از پیچیدگی 70 تا سادگی 80
از پیچیدگی 70 تا سادگی 80
مزدک پنجه ای
"شعر هنری مبتنی بر زبان است"(1)
هر چه زبان در شعر دهه ی هفتاد به سمت پیچیدگی گام می نهاد شاعران امروز به سمت سادگی می روند. هر چه در دهه هفتاد به سمت شعرهایی با رویکرد ذهنی می رفتیم شعرهای ده ی هشتاد به سمت عینیت گرایی پیش می رود.
"بعضی از ما" مجموعه شعر شاعر جنوبی مهدی مرادی است. شعرهای این مجموعه بیانگر نگاه تک بعدی شاعر به پیرامون است. زبان شعرهای او در این مجموعه روایی- تصویری است. شاعر با تغییر لحن میانه ای ندارد. مدام یک صدا شنیده می شود. دست به تنوع فرمی و ساختاری نمی زند ، البته شعر" ماه عسل " ص 37 در این مجموعه را به لحاظ فرمی ( وسط چین شدن شعر) باید مستثنی دانست.
همراه این اسم/ لب های ِ پراکنده ام را جمع می کند/ و به آواهای حنجره ام شکل می دهد/ بی اشیای پیرامونم تو را صدا می زنم/ ای اتفاق فرخنده! / هجاهای مبارکت را به من ارزانی کن/ و به متکلم الوحده ی ِ من خرده نگیر./ ص 35
شعرهای مرادی حکاییت غواصی است که نه آن چنان به سطح می رود و نه به عمق می زند.
این رودخانه / وحشی تر از آن است/ که تو قایقی بر آب بیندازی/ و به تماشای منظره های دور بروی/ منظره های مچاله/ در برف سال ها / که تابستان ِ خود را / در نگاه مسافران ِ بی هنگام / گم کرده اند/ این رودخانه / این رودخانه ی سفید/ که در انتهای خود/ به آبشارهای معلق ختم می شود/ و به دره های ناشناخته می ریزد./ ص 11
مرادی شاعری است که متاثر از فرهنگ زیستی خود است. عناصر زادبومی در کار او بسیار به چشم می آید.
غرق ِ کارون / من از اول نمی خواستم/ تن به آب / و این ماجرا بدهم و ... ص 15
به زعم نگارنده برخورد مرادی با زبان بسیار سطحی است در واقع آن چه به نظر می رسد این است که زبان برای او تنها وسیله ی انتقال ِ معنا تعریف شده است. او به چه گفتن می اندیشد، نه چگونه گفتن این معنا. از این رو می بینیم که او از کلمه در جهت خلق موقعیت های تصویری و معنایی بیشتر تلاش نمی کند.
پل والری معتقد بود: عناصر و عوامل بسیاری در سرودن شعر دخیل اند ، عناصری چون کلمات، تصاویر،تاثیرات،واقعیت،خیال،منطق،نحو،سنت،شرایط تاریخی و ... به اعتقاد او وظیفه ی هماهنگ کردن ،شکل بخشیدن و بیان ِ روشن ِ (Articulation) همه ی این عناصر و عوامل گوناگون ، که شمار آن ها در شعر بیش از هر هنر دیگری است، به عهده ی شاعر است، و اوست که باید با تلاشی آگاهانه و منظم، که ممکن است ماه ها یا حتی سال ها به درازا کشد، این وظیفه ی شاق را به انجام رساند. خواننده ی شعر صرفاً با محصول نهایی روبه رو می شود، ولی او نیز باید بداند که هیچ شاعری، هر قدر هم "نابغه" یا "شوریده حال" باشد، نمی تواند صرفاً به یاری احساسات و عواطف؛ یا بیان مسائل روانی و مشکلات زندگی تجربی خویش،شعری ارزشمند بسراید. (2)
حال با این توضیحات باید اذعان داشت آن چه در شعرهای مرادی به نظر می رسد توجه او تنها به بخشی از توانایی های خود هست. او در این مجموعه نشان داده که شعر را به خوبی می شناسد. توانایی انتقال احساسات و عواطف را دارد منتها شکل ارایه ی او یک شکل است. از این رو مخاطب به زعم نگارنده از همه ی اشعار او به یک اندازه لذت می برد.
نشان دادن اعتقادات، فرهنگ و سنت از جمله نکاتی است که می شود در شعرهای مرادی سراغ گرفت.
اتوبان که رفت / پشت سرم / یک رودخانه هم بریزید/ بر نمی گردم ص 23
در شعر های این شاعر فعل ها بسیار دور در جمله قرار می گیرند.
هوا به زودی / و به زودی دستگاه شمارش ابرها/ پرنده های دوست داشتنی/ هواپیمایی که مرا گاهی به تهران می رساند/ از کار خواهد افتاد/ ص 27
تمام شعرهای این مجموعه حسی نوستالژیک را منتقل می کنند. حسی که از سفر،غربت،تنهایی و ... می آید.
تمام تابستان منتظرت بودم/ و همه ی فصل های دیگر / نیامدی/ سیب های کال بر شاخه ها رسیدند/ و پرنده های دلخواه/ تا این جا / به تو تعلق دارم/ خانه و اسباب و اثاثیه اش / و کلید که می اندازی و باز می کنی/ نگاه کن / چیزها را به سلیقه ی تو چیده ام/ و دیوار را به میل تو رنگ زده ام / از این جا به بعد/ می نشینم و به مهربانی های تو فکر می کنم/ پیشانی ام را پاک می کنم/ و هنوز هم / تشنه ام / که در تابستان/ لیوان آب را تو به دستم بدهی/ ص 39
در پایان باید اشاره کنم به هیچ عنوان نمی توان ازاستعداد انکار ناشدنی شاعر و ظرفیت های مثبت شعری این مجموعه که بر زبان نگارنده جاری نشده ,غافل ماند چرا که معتقدم هر شاعری به نکات مثبت شعرهایش بیش از ضعف ها واقف است از این رو بر خود لازم دیدم به ذکر پَستِ کار نه بیشتر بلند ِ کار بپردازم. امیدوارم در مجموعه شعرهای آتی مرادی بیش از پیش با ظرفیت های زبانی چون "دارم به خالی ِ قمقه ام خو می کنم" مواجه شویم.
پی نویس:
1- شعر و تفکر انتزاعی، پل والری/ هاله لاجوردی / ارغنون – فصل نامه ی فلسفی،ادبی،فرهنگی شماره ی 14/ زمستان 1377/ درباره ی شعر/ ص 7
2- همان