درباره ی رب گریه
پرويز شهدي گفت: آلن روب گريه از اولين كساني بود كه روش رمان نو را بنيان گذاشت و از نويسندگاني بود كه به لذت خواننده فكر ميكرد.
اين مترجم در پي درگذشت آلن روب گريه گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تصريح كرد: روب گريه به همراه ناتالي ساروت از اولين كساني بودند كه روش رمان نو را پايهگذاري كردند. ساروت با نوشتن كتابي با عنوان "گرايشها"، روش رمان نو را تشريح كرد. روب گريه نيز با نگاشتن اثر "براي رماني نو" كه شامل مجموعهي مقالاتي دربارهي اين روش بود، در اين زمينه گامهاي اساسي برداشت.
او افزود: روب گريه در اين كتاب در مقالاتي، روش رمان نو را تشريح كرد. بدون اينكه اين روش مكتبي داشته باشد، يكسري از نويسندگان فرانسه از جمله روب گريه، ناتالي ساروت، كلود سيمون و... با اين روش آثارشان را نوشتند. تفاوت كار آنها در اين بود كه در مكاتب قبلي مانند كلاسيسم و رومانتيسم، نويسنده است كه همهي كارها را انجام ميدهد؛ قالب، زمان، مكان و شخصيتها را انتخاب و در چارچوبي پياده ميكند و به خواننده ميدهد و خواننده ميشود يك موجود منفعل و بدون هيچ لذتي. اما اين گروه ميگفتند خوانند را بدون لذت گذاشتن درست نيست؛ زيرا نويسنده براي خواننده مينويسد. درواقع او هدف اصلي است و نميتوان خواننده را كه انسان هوشمندي است، كنار گذاشت و داستان را مانند لقمهي جويده در دهان او گذاشت تا قورت دهد.
مترجم "جن" و "پاككنها" از روب گريه ادامه داد: نويسندگان رمان نو معتقد بودند خواننده را بايد در كتاب شركت دهند، يكسري اطلاعات در اختيار خواننده بگذارند و از ديدهاي مختلف آن را ببينند. آنها خواننده را در داستان آوردند تا او بتواند با دادهها به شكلي كه ميخواهد، داستان را خاتمه بدهد.
شهدي همچنين گفت: در اين روش، خواننده بنا به ذوق و سليقهي خود ميتواند چيز خاصي را به وجود آورد. آنها اين آزادي عمل را براي خواننده گذاشتند و نام اين روش با عنوان رمان نو لقب گرفت. البته اين مسأله پيچيدگيهاي زيادي دارد.
او يكي ديگر از روشهاي رمان نو را توجه مسألهي ذهني و ابعاد بينهايت آن دانست و افزود: مسألهي ذهني ابعاد بينهايتي دارد. در زندگي فيزيكي يا جسماني يكسري مسائل هستند كه مشخصاند؛ اما در ذهن فرد اينگونه نيستند. اين گروه روي مسألهي ذهنيات توجه ويژهاي داشتند. آنها عينيات را به شكل اشيا جلوه ميدهند. درست است كه اشيا بيجان هستند؛ اما اين در دست ماست كه چه شكلي به آنها بدهيم.
اين مترجم در پايان با اشاره به رمان "پاككنها" اثر روب گريه توضيح داد: ما در اين رمان، توجه به اشيا را به خوبي ميبينيم. ممكن است شخصي با ديدن يك تابلو، صندلي و... به ياد خيلي چيزهاي ديگر بيافتد. درواقع در كتاب "پاككنها" نيز همين موضوع را به وضوح ميبينيم كه از چيز كوچكي مانند "پاككن" به جاها و مسائل تازهتري ميرسيم.