره که بزرگترین رویداد ادبی کانادا به شمار میرود حدود 90 نویسنده برجسته از کشورهای مختلف مانند «جنت ترنر هاسپیتال» از استرالیا، و «ویل سلف» از بریتانیا در کنار نویسندگان برجسته کانادایی مانند «مایکل اونداجی» و «ام جی واسانجی» حضور دارند. «ایان رنکین»، نویسنده اسکاتلندی و خالق پرفروشترین رمانهای جنایی میهمان ویژه این دوره از این جشنواره ادبی است که از چهارشنبه 17 اکتبر (25 مهر) کار خود را آغاز کرده است.
برنده جایزه بوکر 2007 نیز در روز افتتاح جشنواره بینالمللی نویسندگان کانادا، در لندن معرفی شد.
جايزهي ملي ادبيات سال 2007 جمهوري چك به "ميلان كوندرا" تعلق گرفت.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، آنطور كه خبرگزاري رسمي چك (CTK)، گزارش داده، اين نويسندهي 78ساله كه مدتهاست در فرانسه زندگي ميكند، براي دريافت جايزهي 154هزار دلارياش قصد ندارد در مراسم روز پنجشنبه 25 اكتبر در پراگ شركت كند. ![]()
او در كشورش با رمان سال 1967 با نام «شوخي» شهرت يافت. با وجود شهرت بينالمللي كه متوجه "كوندرا"ست، در جمهوري چك نوعي گوشهگيري خاص دارد و اين شايد به اين علت است كه ترجيح ميدهد آثارش را به زبان فرانسوي بنويسد و اولويتي به چاپ رمانهايش به زبان مادرياش نميدهد.
«سبكي تحملناپذير هستي» كه يكي از شاهكارهاي كوندراست، در پاييز سال گذشته در حالي در پراگ منتشر شد كه 20 سال پيش از آن به زبان فرانسوي بهچاپ رسيده بود.
كوندرا كه مليت فرانسوي اختيار كرده است، سال گذشته جايزهي "لاديسلاو فوكس" را از سوي آكادمي ادبي چك دريافت كرد.
هاشم اكبرياني گفت: برگزاري جايزههاي شعر، حتا به تعداد اندك، در بهبود بخشيدن به وضعيت شعر مؤثر است. ![]()
دبير جايزهي شعر خبرنگاران در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: ممكن است عدهاي اعتقاد داشته باشند كه اين جشنوارهها از محتواي كمي برخوردارند و يا داوري آنها ضعيف است؛ اما همهي اينها دلايلي غيرقابل توجيهاند.
او با بيان اينكه تعداد اين جايزهها به هر اندازهاي كه باشد، هيچ ايرادي ندارد، گفت: بايد اجازه داد تا هر گروه و جريان فكري جايزههاي خود را برگزار و برگزيدگان مورد نظر خود را اعلام كند.
اكبرياني دربارهي حمايتهاي دولتي از اين جايزهها، گفت: چون دولت نهادي عمومي است و به همهي مردم تعلق دارد، حمايتهاي آن نيز بايد از همهي جايگاههاي شعري باشد.
او در ادامه اظهار كرد: هر جريان شعري داراي ويژگيهاي خاص خود است، كه هر كدام از اين جريانها ميتوانند خواستهاي خود را از طريق برگزاري جوايز برآورده كنند؛ بنابراين برگزاري اين جوايز در هر جريان شعري ميتواند به آن جريان كمك بسياري كند.
او با اشاره به خردهگيري برخي افراد از اينكه اين جوايز شعرهاي غيرشاعرانه و يا شعرهايي را كه جنبهي تخصصي ندارند، ترويج ميدهند، بيان كرد: بايد اجازه داد حتا عامهي مردم نيز جريانهاي شعري مورد نظر خود را انتخاب كنند و به آنها جايزه دهند.
اين شاعر همچنين بر اينكه مشكلات و ضعفهاي اين جايزهها از درون اين جريانهاي فكري نيست، تأكيد و تصريح كرد: مشكلات مالي و همچنين مسائل مربوط به داوري اين جايزهها مسائلي هستند كه از عوامل بيروني ناشي ميشوند.
اكبرياني افزود: ضعفهايي كه در داوري وجود دارند، بهعلت بسياري از مسائل مالي هستند، كه داوران با آنها روبهرو هستند؛ چرا كه بسياري از داوران براي حل مشكلات مالي ناچارند كارهاي مختلفي انجام دهند و در كنار اين كارها نيز به امر رايگاني چون داوري بپردازند و در اين حالت است كه داوري دقت لازم را نخواهد داشت.
او در ادامه عنوان كرد: اگر جايزهي شعري از نظر مالي داراي امتيازاتي باشد، داوران ميتوانند از دغدغههاي فكري خود كم كنند و تنها به مسألهي داوري بپردازند.
هاشم اكبرياني با تأكيد بر اينكه اعتقاد به فراگروهي بودن جايزههاي شعري بسيار غلط است، اظهار كرد: هر داور و هر جريان شعرياي به معيارها و شاخصهاي خاص گرايش دارد و با همان معيارها و شاخصها به سراغ گزينش آثار ميرود؛ بنابراين نبايد انتظار داشت جريانهاي شعري فراگروهي عمل كنند؛ بلكه بايد اجازه داد تا هر جرياني در حوزهي علايق خود، آثار برگزيده خود را انتخاب كند.
او برگزاري جايزههاي ادبي را در حوزهي داستان نسبت به شعر، فراگيرتر دانست و افزود: در عرصهي داستاننويسي جايزههاي مستقل بسياري داشتهايم و طبيعتا در عرصهي داستان موفقيت در جوايز ادبي بيشتر بوده؛ اما در كل هر جايزهاي در حوزهي خود تأثيرگذار است.
اكبرياني در پايان اظهار كرد: اگر يك جايزه در سطح وسيعي برگزار شود و از امكانات دولتي نيز برخوردار باشد، اما نتواند با جامعهي خود ارتباط برقرار كند، تأثيرگذار نخواهد بود.
به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، احترامي كه چهارشنبه
در مراسم بزرگداشت عمران صلاحي در نخستين سال درگذشتش در سراي اهل قلم سخن ميگفت، با بيان اينكه صلاحي جزو معدود كساني است كه مانند منشور است و از هر طرف كه به او نگاه شود، نوري ساطع ميشود، اظهار كرد: صلاحي هيچ كار غيرطنزآميزي ندارد و در همهي كارهاي او سايهاي از طنز ديده ميشود؛ چرا كه طنز، يك ژانر، قصه، نثر و فيلمنامه نيست؛ بلكه يك نمك و چاشني است كه در همهي ژانرهاي مختلف هنر جاري است و درواقع صلاحي در همهي كارهاي خود، اعم از شعرهاي عاشقانه، نثر و تحقيقاتش، طنزآميز است.
وي افزود: صحبت از طنز صلاحي از يك طرف بهعلت طنزآميز بودن همهي كارهاي او بسيار آسان است و از طرف ديگر، دشوار؛ چرا كه طنز صلاحي فقط يك نوع و يا يك شيوهي خاص نيست. او جزو معدود انسانهايي است كه فضاي طنزآميز 40 سال اخير و معناي طنز را بهخوبي درك كرده بود.
اين طنزپرداز پيشكسوت با بيان اينكه عمران صلاحي در انواع زمينههاي غيرجدي و شوخطبعي كار كرده بود، گفت: كارهاي او هم هجو و هزل و لطيفه، و هم مطايبه و شوخي و مضحكه دارد. او هر كاري را به عمق ميبرد و هم بسيار ساده مينگاشت. كليهي ادبيات كلاسيك ايران را بهشكل عميقي مطالعه كرده بود و اين در همهي كارهايش نيز ساري و جاري بود.
ادامه مطلب
سال گذشته از برگزاري دو جايزهي شعر با نامهاي: جايزهي ملي شعر ايران (افسانهي گوهران) و جايزهي شعر كودك و نوجوان خبر داده شد، كه پس از گذشت يك سال اعلام شد، هيچكدام از اين جايزهها برگزار نخواهند شد. ![]()
به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جايزهي ملي شعر ايران (افسانهي گوهران) قرار بود از سوي فصلنامهي گوهران ديماه 85 با دبيري عليشاه مولوي برگزار شود، كه آن زمان گفته شد، بهدليل بيماري اين شاعر، زمان برگزارياش به تعويق خواهد افتاد.
سعيده آبشناسان - مديرمسؤول فصلنامهي گوهران - در اينباره توضيح داد: بعد از بهبودي عليشاه مولوي بنا داشتيم اين جايزه را برگزار كنيم؛ اما عنوان «جايزهي ملي شعر» باعث دردسرهاي فراواني شد و گفتند جايزه نبايد با اين عنوان برگزار شود. من هم چون انتشار مجلهي گوهران برايم اهميت داشت، تصميم گرفتم جايزه را برگزار نكنم.
