سیگار
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶، ۱۱:۵۲ ب.ظ
فرصتی شد، بنشنم و دل گویه کنیم
نگو که تقصیر ابرهای باران زاست
بارور نمی شوند که تو خم به ابرو نیاوری
بغض می خورند
فرو می شوند در هم
به انتهای عشق های مجازی که می رسند
دهن باز می کنند
- سونامی
- سونامی
هیچ کس باور نمی کند
تو می توانی دیواری بلند باشی
گاهی رهگذری تو را در خیابان ....
درنگ می کند
سیگار می گیراند
من همیشه به انگشتی که پشت دستت می خورد فکر می کنم
به سرفه ای که می کنی
به ابر سیاه بالا سرمان
- بغض کرده
- الانه که ...
- بازم چتر فراموشت شد
- زیر سایبون وای می ایستیم تا بند بیاد
- دمب اسبی می باره
قدم هایی تند می شوند
زیرناودان کاسه های صبری این پا و آن پا می کنند
تند می شوی
تند ِ تند
و تو تند تر ...
2/12/86
مزدک پنجه ای