فروغ فرزند زمانهی خویش بود، آیا بسیاری از شعرهای امروز فرزند زمانهی خویش است؟

مزدک پنجه ای: شعر فروغ فرخزاد برای من همیشه یک الگو بوده است. توجهی ویژهی او به مفهوم زندگی و اشتراک تجربههای خصوصیاش با مخاطب، و تلفیقش با جسارت در دورهای که زن سرزمین استعمار بود، بیمانند و فراموش ناشدنی است. نصرت و فروغ دو ناهنجار شعر معاصر فارسی، به واسطهی شکل رفتارشان در زندگی خصوصی و ادبی به شمار میآمدند. مطالعهی گفتوگوها، شعرها، یادداشتها و نامههای فروغ برای من همیشه درسهای بسیاری داشته است. روایتگری او، تصویرسازی، لحن متفاوتش، تخیل شگرفش از او شاعری ساخت که موجب شاخصهمندیاش در تاریخ ادبیات شد. نوشتن از زنانگی و ترویج نگاه خاص زنانه -بعضا اِروتیکوار - زوایایی از شعر و شخصیت فروغ را به نمایش گذاشت که او را در سپهر شعر ایران پیشرو و متمایز کرد. بعد از فروغ، بسیاری از حرکتها، رفتارهای شعری متاثر از جسارت او، آن قدر تقلید شد که تبدیل به امری «کلیشه» شود. امروز «زنانهنویسی» یکی از وجوهات بارز شعر زنان ایران به شمار میرود. در پارهای اوقات نیز متاسفانه زنان از این امکان کمترین بهره را میبرند. یکی از آسیبهای شعر معاصر و البته چند دههی اخیر شاید این باشد که مخاطب نمیتواند تشخیص دهد که فلان شعر را یک زن سروده است یا یک مرد. در واقع اکثر اشعار به وجوه زبان و تکنیکهای پیشروی شاعر توجه کردهاند تا اندیشهی برآمده از نگاه، زیست و تجربهی زنانه. شاید برخی معتقد باشند که شعر باید شعر باشد و زنانه و مردانه کردنش، پنداری غلط است اما در پاسخ میتوانم بگویم آنچه بین فروغ و سیمین بهبهانی، پوران فرخزاد، پروین اعتصامی و بسیاری از همنسلان او فاصلهی کهکشانی ایجاد کرد، همین بازتاب اندیشه و نگاه زنانه در شعر بود. یک نوع شخصینویسی برآمده از تنگناهای سیاسی اجتماعی برای زنان که در آن روزگار و البته امروز مسئله شمرده میشود. ممکن است آنچه دیروز تابو بوده امروز تابو نباشد اما قطعا شاعران امروز در پیشروی خود تابوهای بسیاری را متصور هستند که در شعر میتوان بستری برای عدول از آنان فراهم کرد. فروغ فرزند زمانهی خویش بود، آیا بسیاری از شعرهای امروز فرزند زمانهی خویش است؟