سنگ پشت

سنگ پشت

ادبی

آمارگیر وبلاگ

  • خانه
  • پروفایل
  • ایمیل
  • آرشیو
  • نوشته‌ها

نگاهی به مجموعه داستان بلند "مثل هیچ لحظه ای" اثر الهام زارع نژاد

چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۹، ۶:۶ ب.ظ


مزدک پنجه ای - سایت ادبی لیلا صادقی( www.leilasadeghi.com )- شهریور 1389: "مثل هیچ لحظه ای" عنوان مجموعه داستان بلند الهام زارع نژاد است که توسط انتشارات عیاران منتشر شده است.

یکی از راه های برقراری ارتباط بیشتر با هر اثر هنری شناخت ِ شخصیت، محیط ِ زندگی و ...خالق ِ اثر است. به عنوان ِ مثال وقتی مخاطب مثلن داستان های نجدی بداند او چگونه زندگی می کرده، در کجا زندگی می کرده و چه سرگذشتی داشته مطمئنن بهتر می تواند با آثار او هم ذات پنداری کند. هر چند که نظریه ی مرگ مولف این دیدگاه را رد کرده باشد اما به اعتقاد نگارنده برخی از متون، آیینه ی تمام نمای تفکرات و پیرامون خالق اثر نمی توانند باشند و دانستن مواردی که به تحریر رفت می تواند به تحلیل ِ واقعیت های ارایه شده کمک فراوانی کند. شاید در نبود ِ چنین فرآیندی است که برخی مخاطبان ِ از برخی آثار ِ ادبی لذت ِ کمتری می برند.
مجموعه ی "مثل هیچ کس" جزء آثاری است که نویسنده در همان ابتدا به بازنمایی محیط و پیرامون خود پرداخته است و با توجه به سطور فوق باید عنوان کرد خالق ِ اثر توانسته جهان پیرامون خود را ترسیم کند و مخاطب را از ایده آل های زیستی خود آگاه سازد پس آن چه که به نظر می رسد نیازی به تجسس و شناخت ِ بیشتر احساس نمی شود.
الهام زارع نژاد در این اثر سعی کرده روایتگر ِ شخصیت هایی چون پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ،برادر و خواهر و ... باشد. شخصیت هایی که برای هر خواننده ای آشناست. از این روی برای هم ذات پنداری با شخصیت ها، مخاطب دچار تلاش مضاعف نمی شود چرا که می تواند خود یا اطرافیانش را در قالب آن شخصیت ها تجسم کند.
"به هر حال، هم مادر و هم آقا جون می دانستند که دختر دوست داشتنی برای خانوم جان، خاله و داماد مورد علاقه شان هم محمود آقاست. چون خاله طبق نظر خانوم جان عروسی کرده بود و محمود آقا، هم حجره ی آقا بزرگ خدا بیامرز بود و ..."(ص12)
نویسنده همان گونه که بسیار معصومانه پیرامون خود را می بیند به همان نسبت نیز زبان داستان هایش ساده و روان است. زارع نژاد سعی می کند با ارایه ی شخصیت هایی که بر گرفته از زندگی او هستند به طرحی نو از پس روایت سنت ها و آداب و رسوم فرهنگ ایرانی برسد.
بنای ساختمان این داستان ِبلند ساده است. فرم داستان هایش را به گونه ای شکل بخشیده که نقطه ی انتهایی کار نقطه ی پاسخگویی( گره گشایی متن) به پرسش های مخاطب است. البته متن ِ او به گونه ای مهندسی شده است که پس از پایان، مخاطب به تأویلی در متن دست نمی یابد. در واقع متن او نمایشگر جهانی تک ساحتی است. او بسیار واقع گرایانه می نویسد.
آن چه از این مجموعه به مشام می رسد این است که زارع نژاد دغدغه ی عنوان کردن خاطرات خود را در قالب ِ داستان دارد. خاطراتی که در برخی مواقع جذاب هستند و در بر خی موارد نیز پتانیسل لازم را به لحاظ سوژه جهت جذب ِمخاطب ندارند. در کنار این عناصر می توان به مهمترین اتفاق یعنی بهره بردن نویسنده از عنصر غافل گیری در داستان به عنوان یک حربه (ابزار) اشاره کرد.
داستان های متصل این مجموعه جملگی سرگذشت دختری جوان است که دغدغه های دوران مختلف سنی خود را به تصویر می کشد. در واقع هر داستان متصل به هم، آبستن اتفاقی تازه است با پرش های زمانی گذر ِ عمر را نشان می دهند.
مخاطب در داستان "زود اما بی سوخت و سوز" از این مجموعه ماجرا را از زبان یک راوی دانای کل می شنود، ماجرای خانواده ای که در یک خانه ی ویلایی زندگی می کنند. خانواده ای به شکل و شمایل خانواده های سنتی ایرانی که به مناسبت های گوناگون در حیاط خانه که اتفاقاً حوض آبی نیز در وسط آن قرار دارد، جمع می شوند و به دید و بازدید و خوش و بش و صله ی رحم می پردازند. اما در پایان کار نویسنده رندی به خرج داده( از عنصر غافل گیری بهره می برد) و مخاطب را با شگفتی مواجه می سازد. چرا که مخاطب به یک باره در انتها متوجه می شود همه ی ماجرا از زبان جنینی که در رحم مادرش حضور داشته روایت می شده است.
