نگاهی به شعرتوگراف های علی رضا پنجه ای
مزدک پنجه ای
نشریه ادبی دیگران:ارتباط بصری در وسیع ترین معنای خود پیشینه ای طولانی دارد. زمانی که انسان غار نشین به شکار می رفت و رد پای شکار را در غبار تشخیص می داد، به یک نشانه وشاید یک نگاره می نگریست. چشم خیال ِ او خودِ حیوان را می دید.
نگاره ها تصاویری توصیفی از افراد یا اشیایی هستند که می بینیم یا تجسم می کنیم، آن ها مجموعه ای مصور هستند که محتوای شان مفهومی ویژه و موقعیت شان هویتی جدید را جست و جو می کند.
به قول شاعر شعرتوگراف:"نگاره ها هم چون اشباح و ارواح خود را از عصر غارها به دنیای امروز رسانده اند چرا که بیش از هر دوره ی تاریخی کالبد مناسب خود را در قواره ی مظاهر زندگی امروز باز جسته اند. از همین روست که شاعر امروز باید تارهای مزاحم برای پرتاب به این دوره ی تاریخی را از غارهای تُنک و تنگ و تاریک اذهان انسان های امروز پاره کند و راه حلول آن ها به این قالب ها را هموار سازد1".
ساختار "شعرتوگراف" که نماینده ی نوعی شعر نگاره ای ست از مجموع واژه و نگاره تشکیل می شود. کلمه هنگامی که به عنوان گفتار ثبت شد به میزان زیادی تاثیر خود را از دست می دهد. یا به قول خالق پیامبر کوچک: "واژه به عنوان یک کاراکتر دارای تشخص رسانگی، مفرداتِ درنگ و ژرف اندیشی مخاطب را درباره ی خود به مثابه ی مفردات گزاره ای و تجریدی در مفهوم عبارت یا جمله به رسم همنشینی و ورود به اجتماع مفاهیم گونه گون که ناشی از بار هر واژه است و در خدمت عبارت یا جمله تسری می دهد. که این تسری بعضاً می تواند به نوعی گذشت از مفهوم تجریدی کاراکتر واژه باشد. یعنی جز حیات تجریدی خود را فدای حیات جمعی می کند.2"
"شعرتوگراف"در واقع تعرفه ی ایجاد بهره وری از قابلیت شعری نهفته در ماهیت گراف است، به زبانی دیگر می توان گراف را نزدیک ترین هم نشین شعر دانست و نه مانند سینماتوگراف دستگاه نمایش مناظر و حرکات هنرپیشگان در روی پرده به وسیله ی دستگاه خاص3، شعرتوگراف شعری است که از ظرفیت های دیداری کلمات بهره می جوید یا به تعبیری دیگر شکل گرافیکی کلمات را به نمایش می گذارد. در شعرتوگراف واژگان،ساختارِ شعر و ...، اثر ِ تعیین کننده ای در خوانده شدن و چگونه دیده شدن می گذارند.
برای مثال به جمله ی "من ایران را دوست دارم" توجه کنید. این جمله در بطن خود دارای ظرفیتی است که می توان از دو کلمه ی "ایران" و "دوست دارم" بهترین استفاده ی گرافیکی را برد.
به عنوان مثال می توان به جای کلمه ی ایران از شکل گرافیکی نقشه ی ایران و یا به جای دوست دارم از شکل گرافیکی قلب بهره برد. در این فرآیند از دو نشانه بهره برده می شود که برای بسیاری از مخاطبان آشناست و البته باید پذیرفت وقتی مخاطب با چنین جمله ای مواجه می شود ابتدا ذهن او این کلمات را مجسم می کند و بعد از طریق این تجسم است که به فهم دوست داشتن ایران می رسد.
از این رو بی گمان درک پیام مستلزم برداشتی توافقی از معنا و قرارداد( نشانه) است. به این خاطر است که معتقدیم گراف ِ قلب در یک کتاب علمی دیگر مفهوم دوست داشتن را نمی دهد.
پس کارکرد هر تصویر بر اساس ضرورت موقعیت خود متن پدید می آید به عنوان مثال در مجموعه شعر "پیامبر کوچک"، شاعر در شعر "سفر" تابلوی ورودی "به شهر باران خوش آمدید" را به شکل غیر منتظره ای روبه روی دیدگان مخاطب قرار می دهد . در واقع شاعر در این رفتار تشخصی ویژه به تابلویی می دهد که شاید میلیون ها مسافر در طول سال این کلمات را از نظر بگذرانند اما به شکل دیداری و حس ویژه ی شکل خود تابلو و حضور آن در پایانه ی سفر توجهی نداشته باشند ، شاعر شعر توگراف با اهمیت دادن به چنین رویدادهای زنده ای، مستندی کلامی - تصویری را پیش روی مخاطبان قرار می دهد.
پنجه ای حتی در این شعر تصویر زنده و ملموسی از حرکت لب های مسافران هنگام خواندن این جمله ارایه می دهد که جزء ظرفیت های تصویری دیگر این مجموعه به شمار خواهد آمد.
