سنگ پشت

سنگ پشت

ادبی

آمارگیر وبلاگ

  • خانه
  • پروفایل
  • ایمیل
  • آرشیو
  • نوشته‌ها

نگاهي به شعرهاي مزدك پنجه‌اي

پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۸، ۷:۱۲ ب.ظ
 

چالش زبان در نثروارگي

جام جم آن لاین- میثم متاجی: «چوپان كلمات» اولين كتاب شعر مزدك پنجه‌اي، شاعر جوان گيلاني است كه در 70 صفحه توسط نشر ايليا شهريور 1388 به بازار كتاب عرضه شده است. 25 شعر ارائه شده در اين كتاب در دو دفتر با نام‌هاي «سنگ پشت» و «چوپان كلمات» جمع‌آوري شده‌اند.

براستي چه زمان مي‌توان گفت اثري تبديل به شعر شده است؟ آيا عناصر و ويژگي‌هاي خاصي براي شاعرانگي قابل تعريف است؟ به طور مثال اگر تخيل را يكي از خصوصيات شعر بدانيم آيا تخيل به تنهايي مي‌تواند متني را به شعر مبدل كند؟ جواب خير است چون متون زيادي وجود دارند كه مخيل‌اند اما لزوما شعر نيستند و مي‌توان داستان‌هاي بسياري را يافت كه از اين دسته‌اند. پس اگر شعر از مجموعه چند ويژگي از جمله تخيل، عاطفه و احساس، موسيقي در كلام و ايجاد كليتي شاعرانه و خصوصيات ديگر تشكيل شده باشد، متني را مي‌توان شعر ناميد كه حاوي اين ويژگي نه به طور كامل بلكه به شكل حداكثري باشد. البته اين نكته غير تئوريك را نيز مي‌توان مطرح كرد (اگر چه از سبقه‌اي تئوريك در ذهن شكل مي‌گيرد) كه يك شعرخوان و آشنا با شعر (و اين مي‌تواند شامل تمامي مخاطبان باشد)‌ وقتي اولين بار با اثري برخورد مي‌كند، بدون هيچ‌گونه پيش‌داشتي آنچه درمي‌يابد شاعرانگي است. اگر شعريت در متن وجود داشته باشد مخاطب بي‌مقدمه مي‌پذيرد كه با يك اثر شعري روبه‌روست.

اشعار دو دفتر اين مجموعه به شكل مجزا قابل بررسي هستند. دفتر اول شامل تجربه‌هاي خوبي در شاعرانگي است. مزدك پنجه‌اي مانند همه شاعران به زندگي مي‌پردازد. به دغدغه‌هاي انساني از عشق گرفته تا طبيعت.

«آنقدر خسته‌ام مي‌كني/ تا پشيمان شوم/ چرا گفته‌ام دوستت دارم/ فراموش مي‌كنم/ براي چه بادها را دوست داشتم/ آنقدر تو مي‌شوم گاهي/ كه چندين صفحه از يك كتاب را ورق مي‌زنم/ در انتها/ مي‌بينم تو مانده‌اي و اين همه واژه تنها.( »ص18)‌

راوي در اين سطرها معشوقه‌اش را به باد تشبيه مي‌كند كه خصلت روندگي و ورق زدن دارد. برگ‌هايي كه ورق مي‌خورند از جنس زندگي‌اند كه در نهايت يادي از معشوق مي‌ماند و تنهايي منتشر شده‌اي كه در هر دو باقي است.

«از ياد بردم/ آمده بودم/ براي گلدان خانه گل ببرم/ از بوي پيراهنت/ عشق ورزيدي/ بهار نشانم دادي/ پاييز خانه از خاطرم رفت.( »ص17)‌

عشق در اين سطرها نقش سحرانگيزي دارد و راوي هر آنچه در سر داشت را از ياد مي‌برد. اگر چه تقابل دوگانه بهار و پاييز حضور دارد و به شكلي سنتي پرداخت مي‌شود، اما ديگر در مفهوم ياس و اميد كه سابقه زيادي در ادبيات فارسي دارند استفاده نشده و ممزوج با تغزل مي‌شوند. نبايد فراموش كنيم شاعر كماكان به مقوله عشق نگاهي تازه ندارد و تنها در ساختار شعر اجزاي تازه‌تري را كنار هم قرار مي‌دهد كه منجر به كليتي نو نمي‌شود. يكي از نكاتي كه درباره بسياري از شاعران امروز مطرح مي‌شود، اين است كه آثارشان در فرم و ساختمان دچار تازگي است اما نگره شاعر به عشق، همان نگره شاعران قرون قبل است. پس موضوع اصلي داشتن دريچه‌اي جديد با نقش و كاركردهايي نو براي عاشق و معشوق است:

