سنگ پشت

سنگ پشت

ادبی

آمارگیر وبلاگ

  • خانه
  • پروفایل
  • ایمیل
  • آرشیو
  • نوشته‌ها

به مناسبت 50 سالگی علی رضا پنجه ای

جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۹۰، ۵:۲۵ ب.ظ

 

بزرگترین سرمایه ی زندگی ام

مزدک پنجه ای


بازی بزرگسالان

یادم می آید خانه ای داشتیم واقع در خیابان 92 گلسار البته مستاجر بودیم و گلسار آن موقع هم مثل گلسار حالا نبود. نیمه شب چشم هایم را گشودم و دیدم پدر و دوست روزنامه نگارش کاغذهای آبی چارخانه ای را زیر دست گذاشته اند و با چسب ،کاغذهای تایپ شده را می برند و می چسبانند،در واقع صفحه بندی می کنند. آن زمان متوجه این کار شان نبودم. پیش خود فکر می کردم نوعی بازی است. بازی بزرگسالان. بعدها که پیرامون خود را بیشتر شناختم فهمیدم پدرم شاعری،روزنامه نگار است و اشخاصی هم که در منزل ما رفت و آمد دارند اهالی فرهنگ و هنر و ادبیات هستند.

روحیه ی کشف کنندگی

وقتی به  کارنامه ی ادبی و روزنامه نگاری علی رضا پنجه ای می نگریم جدای از رابطه ی پدر و فرزندی می توان عنوان کرد او بی شک یکی از تاثیر گذاران عرصه ی ادبیات به شمار می آیِد.نوگرایی امری است که هیچ گاه از شعرهای او رخت بر نبسته است.در شعرهای او زندگی موج می زند او را باید شاعر زندگی نامید. پدری شاعر که همیشه ی خدا نگران آینده ی شاگران و فرزندان است.او در عالم روزنامه نگاری نیز همیشه جریان ساز بوده است. روحیه ی کشف کنندگی او زبان زد خاص و عام است.

رسانه ای برای اهالی فرهنگ

اهل مماشات نیست .باج نمی دهد. اهل هیچ باند و مافیایی نبوده و نیست. همیشه به مثابه ی یک بلندگو یا رسانه برای اهالی فرهنگ و هنر در هر کجا که بوده تلاش کرده است و سعی داشته در هر کجا که ورود کرده  ابتدا پای اهالی فرهنگ و هنر را به آن مکان باز کند.او همیشه سعی داشته تا شاعران جوان و یا آن هایی که به زعم او مستحق مطرح شدن بوده اند را تعرفه کند.

هوشنگ گلشیری

بارها از زبان خود او شنیده ام که هوشنگ گلشیری در جمعی او را صدا کرده و گفته تو چه جور روزنامه نگاری که از ما مطلب چاپ نمی کنی و پنجه ای در جواب اش گفته شما به اندازه ی کافی تریبون دارید. من مدتی با پدر در مجلات و روزنامه های مختلف همکار شدم در واقع اخلاق حرفه ای را از ایشان آموختم. همیشه سعی کرده ام سراغ چهره هایی باشم که کمتر دیده شده اند و مستحق مطرح شدن هستند. نان را به نرخ روز نخورم. برای کسی که شایستگی مطرح شدن ندارد ننویسم. این ها مسائلی است که متاسفانه در دنیای امروز کمتر توجهی به آن می شود و شاید از این گونه است که امروز خیل کثیری از اهالی فرهنگ و هنر و ادبیات از علی رضا پنجه ای به نیکی یاد می کنند.

غم نان اگر بگذارد

خیلی سخت است که هم شاعر باشی و هم روزنامه نگار و خود را موظف کنی سر ساعت (هفت صبح) بیدار شوی و به اداره مربوطه بروی. اما مگر غم نان و رویاهای خانواده می گذارد. روزی از نویسنده ای پرسیدند چرا دیر شروع به نوشتن کردی. او گفت: اگر زودتر شروع می کردم از گرسنگی می مردم.در ایران این گونه است که یا باید شاعر یا نویسنده خوبی باشی یا پدر و مادر خوبی برای خانواده .خیلی سخت است میان دو معشوق یکی را برگزینی به قول حافظ که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها.

