نگاهی به مجموعه شعر "سب بابه" هرمز علی پور
شاعر ِ غمگین
نگاهی به مجموعه شعر "سب بابه" هرمز علی پور
مزدک پنجه ای -روزنامه شرق-۲۵-۶-۸۹:"سب سابه" عنوان نوترین خانه ی شعرهای هرمز علی پور است که توسط انتشارات نوح نبی در سال 89 منتشر شده است.
از اولین شعر علی پور که در مجله ی فردوسی منتشر شد تا بعد ها که با چهار شاعر دیگر از مسجد سلیمان به نام های یارمحمد اسدپور، سیروس رادمنش، سیدعلی صالحی ،حمید کرم پور(آریا آریاپور) خود را از مجله ی تماشا که منوچهر آتشی مسوول صفحه ی شعرش بود، مطرح ساخت، همیشه یکی از تاثیرگزاران "شعر ناب" به شمار می آمد. او در تمامی دهه های گذشته توانست حضور پر رنگی در عرصه ی ادبیات داشته باشد.
منوچهر آتشی روزگاری در باره ی شعرهای علی پور گفته بود: علی پور بی تردید از چهره های برجسته ی "موج ناب" است. او می داند که شعرش را کسی می خواند و این بازی نیست. نیما چنین گفته بود که: بنگر تا برای کی می نویسی ، به همان نسبت به چکادهای کوتاه و بلند شعر دست خواهی بافت. دیگر اینکه علی پور، بر واژه ها و ابزار شعر خود سلطه دارد و در میان باریک ترین اندیشه های خود در نمی ماند. او تاریک از خلوص خویش است و بر تربت حرف ها بغض کرده است. بغضی که وقتی ترکید، به گونه کلمه ها بر کاغذ می نشیند و زندگی جاری می گردد و در دیدگاه ما"(1)
وقتی به رفتار شعری هرمز علی پور طی دهه های اخیر توجه می کنیم می بینیم وی به غیر از دهه ی هفتاد تقریبا در دیگر دهه های شعری دنباله روی جریان شعری "موج ناب" بوده است. برای اثبات صحت این مدعی مخاطبان محترم را به مقایسه مجموعه شعر "علف یونان به لغت عذرا" نشر لاجورد چاپ 1383و دیگر مجموعه شعرهای این شاعر جلب می کنم.
به زعم نگارنده علی پور در "علف یونان به لغت عذرا" صرفا در تلاش جهت آرایه ی رفتار زبانی خاص آن دهه بود و شعرهایش دیگر چهره ی "شعر ناب" را نداشتند. آن چه به نظر می رسد علی پور نیز به مانند بسیاری از شاعران این کهن بوم و بر تحت تاثیر موج به راه افتاده در این دهه قرار گرفته بود و سعی داشت که شعرش بیشتر از این که نزدیک به شاخصه های "شعر ناب" باشد موج دیگری را تجربه کند و شعرش را به شاخصه های مالوف به شعر دهه ی هفتاد نزدیک کند؛ البته در مجموعه شعر "سب بابه" او رجوع دوباره ای به شعر ناب کرده است.
طی شد به صحبت چه زلف هایی / درختی که تنها سایه به تنهایی می بخشد/ دوباره نوبت خیابان های خلوت است/ به ایستگاه ها و کلیدی به دست چرخاندن/ به فکر عصر تازه ای هستیم.(به طی / ص 13)
شعرهای این مجموعه نیز به مانند دیگر مجموعه شعرهای علی پور در نهایت ایجاز شکل گرفته است. بسامد حضور واژگانی نظیر دنیا،مرگ و ... در بیشترینه ی اشعار او چشم گیر است. توجه به ذات مرگ و تکرار این حقیقت، اندیشه ای است که در شعرهای علی پور ریشه ای ابدی و ازلی دارد. در چنین فرآیندی است که می توان عنوان کرد او دارای جهان بینی خاص خود است.
پیش از این که به در بکوبد بهار/ این نامه ها مناسب آب هاست/ در سرزمین خود گفتم سلام دنیا/ در سرزمین خود دوست دارم/ وداعی به این چنین را پس/به آرامی اقرار ها را کنار هم می چینند/ و اندکی مادرزاد/ به پایان خود نزدیک است این آسمان/ تقصیر را به گرده ی مرده می اندازیم/ اردیبشهت نارنجی را/ تا کرده به جیب کوچکی بگذاریم .(ص 7)
عناوین شعرهای علی پور باب تازه ای در جهت گزینش عنوان برای شاعران می تواند باشد. به واقع خود این عناوین کارکرد تازه ای برای شعر به ارمغان می آورند. نکته ی حایز اهمیت در این است که تعلیقی که پشت این عناوین وجود دارد به مراتب بیشتر از تعلیق پشت خود شعرها است. در واقع خود عناوین خلق کننده ی موقعیت زبانی و یک رویکرد معنایی تازه هستند که به نظر می تواند به عنوان یک پیشنهاد خوب برای شعر امروز توسط این شاعر به شمار آید.
