سنگ پشت

سنگ پشت

ادبی

آمارگیر وبلاگ

  • خانه
  • پروفایل
  • ایمیل
  • آرشیو
  • نوشته‌ها

زندگی رودخانه اي كه هرگز نمي ايستد ( بررسي دو مجموعه شعر يزدان سلحشور )

دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۸۵، ۴:۲۸ ق.ظ

زندگی رودخانه اي كه هرگز نمي ايستد

 

بررسي دو مجموعه شعر يزدان سلحشور

 

مزدک پنجه ای

 

شعرهاي  يزدان سلحشور در دو مجموعه "خداحافظ يزدان"و "ديوان خشم"

 

دغدغه هاي شاعري است كه سياست يك بام ودو هوا را برگزيده است به گونه

 

اي كه او سعي مي كند در اشعارش از شعر طرز شاملويي بگريزد و خود را

 

شعاعري كه زبان موسوم به شعر دهه ي هفتاد را برگزيده مطرح مي سازد.

 

شايد اگر دو مجموعه شعر يزدان سلحشور در چند نشست نقادانه مورد بررسي

 

قرار گيرند،جملگي بر اين پاي بفشارند كه كتاب "خداحافظ يزدان"به دليل  قائم

 

به ذات بودن، اشعار موفق تري نسبت به كتاب "ديوان خشم"در خود گرد آورده

 

است.

زباني كه شاعر براي شعرهايش برگزيده،صميمي و دوستانه است و شايد شكل روايي زبان يكي از مشخصه هاي سازو كارهايي اينگونه در زبان شعر مورد استفاده اوست.

اگر اين خط كش را از من بگيريد / دفترم را پاره مي كنم / اگر اين مداد را از روي زمين بر داريد / ديوارها را خط خطي مي كنم / چقدر بگويم / اين مدرسه به لعنت خدا هم نمي ارزد ! / من مشقهاي خودم را مي نويسم / از هندسه ي نگاهم خوشتان نمي آيد ؟ / دو را در دو ضرب كنم / حاصلش از دودهاي كله ي شما هم بيشتر مي شود / ديگر چه مي گوييد؟ / اسمم را جاي ديگر بنويسم ؟ / "خداحافظ يزدان" صفحه 5

او با استفاده از آشنايي زدايي( Paradox) و تصاويري ( (Image  كه ارائه

مي دهد سعي بر آن دارد تا جلوه ي بهتري به كارهايش ببخشد.

 

" در كه صدايش بلند مي شود / چارچوب / ديوار را مي گيرد كه نيفتد" / "خداحافظ يزدان"صفحه 6

يا " يراي پاها يم يك صندلي مي آورم " / "خداحافظ يزدان"صفحه 7

يا " چاي سردش مي شود" / "خداحافظ يزدان"صفحه 8

او سعي دارد به اشياء در اشعارش تشخص ببخشد،البته در كنار آشنايي زدايي كه به كررات در آثاراو و خاصه شاعران شعر دهه ي هفتاد ديده مي شود.با اين تفاوت كه استفاده ي اين چنيني او از آشنايي زدايي، شعر را به مرز كاريكلماتور مي كشاند ودر شعر او چنين اتفاقي كمتر ديده مي شود.

پنجره به خيابان نگاه مي كند / كه دور مي شوي ميان چراغ هايي كه مي لرزد / و ماشين هايي كه سرفه شان گرفته./"خداحافظ يزدان"صفحه 7

زبان شعري كه سلحشور اختيار كرده اگر چه صميمي است و راحت ، اما در اين راحتي و صميميت نوعي تصنع وجود دارد كه گاه مخاطب را مي آزارد . او سعي دارد با استفلده از تصاويري كه آميخته با آشنايي زدايي و گاه با چاشني بازي هاي زباني همراه است از تصنع ناخواسته در آثارش بكاهد.