«بهانه مگير/ بگذار بگويم چرا كلاغ‌ها عاشق نمي‌شوند/ سياه مي‌پوشند.( »ص34)‌

«هنگام آمدن/ باران مي‌آورم/ چتري كه لبريز تشنگي است.( »ص35)‌

دو سطر بالا هر دو از شعر «بهانه» انتخاب شدند كه ادامه آنها، تلاشي براي رسيدن به دريچه‌اي نو در مفهوم عشق است. چرا كه نه تنها اجزاء به قصد آشنايي‌زدايي در كنار هم قرار مي‌گيرند، بلكه اشياء و هر آنچه در اطراف انسان است واسطه‌اي مي‌شوند تا بيان عشقي انساني صورت گيرد.

اما در ارتباط با زبان شعرها بايد گفت شاعر در دفتر اول زباني ميانه دارد. نه ساده‌ انگارانه به زبان مي‌نگرد و نه پيچيده و همراه با شكست‌هاي نحوي و واژگاني. هارموني در موسيقي زبان ديده مي‌شود و اين ويژگي‌ها به همراه تمايل به احساس و عاطفه حداقل ارتباط مخاطب را با اثر ممكن مي‌سازد.

اما بزرگ‌ترين چالشي كه اشعار مجموعه چوپان كلمات در دفتر دوم با آن روبه‌روست، چالش زباني است. زبان به مثابه تماميت شعر مد نظر است نه صرفا وجه بيروني و شكل فيزيكي كلمات. زبان مجموعه‌اي از وجوه بيروني و دروني است كه در نگاهي كلي‌تر هر آنچه در يك شعر مطرح مي‌شود را مي‌توان در اين مقوله بررسي كرد. اشعار اين دفتر بسيار ساده و گاهي اوقات حتي به دور از صنايع ادبي كه در شعر فارسي سابقه ديرينه دارند سروده شده‌اند. سادگي اشعار از جنس سهل ممتنع بودن نيست از جنس نثروارگي است. اولين نكته ايجاز در زبان است. ايجاز وقتي به شكلي مناسب در اثر حضور داشته باشد، مانند تيشه مجسمه‌سازي عمل مي‌كند كه به اندام شعر شكل مي‌بخشد. عصري كه انسان نهايت وسواس را به كار مي‌گيرد تا از كمترين مصالح بيشترين منفعت را كسب كند و مباحثي همچون اقتصاد كلمه در شعر طرح مي‌شود شاعر مجموعه «چوپان كلمات» بهره كمي از اين تكنيك برده و همين مساله باعث شده هر آنچه كه در شعر سپيد به عهده مخاطب گذاشته مي‌شود تا دريابد و لذت ببرد شاعر خود در اختيار او قرار دهد. شايد بتوان گفت پنجه‌اي در دفتر دوم بيشتر دچار تصنع شده است و كوشش در جهت ايجاد صداهاي گوناگون يا به تعبيري فضاي پلي‌فوني كردن شعر ضربه زيادي به كليت آثار زده است. تكنيك به مثابه استخوان كه شكل‌دهنده اندام هر آدمي است بايد زير گوشت و پوست اثر قرار گيرد. تكنيك‌زدگي و تصنعي عمل كردن در اثر هنري مانند برآمدن استخوان از زير پوست است چرا كه نه‌تنها به انسان شكلي زيبا نمي‌بخشد، بلكه هيبتش را دچار نقص و آسيب مي‌كند.

«نمي‌دونم از كجا خاك مي‌ياد/ دستمال به سر مي‌بندد/ دستمال به دست مي‌گيري / از اين اتاق به آن اتاق/ هزار بار به بابات گفتم كنار خيابون خونه نگيره/ پنجره رو به خيابون اين مصيبت‌ها رو هم داره...( »ص46)‌

به سطرهاي بالا كه نگاه كنيم، جداي از مقوله ايجاز، متن در اجزاي خود دچار شاعرانگي نيست. يعني اگر ما اتفاق شاعرانه را در دو صورت متصور شويم در هر دو فرض متن براي اثر هنري شدن باز مي‌ماند. چراكه در درجه اول اجزاي اثر هستند كه آغشته به شعر مي‌شوند و كلمات با دقت و وسواس همراه با ذهنيتي شاعرانه در كنار هم مي‌نشينند و در وجه دوم اتفاق فراتر از اجزاء در كليت يك متن رخ مي‌دهد و به تعبيري ايجاد فرمي نو و تازه (فرمي درست) متن را تبديل به شعر مي‌كند كه باز در اين صورت نمي‌توان اجزا را تهي از شاعرانگي در نظر گرفت.

