سنگ پشت

سنگ پشت

ادبی

آمارگیر وبلاگ

  • خانه
  • پروفایل
  • ایمیل
  • آرشیو
  • نوشته‌ها

دیکتاتوری در شعر دهه ی هفتاد

سه شنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۹، ۱:۲۴ ب.ظ

مزدک پنجه ای - نشریه ی ادبی دیگران


زبان درشعر دهه  هفتاد محصول چه کسانی است؟

 
زبان یک موجود زنده است در شکل گیری آن عوامل گوناگونی نقش دارند. از تکنولوژی گرفته تا آداب و سنن. پس زبان را تنها یک قوم و یا عده ای از افراد نمی توانند پدید آورند. زبان یک شبه شکل نمی گیرد. همزیستی با معاصران در هر دوره ی تاریخی اهمیت ویژه ای به زبان می دهد که بر غنای آن می افزاید. در واقع شروع زبان را باید از آدم و حوا دانست. با توجه به این که آن موقع  زبان به صورت صوت،ایما و اشاره بود و بعد نماد و نشانه ای که روی دیواره ی غارها شکل گرفت و بعد ها زبانی که تا به امروز با آن مواجه هستیم.

شکی نیست که شعر ما از اواخر دهه ی شصت و اوایل دهه ی هفتاد دچار تغییر در عرصه ی فرم، ساختار، زبان، لحن و دیگر عناصر زادبومی شعر شد. همان طور که می دانید شعر در دوره ای در چنبره ی عده ای از شعرا قرار داشت که از آن با عنوان دوره ی "غول های ادبی" یاد می کنند. دوره ای که چهره هایی چون شاملو،فروغ،رویایی،اخوان، نصرت،آتشی و احمدی و ... جایگاه خاص خود را داشتند و بقیه شاعران در زیر سایه ی آن ها قرار گرفته بودند.در این دوران که باید آن را دوران "تک صدایی" نیز نامید بسیاری از شاعران گرفتار زبان شاملو یا طرز شاملو بودند. در این دوره هر شاعری سعی می نمود دنیای فردی خود را نمایشگر باشد. شعر در این دوره نه به "تکثر صدا" می رسید نه به "تکثر معنا" و عملاً چیزی به نام تنوع در لحن،قالب،ساختار و فرم نیز وجود نداشت اگر هم وجود داشت بسیار کمرنگ بود.

البته تأثیر شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه ی آن روز در ایجاد چنین فرآیندی بی تأثیر نبود. اما در دهه ی هفتاد، ایران از همه لحاظ دچار دگردیسی شد. فضای سیاسی و اجتماعی دستخوش تغییر شد. دیگر جنگ تحمیلی در کار نبود و به تعبیری دوره ی سازندگی و اصلاحات آغاز شده بود، رسانه ها گسترده تر شده بودند و می دیدیم که جسارت ها رنگ و بوی دیگری می گرفتند. کم کم شاهد ورود تئوری از در و  دیوار کشور بودیم. هر کس که کمی زبان آموخته بود در صدد شد تا برای برون رفت از "تک صدایی" ادبیات، تئوری هایی اجتماعی، فلسفی،سیاسی و ادبی را وارد این مرز کند. در حالی که شعر بیشترینه ی تئوری اش را مدیون تجربه است و شاید باید تئوری را تنها ابزاری برای انتقاد در دست ناقد دانست.


از بابک احمدی تا براهنی


"نظریه ادبی" تری ایگلتون،"تاویل ِ متن" بابک احمدی،نظریات افرادی چون لیوتار،دریدا، ویتکنشتاین، سوسور و ... در کنار تئوری های براهنی که به تعبیر خودش تئوری هایش ذاتی و جوشیده از تفکر خود و پیرامون اش است و به تعبیر برخی از شاگردان و منتقدان اش بر گرفته از نظریات تئوری پردازان برون مرزی است، همگی دست به دست هم دادند تا شعر در دهه ی هفتاد رنگ و بوی دیگری به خود بگیرد.

منتهای مراتب همان قدر که این جریانات به رشد ادبیات کمک کرد به همان نسبت نیز سبب افراط و تفریط شد، هرج و مرجی که در پس هر دگردیسی اتفاق می افتد. شاید آن چه که امروز تحت عنوان "بحران ادبی" از آن یاد می کنند،دست پرورده ی همین شاعران ِ دهه ی هفتاد باشد.

دیکتاتوری در شعر دهه ی هفتاد


یکی از مهمترین آسیب شناسی شعر دهه ی هفتاد تئوری زدگی شعرهای این دهه بود. در دهه ی شصت اگر ما چند "غول زیبا"ی ادبی داشتیم در دهه ی هفتاد در عین تکثرگرایی به فردیت گرایی رسیده بودیم. یعنی در دهه ی هفتاد هر شاعری اگر چه سعی داشت به شاخصه های شعر در دهه ی هفتاد تن در دهد اما چون برای شعر خود تئوری و بعضاً مانیفست (شعر متفاوط،پسانیمایی،شعر حرکت،شعر گفتار و ...) صادر می کردند و چون اصرار بر هر چیزی به جهل و دیکتاتوری منجر می شود از این رو قائلم با دیکتاتورهایی مواجه بودیم که در منش قائل به دموکراسی بودند اما عملاً در صدد اثبات تئوری های بعضاً غلط شعر خود بر می آمدند و تلاش داشتند برای اثبات شعر  و تئوری خود دست به هر کاری بزنند. از این رو می دیدیم که حاشیه های این دهه بسیار گسترده تر از دهه های دیگر بود. حاشیه هایی که بعضاً با سرقت ادبی و اتهام هایی این چنینی نیز همراه بود.