"شناختمش. بالاخره چهره اش را دیدم. خواستم داد بزنم که بغلم کند، اما دست های غریبه محکم پشت گردنم زد و به جای صدا کردن مادر، جیغ بلندی کشیدم.
دست دیگری من را در پارچه ای پیچید و صدای دیگری از یک در به سمت بیرون گفت:مبارکه! به سلامتی دخترتان دو ماه زودتر رسید."(ص 19)
داستان نویس امروز در دنیای تکثر صداها زیست می کند اما هم چنان می بینیم برخی از نویسندگان هم چون نویسنده ی این مجموعه جای همه حرف می زنند و تصمیم می گیرند و در متن یکه تازی می کنند. این اتفاق در حالی روی می دهد که نویسنده ی امروز وقتی وارد اجتماع می شود تمایل دارد واقعیت های سیاه و سفید، زشت و زیبای زندگی و اجتماع را از زبان ِ اقشار مختلف جامعه با لحن و گویش و اصطلاحات خاص آن ها بشنود. اما در این میان شاهدیم که نویسنده خود در جایگاه دانای کل قرار گرفته و همه ی کلمات از زبان او جاری می شوند.
در ادامه به این نکته باید اشاره کرد که شخصیت های این مجموعه بیشتر بر اساس ِ شغل شان تعرف می شوند تا خصوصیات ِ فردی شان. گویا نویسنده از این نکته نیز غافل است که شخصیت های داستانی اش زبان و گفتارشان متناسب با شخصیت و موقعیت فرهنگی و اجتماعی شان نیست.
الهام زارع نژاد در "مثل هیچ لحظه ای" سعی کرده از مختصات داستان ِ کوتاه بهره ببرد و البته سعی می کند توسط ِ یک سوژه و شخصیت های واحد آن ها را به هم متصل کند.
از نکات ممیزه ی این مجموعه باید به تلاش ِ نویسنده جهت ِ نمایاندن سویه های دیگر فرهنگ ایرانی اشاره کرد. نویسنده در این بین جدای از روایت ِ نوع زندگی مردم، ذهن مخاطب را به بخشی از باورهایی که گاه از آن تحت عنوان خرافات یاد می شود، سوق می دهد.
" خانوم جان که می خواست شیر آب را باز کند، بسم اله اش را گفت. برایم تعریف کرده بود که اگر آب داغ را یک دفعه روی زمین بریزیم، ممکن است بچه جن آن زیر باشد و بسوزد. آن وقت روز خوش به زندگی آدمیزاد نمی گذارد"(ص 24)
از دیگر نکات مطلوب این مجموعه فضای شاد،گرم و صمیمی حاکم بر مجموعه است. شور و نشاط جوانی در آن موج می زند. در پایان ِ هر داستان شاهد نشستن لبخند شیرینی که گاه از طنز نشأت می گیرد بر لبان مخاطب هستیم. اما همان طور که قبلن اشاره شد نویسنده تلاشی جهت ایجاد ِ تعلیق در ذهن مخاطب ندارد. به گونه ای که وقتی خواننده به نقطه ی پایانی هر داستان می رسد کلمات چون هیزمی دود می شوند به هوا می روند و تأثیر لازم را نمی گذارند به تعبیری دیگر، مخاطب را با هیچ چالش و پرسشی مواجه نمی کنند.
و اما در ادامه ی این داستان می بینیم که شخصیت دختر به آرزوی دیرینه ی خود یعنی نویسندگی و انتشار کتاب می رسد و البته اتفاق ِمهمتر این است که او برنده ی یکی از جوایز ادبی که روزگاری رویای او بوده است،می شود و انتهای داستان نیز تحت ِ شعاع ِ کسب ِ این جایزه قرار می گیرد.
درباره ی پایان بندی این داستان ِ بلند باید اذعان داشت که نویسنده برای بخش ِ پایانی داستانش نتوانسته طرحی نو (متفاوت) پدید آورد و پایان ِ داستان کمی شبیه داستان های پاورقی برخی از روزنامه های خانوادگی شده است.
به این ترتیب که قهرمان ِداستان با معشوقه ی خود (مسعود) که مدت های مدیدی است او را ندیده، مواجه می شو د و این گونه است که کلاغ ِ قصه ی او به مانند ِ بسیاری از
داستان های عاشقانه به پایان می رسد.
یک هو دستی از پشت سر روی شانه ام زد. برگشتم در چشمانم حلقه زد. زیر لوستر سالن ایستاده بودم و رو به رویم مسعود با آن لبخند همیشگی به من زل زده بود. کتابم در دستش بود. آن را به طرفم گرفت و گفت:تبریک! این هم از به دنیا آمدن این. فکر کنم صفحه اولش را باید برایم امضا بزنی"(ص 91)


