با شجاعت اعلام می کنم دهه ی هفتادی در کار نیست
در شعر دهه ی هفتاد سه جریان مشخص قابل تشخیص است . اول ادامه ی شعر اغلب تصویر گرای دهه ی شصت مثلا در کارهای کسرا عنقایی و هیوا مسیح . فرشته ساری و تا حدودی نازنین نظام شهیدی و رضا چایچی و ... دوم جریان اصیل دهه ی هفتاد در کارهای من ، مهرداد فلاح ، عبدالرضایی ، حافظ موسوی ، زرین پور ، علی باباچاهی ، پگاه احمدی ، رزا جمالی ، ابوالفضل پاشا و ... و سوم جریان شعر زبانی منصوب به رضا براهنی در کارهای کسانی مثل هوشیار انصاری فر ، شمس آقاجانی ، رویا تفتی ، عباس حبیبی ، روزبه حسینی ، سهیلا میرزایی ، رزا جمالی ، شیوا ارسطویی و .... اما تنه ی اصلی شعر دهه ی هفتاد همان جریان رادیکالی است که با درک شرایط نو در عرصه ی اجتماع با کشیدن تاریخ در دل خود آن را با مناظری نو و زبانی نوتر درآمیخت و به دست مخاطب خود داد . اصولا در این شعر تفرد و تکثر حرف اول را می زند و شاعر که معتقد است در شعر پیش از او سنت ادبی صداهای کوتاه را کوتاه کرده است در پی ابراز و اظهار همین صداهای پس رفته بر می آید و دیگر من برتری وجود ندارد تا برای مخاطب تعیین مشی کند .
ادامه ی مصاحبه ی من با بهزاد خواجات را می توانید در سایت ۳ پنج ( صدای مستقل ادبیات ایران)
بخوانید.