بسیاری از شاعران و نویسندگان برای معروف شدن راه پایتخت را برگزیدند و در فکر کسب نام برآمدند اما در پایتخت با اولین چالشی که مواجه شدند غم نان بود از این رو می بینیم که رویای  مطرح شدن سبب شده هم خانواده را از دست بدهند هم نان را و هم نام را. اما علی رضا پنجه ای در کنار نام و نان تعادلی برقرار نمود و هیچ گاه نگذاشت این دو از یک دیگر پیشی بگیرند.  

 فرصت شمار صحبت، کز این دو راه منزل/ گر بگذریم دیگر، نتوان به هم رسیدن

من سخنگوی علی رضا پنجه ای نیستم. این جمله را به یکی از دوستان پدر هنگامی گفتم که جویای احوال اش بود و عنوان می کرد از پدرت خبری نیست،کجاست؟اگر چه در جوابش به این جمله از یدلله رویایی بسنده کردم" نبودن،شکل دیگری از بودن است" اما خیلی دلم می خواست بگویم بعضی اوقات که دلش می گیرد پیش خود می گوید یعنی دوستان دیروز مرا فقط به خاطر روزنامه نگار بودنم و چاپ مطالب شان و یا کمک هایی که به واسطه ی تصدی گری ام در فلان اداره می کردم ،می خواستند؟

بزرگترین سرمایه زندگی ام

من به عنوان نه تنها فرزند او بلکه در قامت شاگرد او(هر چند استاد به برخی از شاگردان اش یاد نداد چگونه قدر استاد را باید نکو دانست) می خواهم از همین طریق عرض کنم وقتی به جایگاه اجتماعی و فرهنگی خود و خانواده ام می نگرم بیش از پیش یقین حاصل می کنم که علی رضا پنجه ای بزرگترین سرمایه ی زندگی خانواده ی ماست.

مزدک پنجه ای

گفت و گوی مزدک پنجه ای با مسعود احمدی- شاعر

یکشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۰، ۹:۳۰ ب.ظ

پرچم دار بی مرشد

روزنامه ی روزگار - 16-5-90

  مسعود احمدی از نسل شاعرانی است که ادبیت زبان برای اش هم شان نوآوری ست. او برای دست یازی به نوآوری های خلاقانه هرگز ادبیت را زیر پا نمی گذارد.ویراستاری و روزنامه نگاری ادبی(دبیری مجله ی نگاه نو) بر حساسیت های ادبیت زبان در تقارن با نوآفرینه هایش افزوده است؛ شناخت این نسل از ادبیات منثور و منظوم قدمایی در کنار مبانی نظری این زمانی دنیا از ایشان نسلی آگاه به آن چه می آفریند و هم چنین نسلی که به موازات دانسته هایش به چشم انداز گسترده ی پیش رو نظر دارد، ساخته است؛ نسلی که نوآوری هایش باری به هر جهت نیست. نخستین آثار مسعود احمدی ملهم از شعر نیمایی بوده، شعری برآمده  از سبک خراسانی که پرچم دار آن اخوان ثالث بوده است. شعر احمدی رفته رفته به شعر منثور می رسد. شعری که  اگر چه ادبیت زبان دغدغه اش بوده اما وام دار زبان شاملو نیست، شعری که مضامین غنایی  و  اجتماعی اش در مناسبات شهری ملبس به نوآوری هایی با رنگ و  لعاب مدنی می شود ،شعری که مبین فرهنگی غنی و هویت مند است. احمدی موج سواری بلد نیست، با جریانات نو سر ستیز ندارد و ادعای گذر از نیما و حافظ هم نداشته؛ نسلی آرمان خواه که کمترین خصوصیاتش به نسل امروز رسیده است.دیدگاه او خواندنی ست:

آیا ساده نویسی و سهل و ممتنع نویسی برای مخاطب عام قابل تفکیک است؟ و ساده نویسی در شعر را  می توان نشان فضیلت جریان خاصی در شعر دانست؟

