سنگ پشت

سنگ پشت

ادبی

آمارگیر وبلاگ

  • خانه
  • پروفایل
  • ایمیل
  • آرشیو
  • نوشته‌ها

گفت و گو با هرمز علی پور پیرامون شعر دهه هشتاد

دوشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰، ۳:۳۶ ب.ظ

هرمز علی پور سالک نرگس ها

قاسم آهنین جان

سی سال پیش دیدمش،یافتمش.شاعر بود و یک کتاب داشت و چند دفتر "با کودک و کبوتر"تازه از چاپ در آمده بود. و این "صفر پیدایش" بود و آغاز آغاز تکوین شاعری او را.

مرتب دیدار داشتیم و مدام به گفت و گو بودیم.محور حرف هامان شعر بود و تنها شعر.ت.اس.الیوت، آرتور رمبو،هولدرلین،هوشنگ ایرانی،بیژن الهی،بهرام اردبیلی،....

دوست بودیم و به ارتفاع می اندیشیدیم.در مورد همه چیز و هر چیز،کوتاه می آمدیم به غیر از شعر و دوستی او در ذهن و،در واقعیت برای مان جایی رفیع داشت.

او برادر بود و بردبار و غمخوار.او برکت بود،برکت شعر بود برای ما،برای همه ی ما و هنوز او چنین است.سی سال است که دوست است و شاعر است و یک رنگ است.

رنگ نینداخته و،نباخته.تنها موی بر سر سپید کرده، چون سپیدی جهان چون کفن. چون رویای زودرس که هر شاعر را گریبان می گیرد.

بی تردید و تعارف او حقی قاطع و مسلم بر شعر خوزستان دارد و تأثیری به سزا بر سر شعر ایران.و این کاری است که شاعر باید انجام دهد و او چنین کرد.کارنامه ی چهل سال بی وقفه ی او ربطی به  رکود و رخوت و سکون ندارد.شعرش همیشه پایه ی جریان های جدی و مدرن ادبیات بوده رشک به شعر و موقعیت شاعری او خیلی ها را دچار وسوسه و میل به شاعری کرده،چاپ کردند،شاعر نشدند،عصبی شدند،حسادت کردند و دشمن شدند با شاعرهایی حسادت و بد فهمی دیگر یک سنت است. از "نیما" تا کنون.

او را مدت زمانی است که می شناسم و چهل سال است که شعر می گوید کتاب هایش چاپ شده اند.شعرهایش،فرهنگ شده،مخاطبانش دوستش دارند چون مهربان است.مخاطبانش گاه،حتی به او و شعرش تعصب دارند.امروز او شسصت و پنج سال دارد.توقف در کارش نیست،حامی شاعران جوان است.حمایت حسی و عاطفی می کند در غم و اندوه تمام شاعران را.

گاه به او چنان جفا می کنند و اندوهگین اش می کنند و این جفا بیشتر از سوی مدعیان شعر و نیمه شاعران اتفاق می افتد.

جالب تر این که بیشترین جفاکاران،نسبت به او،کسانی اند که عمری سارق شعرهای او بودند.او به این رفتار مخرب بها نمی دهد.دوستان خودش را دارد.مخاطبان بسیارش را.دورها را به یاد می آوردم .دوران هایی داستان کوتاه نوشت فیلم نامه نوشت.نقاشی می کشید.خوب هم می کشید.ولی همه ی این ها را رها کرد و به حاشیه سپرد.پذیرفت که فقط شاعر باشد.مزه ی ایزدی شاعری را بر خویش بسنده داشت و بس پنداشت.رنج شاعری را بر خویش هموار کرد.

این روزها فقط به یک چیز دل خوش است و سر خوش و قانع و قناعت می کند به شعر شاعری.و در این شعر و شاعری هر گز کوتاه نمی آید اهل مصالحه نیست،درد و  رنج شاعری برای او تبدیل به عشق شده در این عاشقی است که هزینه می کند از روح و جان.

