
محمدرضا شفيعي کدکني در جواب قيصر امين پور درباره شعر او گفت: همين جا بمان و تکان نخور که به شعر دست يافته اي. نشست هفتگي شهر کتاب به بررسي جديد ترين دفتر شعر «قيصر امين پور» با عنوان «دستور زبان عشق» اختصاص داشت که در آن چند تن از شاعران معاصر که از دوستان قديمي «امين پور» به شمار مي آمدند از جمله کاکايي، راکعي، محمودي و ياسمي حضور داشتند. در اين برنامه مريم حسيني و اسماعيل اميني به نقد و بررسي «دستور زبان عشق» پرداختند. «مرتضي کاخي»، منتقد شعر معاصر فارسي از سخنرانان اين نشست بود که بعد از «مريم حسيني» مصحح و استاد دانشگاه درباره شعر قيصر امين پور سخنراني کرد. «کاخي» درباره شيوه نقد «مريم حسيني» که براي «دستور زبان عشق» به کار برده بود گفت: شيوه نقد ادبي به صورت تشريحي با همه ارزش هايي که دارد الان يک قرن است که ديگر تعطيل شده است. کاري که مرحوم يوسفي درباره شعر شاعران کرد که رفت داخل شعر و همه اعضا و جوارح آن را در آورد کار جالبي بود ولي امروز تئوري ادبي جاي آن را گرفته است. وي سپس به مسير شعر «قيصر امين پور» و رسيدن او به جايگاه امروزش در شعر فارسي اشاره کرد و گفت: من اگر بخواهم درباره امين پور در يک جمله صحبت کنم مي گويم «امين پور» يک چهره شفاف و درخشان و يک چهره زلال نيمايي بعد از انقلاب است. ترديدي ندارم که اين چهره، چهره «امين پور» است. اين منتقد برجسته در ادامه با تقسيم بندي دوران شاعري «نيما يوشيج» به سه مرحله گفت: شعر محصول اختناق است که اگر اين اختناق نباشد شعر، آن زحمتي که بايد روي آن کشيده شود کشيده نمي شود و از آن مسير جانانه عبور نمي کند. «کاخي» سپس به نقل قولي از «احمد شاملو» پرداخت و گفت: روزي شاملو در لندن به من گفت بعد از انقلاب نمي توانم شعر بگويم. گفتم چرا، گفت براي اينکه هرچه دلم بخواهد مي توانم بگويم. وي سپس با بيان اينکه «اخوان» راه «نيما» را رفته گفت: شاملو شيوه ديگري را پيش گرفت و به نثر فارسي توجه بيشتري کرد و سفير شعر فارسي در جهان شد. اين منتقد شعر معاصر در ادامه «قيصر امين پور» را خطاب قرار داد و گفت: آقاي دکتر مي خواهم از «شفيعي کدکني» مطلبي را نقل کنم که احتمالا شما آن را فراموش کرده ايد. ديروز «شفيعي» به من گفت که روزي «امين پور» بعد از انقلاب دفتري 40 برگي پيش من آورد و گفت شعرهاي من را بخوان و نظر بده. «کاخي» سپس از روي برگه اي جمله «محمد رضا شفيعي کدکني» را خواند که گفته است: همين جا بمان و تکان نخور که به شعر دست يافته اي. فقط کمي اگر لازم است آن را شسته و رفته تر کن. وي در ادامه با بيان اينکه «امين پور» راه خود را از اول پيدا کرده گفت: شعرهاي او مبهوتم مي کند و چيزي که مبهوتم مي کند اين است که در شعر امين پور يک جايي وجود دارد که من هميشه غافلگير مي شوم. کاخي سپس با بيان اينکه اگر اين را قبول کنيم که شعر هميشه در حافظه مردم مي ماند گفت: در سال هايي با «اخوان» که در خيابان مي رفتيم هر کسي مي گفت «زمستان است» آقاي اخوان. شعرهاي امين پور هم اينگونه است و خيلي شب ها با خودم مي گويم «چقدر زود دير شد.» وي درباره زبان شعر قيصر امين پور نيز گفت: نه زبان آرکاييک است نه محاوره است و نه اديبانه، زبان شعر امين پور است. اگر به دو پايه قبل از انقلاب که «اخوان» و «شاملو» بودند و دو پايه بعد از انقلاب که کساني بودند مثل «آتشي» و «شفيعي»، در شعر امروز بخواهيم از شعر معتبر باحيثيت که يک مقداري بين انقلاب و بعد از انقلاب است، نام ببريم او «حسين منزوي» است و الان فقط «قيصر امين پور» است که مانده. به گزارش فارس، «قيصر امين پور» نيز در اين نشست همچون