 

نقدي لادن نیکنام بر دفتر شعر "چوپان کلمات" سروده ی "مزدک پنجه اي"

در ستایش از شعرهای مزدک پنجه ای

یادداشتی بر مجوعه شعر"چوپان کلمات"

یادداشتی بر مجموعه شعر چوپان کلمات

متاسفم ما کتاب شعر نمي پذيريم

پشت ویترین کتاب فروشی های رشت

 

 

****جهت تهیه ی این مجموعه شعر می توانید به کتاب فروشی های زیر مراجعه فرمایید****

 

۱- کتاب فروشی نصرت - رشت - خیابان علم الهدی(شهرداری)

۲-کتاب فروشی امیر کبیر- رشت -خیابان علم الهدی(شهرداری)- زیر پاساژ فاتحی

۳- کتاب فروشی بدر- رشت - خیابان مطهری- رو به روی خیابان حاجی آباد

۴- کتاب فروشی طوس- تهران - میدان انقلاب- اول خیابان دانشگاه

۵- کتاب فروشی اختران-  تهران - میدان انقلاب

 

 

مزدک پنجه ای

نقدي لادن نیکنام بر دفتر شعر "چوپان کلمات" سروده ی "مزدک پنجه اي"

سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۸، ۹:۶ ق.ظ
 

                                                                   پرنده يي روي شاخه ها


روزنامه ی اعتماد - لادن نیکنام: با خواندن اولين شعر دفتر «چوپان کلمات» سروده «مزدک پنجه يي» به خود مي گوييم شاعر ما و جهان را مخاطب خويش قرار داده و از جايي محکم و استوار با لحني درخور مي خواهد تکليف خودش را با پديده هاي دور و برش مشخص کند. وقتي سراغ آدم هاي مريخي مي رود و مي گويد من تسليم شده ام، دارم دستمال سفيد تکان مي دهم. البته او فعل ها را جمع بسته است. او از قول زمينيان حرف مي زند ولي بيشتر به دليل لحن شعر، و حالت نيز حالت خطابي اش گويي اين «منً» وسعت يافته و گسترده شاعر است. مهم اين است که او «آدم هاي مريخي» را مورد خطاب قرار مي دهد. يعني از همين سطر اول وارد حوزه خيال مي شود. مريخ در کار نيست. مساله مريخي بودن است. مساله لشگري از آدم هاي قدرتمند است که او با قدرت به آنها اعلام مي کند تسليم شده است. اين پارادوکس زيبا سطح توقع ما از شعر را بالا مي برد و هر چه در اين دفتر جلو مي رويم، مي بينيم انواع لحن ها، تقطيع ها، اجراها و لحن ها ديده مي شود. شاعر شبيه پرنده يي است که بر سر شاخه هر درختي نشسته و ساز تازه يي کوک مي کند گاه در يک شعر هم لحن عوض مي کند به خصوص وقت هايي که از ديالوگ براي ادامه شعر استفاده مي کند. او به هيچ قراردادي پايبند نيست اما آنچه مشهود است اينکه با تمام تکنيک هايي که اجرا مي کند و قدرت نمايي هايي که شاهدش هستيم هرگز از معنا در شعر غافل نيست. همچنان که در شعر اول دفتر به آدم هاي مريخي مي گويد سخاوتمندانه، آب اگر داريد کنار بگذاريد، ما نان مي آوريم. در شعرهاي ديگرش هم از معناهايي تامل برانگيز غافل نيست. گويي او تمام لحن ها و سبک ها را مي آزمايد تا سرانجام آن معنا و مفهوم نهان در ذهنش را با خود و ما در ميان بگذارد. اولاً فريفته بازي با کلمات نمي شود. بازي ها را به موقع تمام مي کند و به جوهره شعر توجه نشان مي دهد و دوماً از ارزش امکان هاي گوناگون غافل