اولاً اگر صرف ساده نویسی ملاک برتری شاعر یا جریانی خاص باشد، لابد اشرف الدین قزوینی ملک الشعرای این سرزمین است و نه فقط خاقانی شروانی غامض نویس که خواجه حافظ سهل و ممتنع گوی باید در محضر بعضی از مدعیان ساده نویسی امروز سر تعظیم فروآورند. به گمان من چنانچه شعوری شورمند، عواطف و احساسات عمیق و غنی به مدد توانایی های فنی لازم و کافی در خلق اثری دخیل باشند، خواه ناخواه آن مخلوق هنری گیریم به مرور و به تدریج مورد توجه و اقبال مخاطبین عام نیز قرار خواهد گرفت. به عبارتی، ارتباط مردم با شعر حافظ از طریق جانی شریف است که علاوه بر دانش و بینشی ژرف، عواطف و احساساتی غنی و عمیق، فضایل اخلاقی یی چون سخاوت و جسارت از عناصر شاکلة آن اند. بنابراین بر خلاف ادعای یکی از سردمداران جریان مصنوع و مجعول ساده نویسی در شعر، شعر خواجه شمس الدین به هیچ وجه سهل الوصول نیست. من نمی دانم شعری متعلق به مکتب عراقی و مملو از کلمات و ترکیبات عربی و صناعات ادبی چگونه سهل الوصول و زودیاب است و چرا تا به حال ده ها کتاب و رساله و مقاله در شرح و تفسیر و تأویل آن نوشته اند.

جریان های حاکم در شعر امروز، شعر زبان محور، شعرهای متمایل به شعر نگاره ای و بحث ساده نویسی که این روزها بسیار سعی می شود تسری یابد را چه گونه ارزیابی می کنید؟

هر جریان اصیل اجتماعی و سیاسی و یا فرهنگی و هنری بنابر اقتضائات تاریخی- اجتماعی و مطالبات برخاسته از آن ها صورت می پذیرد و لاجرم خود جوش است و دست کم مطلوب بخش یا بخش هایی از مردم و طبعاً بی نیاز از آوازه گری و غوغاسالاری. لذا اغلب جریان هایی که به زعم حضرتعالی بر عرصه شعر معاصر حکم می رانند، مصنوع اند و مبتنی بر اغراض ایدئولوژیک و امیال تنگ نظرانة شخصی و قومی و بومی. لذا جانبداری سازمان یافته و تشکیلاتی از آن ها مثل همان جریان ها امری ست بیرون از مقولة شعر و شاعری.

آیا می توان پدید آمدن جریان ساده نویسی بعد از دهة هفتاد را بر آمده از یک ضرورت ادبی- تاریخی دانست؟

به گمانم پاسخ را در جواب به سئوال قبلی داده ام. اما شاید بد نباشد تکمله یی بر آن جواب اضافه کنم. به ترکیب نحوی «پدید آمدن» که سهواً در این پرسش خود به کار بردید، دقت فرمایید. پدید آمدن امری ضروری، ایجابی و خود به خودی ست. مثل آن چه که شعر نو یا نیمایی نام گرفت اما ساده نویسی مورد نظر آقایان که فاقد موضوعیتی تاریخی- اجتماعی ست از سنخ پدید آوردن است و ناگریز بری از اعتبار و وجاهتی اصیل.

به همان اندازه که شاعران آوانگارد می توانند به شعر آسیب برسانند، ساده نویسی هم می تواند؟

فرق میان کسانی که آن ها را آوانگارد یا پیشرو می دانید با مدعیان ساده نویسی در شعر بسیار است. دستة اول مدعی پدید آوردن شعری برای تودة مردم نیستند و مثل همة پیشروان به انزوایی رانده می شوند که دامن زدن به عوام گرایی یکی از دلایل آن است اما گروه دوم مورد نظر به ویژه نوع تشکیلاتی آن که پیشاپیش و به هزار ترفند مبلغین مؤمن و امکانات تبلیغاتی آن را فراهم آورده اند، بسیار مخرب اند. لابد جنابعالی هم شعر امروز را چه در مطبوعات و چه در فضاهای مجازی دنبال می کنید و دیده اید چه فضاحتی به بار آورده اند. وقتی شلخته نویسی ناشی از عدم شناخت زبانی که به ضرورت شعر ما در آن متشکل می شود و صورت می پذیرد، حُسن قلمداد می شود و ایادی و کارگزاران تشکیلاتی و عمدتاً بی بضاعت و تنک مایه مصرانه اغلاط فاحش نحوی، ضعف تألیف ها و... قائدین اعظم را به ساختار شکنی و غریبه گردانی و گریز از دستور تجویزی و امثال این ها نسبت می دهند، نتیجه جز ترویج و تثبیت کاهلی، آسان گیری و آسان پسندی و مألاً هدر رفتن استعداد جوانان چه باید باشد؟ درک این که هرگونه آشنایی زدایی و نوآوری از جمله در حوزة زبان معطوف به نگاهی نو، دانشی ژرف، شعوری شورمند، عواطف و احساساتی عمیق و غنی، سجایای اخلاقی و احاطه بر پیشینة ادبی و تسلط بر زبان است چندان دشوار نیست اما نظر به این که فراهم آوردن این مقدمات مستلزم کاری سخت و مستمر است، شیوه این حضرات بالاخص در نزد جوانان شتابکار و نامجو مقبول تر
می افتد و طبیعتاً خساراتی چنین اسف انگیز به بار می آورد.