اين جايزه بنا بود بخشهاي مختلفي را از جمله شعر اكنون، شعر اقوام ايراني، شعر شاعران ملل و شعر شاعران در غربت داشته باشد و جايزههايي به يك پيشكسوت، بهعنوان شاعر ملي، يك شاعر بينالملل، يك شاعر نوخيز و جوان، شعر كودك، شعر اقوام ايراني، قالب غزل، و جايزههايي به يك شاعر زن بهعنوان صداي زن ايراني، و نيز بهعنوان پديدهي شعر به يك شاعر ديگر، اهدا شود.
از سوي ديگر، حميد هنرجو كه قرار بود دبيري جايزهي شعر كودك و نوجوان را برعهده داشته باشد، گفت: برگزاري اين جايزه كلا منتفي شده است. زمانيكه برگزاري اين جايزه مطرح شد، با چندجا صحبت كرديم؛ اما ديديم بوي حمايت نميآيد و در نتيجه اين جايزه به بنبست خورد.
اين شاعر افزود: استقلال جايزههاي ادبي زير سؤال است. جايزه يا بايد مستقل باشد يا زير نظر نهاد، تفكر و مديريتي برود. ما با اين موضوع مشكلي نداريم تا جايي پيدا شود و تفكر كل آن مجموعه را بپذيريم كه هدفش اشاعهي ادبيات كودك باشد؛ ولي نهادهايي كه متولي ادبيات كودك هستند، به اين بحث نميپردازند؛ يا شتابزده و يا سياستزدهاند و براي خود، تفكر، شيوه و راه مناسب و مشخصي ندارند.
هنرجو يادآور شد: اميدوارم روزي به جايي برسيم كه شعر كودك و نوجوان هويت مستقل داشته باشد و از چنبرهي چند اسم بيرون آيد.
اين جايزه بنا بود در سال 85 مجموعههاي شعر منتشرشده در سال 84 را در حوزهي شعر كودك و نوجوان مورد ارزيابي قرار دهد و از برگزيدگان آنها تقدير كند.
قرار بود داوران جايزه از ميان شاعراني باشند كه در عرصهي شعر كودك و نوجوان حضور فعال دارند و در عين حال در عرصهي روزنامهنگاري، به فعاليت جدي مشغولاند و از طريق رسانههاي گروهي با مخاطبان اصلي خودشان، يعني بچهها، تعامل برقرار ميكنند.
همچنين بهتازگي از برگزار نشدن جايزهي شعر بيژن جلالي در اين دوره خبر داده شد. جايزهي شعر امروز ايران (كارنامه) نيز سه دوره است كه برگزار نميشود.
حافظ موسوی :شعر هنري کلامي است و از آنجا که کلام داراي معنا است منطقاً بايد بتوانيم به اين نتيجه
ساده برسيم که وجود معنا در شعر امري بديهي است. به عبارت ديگر شعر محصول يکي از کارکردهاي زبان است و اين جمله مشهور که «شعر اتفاقي است که در زبان مي افتد» معطوف به همين معنا است. شعر محصول کارکرد زيبايي شناسي يک زبان است و از اين منظر شايد با اندکي تسامح بتوان گفت رابطه شعر و زبان مثل رابطه رقص و راه رفتن است. به تعبير رومن ياکوبسن «شعرشناسي عمدتاً به اين مساله مي پردازد که چه چيزي پيام کلامي را تبديل به اثر هنري مي کند.»1 در اين عبارت نيز بر ماهيت کلامي (زباني) شعر که حاوي پيام کلامي بودن آن فرض مسلم انگاشته شده است و نحوه فراروي يا تبديل آن به اثر هنري به عنوان وظيفه منتقد شعر يا شعرشناس تعيين شده است. در تعبير ياکوبسن از شعر تلويحاً به دو نکته اشاره شده است. نخست اينکه شعر به هر حال يک نوع پيام کلامي است و ديگر اينکه در اين پيام کلامي ساز و کاري وجود دارد که آن را به اثر هنري تبديل مي کند. در تعاريف ديگر آمده است که زبان نهادي اجتماعي است. يعني نهادي برآمده از زندگي اجتماعي (انسان) که افراد جامعه را به هم پيوند مي دهد. بنابراين براي تحقق زبان و امر زباني وجود يک رابطه دوسويه (گوينده- شنونده) الزامي است. تحقق اين رابطه وابسته به اشتراک و توافق بين دو طرف (فرستنده و گيرنده پيام کلامي) در يک نظام نشانه شناسي است. بنابراين زبان هم حامل معنا است و هم داراي کارکرد ارتباطي. با اين مقدمات بديهي قاعدتاً وجود معنا در شعر که خود حاصل يکي از کارکردهاي زبان است نمي تواند مورد ترديد باشد. اما خواهيم ديد که اين نتيجه گيري ساده به سادگي مي تواند مورد ترديد قرار گيرد. حتماً شنيده يا خوانده ايد که مي گويند؛ «معنا نزد شاعر است.» يعني دسترسي به آن براي خواننده اگر نگوييم غيرممکن، دست کم دشوار است. گرچه حالا ديگر حتي مي توان گفت که معنا نزد خود شاعر هم نيست. در هيچ يک از اين هر دو گفته البته وجود معنا انکار نشده است. بلکه دستيابي به آن دشوار يا غيرممکن تلقي شده است. اولي معنا را پنهان در وجود شاعر مي داند و دومي پنهان در وجود متن.
ادامه مطلب
در این روزگار سخت و پر التهاب شنیدن برخی خبرها آدم را متعجب میسازد. مدتی است که با دوستی ایرانی مقیم انگلیس آشنا شدهام البته هنوز ندیدماش اما رابط آشنای من با او کسی نیست جزء ایوونا نویسکا مترجم و ایران شناس که کتاب «یازده سپتامبر» شیمبورسکا را به همراه علی رضا دولتشاهی ترجمه کرده است.
روزی خانم نویسکا ایمیل زد که کجایی ببینی فلانی آقایی به اسم «محمد سامقانی» یک ایرانی مقیم انگلیس، از انگلیس پای پیاده عزم خلیج فارس کرده و در مدتی که در لهستان بوده با او مصاحبه ای انجام داده ام که برایت می فرستم. وقتی متن مصاحبه را خواندم اول پیش خودم گفتم این آقای سامقانی عجب اعصابی دارد ما با ماشین به مسافرت های کوتاه می رویم خسته می شویم وای به حالی که پیاده سفر کنیم.
تصمیم گرفتم تا متن مصاحبه را برای «مجتبی پورمحسن» بفرستم تا در روزنامهی گیلان امروز (چه قدر دلم برای اون روزایی که تو روزنامه کار می کردم تنگ شده) چاپ کند. خوشبختانه مجتبی سنگ تمام گذاشت و متن مصاحبه را در 1 صفحه تمام به همراه عکس روی جلد چاپ کرد. من هم همان روز صفحه ی مربوطه را اسکن کردم و برای خانم نویسکا فرستادم. خانم نویسکا شوکه شده بود و باورش نمیشد فردای آن روز عکس محمد سامقانی و متن مصاحبه را جلوی چشمان اش ببیند.
گویا بعداً خبر چاپ این مصاحبه را به آقای سامقانی هم داد. دیگر از این آقای سامقانی خبر نداشتم تا این که خانم نویسکا دوباره ایمیل زد که فلانی کجایی که آقای سامقانی نزدیکی های آستارا است. قضیه جالب شد چون من به خانم نویسکا گفته بودم ای کاش آقای سامقانی گذرش به خزر هم بیفتد.
خلاصه جناب سامقانی امروز پس از 19 سال می رسد به آستارای ایران و به قول خودش می آیم تا خاک وطن را ببوسد . در گفت و گویی که با او داشتم عنوان کرد روزی 25 تا 30 کیلومتر بیشتر نمیتواند راه برود. با حساب ما از آستارا تا رشت 180 کیلومتر است و اگر اتفاقی پیش نیاید ایشان جمعهی هفتهی بعد در شهر رشت خواهند بود.

يك ايراني حامل پيام صلح وارد گرجستان شد
بلگراد - پيام صلح يك ايراني به جهانيان
این جهانگرد ایرانی در صوفیه درباره اهداف سفر خود گفت:
رمان «مردي كه در غبار گم شد» نصرت رحماني پس از 30 سال دوباره منتشر ميشود.
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين رمان روايت نصرت رحماني - شاعر معاصر - از زندگي خودش است، كه اولينبار در سال 1327 منتشر شده و آخرين چاپش به سال 56 بازميگردد.
«مردي كه در غبار گم شد» بهزودي براي دريافت مجوز نشر ارايه خواهد شد.