نيست. يکي از تاثيرگذارترين شعرهاي اين دفتر «راهپيمايي» است که به مرد صلح تقديم شده است. در اين شعر او صادقانه از حس خود نسبت به يک حرکت نمادين و طاقت فرسا به ما اطلاعات مي دهد. جلوتر تصويرها کنار هم قرار مي گيرند تا در ادامه حس بند قبل به شما تلنگر جدي تري بزنند. مثل خيلي از شعرهاي اين دفتر چند سطري وجود دارد که گويي از جايي ديگر از جنسي ديگر به شعر وارد مي شويد. يک صداي تازه، حرف تازه يي مي زند که بايد با خيال خود آن را به پيکره شعر وصل کنيد و سرانجام در سطر آخر به سادگي مي گويد؛ «تو راه مي روي/ در خلوت به تو فکر مي کنم.» اکثر شعرهاي مزدک پنجه يي با اندکي تفاوت از ساختاري اينچنين برخوردارند. چند سطر نخست کوبنده است و تاثيرگذار يا به واسطه تصويرهاي ماندگار در ذهن يا لحن خطابي يا بازي هاي زباني هدفمند و بعد نوبت مي رسد به تصويرها که تکميل کننده فضاي ساخته شده اند. در ميانه ها همان بندهاي منفصل از پيکره شعر با صدايي که مناسبتي با فضاي کلي ندارند، شبيه جمله هاي معترضه، يک نفر غير از شاعر به شعر نزديک مي شود. ميزان اين نزديکي را خيال شما تعيين مي کند و سرانجام در پايان بندي شاعر به معنا بازمي گردد. او هرگز از ارزش آنچه پس سطرها بايد نهفته باشد، غافل نيست. مثلاً در شعر «علف هاي هرز» شعر با يک تصوير ساده و زيبا و تکان دهنده آغاز مي شود. جلوتر که مي روي ديالوگي از جنس ديگر وارد متن مي شود. اين شعر با چند صدا در قالب تصوير و ديالوگ متداوماً پيش مي رود؛ «...صداي تو مي آيد/ صداي شلاق بر صورت آسمان/ مي شنوي؟/ - عيبي نداره خدا بزرگه، نترس/...» (صفحه 51) در اين شعر شاعر با خود به گفت وگوي ساده يي نشسته است. اما خود ديگر شاعر با آن منً شاعر تفاوت نگاه دارد. تضاد دو نگاه در اين شعر به خوبي ساخته مي شود، نه به واسطه لحن که به دليل نشان دادن جهان از دو پنجره گونه گون. شعرهاي بخش دوم برخلاف بخش اول که بيشتر تغزلي اند، شعرهايي هستند با فرم هاي ساختاري متنوع و مضامين هستي شناسانه. در اين شعرها صداي انسان هاي گوناگون ديده مي شود. در اکثر اين متن ها لحظه هايي از زندگي روزمره با تصويرهاي ساده روايت مي شوند اما بيشتر در قالب سطرهاي کوتاه. اصولاً يکي از خصيصه هاي شعر «مزدک پنجه يي» همين کوتاهي سطرهاي شعر است و فراواني فعل ها در همين سطرهاي کوتاه. جملات به شکل چکشي زير هم رديف مي شوند. صداها درهم مي آميزند تا فضايي متنوع و رنگارنگ ساخته شود. گويي «من»هاي زيادي در شاعر، در متن زندگي مي کنند که هر گاه به فراخور متني امکان حضور پيدا کنند، قابل توجه اند. «مزدک پنجه يي» جهان شعري اش را بر دو پايه استوار ساخته است؛ يکي توجه به تجربه هاي شخصي و انساني و ديگري دقت در هستي و اخبار و اطلاعات محيط پيرامونش. از امتزاج اين دوگونه است که شعر او به شکل کاملي درمي آيد. در اين دفتر اين شعرها کاملاً تفکيک پذيرند. گويي خودش آگاهانه يا ناآگاهانه مرزي کشيده ميان اين دو نوع شعر.