مزدک پنجه ای

نگاهی به مجموعه شعر "سب بابه" هرمز علی پور

پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۹، ۹:۲۶ ب.ظ
 

شاعر ِ غمگین

نگاهی به مجموعه شعر "سب بابه" هرمز علی پور

 

مزدک پنجه ای -روزنامه شرق-۲۵-۶-۸۹:"سب سابه" عنوان نوترین خانه ی شعرهای هرمز علی پور است که توسط انتشارات نوح نبی در سال 89 منتشر شده است.

از اولین شعر علی پور که در مجله ی فردوسی منتشر شد تا بعد ها که با چهار شاعر دیگر از مسجد سلیمان به نام های یارمحمد اسدپور، سیروس رادمنش، سیدعلی صالحی ،حمید کرم پور(آریا آریاپور) خود را از مجله ی تماشا که منوچهر آتشی مسوول صفحه ی شعرش بود، مطرح ساخت، همیشه یکی از تاثیرگزاران "شعر ناب" به شمار می آمد. او در تمامی دهه های گذشته توانست حضور پر رنگی در عرصه ی ادبیات داشته باشد.

منوچهر آتشی روزگاری در باره ی شعرهای علی پور گفته بود: علی پور بی تردید از چهره های برجسته ی "موج ناب" است. او می داند که شعرش را کسی می خواند و این بازی نیست. نیما چنین گفته بود که: بنگر تا برای کی می نویسی ، به همان نسبت به چکادهای کوتاه و بلند شعر دست خواهی بافت. دیگر اینکه علی پور، بر واژه ها و ابزار شعر خود سلطه دارد و در میان باریک ترین اندیشه های خود در نمی ماند. او تاریک از خلوص خویش است و بر تربت حرف ها بغض کرده است. بغضی که وقتی ترکید، به گونه کلمه ها بر کاغذ می نشیند و زندگی جاری می گردد و در دیدگاه ما"(1)

وقتی به رفتار شعری هرمز علی پور طی دهه های اخیر توجه می کنیم می بینیم وی به غیر از دهه ی هفتاد تقریبا در دیگر دهه های شعری دنباله روی جریان شعری "موج ناب" بوده است. برای اثبات صحت این مدعی مخاطبان محترم را به مقایسه مجموعه شعر "علف یونان به لغت عذرا" نشر لاجورد چاپ 1383و دیگر مجموعه شعرهای این شاعر جلب می کنم.