ديگر مجالس سخنراني و نشست ها که کمتر در آن ها حاضر مي شود با زباني شوخي وار درباره دفتر شعر اخير خود گفت: نه اين اولين کار من است که بگوييم او را بايد تشويق کرد و نه آخرين کار من که بگوييم حد همين است و نمي شود کاريش کرد. هزار باده ناخورده در تک تاک است هنوز. ولي اينکه من بتوانم اينها را به شراب تبديل کنم به شرايطي بستگي دارد. «امين پور» با اشاره به اينکه اثر ادبي يا بايد شاهکار باشد و يا بايد ضعيف باشد و خيلي از شاعران و نويسندگان با توجه به اين نظر کمتر دست به کار مي شوند، گفت: بنده به اين نتيجه رسيده ام که ما بايد تکليف خودمان را انجام دهيم. وي سپس درباره «دستور زبان عشق» افزود: اين اولين گناه و آخرين گناه ما نيست. بر اين گناه صغيره مي خواهيد ببخشاييد و اگر نمي خواهيد نبخشاييد. «امين پور» بعد از پايان نظرات حاضران درباره او و کارش گفت: راستش تحمل اين جلسه براي من خيلي سخت بود، ولي من اينقدر ساده لوح نيستم که تحسين ها را تميز ندهم از حرف هاي بد; آنقدرم عقل و کفايت هست. وي ادامه داد: بنده کمترين و کوچکترين شاعر بعد از انقلاب هستم و حرف هاي آقاي «کاخي» و «شفيعي» را چندان جدي نمي گيرم. بعيد مي دانم که کاخي با اين استادي و فرهيختگي اين اشتباه را مرتکب شده باشد.
*****************************************************************
ضیاء موحد پژوهشگر فلسفه در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان (ايسنا)
دربارهي قيصر امينپور گفت: اولينباري كه امينپور را ديدم، وقتي بود كه در انجمن حكمت و فلسفه تز خود را ميگذراند. برخورد اول با او بسيار مطبوع و مقبول بهنظرم آمد. دو سه بار ديگري هم كه ديدمش، همانگونه صميمي و گرم بود. تا اينكه تزش را منتشر كرد و از من خواسته شد در جلسهي دفاع پاياننامهي او كه دربارهي شعر معاصر از مشروطه تا نيما بود، شركت كنم. با كمال ميل پذيرفتم. از درك عميقي كه از شعر نيما كرده و تفاوتش را با شعر شاعران مشروطه بيان كرده بود، لذت بردم. در آن جلسه تمجيدهايي از اين پاياننامه داشتم.
موحد در ادامه دربارهي شعر امينپور اظهار كرد: نميتوان گفت شعر امينپور شعر سمبوليستي است، يا نميتوان گفت در شعر او چندلايگي و ابهام شاعرانه وجود دارد؛ درواقع شاعري است كه بين شعر قديم و جديد در نوسان است.
او همچنين تأكيد كرد: در آثار امينپور از جمله در دفتر آخرش، مضمونپردازي بسيار روشن است؛ بدين معنا كه امينپور يك مضمون را در ذهن داشته و آن را به شعر درميآورد. او مثل هر شاعر ديگري شعرهاي ناب هم دارد؛ اما شعرهاي نابش به نسبت شعرهاي مضمونياش كمترند.
موحد در پايان خاطرنشان كرد: قيصر شاعري بود كه به كار خود علاقهمند بود و متأسفانه در سني كه بهسمت پختگي ميرفت تا آثار والاتري را خلق كند، از دست رفت. خدايش بيامرزد!
*******************************************************************

شمس لنگرودی شاعر در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دربارهي امينپور گفت: شناخت دقيقي از امينپور نداشتم؛ اما تا آنجا كه ميشناسم، هم شعرش و هم خودش، صميميتر و درستكارتر از همطيفانش بودند.
او در ادامه گفت: متأسفانه در چند دههي اخير، شعر و ديگر هنرها ابزاري شدند براي كسب قدرت و جمعآوري نعمات و همچنين شعر هم به دروغ و تزوير و ريا آلوده و بهعنوان ابزاري براي بهدست گرفتن قدرت بهكار گرفته شد. اما امينپور بسيار سالمتر از همطيفان خود بود، كه از رهگذر شعر بهدنبال منافع و قدرت بودند. امينپور در مجموع شاعري به مراتب بهتر از بسياري از شاعراني بود كه از هر جناحي در سالهاي بعد از انقلاب شعر گفتند.