حتي اين حالت در فرم ها و اجراها خود را نشان مي دهد، مثلاً با وجود زيبا بودن شعر اول اين مجموعه چرا ما صداي آدم هاي مريخي را نمي توانيم بشنويم؟ او که در نيمه دوم کتاب فرصت بسيار فراهم آورده تا تمام صداها لااقل گاه در حد يک جمله شنيده شوند، مي توانست به قدر يک خط هم به آدم هاي مريخي فرصتي بدهد تا صداي خود را به گوش ما برسانند. شايد مي گفتند؛ «ما نان حلال مي خوريم... مثلاً... يا پاياني ديگر با مفهومي ديگر ساخته مي شد. اين مرزبندي ها از کجا ناشي مي شود؟ شايد هم چيدمان شعرهاي اين دفتر از ابتدا بر اين اساس بوده که در نيمه نخست بار تغزل بيشتر باشد و در نيمه دوم بار انديشه هاي انساني و دغدغه هاي متنوع بشر امروز در مواجهه با جهان و تمام شگفتي هايش. در بخش دوم هر چه هست، آزادتر بودن خيال و انديشه شاعر است. او به خويشتن بيش از هر چيز ديگري وفادار است و به مشاهدات و تجربه هاي ديگران هم ارج مي نهد. اين شعرها شايد با سليقه پاره يي از مخاطبان همخواني نداشته باشد، اما به لحاظ تجربي آثار درخوري هستند. نوع مونتاژ تصاوير و صدا گاه مخاطب را به ياد تکنيک هاي مدرن در سينما مي اندازد و گستره هاي زباني را که شاعر با آن آشناست، به رخ مي کشد. تقطيع بندها يا سطرها بيشتر به نظر مي رسد براي جلوگيري از فرو رفتن در گرداب سانتي مانتاليسم بوده و خواسته مخاطب خود به جاي شاعر درگير شود. البته براي پاره يي از درگيري ها نياز به مخاطبي است که با تنوع فضاها همگام بوده باشد. اگر جايي حس مخاطب عقب تر از شعر مانده باشد، شعر «پنجه يي» دچار مشکل جدي خواهد شد.

ولي نمونه درخشان شعر اين دفتر که به نظرم به روايت هم بسيار نزديک است و در عين حال احساس مخاطب و شاعر همزمان درگير آن مي شود، شعر بلند «مادر» است. شعر بسيار ساده آغاز مي شود؛ «با کمي چاي و/ سيگار آغاز مي شود/ - زندگي-/ با ترانه يي از راديو به آشپزخانه مي روم/ هميشه نيست/ در اتاق خود هستم/ پدر هميشه نيست/ در اداره هستم...» اين شعر به يک خانواده- خانواده يي که بسيار شبيه جمع هاي خانوادگي آشناي ذهن همه ما است- به حضور بي رنگ اما اثرگذار يک مادر اشاره دارد. تاثير يک مادر بر حضور پدر و پسر يا دختر خانواده. همه چيز در اين شعر ساده روايت مي شود. روح «منً» شاعر در اين شعر سيال است. به همه جاي خانه سرک مي کشد. بيشتر شبيه يک دوربين روي دست است. تصويرها گاهي فلو مي شوند. گاه واضح، گاهي آشنا، گاهي ديرباور. چاي و سيگار ترجيع بند اين فضاست. فضايي که در خانه يي ساده ساخته مي شود در جهت بي رنگ کردن مادر پيش مي رود. زن حذف مي شود. نه... ماجرا به اين سادگي ها نيست. در اين حذف يک بزرگنمايي، آگرانديسمان عظيم نهفته است؛ اين همه ديدن ديده نشدن ها نشان از نقش يک زن دارد؛ زني که هويتي ايراني دارد. و شايد هويتي شرقي. (هر چند چندان تفاوتي ميان سرشت زنانه در شرق و غرب قائل نيستم) شاعر به زيبايي از تکنيک روايت مدد مي گيرد تا بتواند از آنچه ديده نمي شود، تصويري بزرگ فرارويمان قرار مي دهد. در اين شعر پدر در کنار «منً» شاعر مثل عناصري هستند که بايد باشند و بودن شان عادي است اما ناديده بودن مادر است که اهميت دارد. ارائه و اجرايي چنين مدرن از بستر يک خانواده آشنا با اين مهارت جداً دريادماندني است و مهم تر اينکه شعر را هر لحظه سقوط به داستان کوتاه تهديد مي کند و آنچه نجاتش مي دهد، همان دوربين روي دست، تصاوير درهم شده و نگاه مغشوش شاعر است.

اگر در باقي شعرهاي بخش دوم شاعر در حجمي اينچنين به مضامين و فضاهاي موردنظر فردي پرداخت، بي ترديد حاصل کار درخشان بود. گويي اينجا هيچ عجله يي براي به پايان بردن شعر نداشته و در جاهاي ديگر خواسته هر فضايي، صدايي، تصويري را در کوتاه ترين شکل ممکن به فضاي ديگر پيوند زند. اضافه کنم يادمان باشد آن جمله هاي معترضه هم در پرش فکر ما به سوي ديگر نقش بسزايي دارند. گاهي بارها اين سطرها را مي خوانيم تا به کارکرد فرمي و معنايي شان آگاهي پيدا کنيم.

