
صبح بود که خبر رسید قیصر امین پور فوت کرده است. داشتم می گشتم هفتان را وجب به وجب با تیتری مواجه شد، تیرداد نصری درگذشت. مطلب را سرسری خواندم اما چیز زیادی دستگیرم نشد یعنی صریح بیان نشده بود و بعد گمان بردم لابد تیتر را برای جذب مخاطب این گونه انتخاب کرده اند.
عصر شد. اس ام اس رسید و باز تکرار شد تیرداد نصری در گذشت. به منبع خبر زنگ زدم. الو مسعود درسته، چی نوشتی؟ آره درسته. یاسین خبر رو داده و مسیحا. باور نمی کنم. الو یاسین خوبی خبر دادند که تیرداد... .؟ آره درسته در یکی از خیابان های لندن بر اثر سکته فوت کرده است. ناما زنگ می زند، مجتبی زنگ می زند، سعید صدیق زنگ می زند، به اس ام اس ها جواب می دهم علی رضا پنجه ای بالای سرم عکس او را می بیند و به یاد خاطراتش در رشت اشک می ریزد. تیرداد رخت بر بست در سرزمین نامادری خویش. روحش شاد و نامش گرامی باد.
شما
آذر ۲۷م, ۱۳۷۱
|
كنار باران هايم شما را يافتم . و از کوهستان ها غزل ۱دی ۳م, ۱۳۷۵
|