در این جذبات عشق و شعر است که سلوک می کند و سلوک تا می شود "سالک نرگس ها".در این سلوک است که اشیاء منظم می شوند و حس ها لحن می گیرند.و من هنوز با او دوستم. هرمز علی پور را می گویم. این "سالک نرگس ها". 

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فاخته ی هیمالیا*

محسن بوالحسنی

"به سلامتی برادرهایم

چقدر تنها هستم"

 آن روزها نوجوانی بودم عطشان که دعا می کرد و نمی توانست بنویسد. هر چه می نوشت بیشتر ننوشته می ماند. آن روزها اهواز بزرگ و پای من کوچک و شعر تازه به جانم مزه داده بود. اینکه تاریخ با من چه خواهد کرد نمی دانم و اینکه تاریخ در او چه کرده است می دانم. می شناسم. خوب او را می شناسم. کودکی به شدت شبیه نیما و به شدت با سبیل های پر پشت که هر بار دیدمش تاری از آن سفید شده بود. او از همان روز اولی که دیدمش می خندید.نامش را شنیده بودم که اهوازی های شعر زبان به زبان و گوش به گوش به تهنیت و ارجمندی تکرار می کردند. کودک بودم. روزنامه نمی خواندم. قرض نداشتم و شاعر نبودم.بعدها در یک جلسه ی اهوازی دیدمش دوباره. صدایم زد و چه گفت نمی دانم. آنروزها من ترانه می نوشتم و کمابیش و بیشتر از پیش می شناختم او را.

در نوزده سالگی هرمز علیپور را می شناختم به وفور. به کتاب. به شعر. به کلمه. اما نه به وضوح. که شناخت هرمز فقط شاید از دیدنش به وضوح می رسد. "پنجاه و چهار به دفتر شطرنجی" دفتری بود که من را یکسره دگرگون کرد و ایستادم با بی قراری هایم تا زمان و مکان مقدر کنند که کجا و کی ببینمش دوباره. بروجرد درس می خواندم. این کتاب در آن شلوغ بازار شعر دهه هفتاد جای خودش را بیش از کتابهای دیگر شاعران این نسل که من زیاد می خواندم و می کاویدمشان باز کرد. کتاب را دوره گرفته بودم و می بردم و سطر روی زمین می زدم و می گفتم این جان شاعرانه است. جانم حقیقتا آتش می گرفت از این شاعر:" آورده اند که در قدیم قمریانی بود که از بوی یکی، یکی می مرد/ شاعر که از قمری کمتر نیست" خط به خط خطوط این کتاب را خط کشیدم و امان نمی داد که بگذرم. تا دیدار نخست شکل گرفت.

" چقدر بگویم/ کارون به من مربوط نیست/ معلوم نیست برگردم/ برنگردم"

و شاعر از اهواز رفته بود. شاید هم گریخته بود. رفته بود یک جایی در طبقه ی چندم یک آپارتمان در شاهین شهر اصفهان. من و سه تن از دوستانم در سفری ناگهانی به دیدنش رفتیم و هرمز همان طور بود. همان طور کودک مانده بود و من شرم کردم که احساس بزرگ شدن می کردم. هرمز به هیچ وجه در لایه بیرونی شبیه شعرش نبود. بهتر بگویم هرمز نمونه کامل " اندوهی که در ژرفنای شاد خویی اش" بود، بود. هست. نگاه می کردم. این اندوه فزاینده، این بار غمگین نوستالژیا، این مراثی کلمه ها چطور در زبان معاشرت او به خنده و شادخویی تبدیل شده بود. اندوهی که در اعماق هر شوخی و خنده با یک آه کشدار به ظاهر نامربوط رنگ عوض می کرد. این دیدارها تا امروز ادامه دارد. یادم نمی رود که وقتی از او خواستم آرشیو زندگی اش ( شامل هر آنچه دارد) را برایم به امانت بفرستد در جواب گفت پیش تو امن تر است و من لرزیدم و این اولین باری بود که در تمام زندگی آدم منظم و متعهدی شدم.