برای نمونه:
می خواهم که آگاه کنم از خودش این رود را بمیرم بعد و بعد رود رود سر دهید (ص 77)
یا:
با این نگاه به خورشید نمی رسند چون دست یافتن بر ذات گیاه (ص 6)
یا:
به خواب خود ابرهایی به خواب ما می نگرند از این نژاد(ص 17)
آهنگ غمگین شعرهای علی پور بر گرفته از نوع نگاه او به زندگی و هستی است. نوعی ناامیدی و رنج و داغ در چهره ی شعرهای او دیده می شود.از این رو می بینیم که لحن شعرهای او غمگین است و این غم، ذات شعرهایش شده است. شاید بر این اساس است که باید او را شاعر شعرهای غمگین خطاب کرد.
آخر نمی توان دو گلدان را/به سلقیه ی خود جا به جا کرد/ بعضی از نگاه ها در وداع عالم را می گیرد /نکند که تبسم و گریستن طفلان/به یک ردیف از سینه بنشیند/نزدیک ترین آبادی به ماه/از ما تصاویری دارند/و تصویری/که از کوهی قول ها بگیرند/تا رعایت شویم/باران های جوانی را به خاطر بیاوریم.(27)
ایجاز در کلام و استعاره، کنایه، تشخیص ، تخیل و ... آرایه هایی هستند که در شعرهای علی پور عموما حضور مسمتری دارند.
... در تبسم ایت گام های آسوده پیداست (8)
علی پور اگر چه در صدد ایجاد یک عصر تازه (جهان تازه) برای شعرهایش است اما در مسیر زندگی و اندیشه ی زیستی خود به یاس فلسفی از زندگی رسیده است از این رو در مفهومی دیگر باید عنوان کرد او اگر چه هر بار سعی می کند به مفاهیم ابدی و ازلی چون مرگ و .... از دریچه ای دیگر بنگرد و این مفاهیم کلان را با زبانی دیگر بیان کند اما به لحاظ این که در عرصه ی فرم و لحن اشعار او به تنوع نمی رسند بر این عقیده ام با شاعری مواجه ایم که در این ورطه به تسلسل رسیده است.
فورمالیست های روسی معتقد بودند اندیشه و نیت مولف تجسم موقعیت هایی است که فراتر از متن وجود دارند. برای این که مخاطب پی به اندیشه ی ذهنی مولف ببرد نیازمند نشانه است. نشانه در این جا در واقع حلقه ی اتصال مولف به مخاطب است یعنی آن چه که در ذهن مولف می گذرد از طریق این نشانه در ذهن مخاطب به همان معنا یا معنایی مشابه و نزدیک به آن ایجاد شود.
بر این باور در بخشی از شعرهای علی پور می بینیم که پای نشانه هایی به میان آورده می شود که در بیرون از جهان ذهنی او قابل رویت و لمس و یا درک نیست. به عبارتی این نشانه گاه آن قدر دور از ذهن است که برای درک آن مخاطب نیازمند منبعی به عنوان نشانه شناسی خاص ِهرمز علی پور است.
آن جا که بال پرنده کن نیست/این عدد را می خواهند/به مژه های تو چون می رسد/نکند یک موقع زنگ بزنی/دریافته می شوی/سر خط می دهی که می نویسند/تا زبان ما نگیرد/تصویر تو تنها منظور سپید ماست/بپرسند(26)
در پایان باید عنوان کرد از آسیب شناسی شعرهای علی پور شاید این نکته باشد که شعر او بیشتر بر مبنای حس و عاطفه شکل می گیرد به تعبیری دیگر علی پور با سویه ی احساس و عاطفه قصد دارد ما را به تماشای اتفاقی بزرگ بنشاند در حالی که آفریدن و به تصویر کشیدن اتفاقی متفاوت و بزرگ هوشمندی های زبانی، خلاقیت های فرمی، جسارت های معنایی را در کنار دیگر آرایه هایی چون آشنایی زدایی، تخیل، استعاره، کنایه، خرق عادت و ... می طلبد.