سيب ها را از پرده ها مي چيند / قل مي دهد پايين / مي دود / نيفتي / سگي در تابلوي نقاشي پارس مي كند/"خداحافظ يزدان"صفحه 16

در دو مجموعه شعر يزدان سلحشور مخاطب با دو نوع زبان روبه رو مي شود يك

 

نوع زبان طرز شاملويي و ديگري زبان موسوم به شعر دهه ي هفتاد.

 

شهر "بهار" او از مجموعه "خداحافظ يزدان" از آن دست شعرهايي است كه زبان شاملويي را اختيار كرده است،اما نگاه دروني شده و تصوير ايضاحي تلاش دارد تا زبان از ادبيات طرز شاملويي فاصله بگيرد.

و بهار / از لابه لاي انارها و باران ها آمده بود / هوا سرد و / پاييز/ به هئيت زني باراني پوش / از برابر تاكسي گذشت / نه شكوفه بود و نه عطري زنانه / كه از پس در گشودن مسافري تازه / سرد را برگرداند / با اين همه / بي هيچ ترديد بهار آمده بود و.../"خداحافظ يزدان"صفحه 18

او گاه شعررا با زبان موسوم به شعر دهه ي  هفتاد شروع مي كند و در نهايت زبان شاملويي بر زبان موسوم به شعر دهه ي هفتاد سايه مي افكند و برتري مي جويد.

سي و سه ساله اي !/ به آينه نگاه مي كني ... اما جوان شده اي !/ كودكان مرد
 مي شوند و مردان پير/ درختان سپيد / و از سالي به سالي خميده تر فواره هاي حوض و.../
"خداحافظ يزدان"صفحه 20

تا اين قسمت زبان شعر ،زبان موسوم به شعر دهه ي هفتاد است.

حال به اين برش از همين شعر توجه كنيد.

سبزه ها سبزند چنانكه بايد / علف ها /درخشان از شبنم صبحگاهي / و آب / دوايري عظيم /-كه روياهاي مكرر را آرامش مي دهند-/ چنين است كه به مرگ وارد مي شوي و.../"خداحافظ يزدان"صفحه 21

آوردن كلماتي چون "دوايري عظيم "،"چنين"و"چنانكه" باعث بر هم زدن يك دستي زبان او و سوق دادن زبان او به زبان طرز شاملويي شده است.

و اما شعرهاي "پيش از وقوع"،"زنان 2"،"زنان 4"،"زنان9"،"زنان 10"او را مي توان از جمله شعرهاي خوب اين مجموعه دانست كه از نظر كاركرد زبان نيز يك دست بوده و در واقع زبان شعر ش بيشترينه ي فاصله را از شعر طرز شاملويي گرفته است.

سلحشور سعي مي كند در شعر"چهره ها"در واقع به نقد شخصيت و نقد شعر 16 شاعر كشور بپردازد او به مانند نقاشي كه كاريكاتور مي كشد تصاويري  را خلق مي كند كه در اين ميان از همه دلنشين تر شعر اول او "مهرداد فلاح "و شعر دومش
"علي عبدالرضايي "است كه نمايانگر وجود طنز در اين اشعار است .

برشي از شعر دوم او"علي عبدالرضايي" را با هم مي خوانيم :

لخت كرده خودش را / تا تمام دنيا ديدي بزند! / ديد خود را زديم / بپوش لباست را! / اين بي قواره نازيبا را / كنار دريا هم كه لخت كني / موج ها عقب عقب بر مي گردند / باور كنيد كه شعرش مثل پير زني است / كه مي رود روي سن / جاي تحسين / گوجه فرنگي در يافت مي كند!و.../"خداحافظ يزدان"صفحه 51

البته نوع كاركرد اين شعر و نوع استفاده از شخصيت ها در اين كتاب كار نو و
 تازه اي نيست زيرا در كارهاي شاپور بنياد و بيژن كلكي پيشترها چنين پردازشي
 شده است . البته كه بگذريم از اخوانيات كه در شعر قدمايي پيشينه ي قابل ملاحظه اي دارد.