طرفه آنکه اين دفتر سطح توقع مخاطب را از «مزدک پنجه يي» بالا مي برد. او از انواع زبان ها، امکان ها و اجراهاي شعري آگاه است. مهم تر اهل تجربه کردن است. شعر را فرصتي براي رمانتيک ديدن يا سوز و گدازهاي شخصي و مظلوم نمايي نمي داند. او به واقعيت بيروني توجه دارد.

به ارزش هاي عينيت پي برده است. همين سطح توقع را بالا مي برد. حالا چه در شعري که به شکل گرافيکي از اتوبوس مسافربري ارائه داده، چه در قالب شعري که نامه يي است به پدرش. شبيه آشپزي است که نمونه يي از غذاي ملل را در پيشخوان خود گذاشته و ما را به خواني رنگارنگ دعوت مي کند. به نظر مي رسد يا بايد آنقدر توانا باشد که بر تمام چاشني ها به شکل تخصصي مسلط باشد يا بر گونه يي از چاشني ها تمرکز کند و در آن به مرتبه اعلاي اجرا برسد. باز هم مي گويم مهم اين است که شاعر دفتر «چوپان کلمات» از تجربه کردن هراسي ندارد.

نشر فرهنگ ايليا 1388

 

------------------------------------------------------------------------------------------

یادداشتی بر این مجموعه(چوپان کلمات) در روزنامه ی دنیای اقتصاد

 

معرفی چوپان کلمات در سایت انجمن پزشکان گیل

 

یادداشتی بر مجموعه شعر چوپان کلمات

 

پشت ویترین کتاب فروشی های رشت

 

****جهت تهیه ی این مجموعه شعر می توانید به کتاب فروشی های زیر مراجعه فرمایید****

 

۱- کتاب فروشی نصرت - رشت - خیابان علم الهدی(شهرداری)

۲-کتاب فروشی امیر کبیر- رشت -خیابان علم الهدی(شهرداری)- زیر پاساژ فاتحی

۳- کتاب فروشی بدر- رشت - خیابان مطهری- رو به روی خیابان حاجی آباد

۴- کتاب فروشی طوس- تهران - میدان انقلاب- اول خیابان دانشگاه

۵- کتاب فروشی اختران-  تهران - میدان انقلاب

مزدک پنجه ای

تکذیب می کنم

چهارشنبه ۶ آبان ۱۳۸۸، ۷:۰ ب.ظ
 

پای هیچ بیانیه ای امضای من گواه نیست. باور کنید من پای هیچ بیانیه ای امضا نکرده ام، دوستان معرفت را رعایت کنیم، بدون آگاهی آدم ها امضای شان را جعل نکنیم و پای عقاید خود نگذاریم. بنابراین من پای هیچ بیانیه ای امضا نکردم چه تحریم جوایز غیر دولتی چه دولتی.  

مزدک پنجه ای
© سنگ پشت
طراح قالب: وبلاگ :: webloog
درباره من
سنگ پشت مزدک پنجه ای - شاعر و روزنامه نگار- وکیل پایه یک دادگستری، مدیر مسوول دو هفته نامه دوات و مدیر هنری انتشارات دوات معاصر
متولد 25 آذر 1360
اهل گیلان زمین- شهر بارانی رشت   
panjeheemazdak@gmail.com