رحماني علاوه بر اين رمان، مجموعهي داستان «نامههايي كه هرگز به او نرسيد» را در زمينهي داستان خلق كرده است.
همچنين «كولي وحشي»، گزيدهي شعرهاي اين شاعر، كه سه ماه پيش منتشر شده، به تازگي توسط انتشارات نگاه به چاپ دوم رسيده است. ![]()
ديگر مجموعههاي رحماني از جمله «كوچ و كوير»، «ترمه»، «ميعاد در لجن» و «بيوهي سياه» نيز بهتازگي تجديد چاپ شدهاند.
آرش رحماني - فرزند نصرت رحماني - كه چندي پيش از انتشار مجموعههايي از شعرهاي چاپنشده، مصاحبهها و دستنوشتههاي اين شاعر خبر داده بود، در اينباره گفت: تعدادي از گفتوگوها و شعرهاي چاپنشدهي پدرم گردآوري شده است، كه بهزودي آنها را به ناشر خواهم داد.
نصرت رحماني زادهي تهران در روز دهم اسفندماه سال 1308 بود. در مدرسهي پست و تلگراف و تلفن درس خواند. مدتي در راديو مشغول بود و روزنامهنگاري هم كرد؛ با مجلههاي «فردوسي»، «تهران مصور»، «سپيده و سياه» و «اميد ايران» همكاري داشت و مسؤول صفحههاي شعر مجلهي «زن روز» شد.
علي باباچاهي معتقد است: پريدهرنگي يا تفرقهاي را كه در شعر جوان وجود دارد، به استعداد هنري شاعران نميتوان نسبت داد.
اين شاعر در ادامهي گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تصريح كرد: مشكلاتي كه در زمينهي توزيع كتابهاي شعر جوان وجود دارند، دامنگير شعر شاعران مطرح نيز هستند؛ اگرچه اين مشكلات در زمينهي شعر جوان بيشترند. مشكلي كه در سيستم توزيع و پخش ما وجود دارد، اين است كه ناشران غالبا شعر شاعران جوان را با هزينهي شخصي چاپ ميكنند
و توزيع اين كتابها را به عهدهي خود شاعر يا مؤلف ميگذارند؛ پس مؤلف بايد نقش توزيعكننده را هم بر عهده بگيرد و فكر ميكنم نبايد اين مشكل را دست كم گرفت.
او يادآور شد: همين وضعيت، يعني نبود توزيع درست كتابها، خود به تصور نوعي بحران دامن ميزند و تصور نوعي بحران را در شعر معاصر ايجاد ميكند.
باباچاهي همچنين گفت: وقتي كتابي به درستي پخش نميشود و به دست خواننده و منتقد نميرسد، طبيعي است كه بر كمرنگي شعر جوان بيتأثير نيست. چون بيشتر كتابهاي شعر جوان به دستم ميرسد، به نظرم، بين اين دفترها، شعرهاي درخشاني ديده ميشوند و گاه به گونهاي است كه انعكاس پيدا نكردن ارزش اين كتابها در حوزههاي فرهنگي باعث تعجب ميشود. البته در عين حال در اينكه بعضي از ناشران به انتشار سريع كتابهاي شعر جوان دامن ميزنند، شكي نيست؛ بدين شكل كه برخي از ناشران بدون توجه به وجه كيفي كتابهاي شعر، با دريافت مبالغي نسبتا چشمگير از شاعران جوان، كتابشان را به چاپ ميرسانند.
او در ادامه متذكر شد: از طرفي وضعيت نامطلوب فروش كتاب (چه شعر و چه غير شعر) بر اين وضعيت نامطلوب دامن ميزند؛ پس ما درواقع با نوعي بحران قضاوت دربارهي شعر و بويژه شعر جوان روبهروييم.
باباچاهي دربارهي ضرورت توجه به شعر جوان متذكر شد: در اين راستا بايد به عواملي انديشيد كه نقش معرفيكنندهي شعر جوان را ميتوانند برعهده بگيرند؛ مثلا مطبوعات. به گمانم در حال حاضر به هر دليلي نشرياتي كه در شكل گاهنامه يا ماهنامه به شعر هم توجه ميكنند، حالت نوعي جزيرهي پراكنده را دارند. برخي از اين نشريات با تيراژ اندك عرضه ميشوند و فاقد پشتوانهي مالي هستند؛ در نتيجه زود هم تعطيل ميشوند. البته اين موضوع نه در شعر جوان؛ بلكه در داستان، رمان و آثار فلسفي نيز صادق است. مجلات دولتي هم كه كم و بيش به شعر ميپردازند، به نظر جوابگوي خوبي براي بهتر كردن و يا توجه به وضعيت شعر امروز نيستند.
اين پژوهشگر سپس گفت: وقتي اين همه مشكل را پيش رو داشته باشيم، كم و بيش شاهد نارضايتي بسياري از ناشران در كار خود هستيم و اينها به نوعي ميتوانند پاسخ خود هم باشند؛ يعني بهبود وضعيت شعر معاصر و رفع مشكلات در گرو رفع مشكلاتي كه اشاره شد.
باباچاهي معتقد است: شعر امروز و شعر جوان آنطور كه هست، خوب يا بد، خود را نشان خواهد داد و اين گرهخوردگي صرفا به حوزهي آفرينش شعر مربوط نيست؛ بلكه به حوزهي ديگري مثل اقتصاد، پخش و نشر و حتا الگوهاي اجتماعي نيز مربوط است. بايد ديد اين گرهخوردگيها چگونه با ياري مسؤولان گشوده خواهند شد.
او يادآور شد: بين تعداد زياد كتابهاي شعري كه به دستم ميرسد، شعرهاي اميدواركننده هم هستند؛ اما بهدليل همين مشكلاتي كه گفتم، تعدادي يا دلسرد شده و يا به دليل موانع كار را رها ميكنند.
باباچاهي در پايان با اشاره به نقش رسانههاي گروهي در توجه به شعر جوان، متذكر شد: در اين زمينه بايد به نقشي كه تلويزيون و راديو ميتوانند داشته باشند، توجه كرد.
تيتراژ سريالهاي ماه مبارك رمضان را همچون چند سال گذشته، ترانههايي همراهي كردند كه غالبا با به تصوير كشيدن فضا و اتفاقات سريالها قصد داشتند تا ضمن آشناسازي مخاطب با فضاي كلي داستان، او را در پيگيري موضوع ترغيب كنند. در عين حال اين موضوع قابل توجه است كه اگرچه نميتوان خصوصيات و پرداختهاي ظريف شعر را از ترانه، كه مخاطب عامتري دارد، توقع داشت؛ اما در عين حال نبايد با ترانه برخوردي سادهانگارانه داشت.
ادامه مطلب
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، رولينگ كه از تجمع كمسابقهي هواداران هري پاتر براي گرفتن نسخههاي امضاشدهي آخرين كتاب خود به وجد آمده بود، گفت: «همه از من ميپرسيدند نوشتن كار طاقتفرسايي است؟ دستانت آسيب نديدند؟ اما بايد صادقانه بگويم واقعا لذت بردم.»
به گزارش رويترز، اين نويسندهي 42ساله اظهار كرد: «بعد از يك دهه نويسندگي كه به پايان رسيده است، حالا احساسي مانند سپري كردن دوران تعطيلات را دارم و هنوز نوشتن دايرةالمعارف هري پاتر را كه طرفداران هري پاتر در جهان منتظرش هستند، شروع نكردهام.»
رولينگ در اين ديدار به كار بعدياش اشارهاي نكرد؛ اما اظهار كرد كه دنبال كردن داستانهاي هري پاتر كار دشواري است. ![]()
او افزود: «ميخواهم دلبستهي شخصيتي شوم كه پيش از اين، همانگونه دلبستهي هري پاتر شده بودم. هرگز به ژانر خاصي فكر نميكنم. طرح داستان و شخصيتها هستند كه اهميت دارند؛ با اين حال بايد چيزي باشد كه من عاشقش شوم.»
رولينگ كه در سالن "كداك" لسآنجلس - محل اعطاي جوايز اسكار - صحبت ميكرد، يك فصل از آخرين كتابش، «هريپاتر و قديسان مرگبار» را براي حاضرين خواند و به پرسشهاي 12 كودك كه از او دربارهي احساس نويسندگي و شخصيتهاي داستانهايش پرسيدند، پاسخ گفت.