نامه های من با او سرنوشت غریبی دارند. تماس های من با مردی که هرگز نخواست در رنگ و لعاب تهران غوطه بخورد. مردی که شاعرانه زندگی کرد و شاعرانه زندگی می کند. کودک مردی که حتا ذره ای به قدر آنچه باید دیده می شد دیده نشد. جز آنکه هر بار کسی می مرد که به سویی و به سمتی از او مربوط می شد دوستان پیش قدم می شدند برای گرفتن مطلب و هرمز کتابتش فقط در شعر است و او وقتی دست به کلمه می زند یکسر بازار کلمه ها پر رونق است. این جملات ستایش حتا اگر باشد ستایش مردی ست که بی شک در ذهن من شاعرتر از زمانه است.مردی که از تبار نادری ست.

امروز هرمز علیپور در خوزستان است و بیر اه نیست که بگویم شعر خوزستان وام دار شخصیت و هویت شعر هرمز علی پور است و شعر ایران با تمام حافظه ی بدی که دارد هرمز علی پور را خوب می شناسد. آنقدر که گاه حتا تلاش کرد که نام او را آهسته آهسته از یاد برده شود. چه دست خط ها و چه حرفهایی از جنس و نگاه نادرست که در نامه هایی که به هرمز نوشته می شد هست که پیش من است و چه نام هایی که چه هزینه ها کردند تا هرمز را به سمت و سوی جریان شعر خودشان پیش ببرند. هرمز به همه می خندید و می خندد به مهر و در گوشی به من می گوید: فکر می کنند من نمی فهمم!

شعر هرمز بازتاب زندگی شخصی خود اوست. آنچنان که در "قطعه مزار سی و چهار" در مجموعه ی پنجاه و چهار به دفتر شطرنجی آورده است و یک روز خط به خط این شعر را برای من بازخوانی کرد و گفت کجای این شعر چه می گوید و کجای این شعر کجای زندگی من است؛ و مگر زندگی شاعر بیرون از زندگی ماست. شعرهای هرمز گاهی هیچ نقد و داوری را برنمی تابند. مثل تلنگری که به شیشه ای می خورد آدم را چنان میخکوب می کنند که دوست دارد با همان ها خلوت کند. هرمز تجدید چاپ نمی شود. شاید به این دلیل عمده که هرمز شهرستانی ست. هرمز بلد نیست که کتابهای خود را چاپ به چاپ بخرد و در انبار خانه اش بگذارد. شاید چون انباری ندارد و شاید چون.... سئوال می کنم: چرا شاعری که هیچ کدام از مجموعه هایش در بازار نیست نباید دوره ی کتاب هایش در یک جلد تجدید چاپ شوند؟ چرا ناشران بزرگ ما دست به احیای هر گونه فسیلی می زنند ولی از این جان زنده یادی نمی کنند؟ دفترهای معتبری هم چون کودک و کبوتر، نرگس فردا، الواح شفاهی، سپیدی جهان، و... که بارها و بارها موجب تقدیر و تحشیه نویسی های فراوان بوده و شده چرا امروز نباید در دسترس کسانی قرار بگیرد که به این اوراق دسترسی ندارند؟ آیا مسئله ی ترسناکی در این میان دیده می شود؟

به هر روی، این یادداشت همانطور که گفته شد یک یادداشت شخصی ست و بی شک وقتی می خواهم درباره کلیتی به نام هرمز علیپور بنویسم آنقدر تصاویر و آنقدر کلمه در ذهنم می آید که مجال را برای نوشتن تنگ می کنند. شیفتگی من به هرمز علیپور بخشی به شعرش باز می گردد و البته بخش دیگر این شیفتگی به جان شیفته این آدم و طور زندگی اش. شاعرانه زندگی کردن تاوان سخت و سنگینی دارد که تنها یک معلم می تواند آنرا پرداخت کند. یک پدر. یک همسر. یک مرد.