آفرینه ها:
چوپان کلمات/ مجموعه شعر/ انتشارات فرهنگ ایلیا/ 1388
همه ی درخت ها سپیدارند/ نخستین آنتولوژی شاعران سپید سرای گیلان/انتشارات سوره ی مهر/ 1389
بادبادک های روزنامه ای / مجموعه شعر/ انتشارات نصیرا/1393
دوست داشتن اتفاقی نیست/مجموعه شعر / انتشارات دوات معاصر/1396
با من پرنده باش/ مجموعه شعر/ انتشارات دوات معاصر/ 1398
----------------------------------------------
مزدک بنجه ای
الشاعر والصحافي
موالید: ایران- رشت
---------------------------------------------
panjehee mazdak
Poet and journalist
Born: Iran - Rasht
جدیدترین‌ها
  • نگاهی به زندگی شاعرانه «یدالله رویایی»؛ سه شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴
  • آیا انسان آینده، هویت خود را قربانی دانایی خواهد کرد؟ سه شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۴
  • شعری از مزدک پنجه ای/ A poem by Mazdak Panjehee/قصيدة لمزدك پنجه‌ای دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۴
  • شعری از کتاب چوپان کلمات سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۴
  • محدوديت تخيل شاعرانه در متاورس دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۳
  • مرگ تخیل یا شبیه سازی تخیل یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳
  • در گفت‌وگو با مزدک پنجه‌ای بررسی شد، متاورس چه بر سر ادبیات و زبان می‌آورد؟ یکشنبه ۹ دی ۱۴۰۳
  • صدای پای دگرگونی در شعر معاصر دوشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۳
  • معشوقه باد یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • فاصله یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • شناسنامه‌ی اندوه یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • شباهت زبان کودکانه با زبان شاعران یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
موضوعات
  • مقالات ادبی
  • خبرهای مربوط به فرهنگ گیلان
  • یادداشت های شخصی
  • گفت و گو
  • کتاب های من
  • شعر
  • گزارش
  • عکس
  • خبرهای فرهنگی، هنری و ادبی
  • نقد نوشته ها
برچسب‌ها
  • مزدک پنجه ای (53)
  • شعر (38)
  • مزدک پنجه‌ای (15)
  • مزدک_پنجه_ای (12)
  • انتشارات دوات معاصر (9)
  • دوست داشتن اتفاقی نیست (8)
  • روزنامه شرق (7)
  • متاورس (6)
  • گیلان (5)
  • هوش مصنوعی (5)
  • شعر دیداری (5)
  • روزنامه آرمان (4)
  • براهنی (4)
  • زبان (4)
  • ادبیات (4)
  • دوات معاصر (4)
  • محمد آزرم (3)
  • نقد (3)
  • فضای مجازی (3)
  • گفت و گو (3)
آرشیو
  • آبان ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • شهریور ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • آرشيو
لینک‌های روزانه
  • دو شعر از مزدک پنجه ای در سایت ادبی آن دیگری این سایت متعلق به مسعود احمدی شاعر و منتقد است
  • 4 شعر از مزدک پنجه ای در سایت آن دیگری(مسعود احمدی)
  • نگاهي به مجموعه شعر «سب بابه» هرمز علي‌پور
  • «همه درخت‌ها سپیدارند» رونمایی می‌شود
  • نقد لادن نیکنام بر دفتر شعر «چوپان کلمات» سروده «مزدک پنجه يي»
  • چوپان کلمات منتشر شد
  • انعکاس مجموعه شعرم در سایت انتشارات فرهنگ ایلیا
  • گفـت و گوی روزنامه ی اعتماد با علی رضاپنجه ای- به نسل شما دروغ گرفته اند و نقد لادن نیکنام بر کتاب پیامبر کوچک
  • نقد من روی مجموعه شعر تو - تهران-85 اثر آرش نصرت اللهی در روزنامه ی اعتماد ملی تیتر این مطلب در ابتدا این بود: نماینده ی سازمان ملل در تو-تهران-85
  • بیوگرافی من در سایت جریان
  • نقد من روی مجموعه شعر "بلقیس و عاشقانه های دیگر " نزار قبانی در روزنامه ی اعمتاد