فکر می کنید جریان ساده نویسی توانسته مخاطبان شعر را افزایش دهد و تأثیری بر فروش کتاب داشته باشد؟ هر چند که خاصیت عوام گرایی رخنه در لایه های ساده و غیر پیچیده جوامع است؟

به این مدعیات سراپا کذب که سردمداران و متولیان ساده نویسی دمادم در بوق و کرنا می کنند توجه نفرمائید. اگر شاعری تا این حد که آقایان مدعی هستند مخاطب دارد، قطعاً نیازی نیست که نشر «تکا» کتابش را چاپ کند تا در کتابخانه های دولتی و قفسة کتاب نهادهای وابسته خاک بخورد. فروغ، سهراب و شاملو کی و کجا به این شیوه های سخیف متوسل شدند؟ حتماً مطلعید که مجموع شمارگان «هشت کتاب» سپهری از 5/1 میلیون فراتر است و اگر همین امروز مجموعه آثار فروغ بدون دستکاری در تیراژی چند ده هزاره نسخه یی منتشر شود، به غروب نخواهد کشید که نایاب خواهد شد. راستی تعجب نمی کنید اگر بشنوید چاپ اول دفتر شعری یک روزه در نمایشگاه کتاب نایاب شود و در ظرف یکی دو روز چاپ دوم آن در همان جا و بر پیشخوان همان ناشر عرضه گردد. چنین شعبده یی فقط و فقط از یکی دو ناشر ساخته است و بس.

جوایز ادبی در این میان چه تأثیری داشته است؟

جز یکی دو مورد که بانیان و متولیان آن ها، به هزار زحمت آبرو و اعتباری کسب و حفظ کرده اند، مابقی ابزار یارکشی و بده و بستان های کاسبکارانه بوده اند. از منظر بنیان گذاران و متولیان این دسته از جوایز تنها چیزی که ملاک نیست ارزش آثار است. پرداختن به چرایی پدید آوردن و چند و چون جوایز در سه دهة اخیر را به مجالی فراخ تر موکول فرمایید.

می توان گفت جریان ساده نویسی به قصد مقابله با جریان پیشرو و در دهة هفتاد مطرح شده است؟ و آیا می توان چنین نتیجه گرفت که نیت مبشران این جریان تخریب و حذف دیگر اندیشان بوده است؟

اگرچه نتایج اعمال آنان مؤید این گونه دریافت ها و برداشت را نیز هست اما به باور من برتری طلبی، جاه جویی، بوم گرایی و تعلقات ایدئولوژیک- سیاسیِ گروه محور که همه از مؤلفه های فرهنگ واپسمانده و منحط پدرشاهی اند، در برپایی این جریان مجعول نقش بارزتری داشته اند. در میان مخالفین این جریان شاعران و منتقدین صاحب فضلی می بینید که حتی بانیان این جریان به قد و بالای ایشان نیستند چه رسد به هواداران نمک پروردة آنان. اشاره ام فقط به امثال خانم آزیتا قهرمان و آقایان سعید سلطانی طارمی، شهاب شهیدی، مهرداد فلاح و... که هم شاعرند و هم فاضل نیست. جوانانی همانند علی ثباتی، حسین ایمانیان، علی سطوطی قلعه و... را نیز مد نظر دارم. اینان کجا و همنسلان مدافع ساده نویسی ایشان کجا؟

عده ای از منتقدان جریان ساده نویسی در شعر معتقدند در این دهه نام چند شاعر توسط آدم هایی بر سر زبان ها افتاده که در واقع هیچ صلاحتی برای این کار نداشته اند و مهم ترین عامل این مسئله را نیز سیطره ی پوپولیسم (عوام گرایی) در فرهنگ عمومی جامعه می دانند، در این باره چه نظری دارید؟

تا آن جا که به یاد دارم این نظر را که تأکید بر یکی از عوامل شاکله و بارز این جریان است، آقای حسین ایمانیان هوشمندانه و به درستی مطرح نمودند. اما به زعم من علاوه بر امیال برتری طلبانه و سلطه گرانه و... فرصت طلبی ماهوی جریانی ایدئولوژیک- سیاسی که معتقدان به آن دفع الرجال را به قحط الرجال گرفته اند بیش ترین سهم را در راه اندازی این جریان داشته است.