روزمرگي و اتفاقات روزانه را به راحتي مي توان در اشعار سلحشور ديد كه برخي از اين اتفاقات ارزش شعر شدن را دارد و برخي نيز ...بگذريم.

اما در اشعار سلحشور زندگي مانند رودخانه اي است  كه هرگز نمي ايستد و جريان دارد.

بخش اعظم مضامين كارهاي او را عشق و حضور نسبي اشياء تشكيل مي دهد. با خوانش برخي از اشعار اين دو مجموعه به نظر مي رسد شاعر، برخي از اشعار خود را ساخته است يعني آن قدر بعضي از اشعار تصنعي و برخي بي روح هستند كه اين باور را در ذهن مخاطب به وجود مي آورد . البته در مجموعه "ديوان خشم" بيشتر مي توان چنين موردي ديد.

اما از ويژگي مجموعه "ديوان خشم" ا و شايد به دور بودن از هر گونه بازي زباني باشد در حالي كه ذات زبان موسوم به شعر دهه ي هفتاد بازي زباني و قطعيت هاي
زباني ست .

نه باراني / آرميده در خود/ نه سوالي / بر در آويخته / تكان مي خورد / چيني از چين هاي اين پيشاني / چيزي گذشته / خاطره اي / به ملحفه اي آغشته / كبوتري / دور مانده از.../ تمام شده !/ هوا را در جام / خود را در سطري ريخته ام / و سهم خداوندي /هي هي چوپاني در كوه است./"ديوان خشم"صفحه 85

زبان شعرهاي سلحشور در كتاب "ديوان خشم "اگر چه زباني برگرفته از زبان موسوم به شعر دهه ي هفتاد است ،ديده نمي شود .

بخش اعظم درون مايه مجموعه"ديوان خشم" تشكيل شده از عشق،ديالوگ،و منولوگ ها و گزارش هايي است كه به زباني روايي به خوا ننده منتقل مي شوند.

شعر"ديدار در تايستان"او از مجموعه "ديوان خشم"كه با ديالوگ شروع مي شوددر واقع بيانگر دغدغه ي ذهني شاعر است كه مخاطب هيچ احساسي نسبت به اين دغدغه ها ندارد.

و اين شايد به واسطه ي ساختاري است كه در گفتگوهاي بريده بريده وجود دارد و آمدن به يكباره ي كلماتي به مانند سياست ،پاوند(پوند)، ويتمن و ... كه به نظركليتي خشك و بي روح را به ذهن آن هم  در يك فضاي عاشقانه وارد مي سازند و اين مقامي است كه اين كلمات اصولاً فاقد لطافت هستند و رمانتيك و حس بر انگيز نيستند.

گفت:"براي تو / براي تو لا اقل / مي شود اين سيگار را..." گفت:"يا..." روشن كرد / و ريخت هر چه را كه در زير سيگاري [لطفاً يك فعل "بود"اضافه كنيد!] / در كاسه ي  [چه منظره اي ]!خالي چيپس / و ببخشيد كه...از اتفاق / پرده همين موقع [بي خيال]اتاق همين موقع [با وقار] / يا شب [تصور كنيد با صليب شكسته بر بازو ] / شرم آور است ! اما مي توانيد يك به يك اضافه كنيد بعد از كروشه ها : / كنار ، روشن ، تاريك / و ..."ديوان خشم"صفحه 64

شكل ساختاري شعر هاي  مصنوع يزدان سلحشور به گونه اي است كه از ابتدا تا انتها ي شعر ، شما با شعر شاعري روبه رو هستيد كه در يك خط حركت مي كند و هيچ اوج و فرودي نمي گيرد ، در واقع همين حركت ممتد روي يك خط ، زمينه ساز آن شده كه مخاطب خود را ، در مقابل شعر شاعري بيابد كه با ذهنيتي خنثي بيشتر از شعر دغدغه رعايت آداب شعري را در شعر خود دارد.