نقش شاعران شمال (گیلان) و جنوب درشعر دهه ی هفتاد


 از نقش و تأثیر شاعران گیلانی در دهه ی هفتاد نمی توان غافل بود. گیلان به لحاظ ظرفیت های زیست محیطی و فرهنگی و همسایگی با کشورهای حاشیه ی دریای خزر و هم چنین تعدد نشریات ادبی و پرورش روزنامه نگاران حرفه ای و صدورشان به پایتخت همیشه تأثیر گذار بوده است. تاریخ ادبی گیلان تاریخ غیر قابل انکاری است که با کمی تجسس،با چهره های نام آشنایی مواجه می شوید که هر کدام نقش ارزنده ای در اعتلای فرهنگ این مرز و بوم داشتند.

درباره ی تأثیر تفکر شاعران شعر دهه ی هفتاد باید عنوان کرد، شعر گیلان جدای از شعر این مرز و بوم  نیست. همان قدر که شاعران گیلانی موثر بودند جنوبی ها نیز موثر بودند و از نقش و تأثیر آن ها نیز نمی توان چشم پوشی کرد. اصلاً ادبیات زاییده ی همین تأثیر پذیری ها است. مگر می شود نقش هوشنگ چالنگی،علی باباچاهی،سیدعلی صالحی،منوچهر آتشی، هرمز علی پور و چند چهره ی دیگر شعر جنوب را نادیده گرفت. به هر حال اگر این عزیزان نبودند، چهره های جوان تر شعر جنوب در دهه ی هفتاد نیز شکل نمی گرفتند. 

منتهای مراتب،تداوم این تأثیر مهم است باید دید چند درصد از این شاعران که در دهه ی هفتاد تأثیر گذار بودند هم اکنون تأثیر خود را حفظ کرده اند. من به شخصه از شاعران تأثیر گذار گیلانی که در آن دهه فعال بودند و تاثیر گذاری شان هنوز در ادبیات احساس می شود و این تداوم ادبی ملموس است (اگر چه نباید از تأثیر شمس لنگرودی،بیژن نجدی،م.موید گذشت) اما می توانم  از  علی رضا پنجه ای،حافظ موسوی،مهرداد فلاح،اکبر اکسیر و ...نام ببرم. اگر چه به نظرم فلاح فقط در دهه ی هشتاد به واسطه ی کارکرد  ادبی خود در فضای اینترنت و گفت و گوهایش در نشریات توانسته سرپا بماند. چرا که مدت زمان مدیدی است از او مجموعه شعری نخوانده ایم و نقاشی های اخیرش "خواندیدنی" (شما بخوانید شعرهای کانکریت) او به زعم نگارنده شانسی برای انتشار به آن ترتیب که در وبلاگش منتشر می شود،در فضایی غیر از اینترنت ندارند. از دیگر شاعران نیز چون سعید صدیق، یزدان سلحشور، مسعود جوزی، ایرج ضیایی، ضیاءالدین خالقی، شهرام رفیع زاده،مهدی ریحانی و چند چهره ی دیگر صدای چندانی به گوش نمی رسد. سعید صدیق که می دانم با تنهایی زندگی می کند و شعرهای بسیاری برای انتشار دارد اما انتشاراتی نیست که دست شعرهایش را بگیرد یا یزدان سلحشور را این روزها بیشتر در قالب یک روزنامه نگار می بینیم و گاه معلم شعر یا داستان که در وبلاگش به بحث های آموزشی می پردازد و مدت زیادی است که مجموعه ای منتشر نکرده تا در بوته ی نقد قرار گیرد. مسعود جوزی که روزگاری در کار شعر خوب پیش می رفت، طبابت و روزنامه نگاری را به شاعر ماندن ترجیح داد، ایرج ضیایی گاهی پیداست و بیشتر مواقع ناپیدا اما اشیاء هنوز در شعرهایش جریان دارند و گویا مجموعه ی تازه ای در دست انتشار دارد. ضیاءالدین خالقی نیز که این روزها تهران نشین شده و کم حضور است. شهرام رفیع زاده که شعرش مات سیاست شد یا مهدی ریحانی، شاعری که در دهه ی هفتاد شعرهای خوبی عرضه کرد و اگر خود را محدود به فضای ادبی مطبوعات گیلان نمی کرد و روحیه ی ارتباط پذیری با نشریات پایتخت را داشت، می توانست به عنوان یکی از چهره های مطرح شعر ایران باشد ولی هنوز هیچ تصمیمی برای انتشار نخستین مجموعه شعرش نگرفته است!!!

در این میان نباید از علی عبدالرضایی غافل شد او شعرهای خوبی داشت (فارغ از بحث سرقت های ادبی) اما به قول علی رضا پنجه ای باید به او فرصت داد، او از وقتی که جلای وطن کرده به فرصت سوزی افتاده است و این روزها در سایت اش بیشتر دست به انتشار چیزهایی می زند که از آن با عنوان  شطحیات یاد می کنند.