به زعم نگارنده علی پور در "علف یونان به لغت عذرا" صرفا در تلاش جهت آرایه ی رفتار زبانی خاص آن دهه بود و شعرهایش دیگر چهره ی "شعر ناب" را نداشتند. آن چه به نظر می رسد علی پور نیز به مانند بسیاری از شاعران این کهن بوم و بر تحت تاثیر موج به راه افتاده در این دهه قرار گرفته بود و سعی داشت که شعرش بیشتر از این که نزدیک به شاخصه های "شعر ناب" باشد موج دیگری را تجربه کند و شعرش را به شاخصه های مالوف به شعر دهه ی هفتاد نزدیک کند؛ البته در مجموعه شعر "سب بابه" او رجوع دوباره ای به شعر ناب کرده است.

طی شد به صحبت چه زلف هایی / درختی که تنها سایه به تنهایی می بخشد/ دوباره نوبت خیابان های خلوت است/ به ایستگاه ها و کلیدی به دست چرخاندن/ به فکر عصر تازه ای هستیم.(به طی / ص 13)

شعرهای این مجموعه نیز به مانند دیگر مجموعه شعرهای علی پور در نهایت ایجاز شکل گرفته است. بسامد حضور واژگانی نظیر دنیا،مرگ و ... در بیشترینه ی اشعار او چشم گیر است. توجه به ذات مرگ و تکرار این حقیقت، اندیشه ای است که در شعرهای علی پور ریشه ای ابدی و ازلی دارد. در چنین فرآیندی است که می توان عنوان کرد او دارای جهان بینی خاص خود است.

پیش از این که به در بکوبد بهار/ این نامه ها مناسب آب هاست/ در سرزمین خود گفتم سلام دنیا/ در سرزمین خود دوست دارم/ وداعی به این چنین را پس/به آرامی اقرار ها را کنار هم می چینند/ و اندکی مادرزاد/ به پایان خود نزدیک است این آسمان/ تقصیر را به گرده ی مرده می اندازیم/ اردیبشهت نارنجی را/ تا کرده به جیب کوچکی بگذاریم .(ص 7)

عناوین شعرهای علی پور باب تازه ای در جهت گزینش عنوان برای شاعران می تواند باشد. به واقع خود این عناوین کارکرد تازه ای برای شعر به ارمغان می آورند. نکته ی حایز اهمیت در این است که تعلیقی که پشت این عناوین وجود دارد به مراتب بیشتر از تعلیق پشت خود شعرها است. در واقع خود عناوین خلق کننده ی موقعیت زبانی و یک رویکرد معنایی تازه هستند که به نظر می تواند به عنوان یک پیشنهاد خوب برای شعر امروز توسط این شاعر به شمار آید.

برای نمونه:

 می خواهم که آگاه کنم از خودش این رود را بمیرم بعد و بعد رود رود سر دهید (ص 77)

یا:

با این نگاه به خورشید نمی رسند چون دست یافتن بر ذات گیاه (ص 6)

یا:

به خواب خود ابرهایی به خواب ما می نگرند از این نژاد(ص 17)

آهنگ غمگین شعرهای علی پور بر گرفته از نوع نگاه او به زندگی  و هستی است. نوعی ناامیدی و رنج و داغ در چهره ی شعرهای او دیده می شود.از این رو می بینیم که لحن شعرهای او غمگین است و این غم، ذات شعرهایش شده است. شاید بر این اساس است که باید او را شاعر شعرهای غمگین خطاب کرد.

آخر نمی توان دو گلدان را/به سلقیه ی خود جا به جا کرد/ بعضی از نگاه ها در وداع عالم را می گیرد /نکند که تبسم و گریستن طفلان/به یک ردیف از سینه بنشیند/نزدیک ترین آبادی به ماه/از ما تصاویری دارند/و تصویری/که از کوهی قول ها بگیرند/تا رعایت شویم/باران های جوانی را به خاطر بیاوریم.(27)

ایجاز در کلام و استعاره، کنایه، تشخیص ، تخیل و ... آرایه هایی هستند که  در شعرهای علی پور عموما حضور مسمتری دارند.

... در تبسم ایت گام های آسوده پیداست (8)

علی پور اگر چه در صدد ایجاد یک عصر تازه (جهان تازه) برای شعرهایش است اما در مسیر زندگی و اندیشه ی زیستی خود به یاس فلسفی از زندگی رسیده است از این رو در مفهومی دیگر باید عنوان کرد او اگر چه هر بار سعی می کند به مفاهیم ابدی و ازلی چون مرگ و .... از دریچه ای دیگر بنگرد و این مفاهیم کلان را با زبانی دیگر بیان کند اما به لحاظ این که در عرصه ی فرم و لحن اشعار او به تنوع نمی رسند بر این عقیده ام با شاعری مواجه ایم که در این ورطه به تسلسل رسیده است.    