اين نويسنده در ادامهي تور كتاب خود در ماه جاري به نيواورلندز و نيويورك سفر خواهد كرد و مراسم امضاي كتاب و كتابخواني خواهد داشت.
|
داستانی از فرانتس کافکا با ترجمه احمد شاملو 26 مهرماه در رادیو خوانده و بررسی می شود. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، این داستان کوتاه، "یک نوشته قدیمی" نام دارد که سال ها پیش توسط احمد شاملو به فارسی برگردانده شد. "یک نوشته قدیمی" از کتابی با عنوان "داستان" انتخاب شده است که در سال 1373 به وسیله نشر نشانه عرضه شد. کافکا در این داستان به روایت سرنوشت کشوری می پردازد که مورد تاخت وتاز بیگانگان قرار گرفته است؛ بیگانگانی که از شدت هتک حرمت و تجاوز به خاک آن کشور حتی به زباله های آن هم رحم نمی کنند. ماجرای "یک نوشته قدیمی" در فضایی وهم آلود رخ می دهد و کافکا در آن با دیدگاهی انتقادی، از رخوت و انفعال مردم به دلیل ضعف و انفعال در برابر ظلم و زورگویی انتقاد می کند. این داستان روز پنجشنبه در برنامه "یک عصر، یک داستان" توسط جواد عاطفه - منتقد و کارشناس ادبیات داستانی - مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. "یک عصر، یک داستان" هر هفته به سردبیری رسول آبادیان، تهیه کنندگی فیروز سراب و گویندگی فاطمه حقیقت ناصری از ساعت 15 تا 30/15 از رادیو فرهنگ پخش می شود. |

شمارهي جديد فصلنامهي ادبي - داستاني «خوانش» منتشر شد.
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در شمارهي ششم اين نشريه، بخشي با عنوان «سعيد موحدي روايتي ناتمام» به سعيد موحدي - از محققان ادبيات عاميانهي ايران - اختصاص پيدا كرده است.
موحدي - صاحب كتاب «شوقات» (متلها و قصههاي مردم استان مركزي با همكاري افشين نادري) - در 40سالگي بر اثر سكتهي قلبي دار فاني را وداع گفت. او مشغول گردآوري «تمثيلات انجيل» و نيز نگارش رماني پليسي بود، كه با مرگ خود، آنها را نيمهتمام گذاشت.
انديشهخواني، داستانخواني، نقد داستان، مقالخواني، شعرخواني، نقد شعر، برگردانخواني، كودك و كتابخواني نيز از ديگر بخشهاي شمارهي جديد «خوانش» هستند، كه در 109 صفحه با مطالبي از ناتاشا اميري، بهمن بازرگاني، سياوش جمادي، منصور بنيمجيدي، رزا جمالي، شهين خسروينژاد، فهيمه غنينژاد، محمود فلكي،مزدک پنجه ای ، روجا چمنكار، شاپور جوركش، داريوش معمار و احمد اكبرپور همراه است.
«خوانش» با صاحبامتيازي و مديرمسؤولي بهناز صالحي و سردبيري رضا زنگيآبادي و مازيار نيستاني منتشر ميشود.
"وردي كه برهها ميخوانند" رضا قاسمي در فرانسه منتشر شد.
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين رمان كه بيش از يك سال در انتظار مجوز نشر بود، سرانجام توسط انتشارات خاوران در پاريس بهچاپ رسيد.
"وردي كه برهها ميخوانند" از سال 2002 تا 2005 بهنگارش درآمده، و بهگفتهي نويسنده، با فضاي رمان قبلي او - "همنوايي شبانهي اركستر چوبها" - فاصله دارد؛ جمع و جور و ساده است، در يك بيمارستان ميگذرد و به فضاي بعد از 11 سپتامبر برميگردد. ![]()
داستان، جريان سيال ذهن دارد كه در فضاي زندگي امروز نويسنده ميگذرد و بخشهايي در خاطرات، به ايران بازميگردد.
از سوي ديگر، قاسمي همچنان مشغول نوشتن رمان "يک جسد و سه خاکسپاري" است.
ديگر آثار منتشرشدهي اين نويسنده نيز عبارتاند از: نمايشنامههاي «تمثال» (1995)، «چو ضحاك شد بر جهان شهريار» (1998)، «ماهان كوشيار» (1994)، «معماي ماهيار معمار» (1371)، «حركت با شماست مركوشيو» (سه نمايشنامه با نامهاي: نامههايي بدون تاريخ از من به خانوادهام و بالعكس، حركت با شماست مركوشيو و كسوف) (1371)، مجموعهي شعر «لكنت» (2001)، رمانهاي «چاه بابل» (1999) و «ديوانه و برج مونپارناس» (2002).

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، صبح امروز با حضور دو نمايندهي اجراي احكام دادسرا و وكلاي طرفين در محل كتابفروشي، قفل كتابفروشي تعويض و مقرر شد كليد قفل دست نمايندگان اجراي احكام باقي بماند و به صاحبان كتابفروشي ويستار نيز مهلت سهروزهاي براي اقدام مجدد و پيگيري اعتراض صورتگرفتهي پيشين داده شد.
اين كتابفروشي هفتهي پيش بر اساس ابلاغ حكم دادگاه موظف به تخليه شد و صبح روز گذشته قرار بود تخليه شود؛ اما به گفتهي فرخنده حاجيزاده - مدير انتشارات ويستار -، طي اعتراضي كه او و پژمان سلطاني - مدير كتابفروشي ويستار - داشتند، اين حكم ديروز اجرا نشد.
محمود رياحي - وكيل كتابفروشي ويستار - در اينباره به ايسنا توضيح داد: تا جاييكه اطلاع دارم، قبلاً مالك ملك، تقاضاي تخليهي انتشارات ويستار را كرده بود و به موجب قانون روابط مالك و مستأجر، مالك تخليهي ملك را خواستار و پرونده به شعبهي 21 دادسراي تهران ارجاع شد و قاضي پرونده با جلب نظر كارشناس رسمي و تعيين سرقفلي، به صدور حكم تخليه اقدام كرد. متعاقباً مديران ويستار، به بنده مراجعه و تقاضاي پيگيري پرونده را كردند.
او افزود: من نيز در مورد اين پرونده آراي عديدهاي ديده بودم و نسبت به قبول پرونده اقدام كردم و با درنظر گرفتن احتمال پرداخت خسارت، بهدنبال دستور تخليهي دادگاه، درخواست توقف عمليات اجرايي شد و دادگاه وقت ديگري جهت رسيدگي به پرونده با دعوت اصحاب دعوا تعيين كرد. در جلسهي دادگاه مدافعات لازم در رابطه با دعواي مطروحه انجام شد و از آنجايي كه اينجانب به موجب بند 2 مادهي 2 آييننامهي اجرايي قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 19 دي 78 دعواي تخليه را از اين نظر مشمول قانون روابط مالك و مستأجر مصوب سال 76 نميدانستم، با توجه به آراي صادره و ساير اوراق و مدارك پرونده نسبت به دفاع از انتشارات ويستار اقدام كردم.
رياحي در ادامه گفت: متأسفانه شعبهي 2 دادگاه عليرغم وجود آراي عديده در خصوص مورد مذكور و وجود قانون مستقل، در هر حال بر تصميم خود داير بر تخليه، اصرار و نسبت به صدور دستور تخليه اقدام كرد و از آنجا كه به موجب قانون سال 76 اعتراض به حكم مانع از اجراي حكم نيست؛ بنابراين با توجه به اعتراضات بهعملآمده حكم اينك در حال اجراست.
وكيل انتشارات ويستار متذكر شد: انتظار ميرود مقامات مسؤول قضايي نسبت به اعتراضاتي كه در اين رابطه به عمل آمده و از آنجا كه اجراي احكام غلط مخالف قانون اساسي و نظامات عمومي بوده، به اعتراضات وارد توجه و در مدتي كه به منظور امكان تخليه از وكيل مالك و اجراي احكام دادگستري اخذ شده، تصميم شايسته اتخاد كنند.
رياحي متذكر شد: مسأله و حرف ما اين است كه وقتي توسط محاكم قضايي دو رأي مخالف صادر ميشود، بايد به اين مسأله رسيدگي كنند كه چگونه و چرا محاكم قضايي در مورد يك مسأله دو رأي مخالف ميدهند.
او در پايان تصريح كرد: متأسفانه رأيي كه دربارهي ويستار صادر شده، تاكنون نمونهاي نداشته است.
مدير كتابفروشي ويستار پيشتر در اينباره گفته بود: سرقفلي اين كتابفروشي در سال 62 خريداري شده بود و در سال 76 قانوني مصوب شد كه مالكاني كه در واگذاري سرقفلي نارضايي دارند، ميتوانند با واريز مبلغي پول به صندوق دولت، سرقفلي را بازپس بگيرند؛ اما اين قانون به سرقفليهاي كه بعد از سال 76 واگذار شده بودند، برميگشت و شامل ما نميشد؛ ولي مالك با شكايتي كه از ما داشته، سرقفلي را گرفته و طي حكم، ما بايد كتابفروشي را تخليه كنيم. پرونده را به كارشناسان زيادي نشان دادهايم، كه همگي متفقالقول بودند اين حكم غيرقانوني است.