درباره ی جنوبی های تأثیرگذار شعر دهه ی هفتاد نیز باید عرض کنم ضمن عرض پوزش، نگارنده به واسطه ی عدم حضور و اشراف تمام و کمال در آن خطه تنها می توانم بر اساس شناخت خود نسبت به برخی از چهره ها از شاعرانی چون بهزاد خواجات،بهزاد زرین پور،قاسم آهنین جان،پرویز حسینی،موسی بندری،علی آموخته نژاد،علی قنبری،کورش کرم پور نام ببرم.


از زبان محوری تا معنا گرایی


در دهه ی هفتاد زبان آوری و بازی های مصنوعی زبانی و رسیدن به یک ریتم،آهنگ و کلام از دیگر کارکردهای شعری بود که به تعبیری باید منشاء آن را تئوری های براهنی و تجربیات باباچاهی (تئوری پسانیمایی) و دیگر شاعران این دهه دانست. شعرهایی که خواستگاه آن رسیدن به ذات زبان و کلمه بود اما منجر به فنا شدن بخش عمده ای از شاعران و طرفداران شعر شد و جالب این که بسیاری از این عزیزان که اصرار بر زبان محور بودن شعر داشتند امروزه به شاعری معناگرا بدل شده اند!؟


من با صراحت اعلام می کنم دیگر دهه ی هفتادی وجود ندارد


تأسف من را بپذیرید از این رو که تنها یک سال دیگر برای ورود به سال نود مانده اما هنوز هیچ منتقد و صاحب نظری نیامده درباره ی کاردکردهای شعری دهه ی هشتاد سخنی به میان آورد یا به واکاوی شعرهای این دهه  بنشیند،اگر هم حرفی بوده بسیار کم اهمیت و کم تأثیر عنوان شده است.

به قول "بهزاد خواجات" در گفت و گویی که با او برای یکی از سایت های اینترنتی داشتم به صراحت عنوان کرد"من با صراحت اعلام می کنم دیگر دهه ی هفتادی وجود ندارد". بله واقعیت هم این گونه است پس پرسش این است چه وقت قرار است به واکاوی شعر دهه ی هشتاد بپردازیم؟

منتقدانی چون رضابراهنی،علی باباچاهی،عنایت سمیعی،مشییت علایی،محمود معتقدی، عبدالعلی دستغیب،شمس لنگرودی،ضیاء موحد،مسعود بیزارگیتی،حسین رسول زاده و ... کجا هستند؟یا خود همین دوستانی که در دهه ی هفتاد برای هم کیشان خود صفحه ها قلمی می نمودند؟ آیا شاعران دهه ی هشتاد باید خود آستین ها را بالا زده و پست و بلند شعر هم کیشان شان را نهان سازند؟ مانند آن چه که در کتاب "با شاعران امروز" در دهه ی هفتاد اتفاق افتاد؟

شعر بگو مثل ما

نمی دانم این تخم  ِ لق ساده نویسی را چه کسی برای ادبیات به ارمغان آورد. آن قدر زبان شعرها ساده شده که برخی مواقع شما شک می کنید چیزهایی که می خوانید کارکرد شعری دارند یا خیر. البته در پدیدآیی چنین روندی برخی از چهره های مطرح شعر کم تقصیر نیستند. این که فقط چند نوع مدل برای سرایش شعر باشد، وضعیتی را رقم می زند که اکنون می بینیم. با دفاتر شعری مواجه می شویم که جملگی شبیه هم هستند و گاهی این شباهت ها آن قدر بسیار است که بحث سرقت ادبی درباره ی برخی آثار مطرح می شود.

در دهه ی هفتاد با تنوع لحن، فرم و موضوع مواجه بودیم در بخشی از شعر دهه ی هشتاد متأسفانه کمتر می توان این موارد را سراغ گرفت.در دهه ی هشتاد به نسبت دهه ی هفتاد مجموعه شعرهای اندکی منتشر شده یا اگر هم منتشر شده و آمار انتشار بالاست به دلیل ضعف در عرصه ی پخش ما نتوانستیم آن ها را از نظر بگذرانیم همین چند روز پیش بود دوستی از دزفول برایم بیست نسخه از مجموعه شعرش را ارسال کرد تا بین جماعت شعر گیلان پخش کنم، وقتی تاریخ انتشار را نگاه کردم دیدم تاریخ انتشار کتاب به سال هشتاد و دو بر می گردد در حالی که در سال هشتاد و نه قرار داریم و چیزی به سال نود نمانده است. متأسفانه این مجموعه با اختلاف هفت سال تازه به گیلان زمین رسیده است. عدم توجه ناشران محترم به شعر از جمله معضلاتی بوده که شاعران دهه ی هشتاد با آن مواجه بوده اند. اما خوشبختانه چند ناشر پایتخت این روزها اقدام به انتشار مجموعه شعرهایی نه تنها از شاعران دهه ی هشتاد بلکه از دیگر شاعران دهه های اخیر کرده اند که در جای خود قابل تقدیر است.