 فورمالیست های روسی معتقد بودند اندیشه و نیت مولف تجسم موقعیت هایی است که فراتر از متن وجود دارند. برای این که مخاطب پی به اندیشه ی ذهنی مولف ببرد نیازمند نشانه است. نشانه در این جا در واقع حلقه ی اتصال مولف به مخاطب است یعنی آن چه که در ذهن مولف می گذرد از طریق این نشانه در ذهن مخاطب به همان معنا یا معنایی مشابه و نزدیک به آن ایجاد شود.  

بر این باور در بخشی از شعرهای علی پور می بینیم که پای نشانه هایی به میان آورده می شود که در بیرون از جهان ذهنی او قابل رویت و لمس و یا درک نیست. به عبارتی این نشانه گاه آن قدر دور از ذهن است که برای درک آن مخاطب نیازمند منبعی به عنوان نشانه شناسی خاص ِهرمز علی پور است.

آن جا که بال پرنده کن نیست/این عدد را می خواهند/به مژه های تو چون می رسد/نکند یک موقع زنگ بزنی/دریافته می شوی/سر خط می دهی که می نویسند/تا زبان ما نگیرد/تصویر تو تنها منظور سپید ماست/بپرسند(26)

در پایان باید عنوان کرد از آسیب شناسی شعرهای علی پور شاید این نکته باشد که شعر او بیشتر بر مبنای حس و عاطفه شکل می گیرد به تعبیری دیگر علی پور با سویه ی احساس و عاطفه قصد دارد ما را به تماشای اتفاقی بزرگ بنشاند در حالی که آفریدن و به تصویر کشیدن اتفاقی متفاوت و بزرگ هوشمندی های زبانی، خلاقیت های فرمی، جسارت های معنایی را در کنار دیگر آرایه هایی چون آشنایی زدایی، تخیل، استعاره، کنایه، خرق عادت و ... می طلبد.

 

 

مزدک پنجه ای

نگاهی به تاثیر کودتا 28 مرداد بر"زمستان"اخوان ثالث

شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۹، ۱۱:۲۸ ق.ظ

حماسه سرای غم

نگاهی به تاثیر کودتای مرداد بر"زمستان"اخوان ثالث


 


مزدک پنجه ای - هفته نامه  پیک سبز 5 شنبه 11 شهریور 1389: وقتی به تاریخ ادبی ایران قبل از انقلاب اسلامی نگاه می کنیم به تاثیر جریان های سیاسی – اجتماعی بر شاعران و نویسندگان این مرز و بوم بیش از هر دوره ی تاریخی پی می بریم. دوره ای که با استبداد رضاخان همراه بود و ثبات در عرصه ی سیاسی بسیار کمرنگ بود. دوره ای که از آن با نام دوران خفقان توده ها نیز یاد می کنند.

 کودتای 28 مرداد و خفقان ناشی از آن مسیر شعری بسیاری از شاعران این کهن بوم و بر را دگرگون ساخت. در این دوره جدای از رویکردهای متفاوت سیاسی به لحاظ دخالت قدرت های سرمایه داری باید به بافت سنتی جامعه ی ایرانی و تضادهایی که بسیاری از شاعران و نویسندگان با آن در بستر خانواده و جامعه مواجه بودند نیز اشاره کرد. تضاد و تفاوت دیدگاهی که بی شک نشات گرفته از حضور فرهنگ غرب بود. فرهنگ بیگانه ای که با خود تکنولوژی و مظاهر شهرنشینی (مدرنیته) و البته خیانت را در عرصه ی سیاسی به ارمغان آورد.

در همین دوران مهدی اخوان ثالث شاعری از مکتب خراسان خود را به عنوان یکی از چهره های تاثیر گزار عرصه ی ادبیات تعرفه کرد. در واقع اخوان یکی از پیشکسوتان شعر فارسی به خصوص در شعر نو (حماسی – اجتماعی ) به شمار می رفت .

