نگاهی به "شعرهای دیداری" افشین شاهرودی
شاعری عکاس،عکاسی شاعر
روزنامه شرق- 27-3-89 مزدک پنجه ای: نیما یوشیج: "شاعر باید کلمه را از حالت شنیداری به حال دیداری و تصویر در بیاورد"
ارتباط بصری در وسیع ترین معنای خود پیشینه ای طولانی دارد. تصاویری که بشر بر روی دیواره ها و غارها نگاشته هر کدام دارای فلسفه ی خاص خود است. در واقع هر کدام نماد و نشانه ای از زندگی بشر در دوره های مختلف تاریخی است. برخی از این نشانه ها نمایانگر چگونه گی شکار و حتی طرز جنگیدن با یک حیوان وحشی و برخی نیز نشان دهنده ی چگونه ساختن ادوات جنگی است.
در واقع هر یک از این تصاویر در دنیای امروز واژه ای شدند که کارکرد معنایی و محتوایی تازه ای به خود گرفته اند و نسل جدید توانسته از آن به عنوان ِ ابزاری برای انتقال ِ معنا و مفهوم استفاده ببرد.
پس از این دوران بشر آموخت تا با استفاده از ابزار ِکلمه و تصویر یا نقاشی در معنا رسانی، بهتر عمل کند. از این رو خط در کنار تصویر (نقاشی) دو عنصری به شمار آمدند که در انتقال ِ معنا و مفهوم نقش به سزایی داشتند.
اما شاعر امروز با الگوبرداری از تمدن و نمونه های گذشته و نمونه های شعری پیشینیان ِ خود با بهره جستن از ابزارهای دیداری (عکس، تصاویر، نقاشی، گرافیک، نرم افزارها ی تایپی رایانه ای، ابزارهای نوشتاری و صدایی موبایل و ...) بر آن شد تا جریان ِ دیگری از شعر را پدید آورد که از آن با عنوان شعر دیداری، شعر کانکریت، شینما،شعرتوگراف و شعر ِ دیجیتالی یاد می کنند. از دهه ی موسوم به شعر هفتاد به بعد چندی از شاعران به سراغ این نوع جریان های شعری رفتند و اتفاقاً مجموعه هایی نیز در این عرصه منتشر شد.حال در دهه ی موسوم به شعر هشتاد نیز شاهد انتشار مجموعه شعرهایی با کاردکرد این چنینی (دیداری) هستیم.
"شعرهای دیداری" عنوان نوترین خانه ی شعرهای دیداری افشین شاهرودی است که انتشارات داستان سرا آن را به زیور چاپ آراسته است.
هدفِ شعرهای دیداری در کلیت خود نزدیکی و همنشینی کلمه و تصویر در کنار یکدیگر است. در همین ابتدا باید به توفیر شعرهای دیداری شاهرودی با دیگر شعرهای شاعران دیداری دیداری سرا اشاره کرد. به عنوان مثال در شعرهای شاهرودی، او در کنار کلمه ی خانه یا اتفاقی مثل جنگ، تمامیت آن حادثه را با تصویر می کشد یا در کنار کلمه ی خانه، عکس یا نقاشی خانه را می گذارد. اما در شعرهای دیداری (شعرتوگراف) علی رضا پنجه ای در کجکوعه شعر "پیامبر کوچک"به جای واژه ی خانه، شکل نقاشی شده ی خانه را عیناً جایگزین کلمه ی خانه می کند یا مثلاً عباس صفاری در مجموعه شعر "دوربین قدیمی" از کنار هم قرار دادن کلمات، شکل پیپ یا قفل را در ذهن تداعی می کند.
اما شباهت شعرهای دیگران با شعرهای شاهرودی این است که در جملگی این اشعار، کلمات در خدمت تصویر هستند یعنی مجموعه ای از کلمات در کنار هم به تصویر موقعیت می دهند و این شاید یکی از وجوه اشتراک میان این شاعران باشد.
ذات تصویر رسانه گی آن است وقتی تصویر را می بینیم انتظار داریم سریع ترین معنا را به ذهن متبادر سازد، اما اتفاقی که در این مجموعه افتاده این است که تصاویر یا نقاشی ها بعضاً در پی ایجاد یک اتفاق معنایی مستقیم نیستند بلکه شاعر به طرق غیر مستقم و بهره مندی از عناصر طبیعت اقدام به صورت بندی های معنایی در قالبی به نام "شعر دیداری" می کند.