نگارنده در بحث های برخی از دوستان در فضای اینترنت و ... متوجه ی موضوعی شده ام که بسیار نگران کننده است، برخی از شاعران این روزها اشعار خود را مطابق پیشنهاد برخی از مشاوران انتشاراتی ها می سرایند. در واقع این روزها برخی از انتشاراتی ها به شکل مستقیم یا غیر مستقیم به شاعران پیشنهاد می دهند که با چه لحن و زبان و مضمونی شعر بگویند و از انتشار شعرهای زبانی، فرمی و دیداری سر باز می زنند. می گویند اگر شعرهایی مثل فلان شاعر داری بیار ما چاپ می کنیم و گر نه ...

 شاید باید عنوان کرد بخشی از روند فعلی شعر امروز ما در بحث ساده نویسی از همین قضیه نشات می گیرد.


ساده نویسی یا سهل و ممتنع


 البته ساده نویسی با سهل و ممتنع گویی فرق می کند، بسیاری از این دوستان سهل و ممتنع شعر
می گویند و به لطف نام برخی انتشاراتی های قدرتمند کتاب شان به چاپ های متعدد نیز می رسد. صفحه های برخی از نشریات هم که در سیطره ی خود این عزیزان یا دوستان و هم کیشان شان است به قول معروف تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.

ویژگی بخشی از شعر دهه 80   

بخشی از شعر دهه ی هشتاد رجوعی دوباره داشته به نظریات نیما  و به قولی دیگر این روزها مثل دهه هفتاد تئوری خنده دار عبور از نیما  مطرح نیست. در این دهه می بینیم که احساس و عاطفه از فروغ و سهراب به عاریه گرفته شده است و البته توجه به ذات کلمه آن چه که مد نظر رویایی است کمتر اتفاق می افتد.متاسفانه آن صلابت زبانی که می شد در شعرهای شاملو سراغ گرفت،در شعر دهه هشتاد بسیار کمرنگ اتفاق می افتد یا اصلا اتفاق نمی افتد. عنصر جسارت که روزگاری از نکات ممیزه ی شعرهای نصرت بود در شعر برخی از شاعران دهه ی هشتاد به شکلی دیگر حیات می گیرد. این روزها بخشی از شاعران دهه ی هشتاد رو به استعاره،ایهام،کنایه و آرایه هایی از این دست آورده اند.تکثر صدا و تنوع لحن و برخی اتفاقات فرمی از موارد دیگری است که بدون شک از دهه ی گذشته به بخشی از شعر دهه ی هشتاد منتقل شده است.


سخن آخر


در پایان می توان گفت شعر دهه ی هشتاد را باید شعری دانست که بیشترینه ی حیات خود را در عرصه ی اینترنت گرفته است. وام دار دهه ی هفتاد و دهه های گذشته است اما بدهکار هیچ دهه ای  نیست. این روزها سایت ها و وبلاگ ها کم کاری نشریات را جبران می کنند. هر شاعری صاحب امتیاز، مدیر مسئول،سردبیر، دبیر تحریریه و نویسنده ی سایت و وبلاگ خود است. تنوع آن قدر گسترده است که روی به پراکندگی آورده است. هر فردی در این دوره می تواند تجربه های شخصی خود را در قابل شعر و داستان در منظر مخاطبان قرار دهد. دستیابی به اطلاعات و شناخت چهره های واقعی حوزه ی شعر و داستان اندکی سخت شده است اما دور از دسترس نیست. چهره های واقعی قابل تشخیص هستند و این را از اثرشان می توان فهمید. گفت و گو ها، مجازی شده و دیگر از محافل ادبی خبر چندانی نیست. دوستان با نام های مستعار به پیکار هم می روند و فرهنگ انتقاد ِ رو در رو کمرنگ شده است.

نگارنده در میان همین وبلاگ ها با چهره های شعری و داستانی بسیاری مواجه شده ام (امیدوارم در مجالی دیگر بتوانم از آن ها نام ببرم)که در عرصه ی رسانه های نوشتاری مورد بی مهری قرار گرفته اند یا خود اقدامی جهت تعرفه ی آثارشان نمی کنند از این رو بر این عقیده ام شناسایی این چهره ها توسط دبیران سرویس ادبی نشریات اگر چه سهل نیست در واقع سخت هم نیست، منتها همت دو چندان می طلبد و عینکی که ببینند.

                                                                                                                                               

مزدک پنجه ای

مراکز تهیه ی نخستین آنتولوژی شاعران سپید سرای گیلان

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹، ۱:۵۳ ب.ظ

1- مراکز تهیه ی نخستین آنتولوژی شاعران سپیدسرای گیلان با عنوان "همه ی درخت ها سپیدارند" تالیف مزدک پنجه ای در شهر رشت:

کتاب فروشی طاعتی - خیابان علم الهدی(شهرداری)

کتاب فروشی امیر کبیر- زیر کتاب خانه ی ملی

کتاب فروشی دیبا- خیابان بیستون

کتاب فروشی بدر- خیابان مطهری

کتاب فروشی نصرت - خیابان علم الهدی(شهرداری)

2- در ادامه ی انتشار نخستین آنتولوژی شاعران سپید سرای گیلان قرار است نخستین آنتولوژی شاعران سپیدسرای بدون کتاب گیلان را نیز کار کنم.

بر این اساس از کلیه شاعران سپیدسرای گیلان که مجموعه شعر ندارند خواهشمندم تعداد 5 شعر به همراه سال تولد و محل تولد خود ،به نشانی اینترنتی panjeheemazdak@gmail.com ارسال نمایند.