شما در گفت و گوهای قبلی، خود را یکی از مبشران ساده نویسی قلمداد می کنید و از مجموعه ی «دونده ی خسته» که در سال 1367 منتشر شده نام می برید، در حالی که در جای دیگر ترویج ساده نویسی را در شعر توهینی به شعور مخاطب دانسته اید، در این باره چه نظری دارید؟

اگر مقالة «درک عوامانه از ذهن و زبان یا ترفند فرصت طلبانه»ی بنده را که در روزنامة شرق به چاپ رسید و هم اکنون در وبگاه شخصی من مندرج است، دوباره مرور نمایید خواهید دید نشان داده ام که از ابتدای پای گیری شعر دری تا به حال بنا به ضرورت ساده نویسی و دشوار نویسی دو جریان همزاد و موازی بوده اند و در همین راستا از چندین شاعر قدیم و جدید نمونه هایی آورده ام. آن چه که شما به آن استناد می کنید جمله یی شرطی ست و با این مضمون «اگر قرار باشد میان معاصرین حی و حاضر به دنبال مبشران ساده نویسی باشیم لابد یکی از اولین ها بنده ام» استناد به اشعار مجموعة «دوندة خسته» و دفترهای دیگری که در آن مقاله از آن ها نام برده ام و از آن ها نمونه آورده ام سند بی اعتباری مدعیات آقایان مدعی و مؤید غصبی ست که به آن اشاره کرده ام. مبحث توهین به شعور مخاطب هم معطوف به نوشته های مبتذلی ست که حضرات به نام شعر به خورد خوانندگان داده اند و می دهند. آن نمونه ها که از دفترهای شاعران دیگر و از جمله از مجموعة «دوندة خسته» استخراج کرده ام نه فقط از بابت شعریت و محتوا که از بابت سلامت و روانی و زیبایی زبان نیز به هیچ روی با آن چه که مدعیان ارایه کرده اند قابل قیاس نیستند؛ می توان مقایسه نمود و داوری کرد. ریز نام و نشان مؤاخذ زیر آن مقاله آمده است.

دعاوی بی پایه و اساس این مدعیان را نه فقط توهین به شعور مخاطبین که به شعور اهل فن هم می دانم. آقایان گمان برده اند که دیگران و دیگرتران نیز از سوابق تاریخی شعر فارسی بی خبرند و مثلاً با شعر امثال رودکی و ایرج میرزا و کوش آبادی و... آشنایی ندارند. لازم نیست بنده مدعی و مفتخر به ساده نویسی باشم از وصیف سگزی و ابوحفص سغدی تا احمدرضا احمدی و بیژن جلالی و... این شیوه به موازات غامض نویسی و سهل و ممتنع گویی در حرکت بوده است.

عده ای معتقدند جریان ساده نویسی سبب شده شعر مدرن مهجور بماند و صدای شاعرانی که به زبان و شکل (فرم) نیز توجه دارند شنیده نشود، خاصه این که برخی از انتشاراتی ها نیز که تمایل به انتشار مجموعه شعر دارند کم تر سراغ این دسته از اشعار می روند، در این باره چه نظری دارید؟

علاوه بر تنش و تپش های سیاسی- اجتماعی و مضایق معیشتی که خود به خود عرصه را بر فعالیت های فرهنگی از جمله مطالعه تنگ می کنند، افراط بعضی از مدعیان نوآوری و تفریط مدعیان ساده نویسی در شعر به شدت از تعداد مخاطبین شعر کاسته است. لذا طبیعی ست که بنگاه های تولید و نشر کتاب که مؤسساتی اقتصادی اند، به کتاب شعر اقبالی نشان ندهند. مگر آن دسته از بنگاه های دولتی و وابسته به دولت که از انواع حمایت ها برخوردارند؛ خرید بخش قابل اعتنایی از شمارگان کتاب و توزیع آن توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را دست کم نگیرید.

چرا صفحات شعر مجله ی نگاه نو حذف شده است؟ در حالی که این نشریه با دبیری شما در سال های متمادی شعرهای به قاعده و به سامانی منتشر می کرد.

