جنگ
به پروانه ها کاری نداشته باش
به یاکریمی که روی سیم تاب می خورد
تنها برای گرسنگان ِ پنج شنبه خرده نانی بریز
به زخم خوردگی های دل من نیز ...
مطمئناْ هیچ اتفاقی نیفتاده
شرط می بندم تیترهای امروز هم از جنگ بگویند
روزنامه را پشت در بگذار
سفیدی های جدول را وقت ِ بازنشستگی
سیاه ِ
سیاه ِ
سیاه می کنم.
۸۷-۷-۱۳
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
نظر اسماعیل مهران فر:
سلام مزدک
شعرت را نمی دانم با چه پیشینه ای بخوانم و این به خاطر تغییرات مداومی است که در نوع برخوردت با زبان اتفاق می افتد . البته نمی شود به این موضوع خرده گرفت و آن را رد کرد که شاعر تنها وظیفه ای که بر دوش می کشد تولید مجدد زبان است یعنی اینکه زبان را در بستری جدید و با رویکردی جدید ارائه کنیم و مخاطب را با فرمی که متکثر و دارای ابعاد متفاوتی است آشنا کنیم . این از این .
و اما شعرت را روایت مدار و با محوریت حضور پررنگ مولف در آن دیدم . چرا که نشانه از ابتدا تا انتهای شعر دست شان توی یک کاسه است و دارند از مناسبات متنی نوش می کنند . تنها موردی که به ذهنم متبادر می شود مزدک عزیز !!! حضور برخی واژگان در شعر امروز است که متاسفانه یا آنها را مجددا تولید نکرده ایم و یا در متن از آنها رویکرد جدیدی ارائه نکرده ایم . کلمه ای که کردبچه با آن مشکل دارد و پنجه ای عزیز هم به آن اشاره ای مکرر دارد حتی با ایده های فرمالیستی هم همسویی ندارد و جنبه های کاربردی اش پیدا نیست . شرط می بندم هم همینطور . درست است که در فرامتن با جنگ به گفتگو مشغولی !!! اما آیا تکلیف مخاطب در شعر روشن است و آیا طهور جنگ را می شود با نگاه رئالیست و تخیل ذاتی اش که اصلا شرایط حضور و پذیرش جنگ را ندارد توجیه کرد . من این زبان را برای مضمونی که زیر سر داری مزدک جان نمی پسندم و دوست داشتم آن را در جبهه ی کلمات جستجو کنم و سر ستیزت را با جنگ در ذهن بپرورم
ببخش مزدک جسارتم رو
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نظر سوده نگین تاج:
اتفاقا بر گردوندن فضادر کار و در گیر نشدن با ساختار شعری با کلمه ی مطمئنا برام جالب بود مزدک عزیز
باید نوشت
مرسی
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نظر مهرنوش قربانعلی:
شايد اراده اي كه در ناخودآگاهي اش،سمت وسوي بازتاب آگاهي ازلي- ابدي را به خود گرفته اين شعر را دلچسب وخواندني ساخته است.پيروز باشي.
- -----------------------------------------------------------------------------------------------------------
نظر:جوکر
کار را خواندم و البته خیلی صریح باید بگوییم
کار در اپیزود دوم حرکت شعر حرفه ای رو به خودش میگیره که البته در قسمت اول چندان دارای قدرت شعری مناسب و حرکت نیست
هر چند اگر بنا به توجیهات غیر منتقدانه میتوان هزار توجیه غیر شاعرانه و شاعرانه از آستین برای آن تراشید
به هر حال در قسمت اول کار ضعیف و تنها تیتر های نا موفق یک کار است که اگر حذف هم به شه به قدرت قسمت نهایی لطمه وارد نمی کنه
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نظر کوروش همه خوانی:
اگر اینطور می نوشتی چطور بود
به پروانه ها کاری نداشته باش
به یاکریمی که روی سیم تاب می زند
به زخم خوردگی ها ی من نیز
تنها برای گرسنگان پنج شنبه ها خرده نانی بریز
از لحاظ واج شناسی ز کمی بهتر می نشیند
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نظر علیرضا پنجه ای:
درست نوشته خانم کردبچه در قسمت نظرات شعر وبلاگ شما. که: "مطمئنا" در این چیدمان مشکل دار است " در ضمن ساخت شعر "جنگ"خطی ست.
"پروانه ها" بار چه احساس ، عاطفه و اندیشه ای بر عهده دارند؟ چرا شاعر می گوید به آن ها کاری نداشته باش و یا به یاکریم ؟ لابد برای گرسنگان 5 شنبه؟! این چه نوع گرسنه ای ست از کجا آمده؟ المعنی فی بطن الشاعر؟ اگر بپذیریم که تلاش این شعر برای ایجاد ارتباطی عاطفی بنا شده شاعر از پس تبیین این نوع بیان الکن برآمده است. اوج طنز شعر در سطر۵ و ۶ است "هیچ اتفاق نیافتادن و شرط بستن که تیتر های امروز هم از جنگ است"به نوعی با پارادکس و تضاد ماهیت جنگ را به سخره می گیرد. و اما در سطر "روزنامه را پشت در بگذار" ایجاز اتفاق افتاد ه یعنی "تاریخ" از حدفاصل "در" و "بگذار" حذف شده که کلام را موجز نموده است. و بعد اشاره به این که کار دنیا تکرار است و این تکرار نه مختص الان که مختص آینده هم خواهد بود و البته "سیاه" کردن "سفیدی های جدول" در بازنشستگی . مخاطب شاعر می تواند "من" دیگر شاعر باشد که به خویشتن خویش می سپارد: "به زخم خوردگی های دل من نیز کاری نداشته باش" این شعر علی رغم آنکه "من" شاعر راوی اوست اما مخاطب نیازمند آن است که شاعر ماهیت و چگونگی "گرسنگان پنج شنبه " را برای ایشان روشن کند. در ضمن "پروانه"، "یا کریم" و "گرسنگان" از گزاره هایی که در مقابل "جنگ"، "بازنشستگی" و"سیاه"قرار گرفته اند و از پارادکس قابل ملاحظه ای در مقابل نوعی همخوانی هر دسته گزاره با هم برخودار شده اند از نکات قابل توجه این شعر است.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
لیلا کرد بچه:
با ( مطمئنا ) مشکل دارم.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------