مزدک پنجه ای

نگاهي به مجموعه شعر «چوپان كلمات» نوشته ي مزدك پنجه اي

سه شنبه ۱ تیر ۱۳۸۹، ۹:۴۵ ب.ظ

«معنا با سس دموكراسي»

byidari8k05fs72hwol.jpg

روزنامه شرق- آرش نصرت اللهی 1-4-89: هنگام خواندن مجموعه شعر«چوپان کلمات»، به اين فکر افتادم که چه­ قدر آسان مي­ شود شعر گفت! و اين خود نشان­ دهنده­ي رابطه­ ي نسبتن خوبي است که با مجموعه­ ي يادشده داشته­ ام، البته در مواردي هم متوجه شدم و ترسيدم از اين که نکند نوشته از شعر شدن جا بماند. بنابراين در ادامه­ ي اين يادداشت، به آسيب­­ شناسي ساده­ نويسي در شعر مزدک پنجه­ اي هم، خواهم پرداخت. اين مجموعه از دو دفتر تشکيل شده که دفتر اول با عنوان «سنگ پشت»، به لحاظ مضموني غير از دو سه کار، تم­ هاي عاشقانه دارد و هم چنين يک تفاوت عمده با دفتر دوم يعني «چوپان کلمات» دارد، اين­ که در دفتر اول، همواره با يک مونولوگ روبه­ رو هستيم درحالي که دفتر دوم براساس ديالوگ­ نويسي براي صداهاي مختلف، نوشته شده است. در بررسي دفتر اول، شعر اول يعني «آب و نان»، جايگاه ويژه­اي دارد چرا که به نوعي نمايش­گر جهان­ بيني مزدک پنجه­ اي در حوزه­ ي مفاهيم انساني مي­ تواند باشد. آهاي/ آدم­ هاي مريخي/ سنگ نيندازيد/ نمي­ بينيد مگر دستمال سفيد تکان مي­ دهيم/ نتوانيم اگر/ باد تکان مي­ دهد/ ... در اين شعر علاقه و تلاش براي برقراري ارتباط حتا با خارج از زمين نيز در «من»ِ انساني مؤلف ديده مي­ شود. بديهي است که دستمال سفيد به عنوان نشان ه­اي براي صلح­ طلبي و آرامش­ بخشي به زمين، نگراني مؤلف را در خصوص جنگ و آسيب­ هاي رسيده از جنگ نشان مي­ دهد اما مضموني که پنجه­ اي ساخته، پا را فراتر از اين نهاده و به نوعي صلح را از مفهوم عام آن به تعبيري نو رسانده است. در اين که او نگران جنگ با مريخي­ ها است، نکته­ اي نهفته است به اين ترتيب که قلمروي مشترکي را براي زميني­ ها در نظر گرفته است و شرايط مطلوبش را رسيدن به يک اجماع جهاني براي آينده­ نگري و مسوؤليت­ پذيري بشر در برابر آينده­ ي زمين و خودش معرفي مي­ کند. .../ ما که دعوا نداريم/ انسان­ هاي بسيار به ديدارتان مي­ آيند/ آب داريد اگر/ کنار بگذاريد/ ما/ نان/ مي آوريم. در همين سطرها، ساده­ گي ساختارهاي زباني براي يک خواسته و تناسب ريتم و لحن به­ کار گرفته شده با مضمون شعر، قابل مشاهده است. در شعرهاي ديگر دفتر اول که تمي عاشقانه دارند، به گزاره­ هايي بر مي­ خوريم که با ساختارهاي منفرد در کنار هم قرار گرفته­ اند و حتا با لحاظ ساير المان­ هاي مضموني- فرمي هم نتوانستم با برخي از آن­ها کنار بيا­يم. در واقع پنجه­ اي در ساخت اين قسمت­ ها با اجراي يک­ نفره­ ي شعر (مونولوگ گونه) بدون اجراي کامل فرم ارگانيک لازم، شکل گسست ه­اي را به شعر داده است و مي­ توان گفت نوعي شکل­ نگرفته­ گي در شعر اتفاق مي­ افتد. از جمله شعر «سنگ پشت» در صفحه­ي 14: پرواز مي­ کني/ در آسمانِ ما/ با بال­ هاي ما/ خانه به دوش/ بيچاره من در دهان تو/ بيچاره بال­ هاي تو/ مرا زير چنگال­ هاي تو/ بالا/ بالاي بالا/ .../ فراموش کن/ مردمان ِ زمين/ لب/ نا...