واقعیت این است که سر دبیر نگاه نو و بنده از کشمکش های بر سر چاپ شعر این یا آن و دعاوی و مطالبات شاعران سالمند و میانسال بر سرجای شعرشان در صفحات به ستوه آمدیم. می دانید در طول قریب به 15 سال شعر های منتخب فارغ از هر ارزشگذاری بر مبنای ترتیب الفبایی نام پدیدآورندگان چاپ می شدند. این هم مقبول و مطلوب کثیری از آقایان نبود. لذا سر دبیر پیشنهاد بنده را پذیرفت و صفحات شعر را برچید.

وضعیت صفحات ادبی مجلات و روزنامه را در دهه ی اخیر چه گونه ارزیابی می کنید؟ چرا شاعران بیش تر به مسایل پیرامونی شعر پرداخته اند تا چاپ شعر خود؟ این رویه از سوی رسانه ها برگزیده شده یا عدم استقبال چاپ شعر از سوی شاعران بوده است؟

اگر محذورات و معذورات روزنامه های غیر دولتی را در نظر بگیریم، تا حدی کاهش کیفیت صفحات ادبی را امری ناگزیر می دانیم. پرداختن شاعران به مسایل پیرامونی هم، علاوه بر این که تقابل با افراط و تفریط ها بالاخص با جریان مروج ابتذال و مألا پاسداری از زبان و ادب فارسی ست، رویارویی با دار و دسته های غوغاسالاری ست که هر نوع شعر اصیل را نه به حاشیه که به انزوا رانده اند. در مورد خودداری از چاپ شعر هم تنها این را می توانم بگویم که دیگر حاضر نیستم شعرم را به کسانی بسپارم که دست کم برای برکشیدن دوستان و رفقای خود از آن استفادة ابرازی می کنند.

فکر نمی کنید یک سری ماجراجویی و بی ریشگی در آثار ارایه شده توسط برخی پدیدآورندگان شعر پیشرو سبب شده تا کل جریان آوانگارد از سوی سهل اندیشان مورد نکوهش قرار گیرد؟ هر چپ روی یک راست روی را به دنبال دارد... یا همان افراط و تفریط خودمان.

بی تردید این هم از عوامل مؤثر بوده است.

پرسش واپسین را به پاسخ شما موکول می کنیم. به این که چه پرسشی ست که همیشه دوست داشته اید در چنین گفت و گویی از شما پرسیده شود؟

گفت و گوکنشی دو طرفه یا چند جانبه است؛ پرسندة عالم و تیزهوش به بنیان های مسایل روز می پردازد. پس، با توجه به محدودیت صفحات ادبی و نوع پرسش های شما، هیچ گله و پرسشی ندارم.

 

مزدک پنجه ای
© سنگ پشت
طراح قالب: وبلاگ :: webloog
درباره من
سنگ پشت مزدک پنجه ای - شاعر و روزنامه نگار- وکیل پایه یک دادگستری، مدیر مسوول دو هفته نامه دوات و مدیر هنری انتشارات دوات معاصر
متولد 25 آذر 1360
اهل گیلان زمین- شهر بارانی رشت   
panjeheemazdak@gmail.com

