نصرت رحمانی در یکی از محله های قدیمی رشت گم شد
بهزاد عشقی:نصرت همين جا بود، زير آسمان مه آلود و باراني شهرمان رشت. نصرت تهراني بود، اما همسر مهربانش پوران خانم اهل رشت بود و در خانه اي باستاني و اعياني در محله قديمي پيرسرا سکونت داشت. پوران خانم عاشق ترين زن دنيا بود و مهربان ترين صورت جهان را داشت و عاشق معنويت و شعر و زندگي شاعرانه شوهرش نصرت بود. نصرت در دوران چل چلي اش مدام در تهران بود و کمتر فرصت پيدا مي کرد که به رشت بيايد. پوران خانم با خياطي روزگار مي گذراند و مدام چشم به راه آمدن شوهري بود که انگار هرگز نمي آمد يا اگر مي آمد سايه وار مي آمد و در سايه مي رفت و از آمد و رفتن اش سودي نصيب همسرش نمي شد. اما پوران خانم عاشق ترين زن جهان بود و هيچ لذتي برايش بالاتر از اين نبود که شوهرش در اوج باشد و ستاره وار بدرخشد و از زندگي اش لذت ببرد. اما وقتي زمانه ديگر شد و نصرت پرده نشيني اختيار کرد، پرده دار و پرستار و همدم و همياري جز پوران خانم نداشت. به دوستانم گفتم برويم و با نصرت مصاحبه کنيم و به سوالات بي پاسخ دوستدارانش پاسخ بدهيم. نصرت همين جاست، در کنار ما.
ادامه مطلب ..