ته/ زدي/ در اوجِ اين .../ لعنت به دهاني که/ بي­ موقع باز ... . اما همين شعرهاي پنجه­ اي که با تم عاشقانه ساخته شده­ اند، سطرهاي قابل تأملي دارند که در يکي­ دو شعر به نجات کل شعر انجاميده است. مثل پارادوکسي که در انتهاي شعر «بهانه» به کارگرفته شده است:  .../ هنگام آمدن/ باران مي­ آورم/ چتري که لبريزِ تشنه­ گي است. همين­ طور شعر «معاشقه» که به جايي براي تقابل مضمون­ هاي اجتماعي با مضمون­ هاي شخصي، بدل شده و با عيني­ گرايي لازم، همراه بوده است که در ديگر کاره، کمتر ديده مي­ شود:  .../ هربار مي­ گويم دوستت دارم/ بيش از پيش ياد پدر مي­ افتم/ آب/ برق/ گاز/ سررسيد اجاره­اي که همه چيز/ از خاطرش برده است. دفتر دوم اين مجموعه، با عنوان «چوپان کلمات»، برپايه­ ي ديالوگ­ نويسي بنا شده و نقطه­ ي قوتش را در چندصدايي بودن آن مي­ توان دانست. در شرايطي که جامعه­ ي ما، رابطه­ ي خوبي با صداهاي چندگانه ندارد، آفرينش چنين متني به لحاظ شکلي و زباني، مطلوب و قابل توجه است. شعر «چوپان کلمات» با وجود برخي کاستي­ ها و شايد ناقص ماندن مسير رويت­ اش، نمونه­ ي موفقي از اين چندصدايي است که با تغيير عناصر معنايي، به شکل تازه­ اي از روايت، دست يافته است. با توجه به نام اين شعر، قهرمان روايت، عهده­ دار گذردادن کلمات از بستر زمان براي به­ کارگيري در يک شعر و رساندن آن به دست معشوقه­ اش شده است و تبديل شدن «خانم اجازه» به «آقا اجازه»، متغيرهاي روايتي را رقم زده است. روزي روزگاري پسرک چوپاني گوسفنداني را به چرا برد نقطه/ سرخط بنويسيد/ گرگي به گله زد نقطه/ -خانم اجازه/ نوک مداد ما شکسته/ -از بغل­ دستي­ ات بگير/ -از ما خانم؟/ -آره شما/ روزي روزگاري/ مردِ جواني/ شعرهايي براي گفتن/ نقطه نقطه نقطه/ -آقا اجازه/ گرگي به شعرهايم ... البته در مواردي ديالوگ­ نويسي پنجه­ اي، شرايط داستان­ گونه پيدا مي­ کند و شاخص­ه اي شعري، زير سايه­ ي داستان­ گونه­ گي قرار مي­ گيرند که آسيب جدي به پروسه­ ي تشکيل شعر وارد مي­ کند از جمله شعر «مهمان» در صفحه­ ي 45. اما در مجموع استفاده از صداهاي متفاوت، در بيشتر قسمت­ هاي دفتر دوم مجموعه، منجر به استقرار وضعيت دموکراتيک هم در حوزه­ ي معنا و هم در حوزه­ ي زبان شده است. ضمن آن که در دفتر دوم، ساده­ نويسي نيز که به نوعي شمشير دولبه به حساب مي­ آيد، در ميزان کنش­ مندي متن، تعيين کننده بوده است. فکر مي­ کنم در مواردي مزدک پنجه­ اي، رويه­ هاي ژورناليسمي را به صورت بارزتري به نمايش مي­ گذارد و شعر از اين بابت متضرر مي­ شود. در مواردي هم شاعر نقش تأليفي خود را بازي کرده و به آفرينش مثلن در حوزه­ ي تلفيقي تصوير- زبان مي­ پردازد، از جمله در شعر «پرده­ دري چشم­ ها»:  .../ چه کويرهايي/ چه کويرهايي/ در لکنت زبان سوختند/ ... شايد لازم باشد به «حرف­هاي همسايه»­ي نيما يوشيج برگردم که مي­ گويد: «زبان ناقص است و کوتاهي دارد و فقير است. رسايي و کمال آن به دست شاعر است ...» در واقع در اجراي شعر، رجوع به امکانات زباني جهت يافتن بالاترين سطح اجرايي، اهميت فراواني دارد و گرنه مي­ شود حرف­ ها را در قالبي به جز شعر بيان كرد. مدار اصلي شعرهاي پنجه­ اي در اين مجموعه، معنا است و به جرأت مي­ توانم بگويم که در مواردي معنا بر عناصر غير معنايي، ترجيح داده شده است و اين به نفع شعر نيست، البته رجوع شاعر به جوهره­ ي معنايي مناسب است اما فکر مي­ کنم اين جوهره بايد در درون شعر، جريان يابد، همان طور که در مواردي ديگر، شعر مزدک پنجه­ اي وضعيت تکامل يافته­ اي به خود مي­ گيرد و با به­ کارگيري المان­ هاي روايي، تصويري و يا لحني، به تلفيقي از عينيت و ذهينيت دست مي­ يابد. به اين ترتيب با شعرهايي روبه­ رو مي­ شويم که به نوعي تازه از سياليت ذهني مي­ رسند و تعادلي بين سطوح زباني و معنايي، برقرار مي­ شود، نمونه­ اي از اين دست، شعر «وسوسه» است كه بخشي از آن را براي پايان اين يادداشت در نظر گرفته ­ام: .../ از ياد بردم/ آمده بودم/ براي گلدان خانه گل ببرم/ از بوي پيراهنت/ عشق ورزيدي/ بهار نشانم دادي/ پاييزِ  خانه/ از خاطرم رفت/ تو/ تو/ تو/ وسوسه ريختي/ آن­قدر/ كه من/ براي چه آمده بودم؟!    