حلقه ی شاعران 5 شنبه ها همیشه ی خانه ی فرهنگ گیلان به عنوان حلقه یی که پیشرو بودن خود را در گرو سیراب شدن از ادبیات قدمایی و برگذشتن از آن با اندیشه های مترقی و متعلق به مدرنیسم ِ دوره ی انقلاب ابر رایانه ها، مهندسی ژنتیک و سفر به کرات غیر قابل دسترسی می داند، هم از این رو در برنامه های هر هفته ی خود: هفته ی اول شعر خوانی اعضا، هفته ی دوم نقد و بررسی آثار یک دوره ی نوآمدگان، هفته ی سوم طرح مباحث تجربی و کارگاهی ، هفته ی چهارم نقد و بررسی مجموعه شعر یک شاعر شناخته شده، در آخرین هفته ی ماه مهر به جای نقد و بررسی مجموعه شعر جدید یک شاعر به بررسی اندیشه، جهان بینی و آثار یک عمر شاعران مطرح معاصر می پردازد، هم از این رو ، علاقه مندان به رویاهای یدالله رویایی گرد حلقه به نقد و بررسی عمری شاعرانگی شاعر شعر حجم می نشینند.
برای آگاهی بیشتر تلفن مسوول گروه شعر پارسی خانه ی فرهنگ گیلان ( علی رضا پنجه ای ) به شماره ی 09111380677 را در دسترس علاقه مندان قرار می دهیم.
زمان : ساعت 18 پنج شنبه 26-مهر 1386
مکان: رشت – خ طالقانی، مقابل صفاری – بن بست نصرالله زاده – شماره ی تماس:2224178-0131
|
ژوزه لوییس کالوا" شاعر و نویسنده آدمخوار به اتهام قتل نامزدش و خوردن گوشت بدن او در مکزیکو بازداشت شد. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از بی بی سی، همسایه های ژوزه لوییس کالوا پس از احساس بوی تعفن از منزل وی، پلیس را مطلع کردند و پلیس موقعی خود را به منزل کالوا رساند که او در حال خوردن نامزدش بود. گزارش ها حاکی است پلیس وقتی وارد منزل این شخص شد، قسمت ران دختر در قابلمه در حال جوشیدن بود و بخشی از بدن وی نیز در یخچال قرار داشت. همچنین در این خانه رمان ناتمامی از کالوا با عنوان "غریزه های آدمخواری" پیدا شده است. این شاعر زمانی که به هنگام خوردن گوشت نامزدش خود را در محاصره پلیس دید تصمیم به فرار گرفت ولی پلیس مکزیک او را در همان حال دستگیر کرد. ژوزه لوییس کالوا - نویسنده، نمایشنامه نویس و شاعر - در حال حاضر به اتهام کشتن نامزد فعلی و ناپدید شدن نامزد قبلی اش در بازداشت به سر می برد و تحت بازجویی است. |
بهزاد خواجات گفت: شعر امروز عرضه نميشود، و وقتي شعر عرضه نشود، ديده و در نتيجه بازارش گرم نخواهد شد.
اين شاعر در ادامهي گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، متذكر شد: بهطور كلي شعر جوان بهعنوان جزيي از شعر امروز ايران، مثل كليت آن در ركورد بهسر ميبرد. ![]()
او در ادامه افزود: امروز نهادهاي زيادي به شعر نميپردازند. چرخ اقتصادي چاپ و نشر معيوب است و اينها دست به دست هم ميدهند كه شعر امروز ايران بويژه بعد از دههي 70 كمتر خوانده شود و اين نوعي يأس و سرخوردگي را به همراه دارد.
خواجات اعتقاد دارد: شعر جوان كمابيش اينجا و آنجا ديده ميشود و حركات خوبي هم در آن مشاهده ميشود؛ ولي جامعهي ادبي كه امروز در حال شكلگيري است، انگار قدري سهلانگار شده و خود را از هستي كلان و مطالعه بينياز ميبيند؛ يعني تخريب و عصيان، چه معنايي و چه زباني، در بيشتر شعرهاي جوان امروز ديده ميشود.
او افزود: شاعران جوان خود را از مطالعهي گذشتگان بينياز ميبيند و با شعر گذشته مانند عنصر سنتي برخورد ميكنند كه بايد تخريب شود؛ در حاليكه شاكلهي روزگار تعيين ميكند چه چيز اصالت دارد و چه چيزي اصالت ندارد. با نخواندن كسي نميتواند مدعي فضاي جديدي در شعر باشد. اگر قرار است چيزي را قبول نداشته باشيم، باز منوط به اين است كه پشتوانهي فكري و فلسفي داشته باشيم؛ اما شعر جوان بر خود فرض ميبيند كه شعر گذشته را تخريب كند. اين موضوع فينفسه مشكلي ندارد؛ ولي مهم اين است كه شاعر جوان وقتي چيزي را تخريب ميكند، از جهت فكري و بنيههاي انديشگي قوي باشد.
خواجات همچنين دربارهي نقد شعر جوان گفت: وقتي عرضهي آثار اندك است، طبيعي است نقد هم اندك باشد. در كل به نظر نقد در كار شاعر مؤثر نيست و زياد نميتواند در حركت شاعر تأثيرگذار باشد. نقد ميتواند در فضاي ادبي كمك كند و باعث شود نسبت به فضاي آن دوره اشراف يابيم و شايد در حركات بعدي تاثير بگذارد؛ ولي اينكه اثري چاپ و نقد شود تا شاعر در كارش تجديد نظر كند، نميتواند تأثيري داشته باشد.
خجسته كيهان گفت: بعضيها ميگويند ادبيات نبايد به چيزهاي ديگر كار داشته باشد و عدهاي ديگر معتقدند ما در جامعه زندگي ميكنيم و نميتوان از مسائل جامعه چشمپوشي كرد. هيأت ژوري جايزهي نوبل هم در انتخاب دوريس لسينگ، نظر دوم را مورد توجه داد. ![]()
اين مترجم در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تصريح كرد: در سالهاي اخير گفته ميشود جايزهي نوبل سياسي شده است. دوريس لسينگ كه جايزهي نوبل ادبيات را برد، هم فمينيست بود، هم دربارهي مبارزات آپارتايد آثاري خلق كرده و اين موضوع در انتخاب او بهعنوان برگزيدهي نوبل تأثير داشته است. البته او نويسندهي خوبي است و نبايد تواناييهايش را ناديده گرفت.
كيهان با ارايهي بيوگرافياي از دوريس لسينگ، گفت: لسينگ كودكي را در صومعهاي در آفريقا گذراند و تا 13سالگي به تحصيل ادامه داد؛ اما چون آن زمان تحصيل دختران مرسوم نبود، نتوانست در مدرسه ادامهي تحصيل دهد؛ هرچند خود به تحصيلش ادامه ميدهد. اخيراً گفته بود، «آدمهايي كه بچگي را بهسختي ميگذرانند، اكثرشان نويسنده ميشوند. البته من اينطور فكر نميكردم؛ فقط فكر ميكردم كه يكجور فرار كنم.»
او در ادامه يادآور شد: لسينگ سپس در لندن با آثار كساني چون استاندال، داستايوفسكي، چارلز ديكنز و... آشنا ميشود و از 15سالگي شروع به نوشتن ميكند. او در 19سالگي به عضويت حزب كمونيست درميآيد و در سال 1954 اين حزب را ترك ميكند.
كيهان با اشاره به انتشار اولين رمان لسينگ در سال 1949 با عنوان «علفها ميخوانند»، گفت: آثار لسينگ از زندگي او بسيار مايه گرفتهاند. او تجربههايي را كه از آفريقا داشته، همچنين خاطرات كودكياش و مسائل سياسي را در آثارش منعكس كرده است. همچنين دربارهي برخورد تمدنها، نژادپرستي و بيعدالتي نسبت به سياهان كتاب نوشته است.
اين مترجم يكي ديگر از وجوه كارهاي لسينگ را پرداختن به عناصر روانشناسي دانست و افزود: لسينگ همچنين دربارهي اينكه در وجود شخص چه عناصر متضادي ميتوانند باشد، يعني روانشناسي افراد هم كتاب نوشته است.
كيهان در ادامه گفت: رمانهايي كه او دربارهي آفريقا نوشته است، به دهههاي 1950 و 1960 بازميگردند. در سال 1956 از ورود لسينگ به زيمباوه و آفريقاي جنوبي بهخاطر گفتههايش عليه آپارتايد، ممانعت كردند.