تنفس گاه او زیستگاه شاعرانی چون فردوسی، ناصر خسرو ،ملک الشعرای بهار، عماد خراسانی، ایرج میزرا و ... بود.مکتب خراسان مکتبی است که بیشترینه ی ویژگی اش زبان حماسی آن است. مکتبی که اسطوره ای چون فردوسی در آن پرورش یافته است.

اخوان به عنوان یکی از فرزندان این مکتب بعد از گرویدن به جریان شعر نیمایی و تاسی
از آن چه نیما برای شعر به ارمغان آورد توانست خود را به عنوان شاعری صاحب سبک مطرح سازد.

"اخوان بنا به قول خودش تا قبل از این که با شعر نیما آشنا شود و به درک آن نائل آید، همواره از طرز جدید او – در پیش خودش – در خشم و خروش بوده و از آن گونه شعر لجش می گرفته است. اما وقتی به تهران می آید و با نیما آشنا می شود، شیوه ی او را می پسندد و آن را برای خودش کشف می کند زیرا می بیند که با این شکل بهتر می تواند حرف بزند"(1)

بنابراین اولین چهره ی شعری اخوان چهره ای سنتی است همان گونه که در "ارغنون" او
می توان مشاهده نمود. اما ارزش و اهمیت اخوان درست جایی شکل می گیرد که او "زمستان" را منتشر می کند. اگر چه ارزش و اهمیت "زمستان" را نباید صرفا به لحاظ کارکرد نوپردازانه ی این مجموعه دانست بلکه بی گمان بیشترینه ی ارزش "زمستان" را باید به لحاظ تولد این مجموعه در دوره ای دانست که به لحاظ تاریخی یکی از مهمترین دوران سیاسی ایران به شمار می رود. دورانی که بسیاری از روزنامه ها توقیف می شوند، بسیاری از شاعران و نویسندگان که گرایش های سیاسی به یک حزب خاص داشتند به زندان افکنده می شوند.

ارزش "زمستان" اخوان به لحاظ ادبی در واقع از این جهت بوده که او جزء آن دسته از شاعرانی است که به خوبی توانسته دست به تحلیل شعر نیما به لحاظ جایگاه تئوریک آن بزند. اخوان با رویکردی دیگر جزء نخستین ادامه دهندگان راه نیما بود که در تکامل و پویش راه او قدم های غیر قابل انکاری برداشت. او ضمن بهره جستن از ظرفیت های شعر نیما از ظرفیت های شعر مکتب خراسان نیز برای شکوفایی شعرش وام گرفت. به گونه ای که کاملا مشهود است وی از نظر شکل ظاهری - یعنی قالب و اسلوب- نه زبان و محتوی ادامه دهنده ی راه نیماست؛ اما در عرصه ی زبان از عظمت و شکوه سبک شعر خراسانی بهره می برد، زبانی که بیانگر عظمت فرهنگ و تمدن ایران زمین است .

شعر اخوان شعر روایی – تصویری بود که تصویر هدف نبود بلکه وسیله بود. به قولی برای هنرمندی چون اخوان بر خلاف سیاسیون، هدف وسیله را توجیه نمی کرد.

از تهی سرشار / جویبار لحظه ها جاری ست.

در حقیقت مهم تر از همه ی این نکات باید از تاثیر ساختار سیاسی آن دوران بر شعر ایران خاصه اخوان و "زمستان" اش یاد کرد. "زمستان" به نوعی محصول زمانه ای ست که شاعران برای ترسیم خفقان ، رعب و وحشت مردم از سرنوشت سیاسی خود روی به استعاره، کنایه و تمثیل آورده بودند و به تعبیری دیگر ارزش کار شاعرانی چون اخوان نه صرفا به لحاظ جایگاه ادبی شان بلکه به لحاظ زیست خود و آثارشان در دوره ای از تاریخ بوده که پس از کودتای 28 مرداد 1332در فضای سیاسی  و ادبی ایران حاکم می شود.

به قول خود اخوان: "زمستان، داوری این حال و روز من درباره ی زندگی و زمانه ای که در آنم."(2)

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت،/ سرها در گریبان است/ کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدارِ یاران را،/ نگه جز پیش پا را دید، نتواند./ که ره تاریک و لغزان است/ و گر دست محبت سوی کس یازی/ به اکراه آورد دست از بغل بیرون ، / که سرما سخت سوزان است.