  • حادثه هنوز. نقدی روی رفتار های شعری م. موید .منتشر شده در روزنامه ی اعتماد ملی محمدحسين مهدوي (م.مويد) در شمار شاعران موج نو به حساب مي‌آيد. برخي از شاخصه‌هاي شعري‌اش، او را نسبت به ساير موج نويي‌ها متمايز مي‌سازد. اهميت ويژه‌ او به فرم، ساختار، زبان، اسطوره‌ها و نيز توجه به تناليته‌ كلمات، همچنين بهره جستن از ارائه‌هايي چون اس
  • نشريه "گیله وا"، ویژه ی فرهنگ ، هنر و ادبیات ، نوروز ۸۷ در سایت ورگ
  • دومین ویژه ی فرهنگ، هنر وادبیات گیله  ­وا به ­همت  خانه ­ی فرهنگ گیلان
  • نگاهی به رفتارهای شعری م.موید این مطلب در روزنامه ی اعتماد ملی در تاریخ 22-1-87 در بخش ادبیات منتشر شد.
  • مصاحبه ی من با اکبر اکسیر در سایت 3 پنج
  • معرفی شماره 2 ویژه ی گیله وا- به سردبیری علی رضا پنجه ای
  • شعری از من در والس ادبی
  • 2 شعر از من در سایت ادبی ماندگار
دوستان
  • کانون آگهی و تبلیغات دوات
  • پروفایل من در بلاگفا
  • وبلاگ حقوقی تبصره
  • منصور بنی مجیدی ( این ابر در گلو مانده )
  • پیامبر کوچک. علیرضا پنجه ای
  • عشق اول ( وبلاگ صوتی علیرضا پنجه ای )
  • شمس لنگرودی
  • مازیار نیستانی
  • فاطمه حق وردیان
  • آیدین مسنن
  • فرامرز سه دهی
  • داریوش آشوری
  • رمان سینما. محمود طیاری
  • خروس جنگی . غلام حسین غریب
  • مظاهر شهامت
  • مهناز یوسفی
  • معصومه یوسفی
  • علیرضا مجیدی (یک پزشک)
  • علی عبداللهی
  • شاهین شالچی (شاهد ماجرا)
  • خبر گزاری ایسنا
  • خبرگزاری مهر
  • خبرگزاری ایسنا- خزری
  • خبرگزاری فارس
  • خبرگزاری ایلنا
  • خبرگزاری کار ایران
  • خبرگزاری کتاب (ایبنا)
  • بهاالدین مرشدی (رویای بدون امضا)
  • پایگاه ادبی برزخ
  • یاسین نمکچیان(چهارشنبه سوری)
  • هواخوری ( مهرداد فلاح)
  • مجید دانش آراسته( متن خود یک کویر است )
  • رضا مقصدي
  • فاطمه صابری ( اتاق سفید )
  • فرشید جوانبخش
  • هوش های چند گانه ( مهدی مرادی )
  • آدم و حوا ( حسن محمودی )
  • سایت بهزاد خواجات
  • لیلا صادقی
  • ( حرف نو ) محمد رضا محمدی آملی
  • ( دالاهو ) فریاد شیری
  • اسماعیل یوردشاهیان
  • سایت نقاشی علی رضا درویش
  • آزیتا حقیقی جو
  • مهتاب طهماسبي
  • رضا دالک (ماهی)
  • مرتضی زاهدی (تصویر گر کتاب کودک)
  • یاسر متاجی
  • میثم متاجی
  • عاطفه صرفه جو (شمعدانی)
  • شقایق زعفری
  • علی باباچاهی
  • محمود معتقدی
  • آفاق شوهانی
  • ابوالفضل پاشا
  • لیلا کردبچه
  • حامد اریب
  • روجا چمنکار
  • آرش نصرت اللهی
  • محمد حسین مهدوی(م.موید)
  • رقیه کاویانی
  • سید محمد طلوعی
  • دکتر کاووس حسن لی
  • انتشارات فرهنگ ایلیا
  • مصطفی فخرایی
  • سایت ادبی پیاده رو
  • یزدان سلحشور
  • حامد بشارتی
  • حامد رحمتی
  • محمد آسیابانی
  • هرمز علی پور
  • بهزاد موسایی
  • اسماعیل مهران فر (کفاشی)
  • علی الفتی
  • ادبیات امروز ایران
  • رسول یونان
  • مجتبی پورمحسن
  • آریا صدیقی
  • سیده مریم اسحاقی
  • داریوش معمار
  • محمد ماهر
  • پژمان الماسی نیا
  • خانه ی شاعران جهان
  • جواد شجاعی فرد
  • اسدالله شعبانی
  • جلیل قیصری
  • عباس گلستانی
  • مهدی پدرام(روهان)
  • رباب محب
  • مهرنوش قربانعلی
  • مسعود جوزی
  • مسعود آهنگری
  • کتایون ریزخراتی
  • واهه آرمن
  • شیدا شاهبداغی
  • الهام زارع نژاد
  • ناهید آهنگری
  • دفتر شعر جوان
  • ناهید عرجونی
  • الهام کیان پور
  • محمد پورجعفری
  • حامد حاجی زاده
  • مهدی موسوی
  • علی سطوتی قلعه
  • فرشته رضایی
  • محمد محمدی
  • سیاوش سبزی
  • علی یاری
  • سید فرزام مجتبایی
  • علی اسداللهی
  • واهه آرمن
  • آناهیتا رضایی
  • راوی حکایت باقی
  • فرهاد حیدری گوران
  • محسن بوالحسنی
  • محمد هاشم اکبریانی
  • پروین سلاجقه
  • حمید نظرخواه
  • طاهره صالح پور
  • مجله ارغنون
  • مجله ی ادبی دستور
  • مجله ادبی ذغال
  • باوند بهپور
  • کورش همه خانی
  • جهانگیر دشتی زاده
  • محمود فلکی
  • مدرسه ی شعر فارسی
امکانات

آمارگیر وبلاگ