گاهی که دلتنگ می شوم سر می برم و نامه هایش را می خوانم. آرام می خندم از بذله گویی های عمیق هرمز. به " هر کس به نوعی بدبخته"  گفتن هایش. من از او بسیار آموخته ام حتا اگر یک سطر یا یک قرار شعری من با او نزدیک و یگانه نباشد. آنچه هرمز به من آموخت پیش از آنکه شعر باشد شاعر بود. به من آموخت شاعر این گونه است و من سالها به عنوان امین او و خانواده اش رفتم و آمدم و دریغم می آید که نامی نبرم از سارا. که اگر بگویم " آیدا"ی شعر خوزستان شاید نام دیگری را هم شریک کرده باشم. پس سلام به "سارا"ی هرمز و سلام به هرمز ، نازنین، نگارین و سینا...همانطور که آتشی برای او می نوشت. و می نویسم: هرمز زنده است رفقا! حال خوب و بدش را بپرسید...اگر نه در خانه ی هنرمندان در خانه اش نشسته و ورق ها را و آلبوم ها را ورق می زند و می نویسد و هرمز سیری ناپذیر از نوشتن است و هنوز بزرگ می نویسددست هایش را جور یک معلم بزرگ می بوسم.

*- نام مجموعه شعری از هرمز علیپور

شعرهای آورده شده در این مطلب همگی از هرمز علیپور است

 

مزدک پنجه ای
© سنگ پشت
طراح قالب: وبلاگ :: webloog
درباره من
سنگ پشت مزدک پنجه ای - شاعر و روزنامه نگار- وکیل پایه یک دادگستری، مدیر مسوول دو هفته نامه دوات و مدیر هنری انتشارات دوات معاصر
متولد 25 آذر 1360
اهل گیلان زمین- شهر بارانی رشت   
panjeheemazdak@gmail.com