آفرینه ها:
چوپان کلمات/ مجموعه شعر/ انتشارات فرهنگ ایلیا/ 1388
همه ی درخت ها سپیدارند/ نخستین آنتولوژی شاعران سپید سرای گیلان/انتشارات سوره ی مهر/ 1389
بادبادک های روزنامه ای / مجموعه شعر/ انتشارات نصیرا/1393
دوست داشتن اتفاقی نیست/مجموعه شعر / انتشارات دوات معاصر/1396
با من پرنده باش/ مجموعه شعر/ انتشارات دوات معاصر/ 1398
----------------------------------------------
مزدک بنجه ای
الشاعر والصحافي
موالید: ایران- رشت
---------------------------------------------
panjehee mazdak
Poet and journalist
Born: Iran - Rasht
جدیدترین‌ها
  • نگاهی به زندگی شاعرانه «یدالله رویایی»؛ سه شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴
  • آیا انسان آینده، هویت خود را قربانی دانایی خواهد کرد؟ سه شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۴
  • شعری از مزدک پنجه ای/ A poem by Mazdak Panjehee/قصيدة لمزدك پنجه‌ای دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۴
  • شعری از کتاب چوپان کلمات سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۴
  • محدوديت تخيل شاعرانه در متاورس دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۳
  • مرگ تخیل یا شبیه سازی تخیل یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳
  • در گفت‌وگو با مزدک پنجه‌ای بررسی شد، متاورس چه بر سر ادبیات و زبان می‌آورد؟ یکشنبه ۹ دی ۱۴۰۳
  • صدای پای دگرگونی در شعر معاصر دوشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۳
  • معشوقه باد یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • فاصله یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • شناسنامه‌ی اندوه یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • شباهت زبان کودکانه با زبان شاعران یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
موضوعات
  • مقالات ادبی
  • خبرهای مربوط به فرهنگ گیلان
  • یادداشت های شخصی
  • گفت و گو
  • کتاب های من
  • شعر
  • گزارش
  • عکس
  • خبرهای فرهنگی، هنری و ادبی
  • نقد نوشته ها
برچسب‌ها
  • مزدک پنجه ای (53)
  • شعر (38)
  • مزدک پنجه‌ای (15)
  • مزدک_پنجه_ای (12)
  • انتشارات دوات معاصر (9)
  • دوست داشتن اتفاقی نیست (8)
  • روزنامه شرق (7)
  • متاورس (6)
  • گیلان (5)
  • هوش مصنوعی (5)
  • شعر دیداری (5)
  • روزنامه آرمان (4)
  • براهنی (4)
  • زبان (4)
  • ادبیات (4)
  • دوات معاصر (4)
  • محمد آزرم (3)
  • نقد (3)
  • فضای مجازی (3)
  • گفت و گو (3)
آرشیو
  • آبان ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • شهریور ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • آرشيو
لینک‌های روزانه
  • دو شعر از مزدک پنجه ای در سایت ادبی آن دیگری این سایت متعلق به مسعود احمدی شاعر و منتقد است
  • 4 شعر از مزدک پنجه ای در سایت آن دیگری(مسعود احمدی)
  • نگاهي به مجموعه شعر «سب بابه» هرمز علي‌پور
  • «همه درخت‌ها سپیدارند» رونمایی می‌شود
  • نقد لادن نیکنام بر دفتر شعر «چوپان کلمات» سروده «مزدک پنجه يي»
  • چوپان کلمات منتشر شد
  • انعکاس مجموعه شعرم در سایت انتشارات فرهنگ ایلیا
  • گفـت و گوی روزنامه ی اعتماد با علی رضاپنجه ای- به نسل شما دروغ گرفته اند و نقد لادن نیکنام بر کتاب پیامبر کوچک
  • نقد من روی مجموعه شعر تو - تهران-85 اثر آرش نصرت اللهی در روزنامه ی اعتماد ملی تیتر این مطلب در ابتدا این بود: نماینده ی سازمان ملل در تو-تهران-85
  • بیوگرافی من در سایت جریان
  • نقد من روی مجموعه شعر "بلقیس و عاشقانه های دیگر " نزار قبانی در روزنامه ی اعمتاد