شعر اخوان شعری استوار بر عنصر روایت است. دیدگاه خلق محور (توده) در اشعار او موج می زند. البته دیدگاه خلق محور (توده) اخوان با دیدگاه خلق محور خسرو گلسرخی و ...شاعرانی که شعرشان برآمده از ایدئولوژی های روز بوده بسیار متفاوت است. شعر اخوان بیش از این که در خدمت یک مرام یا حزب باشد در خدمت اندیشه ی اجتماعی است.و بر آمده از  وطن پرستی از نوع نگاه فردوسی ست. البته در این میان نیز منتقدانی بر این عقیده اند که اخوان در زمستان و چند شعر دیگر به نوعی به مقام نبوت و پیامبری در شعر رسیده است و از نظر عقیدتی شعر او آمیزه ای از تاریخ ایران باستان و آرای عدالت خواهانه است و معتقدند در این عرصه گاه ایرن دوستی او رنگ نژاد پرستی هم به خود گرفته است هر چند که خود او معتقد است بیشتر به تاریخ ایران نظر دارد و خواستار عدل و عدالت است تا چیزی دیگر. 

در واقع آرمان خواهی و عدالت محوری جزء لاینفک بخش عمده ی اندیشه ی اجتماعی شعر ایران در سال های 1320 تا 1357 بوده است و از این روست که می بینیم شعر در تقابل با قدرت و بر مبنای باور به ارزشی همگانی سروده می شد.

شعر های اخوان پس از کودتای 28 مرداد 1332 آن قدر بوی خیانت، تردید،یاس،ناامیدی، شکست،حقارت و سرخوردگی های سیاسی – اجتماعی می گیرد که عده ای بعد ها او را شاعر حماسه سرای غم ها می نامند. یا همان مصداق:شاعر نی ا م و شعر ندانم که چه باشد/ من مرثیه خوان دل دلمرده ی خویشم"... و اما زمستان اخوان چنین روایت تلخی از واقعه دارد.

وگر دست محبت سوی کس یازی/ به اکراه آورد دست از بغل بیرون، / که سرما سخت سوزان است .

و  همان جا این قصه غم انگیز را شاهنامه وار روایت گر است:

تگرگی نیست، مرگی نیست/ حدیثی گر شنیدی، قصه ی سرما و دندان است/ من امشب آمدستم وام بگذارم/ حسابت را کنار جام بگذارم/ چه می گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟/ فریبت می دهد، بر آسمان این سحر سرخی ِ بعد از سحر گه نیست/ حریفا ! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است.

 

    پی نویس:

1- چشم انداز شعر نو فارسی / دکتر حمید زرین کوب / انتشارات توس / چ اول 1358 / ص 168

 2- تاریخ تحلیلی شعر نو / شمس لنگرودی / انتشارات مرکز/ چ چهارم 1384 / جلد دوم ص 298

مزدک پنجه ای
© سنگ پشت
طراح قالب: وبلاگ :: webloog
درباره من
سنگ پشت مزدک پنجه ای - شاعر و روزنامه نگار- وکیل پایه یک دادگستری، مدیر مسوول دو هفته نامه دوات و مدیر هنری انتشارات دوات معاصر
متولد 25 آذر 1360
اهل گیلان زمین- شهر بارانی رشت   
panjeheemazdak@gmail.com