او در ادامه به مطرح كردن مسائل اخلاقي توسط لسينگ كه در قرن 19 در رمانها وجود داشت، اشاره كرد و يادآور شد: لسينگ بعدها به رمانهاي قرن 19 علاقهمند شد و از آنها بسيار الهام گرفت، و بخصوص مسائل اخلاقي را كه در اين رمانها مطرح بودند، براي قرن 20 مطرح كرد. در سال 1962 تحولي در كار نوشتن او پيدا شد و «دفترچهي طلايي» معروفترين اثرش را نوشت، كه قهرمان آن، يك زن است. لسينگ در اين اثر دربارهي وضعيت معاصر زنان مينويسد و بعد از نوشتن اين رمان، خيليها او را به اين متهم ميكنند كه كاري زنانه نيست و ميگويند اين قهرمان سعي ميكند آزادياش مردانه باشد. آن زمان اين رمان بسيار جلوتر از زمان خودش بود.
كيهان همچنين تحول ديگر لسينگ را در داستاننويسي، ورود او به حيطهي رمانهاي علمي - تخيلي دانست و تصريح كرد: در سال 1970 دوباره وارد حيطهي تازهاي ميشود و رمانهاي علمي - تخيلي مينويسد، كه «خاطرات مردي كه زنده ماند» از جملهي آنهاست.
خجسته كيهان در پايان به پارهاي از كارهاي لسينگ اشاره كرد و گفت: او به جز رمان، آثار ديگري در حوزههاي داستان كوتاه، مقاله، شعر، فيلمنامه و نمايشنامه نوشته است. همچنين دو كتاب با نام مستعار جين سامرز نگاشته است. «تروريست خوب»، «اگر سالخوردگان ميتوانستند»، «دوباره عشق» و «مأمور احساساتي در امپراتوري وولين» از جمله آثار اين نويسندهاند.
|
وکیل مدافع کتابفروشی ویستار با ابراز امیدواری نسبت به نقض حکم تخلیه این کتابفروشی، از احتمال ملاقات با رئیس قوه قضائیه و درخواست توقف در اجرای این حکم خبر داد. | |
|
مینو شهدی در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره آخرین وضعیت حقوقی کتابفروشی ویستار - که حکم تخلیه آن چند روز پیش صادر شد - گفت: بر اساس حکمی که به من و موکلم ابلاغ شده، ما تا ساعت 11 روز شنبه (21 مهر) برای تخلیه کتابفروشی فرصت داشتیم. با این وجود از روز صدور حکم تاکنون تلاش های بسیاری را برای ملاقات با آیت الله شاهرودی (رئیس قوه قضائیه) انجام داده ایم که متاسفانه تاکنون این امر میسر نشده است. وی با ابراز امیدواری کامل نسبت به تغییر حکم تخلیه کتابفروشی ویستار، افزود: با توجه به مدارکی که پیوست پرونده است و درخواست بررسی مجدد پرونده و موافقت با این تقاضا و نیز با توجه به رویه قضایی موجود، کاملا امیدوارم که پرونده - اگرچه در یک فرایند قضایی طولانی تر- به نفع کتابفروشی ویستار حل شود و تصور می کنم که این حکم نقض خواهد شد. وکیل مدافع کتابفروشی ویستار اضافه کرد: بر اساس مدارک موجود و ادله قانونی، مستاجر (مدیر کتابفروشی ویستار) که سر قفلی آن را داراست، مشمول قانونی که بتواند حکم بر تخلیه این فروشگاه بدهد، نمی شود و اساساً رای صادره توسط قاضی پرونده صحیح نیست و احتمالاً او به آئین نامه های موجود قضایی در این زمینه مشرف نبوده است. شهدی همچنین با اشاره به نامه سرگشاده اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران به رئیس قوه قضائیه مبنی بر دستور توقف در اجرای حکم تخلیه کتابفروشی ویستار، گفت: این نامه در تسریع برای به اجرا انداختن مجدد پرونده موثر است. از سوی دیگر با مراجعاتی که به اداره نظارت و پیگیری قوه قضائیه داشتیم، خوشبختانه بسیاری از کسانی که در این حوزه مرتبط با پرونده هستند، سعی دارند که پرونده بار دیگر به جریان بیفتد و نهایت همکاری را در این زمینه با ما داشته اند. وی در عین حال افزود: ما همچنان به تلاش برای دیدار با رئیس قوه قضائیه برای جلوگیری از اجرای حکم ادامه می دهیم اما متاسفانه تعطیلات اخیر که به روز عید فطر منتهی شد، اندکی این امکان را برای ما دشوار کرد. به گزارش مهر، حکم تخلیه کتابفروشی ویستار چند روز قبل صادر شد و براساس آن به مسئولان این کتابفروشی سه روز مهلت داده شده است که آن را تخلیه کنند؛ با این وجود آنها با اشاره به نظر بسیاری از وکلا و برخی از قضات عالی رتبه مبنی بر محق بودن ویستار در پرونده مربوط به آن، اعلام کرده اند که حاضر به تخلیه کتابفروشی نیستند و در صورت اعمال فشار از سوی ماموران اجرای حکم، با تجمع در جلوی این کتابفروشی کتابهای آن را نابود می کنند. |

"دوريس لسينگ" - نويسندهي ٨٨سالهي برندهي نوبل ادبيات - در نشست خبري كه مقابل در منزلش در لندن با خبرنگاران داشت، گفت: «كسب اين جايزه برايم اهميتي ندارد.»
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، "دوريس لسينگ" هنگام معرفي نام برندهي نوبل ادبيات ٢٠٠٧ از سوي آكادمي سوئد، براي خريد به مغازهي نزديك خانهاش رفته بود، كه پس از بازگشت با جمعي از خبرنگاران و تصويربرداران مواجه شد، كه براي تهيهي خبر به مقابل در خانهاش رفته بودند.
"لسينگ" با بيان اينكه فكر كرده در نزدكي خانهاش فيلمي در حال ساخت است، گفت: «من تمامي جوايز ادبي اروپا را بردهام و از كسب آنها خوشحالم. اين موفقيت باشكوهي است.»
او همچنين افزود: «نميتوانم بگويم از كسب نوبل ادبيات غرق در شگفتي شدم؛ من ٨٨ سال سن دارم. از آنجاييكه آنها (آكادمي نوبل) نميتوانند نوبل را به كسي كه مرده است بدهند، پس با خود فكر كردند بهتر است قبل از آنكه من غزل خداحافظي را بخوانم، اين جايزه را به من بدهند.»
اين نويسندهي متولد ايران در جمع خبرنگاران افزود: «ميدانم كه منتظر شنيدن جملات دلگرمكنندهاي از من هستيد؛ اما من چندين دهه است كه در پي نوبل ادبيات بودهام.»
به گزارش روزنامهي واشنگتنپست، لسينگ كه خود را در محاصرهي خبرنگاران رسانههاي مختلف ميديد، پروسهي اعطاي اين جايزهي معتبر را نامناسب دانست و گفت: «اين جايزه معناي هنري ندارد.»
او همچنين اظهار كرد: «جايزهي ٥/١ ميليون دلاري همراه نوبل ادبيات رقم چشمگيري است؛ اما آنقدر نيست كه مرا شوكه كند. من در حال حاضر به همهي مردمي فكر ميكنم كه نامههاي تكديگرانه برايم خواهند فرستاد. من از حالا در صف ايستادن آنها را ميبينم.»
خالق رمان معروف «دفترچهي طلايي» در پاسخ به پرسش خبرنگاري كه پرسيد آيا كسب نوبل در كار او ايجاد انگيزه ميكند، گفت: «اگر بتوانم خوانندگان جديدي جذب كنم، خوشحال ميشوم. خيلي خوب است. تاكنون به اين فكر نكرده بودم.»

او ابراز اميدواري كرد كه كسب نوبل ادبيات بتواند خوانندگان بيشتري را براي آخرين كتابش، «آلفرد و اميلي»، كه والدين او را به تصوير كشيدهاند، جذب كند. لسينگ در اينباره گفت: «من به آنها زندگي بدون جنگ دادهام، من به آنها زندگي شايسته دادهام، از همان نوعي كه خودمان داريم؛ چراكه ما جنگ نداشتهايم؛ اما قدر آن را نميدانيم.»
در همين حال، "جاناتان بورنهام"، از مؤسسهي نشر "هارپركولينز" - ناشر آمريكايي آثار لسينگ - بعد از شنيدن اين خبر در نمايشگاه كتاب فرانكفورت گفت:«لسينگ يكي از بزرگترين نويسندگان معاصر است. او به عنوان يك نويسنده زن، مرزها را شكسته و براي نسل جديد الهامبخش بوده است.»
"هوراس انگداهل" - دبير كميتهي آكادمي نوبل - نيز دربارهي انتخاب لسينگ بهعنوان برندهي نوبل ادبيات سال ٢٠٠٧ گفت: «آثار او، هم براي ديگر نويسندگان و هم براي عرصهي ادبيات از اهميت زيادي برخوردارند. اعضاي آكادمي سالها او را براي اعطاي نوبل در نظر داشتهاند.»