درباره ی تصاویر این مجموعه که به صورت نقاشی عرضه شده است باید عنوان کرد اکثر تصاویر این مجموعه دقیقاً همان چیزی نیست که در واقعیت می بینیم مثلاً شکل ساعت،گل یا اسب؛ او برای نشان دادن اسب، نیم تنه ی انتهایی اسب یعنی کفل و دُم آن را با دو خط نشان می دهد. به تعبیری دیگر او تلاش دارد در بیشترینه ی شعرهایش از تصاویر عینی و واقعی بگریزد و آن ها را در بستری انتزاعی عرضه نماید.
شاهرودی در این مجموعه روایتگر بخشی از تاریخ سرزمین خود و خانواده اش در ظرفی به نام شعر دیداری است. شعرهای او به مانند خاطرات نوشته شده در برگ هایی از یک سررسید(تقویم) گرد هم آمده اند و مخاطب آن ها را یکی پس از دیگری ورق می زند، خاطرانی چون جنگ و به آتش کشیده شدن سینما رکس آبادان.
امروز/ماه به سربازی رفت/مادرم می گوید/پوتین بچگانه پیدا نمی شود/اما پدرم معتقد است/ جنگ شوخی بردار نیست/میوه ها می رسند/ و باغچه سیب باران می شود/من به مرخصی مرضیه خواهم رفت/(ص 50)
از نکات آسیب شناسی این مجموعه می توان به این نکته اشاره کرد،بسیاری از تصاویر در شعرهای شاهرودی برای توضیح بیشتر فضای شعر به کار برده شده اند یعنی بود و نبودشان بعضاً سبب تفاوت نمی شود، چرا که معتقدم تصاویر باید موقعیت جدیدی برای مخاطب به لحاظ بصری خلق کنند. در حالی که در بسیاری مواقع خود کلمات در ذهن مخاطب همان تصویر نقاشی شده را نقش می زنند.
در کنار تصاویر ارایه شده در این شعر مخاطب گاه شاهد حضور صداهایی متفاوت نیز هست، شاعر برای این که تفاوت این صداها در چشم و گوش مخاطب بیشتر احساس شود این امر را با تغییر فونت همراه ساخته است.
"نمایشنامه ی دریا" یکی از شعرهای این مجموعه است که شاعر تلاش داشته تا از ظرفیت های نمایشنامه در شعر بهره مند شود. فرآیند نویی که می تواند در پایان بخشیدن به من متکلم الوحده موثر واقع شود. آن چه که آرزوی نیما یوشیج نیز بود.
این نمایشنامه- شعر که باید آن را جزء شعرهای دیداری - چندصدایی دانست از هشت صدا با نام های فرشته، فیروزه،فریدون،لیلی،مجنون،شیرین،فرهاد،حافظ و ... در کنار تصاویر نقاشی شده از چند ماهی در کنار یکدیگر شکل گرفته است.
شعر "لالهلادن" نیز از دیگر شعرهای موفق این مجموعه است که شاعر قصد کرده با چسباندن دو نام "لاله و لادن" و ارایه ی یک عکس از دو زن، یکی با چادر مشکی و دیگری با چادر سفید رو به دریا به شکلی اشاره ای به ماجرای دوقولوهای به هم چسبیده ی یعنی "لاله و لادن" داشته باشد. در واقع زیبایی کار زمانی دو چندان می شود که مخاطب مشاهده می کند شاعر از موضوعی کلیشه شده در ظرف، فرم و زبانی متفاوت از آن چه تاکنون دیده و شنیده استفاده می کند.
... حالا کف ِ اقیانوس / یک لاله ی خشک می بینم/ آب ها به چشم فشار می آوردند/ لادن!/(ص 109)
به قول نیما:"اگر فرم نباشد هیچ چیز نیست... بی خود ترین موضوع ها را با فرم می توانید زیبا کنید... به عکس عالترن موضوع ها بی فرم هیچ می شود. فرم که دلچسب نباشد، همه ی چیزها، همه ی زبردستی ها، همه ی رنگ ها و نازک کاری ها به هدر رفته است".
بیشترینه ی مضمون شعرهای این مجموعه بر اساس عشق،طبیعت، جنگ، جدایی و مرگ شکل گرفته است.
افشین شاهرودی ضمن شاعری، عکاسی شناخته شده نیز است که از نوجوانی در راه شعر قدم نهاده است. او شاعری عکاس یا عکاسی شاعر است که در شعرهایش عکس می گیرد و در عکس هایش شعر می سراید.