  • حادثه هنوز. نقدی روی رفتار های شعری م. موید .منتشر شده در روزنامه ی اعتماد ملی محمدحسين مهدوي (م.مويد) در شمار شاعران موج نو به حساب مي‌آيد. برخي از شاخصه‌هاي شعري‌اش، او را نسبت به ساير موج نويي‌ها متمايز مي‌سازد. اهميت ويژه‌ او به فرم، ساختار، زبان، اسطوره‌ها و نيز توجه به تناليته‌ كلمات، همچنين بهره جستن از ارائه‌هايي چون اس
  • نشريه "گیله وا"، ویژه ی فرهنگ ، هنر و ادبیات ، نوروز ۸۷ در سایت ورگ
  • دومین ویژه ی فرهنگ، هنر وادبیات گیله  ­وا به ­همت  خانه ­ی فرهنگ گیلان
  • نگاهی به رفتارهای شعری م.موید این مطلب در روزنامه ی اعتماد ملی در تاریخ 22-1-87 در بخش ادبیات منتشر شد.
  • مصاحبه ی من با اکبر اکسیر در سایت 3 پنج
  • معرفی شماره 2 ویژه ی گیله وا- به سردبیری علی رضا پنجه ای
  • شعری از من در والس ادبی
  • 2 شعر از من در سایت ادبی ماندگار
دوستان
  • کانون آگهی و تبلیغات دوات
  • پروفایل من در بلاگفا
  • وبلاگ حقوقی تبصره
  • منصور بنی مجیدی ( این ابر در گلو مانده )
  • پیامبر کوچک. علیرضا پنجه ای
  • عشق اول ( وبلاگ صوتی علیرضا پنجه ای )
  • شمس لنگرودی
  • مازیار نیستانی
  • فاطمه حق وردیان
  • آیدین مسنن
  • فرامرز سه دهی
  • داریوش آشوری
  • رمان سینما. محمود طیاری
  • خروس جنگی . غلام حسین غریب
  • مظاهر شهامت
  • مهناز یوسفی
  • معصومه یوسفی
  • علیرضا مجیدی (یک پزشک)
  • علی عبداللهی
  • شاهین شالچی (شاهد ماجرا)
  • خبر گزاری ایسنا
  • خبرگزاری مهر
  • خبرگزاری ایسنا- خزری
  • خبرگزاری فارس
  • خبرگزاری ایلنا
  • خبرگزاری کار ایران
  • خبرگزاری کتاب (ایبنا)
  • بهاالدین مرشدی (رویای بدون امضا)
  • پایگاه ادبی برزخ
  • یاسین نمکچیان(چهارشنبه سوری)
  • هواخوری ( مهرداد فلاح)
  • مجید دانش آراسته( متن خود یک کویر است )
  • رضا مقصدي
  • فاطمه صابری ( اتاق سفید )
  • فرشید جوانبخش
  • هوش های چند گانه ( مهدی مرادی )
  • آدم و حوا ( حسن محمودی )
  • سایت بهزاد خواجات
  • لیلا صادقی
  • ( حرف نو ) محمد رضا محمدی آملی
  • ( دالاهو ) فریاد شیری
  • اسماعیل یوردشاهیان
  • سایت نقاشی علی رضا درویش
  • آزیتا حقیقی جو
  • مهتاب طهماسبي
  • رضا دالک (ماهی)
  • مرتضی زاهدی (تصویر گر کتاب کودک)
  • یاسر متاجی
  • میثم متاجی
  • عاطفه صرفه جو (شمعدانی)
  • شقایق زعفری
  • علی باباچاهی
  • محمود معتقدی
  • آفاق شوهانی
  • ابوالفضل پاشا
  • لیلا کردبچه
  • حامد اریب
  • روجا چمنکار
  • آرش نصرت اللهی
  • محمد حسین مهدوی(م.موید)
  • رقیه کاویانی
  • سید محمد طلوعی
  • دکتر کاووس حسن لی
  • انتشارات فرهنگ ایلیا
  • مصطفی فخرایی
  • سایت ادبی پیاده رو
  • یزدان سلحشور
  • حامد بشارتی
  • حامد رحمتی
  • محمد آسیابانی
  • هرمز علی پور
  • بهزاد موسایی
  • اسماعیل مهران فر (کفاشی)
  • علی الفتی
  • ادبیات امروز ایران
  • رسول یونان
  • مجتبی پورمحسن
  • آریا صدیقی
  • سیده مریم اسحاقی
  • داریوش معمار
  • محمد ماهر
  • پژمان الماسی نیا
  • خانه ی شاعران جهان
  • جواد شجاعی فرد
  • اسدالله شعبانی
  • جلیل قیصری
  • عباس گلستانی
  • مهدی پدرام(روهان)
  • رباب محب
  • مهرنوش قربانعلی
  • مسعود جوزی
  • مسعود آهنگری
  • کتایون ریزخراتی
  • واهه آرمن
  • شیدا شاهبداغی
  • الهام زارع نژاد
  • ناهید آهنگری
  • دفتر شعر جوان
  • ناهید عرجونی
  • الهام کیان پور
  • محمد پورجعفری
  • حامد حاجی زاده
  • مهدی موسوی
  • علی سطوتی قلعه
  • فرشته رضایی
  • محمد محمدی
  • سیاوش سبزی
  • علی یاری
  • سید فرزام مجتبایی
  • علی اسداللهی
  • واهه آرمن
  • آناهیتا رضایی
  • راوی حکایت باقی
  • فرهاد حیدری گوران
  • محسن بوالحسنی
  • محمد هاشم اکبریانی
  • پروین سلاجقه
  • حمید نظرخواه
  • طاهره صالح پور
  • مجله ارغنون
  • مجله ی ادبی دستور
  • مجله ادبی ذغال
  • باوند بهپور
  • کورش همه خانی
  • جهانگیر دشتی زاده
  • محمود فلکی
  • مدرسه ی شعر فارسی
امکانات

آمارگیر وبلاگ