سال آخر دانشگاه - عباس صفاری
انعكاس لبخند توست كه دارد
ميدرخشد در قاب پنجره
يا رشتهي مرواريدي
كه نرخ امروزي آن است
در ويترين جواهر فروش
مگر چند سال دور شدهايم
از سال آخر دانشگاه
كه يك جفت بليط كنسرت باب ديلان
كلاس شبانهاش را تعطيل ميكرد
و يك نسخه طاعونِ تازه چاپ
خنده بر لبت ميآورد
كاري كه امروز از پسِ
اين مرواريدهاي خوابيده در مخمل هم
به سختي بر ميآيد
بر همين روال پيش برويم
ميترسم عاقبت
سارق مسلح كوه نورم كني
با هرچه جيمز باند تازه كار
در تعقيبم.
نوروز ۸۶ به سردبیری علی رضا پنجه ای