مزدک پنجه ای
© سنگ پشت
طراح قالب: وبلاگ :: webloog
درباره من
سنگ پشت مزدک پنجه ای - شاعر و روزنامه نگار- وکیل پایه یک دادگستری، مدیر مسوول دو هفته نامه دوات و مدیر هنری انتشارات دوات معاصر
متولد 25 آذر 1360
اهل گیلان زمین- شهر بارانی رشت   
panjeheemazdak@gmail.com

آفرینه ها:
چوپان کلمات/ مجموعه شعر/ انتشارات فرهنگ ایلیا/ 1388
همه ی درخت ها سپیدارند/ نخستین آنتولوژی شاعران سپید سرای گیلان/انتشارات سوره ی مهر/ 1389
بادبادک های روزنامه ای / مجموعه شعر/ انتشارات نصیرا/1393
دوست داشتن اتفاقی نیست/مجموعه شعر / انتشارات دوات معاصر/1396
با من پرنده باش/ مجموعه شعر/ انتشارات دوات معاصر/ 1398
----------------------------------------------
مزدک بنجه ای
الشاعر والصحافي
موالید: ایران- رشت
---------------------------------------------
panjehee mazdak
Poet and journalist
Born: Iran - Rasht
جدیدترین‌ها
  • نگاهی به زندگی شاعرانه «یدالله رویایی»؛ سه شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴
  • آیا انسان آینده، هویت خود را قربانی دانایی خواهد کرد؟ سه شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۴
  • شعری از مزدک پنجه ای/ A poem by Mazdak Panjehee/قصيدة لمزدك پنجه‌ای دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۴
  • شعری از کتاب چوپان کلمات سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۴
  • محدوديت تخيل شاعرانه در متاورس دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۳
  • مرگ تخیل یا شبیه سازی تخیل یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳
  • در گفت‌وگو با مزدک پنجه‌ای بررسی شد، متاورس چه بر سر ادبیات و زبان می‌آورد؟ یکشنبه ۹ دی ۱۴۰۳
  • صدای پای دگرگونی در شعر معاصر دوشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۳
  • معشوقه باد یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • فاصله یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • شناسنامه‌ی اندوه یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • شباهت زبان کودکانه با زبان شاعران یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
موضوعات
  • مقالات ادبی
  • خبرهای مربوط به فرهنگ گیلان
  • یادداشت های شخصی
  • گفت و گو
  • کتاب های من
  • شعر
  • گزارش
  • عکس
  • خبرهای فرهنگی، هنری و ادبی
  • نقد نوشته ها
برچسب‌ها
  • مزدک پنجه ای (53)
  • شعر (38)
  • مزدک پنجه‌ای (15)
  • مزدک_پنجه_ای (12)
  • انتشارات دوات معاصر (9)
  • دوست داشتن اتفاقی نیست (8)
  • روزنامه شرق (7)
  • متاورس (6)
  • گیلان (5)
  • هوش مصنوعی (5)
  • شعر دیداری (5)
  • روزنامه آرمان (4)
  • براهنی (4)
  • زبان (4)
  • ادبیات (4)
  • دوات معاصر (4)
  • محمد آزرم (3)
  • نقد (3)
  • فضای مجازی (3)
  • گفت و گو (3)
آرشیو
  • آبان ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • شهریور ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • آرشيو
لینک‌های روزانه
  • دو شعر از مزدک پنجه ای در سایت ادبی آن دیگری این سایت متعلق به مسعود احمدی شاعر و منتقد است
  • 4 شعر از مزدک پنجه ای در سایت آن دیگری(مسعود احمدی)
  • نگاهي به مجموعه شعر «سب بابه» هرمز علي‌پور
  • «همه درخت‌ها سپیدارند» رونمایی می‌شود
  • نقد لادن نیکنام بر دفتر شعر «چوپان کلمات» سروده «مزدک پنجه يي»
  • چوپان کلمات منتشر شد
  • انعکاس مجموعه شعرم در سایت انتشارات فرهنگ ایلیا
  • گفـت و گوی روزنامه ی اعتماد با علی رضاپنجه ای- به نسل شما دروغ گرفته اند و نقد لادن نیکنام بر کتاب پیامبر کوچک
  • نقد من روی مجموعه شعر تو - تهران-85 اثر آرش نصرت اللهی در روزنامه ی اعتماد ملی تیتر این مطلب در ابتدا این بود: نماینده ی سازمان ملل در تو-تهران-85
  • بیوگرافی من در سایت جریان
  • نقد من روی مجموعه شعر "بلقیس و عاشقانه های دیگر " نزار قبانی در روزنامه ی اعمتاد