اين ميز براي گرد شدن / كلمب را كم دارد / رويداد مرده / سخنان زنده را / [و كلمب : كسي كه كشف كرد عشق و رزيدن را بر زمين / و رويداد مرده : كه فراموشي تو / فراموشي ام / و سخنان زنده : كه دوباره   از سر] / و معنا ها / كه گريزانند ازمن -  كه يزدان - / و شما كه مي دانستيد / فلسفه زيباترين شكوفه ي اين بهار است / پس به هايدگر و.../ "ديوان خشم"صفحه 59

مي توان گفت چرا بعد از خوانش چند باره ي اشعار سلحشور اين احساس در خواننده ايجاد مي شود كه اشعار او به غير از تمام نكات مثبت و منفي كه در خود دارد از يك كمبود رنج مي برد و آن جسارتي است ، به ديگر سخن در شعر هاي سلحشور مي توان نگراني او را از رعايت آداب شعري كه در قاب تعريف او از شعر بگنجد به خوبي بازيافت ، كه اين خود بهترين گواه و توجيه محافظه كاري او در شعر است. به گونه اي كه براي آغاز يك شعر موفق حكم خود كشي زود هنگام مي يابد .

اگر يزدان سلحشور به عبارتي ساده تر با شعرش روراست تر باشد و يا به قولي سنگ هايش را با شعرش وا كند ، مطمئناً چهره ي شفاف و زيباي شعرهايش در سياست يك بام و دو هوا مبهوت نخواهد ماند.

 

 

 

مزدک پنجه ای
© سنگ پشت
طراح قالب: وبلاگ :: webloog
درباره من
سنگ پشت مزدک پنجه ای - شاعر و روزنامه نگار- وکیل پایه یک دادگستری، مدیر مسوول دو هفته نامه دوات و مدیر هنری انتشارات دوات معاصر
متولد 25 آذر 1360
اهل گیلان زمین- شهر بارانی رشت   
panjeheemazdak@gmail.com