آفرینه ها:
چوپان کلمات/ مجموعه شعر/ انتشارات فرهنگ ایلیا/ 1388
همه ی درخت ها سپیدارند/ نخستین آنتولوژی شاعران سپید سرای گیلان/انتشارات سوره ی مهر/ 1389
بادبادک های روزنامه ای / مجموعه شعر/ انتشارات نصیرا/1393
دوست داشتن اتفاقی نیست/مجموعه شعر / انتشارات دوات معاصر/1396
با من پرنده باش/ مجموعه شعر/ انتشارات دوات معاصر/ 1398
----------------------------------------------
مزدک بنجه ای
الشاعر والصحافي
موالید: ایران- رشت
---------------------------------------------
panjehee mazdak
Poet and journalist
Born: Iran - Rasht
جدیدترین‌ها
  • نگاهی به زندگی شاعرانه «یدالله رویایی»؛ سه شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴
  • آیا انسان آینده، هویت خود را قربانی دانایی خواهد کرد؟ سه شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۴
  • شعری از مزدک پنجه ای/ A poem by Mazdak Panjehee/قصيدة لمزدك پنجه‌ای دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۴
  • شعری از کتاب چوپان کلمات سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۴
  • محدوديت تخيل شاعرانه در متاورس دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۳
  • مرگ تخیل یا شبیه سازی تخیل یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳
  • در گفت‌وگو با مزدک پنجه‌ای بررسی شد، متاورس چه بر سر ادبیات و زبان می‌آورد؟ یکشنبه ۹ دی ۱۴۰۳
  • صدای پای دگرگونی در شعر معاصر دوشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۳
  • معشوقه باد یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • فاصله یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • شناسنامه‌ی اندوه یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • شباهت زبان کودکانه با زبان شاعران یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
موضوعات
  • مقالات ادبی
  • خبرهای مربوط به فرهنگ گیلان
  • یادداشت های شخصی
  • گفت و گو
  • کتاب های من
  • شعر
  • گزارش
  • عکس
  • خبرهای فرهنگی، هنری و ادبی
  • نقد نوشته ها
آرشیو
  • آبان ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • شهریور ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • آرشيو
لینک‌های روزانه
  • دو شعر از مزدک پنجه ای در سایت ادبی آن دیگری این سایت متعلق به مسعود احمدی شاعر و منتقد است
  • 4 شعر از مزدک پنجه ای در سایت آن دیگری(مسعود احمدی)
  • نگاهي به مجموعه شعر «سب بابه» هرمز علي‌پور
  • «همه درخت‌ها سپیدارند» رونمایی می‌شود
  • نقد لادن نیکنام بر دفتر شعر «چوپان کلمات» سروده «مزدک پنجه يي»
  • چوپان کلمات منتشر شد
  • انعکاس مجموعه شعرم در سایت انتشارات فرهنگ ایلیا
  • گفـت و گوی روزنامه ی اعتماد با علی رضاپنجه ای- به نسل شما دروغ گرفته اند و نقد لادن نیکنام بر کتاب پیامبر کوچک
  • نقد من روی مجموعه شعر تو - تهران-85 اثر آرش نصرت اللهی در روزنامه ی اعتماد ملی تیتر این مطلب در ابتدا این بود: نماینده ی سازمان ملل در تو-تهران-85
  • بیوگرافی من در سایت جریان
  • نقد من روی مجموعه شعر "بلقیس و عاشقانه های دیگر " نزار قبانی در روزنامه ی اعمتاد
  • حادثه هنوز. نقدی روی رفتار های شعری م. موید .منتشر شده در روزنامه ی اعتماد ملی محمدحسين مهدوي (م.مويد) در شمار شاعران موج نو به حساب مي‌آيد. برخي از شاخصه‌هاي شعري‌اش، او را نسبت به ساير موج نويي‌ها متمايز مي‌سازد. اهميت ويژه‌ او به فرم، ساختار، زبان، اسطوره‌ها و نيز توجه به تناليته‌ كلمات، همچنين بهره جستن از ارائه‌هايي چون اس