  • حادثه هنوز. نقدی روی رفتار های شعری م. موید .منتشر شده در روزنامه ی اعتماد ملی محمدحسين مهدوي (م.مويد) در شمار شاعران موج نو به حساب مي‌آيد. برخي از شاخصه‌هاي شعري‌اش، او را نسبت به ساير موج نويي‌ها متمايز مي‌سازد. اهميت ويژه‌ او به فرم، ساختار، زبان، اسطوره‌ها و نيز توجه به تناليته‌ كلمات، همچنين بهره جستن از ارائه‌هايي چون اس
  • نشريه "گیله وا"، ویژه ی فرهنگ ، هنر و ادبیات ، نوروز ۸۷ در سایت ورگ
  • دومین ویژه ی فرهنگ، هنر وادبیات گیله  ­وا به ­همت  خانه ­ی فرهنگ گیلان
  • نگاهی به رفتارهای شعری م.موید این مطلب در روزنامه ی اعتماد ملی در تاریخ 22-1-87 در بخش ادبیات منتشر شد.
  • مصاحبه ی من با اکبر اکسیر در سایت 3 پنج
  • معرفی شماره 2 ویژه ی گیله وا- به سردبیری علی رضا پنجه ای
  • شعری از من در والس ادبی
  • 2 شعر از من در سایت ادبی ماندگار
دوستان
  • کانون آگهی و تبلیغات دوات
  • پروفایل من در بلاگفا
  • وبلاگ حقوقی تبصره
  • منصور بنی مجیدی ( این ابر در گلو مانده )
  • پیامبر کوچک. علیرضا پنجه ای
  • عشق اول ( وبلاگ صوتی علیرضا پنجه ای )
  • شمس لنگرودی
  • مازیار نیستانی
  • فاطمه حق وردیان
  • آیدین مسنن
  • فرامرز سه دهی
  • داریوش آشوری
  • رمان سینما. محمود طیاری
  • خروس جنگی . غلام حسین غریب
  • مظاهر شهامت
  • مهناز یوسفی
  • معصومه یوسفی
  • علیرضا مجیدی (یک پزشک)
  • علی عبداللهی
  • شاهین شالچی (شاهد ماجرا)
  • خبر گزاری ایسنا
  • خبرگزاری مهر
  • خبرگزاری ایسنا- خزری
  • خبرگزاری فارس
  • خبرگزاری ایلنا
  • خبرگزاری کار ایران
  • خبرگزاری کتاب (ایبنا)
  • بهاالدین مرشدی (رویای بدون امضا)
  • پایگاه ادبی برزخ
  • یاسین نمکچیان(چهارشنبه سوری)
  • هواخوری ( مهرداد فلاح)
  • مجید دانش آراسته( متن خود یک کویر است )
  • رضا مقصدي
  • فاطمه صابری ( اتاق سفید )
  • فرشید جوانبخش
  • هوش های چند گانه ( مهدی مرادی )
  • آدم و حوا ( حسن محمودی )
  • سایت بهزاد خواجات
  • لیلا صادقی
  • ( حرف نو ) محمد رضا محمدی آملی
  • ( دالاهو ) فریاد شیری
  • اسماعیل یوردشاهیان
  • سایت نقاشی علی رضا درویش
  • آزیتا حقیقی جو
  • مهتاب طهماسبي
  • رضا دالک (ماهی)
  • مرتضی زاهدی (تصویر گر کتاب کودک)
  • یاسر متاجی
  • میثم متاجی
  • عاطفه صرفه جو (شمعدانی)
  • شقایق زعفری
  • علی باباچاهی
  • محمود معتقدی
  • آفاق شوهانی
  • ابوالفضل پاشا
  • لیلا کردبچه
  • حامد اریب
  • روجا چمنکار
  • آرش نصرت اللهی
  • محمد حسین مهدوی(م.موید)
  • رقیه کاویانی
  • سید محمد طلوعی
  • دکتر کاووس حسن لی
  • انتشارات فرهنگ ایلیا
  • مصطفی فخرایی
  • سایت ادبی پیاده رو
  • یزدان سلحشور
  • حامد بشارتی
  • حامد رحمتی
  • محمد آسیابانی
  • هرمز علی پور
  • بهزاد موسایی
  • اسماعیل مهران فر (کفاشی)
  • علی الفتی
  • ادبیات امروز ایران
  • رسول یونان
  • مجتبی پورمحسن
  • آریا صدیقی
  • سیده مریم اسحاقی
  • داریوش معمار
  • محمد ماهر
  • پژمان الماسی نیا
  • خانه ی شاعران جهان
  • جواد شجاعی فرد
  • اسدالله شعبانی
  • جلیل قیصری
  • عباس گلستانی
  • مهدی پدرام(روهان)
  • رباب محب
  • مهرنوش قربانعلی
  • مسعود جوزی
  • مسعود آهنگری
  • کتایون ریزخراتی
  • واهه آرمن
  • شیدا شاهبداغی
  • الهام زارع نژاد
  • ناهید آهنگری
  • دفتر شعر جوان
  • ناهید عرجونی
  • الهام کیان پور
  • محمد پورجعفری
  • حامد حاجی زاده
  • مهدی موسوی
  • علی سطوتی قلعه
  • فرشته رضایی
  • محمد محمدی
  • سیاوش سبزی
  • علی یاری
  • سید فرزام مجتبایی
  • علی اسداللهی
  • واهه آرمن
  • آناهیتا رضایی
  • راوی حکایت باقی
  • فرهاد حیدری گوران
  • محسن بوالحسنی
  • محمد هاشم اکبریانی
  • پروین سلاجقه
  • حمید نظرخواه
  • طاهره صالح پور
  • مجله ارغنون
  • مجله ی ادبی دستور
  • مجله ادبی ذغال
  • باوند بهپور
  • کورش همه خانی
  • جهانگیر دشتی زاده
  • محمود فلکی
  • مدرسه ی شعر فارسی
امکانات

آمارگیر وبلاگ