آفرینه ها:
چوپان کلمات/ مجموعه شعر/ انتشارات فرهنگ ایلیا/ 1388
همه ی درخت ها سپیدارند/ نخستین آنتولوژی شاعران سپید سرای گیلان/انتشارات سوره ی مهر/ 1389
بادبادک های روزنامه ای / مجموعه شعر/ انتشارات نصیرا/1393
دوست داشتن اتفاقی نیست/مجموعه شعر / انتشارات دوات معاصر/1396
با من پرنده باش/ مجموعه شعر/ انتشارات دوات معاصر/ 1398
----------------------------------------------
مزدک بنجه ای
الشاعر والصحافي
موالید: ایران- رشت
---------------------------------------------
panjehee mazdak
Poet and journalist
Born: Iran - Rasht
جدیدترین‌ها
  • نگاهی به زندگی شاعرانه «یدالله رویایی»؛ سه شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴
  • آیا انسان آینده، هویت خود را قربانی دانایی خواهد کرد؟ سه شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۴
  • شعری از مزدک پنجه ای/ A poem by Mazdak Panjehee/قصيدة لمزدك پنجه‌ای دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۴
  • شعری از کتاب چوپان کلمات سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۴
  • محدوديت تخيل شاعرانه در متاورس دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۳
  • مرگ تخیل یا شبیه سازی تخیل یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳
  • در گفت‌وگو با مزدک پنجه‌ای بررسی شد، متاورس چه بر سر ادبیات و زبان می‌آورد؟ یکشنبه ۹ دی ۱۴۰۳
  • صدای پای دگرگونی در شعر معاصر دوشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۳
  • معشوقه باد یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • فاصله یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • شناسنامه‌ی اندوه یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • شباهت زبان کودکانه با زبان شاعران یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
موضوعات
  • مقالات ادبی
  • خبرهای مربوط به فرهنگ گیلان
  • یادداشت های شخصی
  • گفت و گو
  • کتاب های من
  • شعر
  • گزارش
  • عکس
  • خبرهای فرهنگی، هنری و ادبی
  • نقد نوشته ها
آرشیو
  • آبان ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • شهریور ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • آرشيو
لینک‌های روزانه
  • دو شعر از مزدک پنجه ای در سایت ادبی آن دیگری این سایت متعلق به مسعود احمدی شاعر و منتقد است
  • 4 شعر از مزدک پنجه ای در سایت آن دیگری(مسعود احمدی)
  • نگاهي به مجموعه شعر «سب بابه» هرمز علي‌پور
  • «همه درخت‌ها سپیدارند» رونمایی می‌شود
  • نقد لادن نیکنام بر دفتر شعر «چوپان کلمات» سروده «مزدک پنجه يي»
  • چوپان کلمات منتشر شد
  • انعکاس مجموعه شعرم در سایت انتشارات فرهنگ ایلیا
  • گفـت و گوی روزنامه ی اعتماد با علی رضاپنجه ای- به نسل شما دروغ گرفته اند و نقد لادن نیکنام بر کتاب پیامبر کوچک
  • نقد من روی مجموعه شعر تو - تهران-85 اثر آرش نصرت اللهی در روزنامه ی اعتماد ملی تیتر این مطلب در ابتدا این بود: نماینده ی سازمان ملل در تو-تهران-85
  • بیوگرافی من در سایت جریان
  • نقد من روی مجموعه شعر "بلقیس و عاشقانه های دیگر " نزار قبانی در روزنامه ی اعمتاد
  • حادثه هنوز. نقدی روی رفتار های شعری م. موید .منتشر شده در روزنامه ی اعتماد ملی محمدحسين مهدوي (م.مويد) در شمار شاعران موج نو به حساب مي‌آيد. برخي از شاخصه‌هاي شعري‌اش، او را نسبت به ساير موج نويي‌ها متمايز مي‌سازد. اهميت ويژه‌ او به فرم، ساختار، زبان، اسطوره‌ها و نيز توجه به تناليته‌ كلمات، همچنين بهره جستن از ارائه‌هايي چون اس