وي افزود: «اكنون وقت مناسبي بود. ميتوانم بگويم انتخاب لسينگ يكي از آگاهانهترين تصميمات آكادمي بوده است. او دنياي جديدي را ايجاد كرد كه پيشتر در ادبيات پذيرفته نبود.»
همچنين "پائولو كوئليو" - نويسندهي نامدار برزيلي - دربارهي انتخاب لسينگ گفت:«لسينگ نويسندهي نترسي است كه ميتواند فراتر از مرزها برود. او خود را يكي از بهترين نويسندگان دوران ما ساخته است.»
|
جایزه نوبل ادبیات امسال به یک نویسنده انگلیسی تعلق گرفت. دوریس لسینگ 22 اکتبر 1919 در کرمانشاه ایران متولد شد. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، پدر و مادر او انگلیسی بودند. پدر دوریس که در جنگ جهانی دوم مجروح و معلول جسمی شده بود به عنوان کارمند بانک در ایران کار می کرد. مادر وی نیز پرستار بود. او بعد از ایران به همراه خانواده اش به زیمباوه مهاجرت کردند. دوریس در این مدت زندگی سختی را گذراند. مادرش همواره نسبت به او سخت گیری می کرد. دوریس که تحصیلات رسمی خود را در 13 سالگی ترک کرد، پس از آن در خانه به یادگیری و مطالعه پرداخت. او خودش در این باره گفته است: "عموما بچه هایی که به سختی بزرگ می شوند، نویسنده خوبی از آب درمی آیند. من هیچ وقت فکر نمی کردم یک روز نویسنده شوم. درس که می خواندم همه فکر و ذکرم این بود که از مدرسه فرار کنم." لسینگ مطالعات ادبی اش را با خواندن آثار دیکنز، اسکات و کیپلینگ آغاز کرد و بعدها به خواندن رمان های دی اچ لارنس، تولستوی و داستایوفسکی روی آورد. درحالی که خاطرات تلخ پدرش از جنگ جهانی اول او را می آزرد، با این حال دوریس آنها را که چون "سم" می دانست در حافظه خود به خاطر می سپرد. دوریس نوشته است: "همه ما را جنگ ساخته است. جنگ ما را زیر و رو و منهدم کرده است و ما فقط در ظاهر آن را فراموش کردیم." وی 15 ساله بود که از خانه فرار کرد و به عنوان پرستار مشغول به کار شد. صاحبخانه اش کتاب های سیاسی و جامعه شناسی به او می داد تا مطالعه کند. در همان دوران فرصتی یافت تا نوشتن داستان را شروع کند. این کار را انجام داد و دو داستانش را به مجلاتی در آفریقای جنوبی فروخت. دوریس در سال 1937 به سالیزبری انگلیس رفت و به عنوان اپراتور تلفن به مدت یک سال در آنجا مشغول به کار شد. در سن 19 سالگی با فرانک ویزدم ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد. چند سال بعد خانواده اش را ترک کرد و عضو یک گروه کمونیستی شد. او دوباره با یکی از اعضای آن گروه ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد. لسینگ بعد از جنگ جهانی دوم سرخورده از حزب کمونیست، آن را ترک کرد. او با پسرش به لندن رفت و اولین رمان خود را با نام "سبزه ها آواز می خوانند" منتشر کرد تا کار نویسندگی را به طور حرفه ای آغاز کند. برخورد تمدن ها، بی عدالتی های اجتماعی و نابرابری های نژادی و کشمکش درونی افراد، مضامین رمان های او را تشکیل می داد. او پس از نوشتن مجموعه های "کودکان خشم" ژانر جدیدی از نگارش را در رمان "دفترچه طلایی" آغاز کرد. طبیعت ایرانی بودن او نیز در رمان "ادریس شاه" نمایان شد که گرایش او را در مورد صوفی گری نشان می داد. سایر رمان های دوریس لسینگ عبارتند از: "تروریست خوب"، "فرزند پنجم"، "خاطرات یک همسایه خوب"، "مارا و دان" و... او علاوه بر رمان چندین نمایشنامه، داستان کوتاه و کتاب غیرداستانی هم نوشته است. لسینگ تاکنون جوایز و افتخارات زیادی کسب کرده است که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد: جایزه رمان سامرست موام ، جایزه رمان فرانسوی مدیسی، جایزه شکسپیر آلمان، جایزه ادبی دابل اچ اسمیت و جایزه موندلو در ایتالیا ، جایزه رمان گرینزان کاوو ایتالیا، جایزه تیت بلک ، دکترای افتخاری دانشگاه هاروارد، کسب عنوان افتخاری "مونس" از سوی ملکه الیزابت دوم، جایزه ادبیات اسپانیا و جایزه ادبیات انگلیسی دیوید کوهن. دوریس لسینگ چند بار نیز نامزد بوکر بوده است. |
با احتساب برندگان جوايز نوبل سال جاري كه هفته گذشته معرفي شدند، جوايز نوبل تاكنون به 794 برنده اعطاء شده كه شامل 774 نفر از دانشمندان و شخصيتهاي برجسته و 20 سازمان مختلف بودهاند.
به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، نكته جالب توجه اين كه در بين برگزيدگان نوبل تنها نام 34 زن به چشم ميخورد كه آخرين آنها، «دوريس لسينگ» نويسنده انگليسي برنده جايزه نوبل ادبيات 2007 است. ![]()
جوانترين برگزيده جايزه نوبل نيز «لاورنس براگ» (Lawrence Bragg) است كه در 25 سالگي به همراه پدرش جايزه نوبل فيزيك سال 1915 را دريافت كرد در مقابل مسنترين برنده جايزه نوبل «ريموند ديويس جي آر» (Raymond Davis Jr) است كه در هنگام دريافت جايزه نوبل فيزيك 2002، 88 سال داشت.
جايزه نوبل امروزه صرف نظر از ارزش نقدي آن به عنوان يكي بزرگترين و افتخار آميزترين جوايز جهاني مطرح است با اين حال دو نفر از برگزيدگان جايزه نوبل از دريافت اين جايزه خودداري كردهاند.
يكي از آنها «ژان پل سارتر» است كه در سال 1964 از دريافت جايزه نوبل ادبيات خودداري كرد. وي اصولا از دريافت چنين عناوين رسمي امتناع داشت.
Le Duc Tho نيز كه در سال 1973 به همراه «هنري كسينجر» به دليل تلاش براي برقراري صلح برنده جايزه ويتنام نوبل صلح شد، از دريافت اين جايزه خودداري كرد.
اين دو نفر به دليل نقشي كه در مذاكره براي برقراري صلح در ويتنام داشتند به عنوان برنده جايزه صلح نوبل معرفي شدند كه Le Duc Tho گفت به دليل وضعيت خاص ويتنام در شرايطي نيست كه بتواند اين جايزه را بپذيرد.
به گزارش ايسنا، علاوه بر دو نفري كه به خواست خود از پذيرفتن جايزه نوبل سرباز زدند چهار برنده نگون بخت جايزه نوبل هم با فشار دولتهاي خود ناچار به رد اين جايزه شدند.
«ريچارد كوهن»، «آدولف باتنانت» و «گرهارد دومگ» سه برنده آلماني جايزه نوبل بودند كه از سوي هيلتر از دريافت جوايز خود منع شدند؛ البته هر سه آنها بعدها ديپلم و مدال نوبل را دريافت كردند كه ارزش آنها به هر حال به اندازه جايزه نوبل نيست.
«بوريس پاسترناك» برنده جايزه نوبل ادبيات سال 1958 هم ابتدا جايزه را پذيرفت اما با فشار دولتمردان شوروي از دريافت آن خودداري كرد.
به گزارش ايسنا، در مقابل شش نفري كه جايزه نوبل خود را دريافت نكردند شش برنده نوبل بيش از يك جايزه دريافت كردهاند.
كميته جهاني صليب سرخ سه بار در سالهاي 1917، 1944 و 1963 به عنوان برنده جايزه صلح نوبل معرفي شد. البته پيش از آن، بنيانگذار صليب سرخ جهاني ـ هنري دونانت ـ هم در سال 1901 جايزه صلح نوبل را دريافت كرده بود .
كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل هم در سالهاي 1954 و 1981 دوبار برنده جايزه صلح نوبل شد.
«جي باردين» فيزيكدان برجسته در سالهاي 1956 و 1972 دوبار برنده جايزه نوبل فيزيك شد و «اف. سنگر» نيز دوبار در سالهاي 1958 و 1980 موفق به دريافت جايزه نوبل شيمي شد.
«ماري كوري» دانشمند برجسته هم يك بار در سال 1903 در رشته فيزيك و بار ديگر در سال 1911 در رشته شيمي جايزه نوبل را دريافت كرد. البته «لوييس پائولينگ» تنها فردي است كه تاكنون در دو زمينه كاملا متفاوت برنده جايزه نوبل شناخته شده است.