شمس لنگرودي همچنين تصريح كرد: امينپور اول انقلاب در رشتهي پزشكي پذيرفته شد؛ منتها بهخاطر علاقهاي كه به ادبيات داشت، اين رشته را پيگيري كرد و «سنت و نوآوري در شعر معاصر» درواقع كتابي است كه از يك محقق برميآيد.
*******************************************************************
طبایی شاعر در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) عنوان كرد:
مرگ قيصر امينپور براي من از يك ديدگاه باورنكردني است و از سويي، متأسفانه انتظارش را هميشه ميداشتم كه اين ضايعه مثل آوار روي سر ادبيات ايران و دوستداران قيصر فرود بيايد. هميشه انتظارش را داشتم، با توجه به آن زمينههاي بيماري كه قيصر امينپور داشت و فكر ميكردم سرانجام اين آوار روزي فرود خواهد آمد؛ اما نه به اين زودي و اين برايم بسيار تلخ است؛ از دست دادن چهرهي شايستهاي كه در ميان همنسلان خود شاخصترين بود.
طبايي همچنين گفت: در حقيقت امينپور در ميان شاعران همنسلش يعني شاعراني كه بعد از انقلاب باليدند، شاخصترين بود و با آثاري كه عرضه كرد، نشان داد شايستهي نام شاعري است و فيالواقع بهطور شايسته كسوت شاعري براي او برازنده است.
وي در ادامه يادآور شد: خيلي زود بود كه او را از دست بدهيم. فقدان چهرههايي مثل امينپور براي ادبيات معاصر يك ضربهي بزرگ است، كه جبرانش امكانپذير نيست.
طبايي تصريح كرد: آثار امينپور باقي خواهند ماند؛ همچنان كه متانت و مهرباني او به يادها ميماند و از همه مهمتر، آن شخصيت روحي و بار عاطفي كه در آثارش انعكاس يافته است، براي ما به يادگار خواهد ماند و اين تأسف براي من و اهل شعر باقي ميماند كه چرا به اين زودي شاعري چون امينپور را از دست بدهيم و از ادامهي آثار خوب و ارزندهي او محروم بمانيم.
او همچنين تأكيد كرد: آرزو ميكنم فروتني و ادب قيصر و همچنين مطالعه و آگاهيهاي او و همچنين دانشآموختگياش بتواند براي ديگران بويژه شاعران همنسلش درسي باشد و آنها را وادار كند كه روز بهروز خودشان را به كسوت انسان بودن نزديك كنند و همچنين از زندگي قيصر بياموزند و او را بهعنوان الگو قرار بدهند، كه چنانچه از آن ويژگيهاي درس بياموزند، بسيار عالي است. اگر رفتن امينپور دربردارندهي اين نويد باشد، بسيار نيكوست. خداوند همهي الطافش را به امينپور داده بود و مرگش هم اگر آثار ارزندهي انسانسازي را به وجود بياورد، مرگي ارزشمند است.
*******************************************************************

عبدالجبار كاكايي گفت :من بارها و بارها درباره قيصر امين پور سخن گفته ام او بسيار بزرگ تر از شعر هايش بود او بسيار انسان بود.
عبد الجبار كاكايي در گفت وگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)،با ابراز تاسف نسبت به درگذشت قيصر درگذشت، گفت:سخن گفتن درباره قيصر امين پور در شرايط فعلي بسيار دشوار است .
وي تصريح كرد:سابقه آشنايي من با قيصر امين پور به سال 1361 و جلسات شعر حوزه هنري باز مي گردد.خوشبختانه در تمام اين سالها رابطه ما مستمر بوده است.
وي خاطر نشان كرد:من بارها و بارها درباره قيصر امين پور سخن گفته ام او بسيار بزرگ تر از شعر هايش بود و صداقت و خلوصي كه از ويژگيها او بود در شعر هايش موج مي زند.او بسيار انسان بود و رفتن او بسيار ناگهاني و شوك برانگيز بود.
******************************************************************

ناصر فيض در گفت وگو با خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) در حالي كه مي گريست گفت :من بسيار متاسفم كه قيصر امين پور در گذشت. او انسان بزرگي بود و در اين سالها تاثير بسيار زيادي بر شعر معاصر ايران گذاشت .
اين طنز پرداز خاطر نشان كرد: پس از مرگ قيصر امين پور ديگر كسي را نمي توانم بخندانم.