  • نشريه "گیله وا"، ویژه ی فرهنگ ، هنر و ادبیات ، نوروز ۸۷ در سایت ورگ
  • دومین ویژه ی فرهنگ، هنر وادبیات گیله  ­وا به ­همت  خانه ­ی فرهنگ گیلان
  • نگاهی به رفتارهای شعری م.موید این مطلب در روزنامه ی اعتماد ملی در تاریخ 22-1-87 در بخش ادبیات منتشر شد.
  • مصاحبه ی من با اکبر اکسیر در سایت 3 پنج
  • معرفی شماره 2 ویژه ی گیله وا- به سردبیری علی رضا پنجه ای
  • شعری از من در والس ادبی
  • 2 شعر از من در سایت ادبی ماندگار
دوستان
  • کانون آگهی و تبلیغات دوات
  • پروفایل من در بلاگفا
  • وبلاگ حقوقی تبصره
  • منصور بنی مجیدی ( این ابر در گلو مانده )
  • پیامبر کوچک. علیرضا پنجه ای
  • عشق اول ( وبلاگ صوتی علیرضا پنجه ای )
  • شمس لنگرودی
  • مازیار نیستانی
  • فاطمه حق وردیان
  • آیدین مسنن
  • فرامرز سه دهی
  • داریوش آشوری
  • رمان سینما. محمود طیاری
  • خروس جنگی . غلام حسین غریب
  • مظاهر شهامت
  • مهناز یوسفی
  • معصومه یوسفی
  • علیرضا مجیدی (یک پزشک)
  • علی عبداللهی
  • شاهین شالچی (شاهد ماجرا)
  • خبر گزاری ایسنا
  • خبرگزاری مهر
  • خبرگزاری ایسنا- خزری
  • خبرگزاری فارس
  • خبرگزاری ایلنا
  • خبرگزاری کار ایران
  • خبرگزاری کتاب (ایبنا)
  • بهاالدین مرشدی (رویای بدون امضا)
  • پایگاه ادبی برزخ
  • یاسین نمکچیان(چهارشنبه سوری)
  • هواخوری ( مهرداد فلاح)
  • مجید دانش آراسته( متن خود یک کویر است )
  • رضا مقصدي
  • فاطمه صابری ( اتاق سفید )
  • فرشید جوانبخش
  • هوش های چند گانه ( مهدی مرادی )
  • آدم و حوا ( حسن محمودی )
  • سایت بهزاد خواجات
  • لیلا صادقی
  • ( حرف نو ) محمد رضا محمدی آملی
  • ( دالاهو ) فریاد شیری
  • اسماعیل یوردشاهیان
  • سایت نقاشی علی رضا درویش
  • آزیتا حقیقی جو
  • مهتاب طهماسبي
  • رضا دالک (ماهی)
  • مرتضی زاهدی (تصویر گر کتاب کودک)
  • یاسر متاجی
  • میثم متاجی
  • عاطفه صرفه جو (شمعدانی)
  • شقایق زعفری
  • علی باباچاهی
  • محمود معتقدی
  • آفاق شوهانی
  • ابوالفضل پاشا
  • لیلا کردبچه
  • حامد اریب
  • روجا چمنکار
  • آرش نصرت اللهی
  • محمد حسین مهدوی(م.موید)
  • رقیه کاویانی
  • سید محمد طلوعی
  • دکتر کاووس حسن لی
  • انتشارات فرهنگ ایلیا
  • مصطفی فخرایی
  • سایت ادبی پیاده رو
  • یزدان سلحشور
  • حامد بشارتی
  • حامد رحمتی
  • محمد آسیابانی
  • هرمز علی پور
  • بهزاد موسایی
  • اسماعیل مهران فر (کفاشی)
  • علی الفتی
  • ادبیات امروز ایران
  • رسول یونان
  • مجتبی پورمحسن
  • آریا صدیقی
  • سیده مریم اسحاقی
  • داریوش معمار
  • محمد ماهر
  • پژمان الماسی نیا
  • خانه ی شاعران جهان
  • جواد شجاعی فرد
  • اسدالله شعبانی
  • جلیل قیصری
  • عباس گلستانی
  • مهدی پدرام(روهان)
  • رباب محب
  • مهرنوش قربانعلی
  • مسعود جوزی
  • مسعود آهنگری
  • کتایون ریزخراتی
  • واهه آرمن
  • شیدا شاهبداغی
  • الهام زارع نژاد
  • ناهید آهنگری
  • دفتر شعر جوان
  • ناهید عرجونی
  • الهام کیان پور
  • محمد پورجعفری
  • حامد حاجی زاده
  • مهدی موسوی
  • علی سطوتی قلعه
  • فرشته رضایی
  • محمد محمدی
  • سیاوش سبزی
  • علی یاری
  • سید فرزام مجتبایی
  • علی اسداللهی
  • واهه آرمن
  • آناهیتا رضایی
  • راوی حکایت باقی
  • فرهاد حیدری گوران
  • محسن بوالحسنی
  • محمد هاشم اکبریانی
  • پروین سلاجقه
  • حمید نظرخواه
  • طاهره صالح پور
  • مجله ارغنون
  • مجله ی ادبی دستور
  • مجله ادبی ذغال
  • باوند بهپور
  • کورش همه خانی
  • جهانگیر دشتی زاده
  • محمود فلکی
  • مدرسه ی شعر فارسی
امکانات

آمارگیر وبلاگ