وي در سال 1954 جايزه نوبل شيمي و در 1962 جايزه نوبل صلح را دريافت كرد.
نكته ديگري كه شايد درباره برندگان جايزه نوبل خالي از لطف نباشد، برندگان خانوادگي اين جايزه است كه نمونه شاخص اين خانوادهها كوريها هستند؛ علاوه بر «ماري كوري» كه دوبار برنده جايزه نوبل شد، همسرش ـ پيركوري ـ، دختر آنها «ايرن» و دامادشان «فردريك بوليوت» هم موفق به دريافت اين جايزه شدند.
به گزارش ايسنا، آلوا و گونار «ميردال» و گرتن و كارل « كري» دو زوج ديگري بودند كه هر دو همسر برنده جايزه نوبل شدهاند.
ويليام و لورنس «برگ»، Niels و Aage.n «بوهر»، هانس و چيپين اولف «ون ايولر»، مان و كي. ام «سيگباهن» و جي.جي و جرج پگت «تامسون» نيز پنج پدر و پسري هستند كه تاكنون موفق به دريافت جايزه نوبل شدهاند.
علاوه بر آنها جين و نيكولاس «تينبرگن» هم تنها برادران برنده جايزه نوبل هستند.

خانم دوریسک لسینگ که پنجشنبه 11 اکتبر، برندهی جایزه نوبل ادبیات در سال 2007 شد 22 اکتبر سال 1919 از پدر و مادری انگلیسی در کرمانشاه ایران متولد شد. پدرش حسابداری بود که در بانک شاهنشاهی ایران حسابداری میکرد و در جریان جنگ جهانی اول فلج شد. مادرش پرستار بود. در سال 1925 آنها با رویای پولدار شدن راهی جنوب آفریقا و کشور رودزیا (زیمباوه کنونی) شدند که آن زمان مستعمره انگلیس بود. اما رویای آنها خیلی زود نقش بر آب شد. لسینگ در سال 1949 راهی لندن شد و از آن زمان تاکنون در آنجا زندگی میکند. از این نویسندهی انگلیسی رمانها، مجموعه داستانها و مجموعه شعرهای متعددی منتشر شده است. اما مشهورترین کتاب او «دفترچه خاطرات طلایی» است که او را به عنوان زنی فیمینیست مطرح کرد. آنچه در زیر میخوانید ترجمهی متن کامل گفتوگوی شبکه تلویزیونی ABC و گزیدهای از گفتوگوهای Salon و San Francisco Chronicle است.
فکر میکنید مردم امروز واقعا میفهمند جنگ یعنی چه؟
نه، نمیفهمند. فکر میکنم نسل جدیدی شکل گرفته که جنگ را فقط در برنامههای تلویزیونی و فیلمهای جنگی دیده است. نمیدانم چرا جنگ همیشه فریبنده به نظر میرسد. اما هست. آنها واقعا نمیدانند دربارهی چی حرف میزنند و این سناریوی خیلی خوبی است تا قیافهی حق به جانب بگیریم و شعار بدهیم. این چیزی است که ته دلم را خالی میکند. من بیش از یکبار در دورهی جنگ زندگی کردهام. این تفکر خیلی قدرتمند است و بر مردم مسلط میشود و اجازهی فکر کردن را از آنها میگیرد.
آنها فقط شعارها را با بصورت آهنگین میخوانند و این مرا به وحشت میاندازد.
شما دربارهی قدرتِ «ایسمها» بسیار کنایهآمیز نوشتهاید. هر ایسمی. کمونیسم، فمینیسم، ایدهالیسم بدون هدف، ژورنالیسم و... فکر میکنید «ایسم» فیالنفسه شبههانگیز است؟
بله، همینطور است. فکر میکنم ما همیشه دستههای مختلفی میسازیم و آدمها را در این دستهها جای میدهیم. درحالیکه لزوما تعلقی به آن دسته ندارند. بطور مثال ایدهآلیسم. همانطور که میدانید هیتلر ایدهآلیست بود. از نقشههای هیتلر برای هزارسالِ کشور آلمان چیزی شنیدهاید؟ موسولینی هم همینطور. و شکی ندارم که رفیق استالینِ خوب و پیر در لحظاتی به ایدهآلیسم اعتقاد داشته، البته نه لحظات زیادی. لنین که حتما ایدهآلیست بود. جنایتکار پیر!
ادامه مطلب

دوریس می تیلور برنده جايزه نوبل ادبي 2007، در 22 اکتبر 1919 از والدینی انگلیسی در کرمانشاه ایران متولد شد.
والدین او در سال 1925 به رودزیای جنوبی که اکنون زیمبابوه نامیده میشود، رفتند و او سالهای کودکی و نوجوانی را در مزرعهای در این کشور گذراند.
او بعدها از "تنهایی جهنمی"اش در این دوران یاد میکرد. او در کتاب "خنده آفریقا: چهار دیدار از زیمبابوه" که در سال 1992 منتشر شد، بازگشتش به این کشور را در سال 1982 توصیف کرد.
او در 15سالگی مدرسه را ترک کرد و از آن پس تحصیل را به طور شخصی ادامه داد.
جای تعجبی نبود که او در اولین فرصت برای گریز از این وضعیت استفاده کرد و در سال 1939 با فرانک ویزدام ازدواج کرد، اما در سال 1939 با دو فرزند از او طلاق گرفت. او سپس با فعال سیاسی آلمانی گاتفرید لسینگ ازدواج کرد، اما در سال 1949 از او هم طلاق گرفت و با پسر کوچکش و دستنوشته اولین رمانش "سبزه آواز میحواند" به انگلیس رفت.
این کتاب که توصیف پرحرارتی از سرکوبی نژادی و استعمار است، در سال بعد با موفقیت بسیار به چاپ رسید.

تمایلات سیاسی رادیکال او باعث پیوستن او به حزب کمونیست انگلیس شد، اما در سال 1956 در هنگام اشغال مجارستان بوسیله شوروی از حزب استعفا داد و دیگر به ان بازنگشت.
رشته رمانهایاو به نام "کودکان خشونت" حول یک شخصیت مرکزی به نام مارتا کوئست که بین سال های 1952 و 1969 به چاپ رسید، برای اولین بار به عنوان یک نویسنده و فمینیست به او اعتبار بخشید.
خود او در این باره گفت: "من در دهه 1960 یک فمینیست فعال نبودم. هرگز هم نبودهام. من هیچ وقت این جنبش را دوست نداشتم، زیرا بیش از حد بر ایدئولوژی مبتنی بود. نسبتهایی که در این مورد به من داده میشود، حقیقت ندارد."
دوریس را نمیتوان جزء نظریهپردازان موج اول دانست، اما او نویسندهای تأثیرگذار بود که با داستان کوتاهش «اتاق نوزدهم و رمان دفترچه طلایی (1962) سهمی را از جنبش زنان این دوره برعهده گرفت. داستان اتاق نوزدهم او بسیار شبیه اتاقی از آن خود وولف است که در آن بار دیگر نیاز به داشتن حریم خصوصی برای زنان مطرح و تأیید میشود، که ریشه بسیاری از سرخوردگیها، عقبماندگیها و شکستهای زنان است. داستان درباره زنی است که اگر چه در خانوادهای مرفه زندگی میکند، ولی نیاز شدیدی به چند ساعت فارغ بودن از مسائل روزمره در خود مییابد که در نتیجه یکی از اتاقهای خانه بزرگ اشرافیشان را به خودش اختصاص میدهد ولی خیلی زود شوهر و بچههایش بدون توجه به این اتاق رفت و آمد میکند، در نهایت او تصمیم میگیرد اتاقی در یکی از هتلهای شهر اجاره کند تا بتواند آزادانه و با خیال راحت در آن بنشیند و به خویش بیاندیشد، اما خیلی زود از طرف شوهر و اطرافیانش به خیانت متهم میشود.
لسینگ در دهه 1980 که محبوبیتش در حال افول بود، تصمیم گرفت تا اهمیت نام نویسنده در انتشار کتاب به آزمون بگذارد و برای همین رمانش را با نامی مستعار برای ناشر فرستاد، تا رد شدن چاپ آن را ببیند. این کتاب بعدها پس از روشنشدن هویت واقعی نویسنده به چاپ رسید.
او در طول سالها به طور فزاینده به انتقاد صریح از اوضاع آفریقا به خصوص فساد و حیف و میل دولتهای کشورهای آفریقایی پرداخت. او که در سال 1956 از ورود به آفریقای جنوبی منع شده بود، نهایتا در سال 1995 پس از سقوط آپارتاید توانست وارد آفریقای جنوبی شود.
رمان او در سال 1985 با نام "تروریست خوب" در مورد یک زن جوان نابالغ که به یک حلقه تروریستی میپیوندد، امروز بازتابی قوی یافته است.
|
|
|