  • نشريه "گیله وا"، ویژه ی فرهنگ ، هنر و ادبیات ، نوروز ۸۷ در سایت ورگ
  • دومین ویژه ی فرهنگ، هنر وادبیات گیله  ­وا به ­همت  خانه ­ی فرهنگ گیلان
  • نگاهی به رفتارهای شعری م.موید این مطلب در روزنامه ی اعتماد ملی در تاریخ 22-1-87 در بخش ادبیات منتشر شد.
  • مصاحبه ی من با اکبر اکسیر در سایت 3 پنج
  • معرفی شماره 2 ویژه ی گیله وا- به سردبیری علی رضا پنجه ای
  • شعری از من در والس ادبی
  • 2 شعر از من در سایت ادبی ماندگار
دوستان
  • کانون آگهی و تبلیغات دوات
  • پروفایل من در بلاگفا
  • وبلاگ حقوقی تبصره
  • منصور بنی مجیدی ( این ابر در گلو مانده )
  • پیامبر کوچک. علیرضا پنجه ای
  • عشق اول ( وبلاگ صوتی علیرضا پنجه ای )
  • شمس لنگرودی
  • مازیار نیستانی
  • فاطمه حق وردیان
  • آیدین مسنن
  • فرامرز سه دهی
  • داریوش آشوری
  • رمان سینما. محمود طیاری
  • خروس جنگی . غلام حسین غریب
  • مظاهر شهامت
  • مهناز یوسفی
  • معصومه یوسفی
  • علیرضا مجیدی (یک پزشک)
  • علی عبداللهی
  • شاهین شالچی (شاهد ماجرا)
  • خبر گزاری ایسنا
  • خبرگزاری مهر
  • خبرگزاری ایسنا- خزری
  • خبرگزاری فارس
  • خبرگزاری ایلنا
  • خبرگزاری کار ایران
  • خبرگزاری کتاب (ایبنا)
  • بهاالدین مرشدی (رویای بدون امضا)
  • پایگاه ادبی برزخ
  • یاسین نمکچیان(چهارشنبه سوری)
  • هواخوری ( مهرداد فلاح)
  • مجید دانش آراسته( متن خود یک کویر است )
  • رضا مقصدي
  • فاطمه صابری ( اتاق سفید )
  • فرشید جوانبخش
  • هوش های چند گانه ( مهدی مرادی )
  • آدم و حوا ( حسن محمودی )
  • سایت بهزاد خواجات
  • لیلا صادقی
  • ( حرف نو ) محمد رضا محمدی آملی
  • ( دالاهو ) فریاد شیری
  • اسماعیل یوردشاهیان
  • سایت نقاشی علی رضا درویش
  • آزیتا حقیقی جو
  • مهتاب طهماسبي
  • رضا دالک (ماهی)
  • مرتضی زاهدی (تصویر گر کتاب کودک)
  • یاسر متاجی
  • میثم متاجی
  • عاطفه صرفه جو (شمعدانی)
  • شقایق زعفری
  • علی باباچاهی
  • محمود معتقدی
  • آفاق شوهانی
  • ابوالفضل پاشا
  • لیلا کردبچه
  • حامد اریب
  • روجا چمنکار
  • آرش نصرت اللهی
  • محمد حسین مهدوی(م.موید)
  • رقیه کاویانی
  • سید محمد طلوعی
  • دکتر کاووس حسن لی
  • انتشارات فرهنگ ایلیا
  • مصطفی فخرایی
  • سایت ادبی پیاده رو
  • یزدان سلحشور
  • حامد بشارتی
  • حامد رحمتی
  • محمد آسیابانی
  • هرمز علی پور
  • بهزاد موسایی
  • اسماعیل مهران فر (کفاشی)
  • علی الفتی
  • ادبیات امروز ایران
  • رسول یونان
  • مجتبی پورمحسن
  • آریا صدیقی
  • سیده مریم اسحاقی
  • داریوش معمار
  • محمد ماهر
  • پژمان الماسی نیا
  • خانه ی شاعران جهان
  • جواد شجاعی فرد
  • اسدالله شعبانی
  • جلیل قیصری
  • عباس گلستانی
  • مهدی پدرام(روهان)
  • رباب محب
  • مهرنوش قربانعلی
  • مسعود جوزی
  • مسعود آهنگری
  • کتایون ریزخراتی
  • واهه آرمن
  • شیدا شاهبداغی
  • الهام زارع نژاد
  • ناهید آهنگری
  • دفتر شعر جوان
  • ناهید عرجونی
  • الهام کیان پور
  • محمد پورجعفری
  • حامد حاجی زاده
  • مهدی موسوی
  • علی سطوتی قلعه
  • فرشته رضایی
  • محمد محمدی
  • سیاوش سبزی
  • علی یاری
  • سید فرزام مجتبایی
  • علی اسداللهی
  • واهه آرمن
  • آناهیتا رضایی
  • راوی حکایت باقی
  • فرهاد حیدری گوران
  • محسن بوالحسنی
  • محمد هاشم اکبریانی
  • پروین سلاجقه
  • حمید نظرخواه
  • طاهره صالح پور
  • مجله ارغنون
  • مجله ی ادبی دستور
  • مجله ادبی ذغال
  • باوند بهپور
  • کورش همه خانی
  • جهانگیر دشتی زاده
  • محمود فلکی
  • مدرسه ی شعر فارسی
امکانات

آمارگیر وبلاگ