ما مسافران بی هیچ مانع/ راه مقصد پیش می گیریم/ و لب ها نرسیده به پایانه ی سفر/ بی اختیار باز و بسته می شود:
|
به شهر باران خوش آمدید
Welcome to rain city |
∏
ص 19- پیامبر کوچک
از کارکردهای دیگر مجموعه شعر "پیامبر کوچک" پنجه ای، توجه او به آرایه های ادبی است. او سعی می کند از ظرفیت های فیزیکی کلمات در خلق آرایه های ادبی چون مراعات نظیر، تضاد، تشخیص و ... سود ببرد یا به تعبیری دیگر سعی می کند تا از آرایه های ادبی گذشته که این روزها توسط شاعران کمتر به کارگرفته می شود بهترین استفاده ی نو ببرد.
به عنوان مثال پنجه ای در شعر توگراف1 با آوردن گرافِ سگ های ولگرد، سه قطره خون و صادق هدایت سعی در اجرای نه کلامی که تصویری مراعات نظیر دارد.
شاید عده ای این پرسش را مطرح سازند چه ضرورتی وجود دارد تا شاعر بخواهد از شکل فیزیکی کلمات در بستر جمله استفاده ببرد؟ مگر خودِ کلمه بدون شکل فیزیکی آن، ارتباط ِمعنایی متصور را برقرار نمی کند؟
در پاسخ می توان گفت: فرض شود از کسی بپرسیم گالش چیست؟ برای پاسخ دادن به این پرسش دو امکان وجود دارد:
1- استفاده از زبان
2- اشاره به چیزی در خارج از جهانِ معمولِ زبان
در واقع استفاده از زبان ِگفتار یا نوشتار این امکان را می دهد تا به کمک واژه ی "گالش" برای او توضیح دهیم و بگوییم که گالش چکمه ای پلاستیکی است که آب به داخل آن نفوذ نمی کند و ...
ولی ما می توانیم برای توضیح معنی گالش کار دیگری نیز انجام دهیم، مثلا به اطراف مان بنگریم و اگر کسی را دیدیم که گالش پایش کرده به آن اشاره کنیم و یا عکسی یا طرحی را از گالش به او نشان دهیم. در واقع کاری که ما با استفاده از تصویر انجام می دهیم به مراتب اثرگذار تر و رساتر و البته لحن زبان از کلمه به نشانه ارتقا یافته است.
باید علاوه نمود شاعر این شعرها در صدد است تا به نوعی به تنوع طلبی مخاطبین نیز پاسخ دهد و به شکلی دست به عادت زدایی بزند. پیش از این مخاطبان ما عادت کرده بودند تا از طریق واژگان، ارتباط کلامی با خالق اثر برقرار کنند، به تعبیری دیگر تا چندی پیش زبان نوشتار پل ارتباطی مخاطب با اثر بود، اما ازین پس شاهد آن خواهیم بود که مخاطب از طریق زبان ِتصویر دست به ارتباط با مخاطبان خود زند، امری که دامنه ی آن، این روزها در داستان های کوتاه نیز رسیده است4.
البته نکته ی مهم آسیب شناسی استفاده از زبان تصویر این است که شاعر شعرهای "شعرتوگراف" تنها می تواند از فیزیک کلماتی بهره جوید که عین ِ آن در پیرامون ما یافت یا مخاطب با این کلمات پیش از این در پیرامون خود ارتباط تصویری برقرار کرده است، البته کار جایی لنگ می زند که شاعر با کلماتی که در عین وجود داشتن و احساس کردن از سوی مخاطب نمی تواند از ظرفیت های فیزیکی یا دیداری آن ها بهره ببرد، مواجه می شود.
به عنوان مثال کلماتی چون: شرف، انسانیت، کلام و ... را نمی توانیم نشان دهیم مگر آن که برای نشان دادن و به تصویر کشیدن آن ها نیز دست به خلق تصاویر دیگری بزنیم که به زعم نگارنده تصویر ارایه شده دیگر تصویر فیزیکی یا رفتار فیزیکی خود آن کلمه نخواهد بود بلکه توصیف یا حالتی از آن کلمه است که شاعر برای بیان و ارتباط با مخاطب متوسل شده است. به تعبیری دیگر در این نوع کارها شاعر تنها
می تواند از نشانه هایی عینی بهره گیرد که گاه بدل به سمبل می شود، نشانه هایی که نیازمندند خود را به هیات نماد هایی قراردادی نیز تثبیت کنند.
پی نویس:
1- این نقل قول در نشست های کارگاهی حلقه ی شاعران 5 شنبه ها همیشه ی خانه ی فرهنگ گیلان انجام شده است.
2- همان
3- فرهنگ لغت فارسی عمید/ موسسه ی انتشارات امیر کبیر/ چاپ پانزدهم 2536
4- مجموعه داستان روایت به دوربین روسی/ علی الفتی انتشارات بوتیمار /چاپ اول 1387
منابع:
1- آشنایی با معنی شناسی/ کورش صفوی/ نشر پژواک کیوان/ چاپ اول/ 1386
2- تاریخچه ای از طراحی گرافیک/ ریچارد هولیس/ترجمه ی سینا مشتاقی/ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،سازمان چاپ و انتشارات /چاپ دوم / 1383