آفرینه ها:
چوپان کلمات/ مجموعه شعر/ انتشارات فرهنگ ایلیا/ 1388
همه ی درخت ها سپیدارند/ نخستین آنتولوژی شاعران سپید سرای گیلان/انتشارات سوره ی مهر/ 1389
بادبادک های روزنامه ای / مجموعه شعر/ انتشارات نصیرا/1393
دوست داشتن اتفاقی نیست/مجموعه شعر / انتشارات دوات معاصر/1396
با من پرنده باش/ مجموعه شعر/ انتشارات دوات معاصر/ 1398
----------------------------------------------
مزدک بنجه ای
الشاعر والصحافي
موالید: ایران- رشت
---------------------------------------------
panjehee mazdak
Poet and journalist
Born: Iran - Rasht
جدیدترین‌ها
  • نگاهی به زندگی شاعرانه «یدالله رویایی»؛ سه شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴
  • آیا انسان آینده، هویت خود را قربانی دانایی خواهد کرد؟ سه شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۴
  • شعری از مزدک پنجه ای/ A poem by Mazdak Panjehee/قصيدة لمزدك پنجه‌ای دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۴
  • شعری از کتاب چوپان کلمات سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۴
  • محدوديت تخيل شاعرانه در متاورس دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۳
  • مرگ تخیل یا شبیه سازی تخیل یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳
  • در گفت‌وگو با مزدک پنجه‌ای بررسی شد، متاورس چه بر سر ادبیات و زبان می‌آورد؟ یکشنبه ۹ دی ۱۴۰۳
  • صدای پای دگرگونی در شعر معاصر دوشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۳
  • معشوقه باد یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • فاصله یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • شناسنامه‌ی اندوه یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
  • شباهت زبان کودکانه با زبان شاعران یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳
موضوعات
  • مقالات ادبی
  • خبرهای مربوط به فرهنگ گیلان
  • یادداشت های شخصی
  • گفت و گو
  • کتاب های من
  • شعر
  • گزارش
  • عکس
  • خبرهای فرهنگی، هنری و ادبی
  • نقد نوشته ها
برچسب‌ها
  • مزدک پنجه ای (53)
  • شعر (38)
  • مزدک پنجه‌ای (15)
  • مزدک_پنجه_ای (12)
  • انتشارات دوات معاصر (9)
  • دوست داشتن اتفاقی نیست (8)
  • روزنامه شرق (7)
  • متاورس (6)
  • گیلان (5)
  • هوش مصنوعی (5)
  • شعر دیداری (5)
  • روزنامه آرمان (4)
  • براهنی (4)
  • زبان (4)
  • ادبیات (4)
  • دوات معاصر (4)
  • محمد آزرم (3)
  • نقد (3)
  • فضای مجازی (3)
  • گفت و گو (3)
آرشیو
  • آبان ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • شهریور ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • آرشيو
لینک‌های روزانه
  • دو شعر از مزدک پنجه ای در سایت ادبی آن دیگری این سایت متعلق به مسعود احمدی شاعر و منتقد است
  • 4 شعر از مزدک پنجه ای در سایت آن دیگری(مسعود احمدی)
  • نگاهي به مجموعه شعر «سب بابه» هرمز علي‌پور
  • «همه درخت‌ها سپیدارند» رونمایی می‌شود
  • نقد لادن نیکنام بر دفتر شعر «چوپان کلمات» سروده «مزدک پنجه يي»
  • چوپان کلمات منتشر شد
  • انعکاس مجموعه شعرم در سایت انتشارات فرهنگ ایلیا
  • گفـت و گوی روزنامه ی اعتماد با علی رضاپنجه ای- به نسل شما دروغ گرفته اند و نقد لادن نیکنام بر کتاب پیامبر کوچک
  • نقد من روی مجموعه شعر تو - تهران-85 اثر آرش نصرت اللهی در روزنامه ی اعتماد ملی تیتر این مطلب در ابتدا این بود: نماینده ی سازمان ملل در تو-تهران-85
  • بیوگرافی من در سایت جریان
  • نقد من روی مجموعه شعر "بلقیس و عاشقانه های دیگر " نزار قبانی در روزنامه ی اعمتاد
  • حادثه هنوز. نقدی روی رفتار های شعری م. موید .منتشر شده در روزنامه ی اعتماد ملی محمدحسين مهدوي (م.مويد) در شمار شاعران موج نو به حساب مي‌آيد. برخي از شاخصه‌هاي شعري‌اش، او را نسبت به ساير موج نويي‌ها متمايز مي‌سازد. اهميت ويژه‌ او به فرم، ساختار، زبان، اسطوره‌ها و نيز توجه به تناليته‌ كلمات، همچنين بهره جستن از ارائه‌هايي چون اس
  • نشريه "گیله وا"، ویژه ی فرهنگ ، هنر و ادبیات ، نوروز ۸۷ در سایت ورگ
  • دومین ویژه ی فرهنگ، هنر وادبیات گیله  ­وا به ­همت  خانه ­ی فرهنگ گیلان
  • نگاهی به رفتارهای شعری م.موید این مطلب در روزنامه ی اعتماد ملی در تاریخ 22-1-87 در بخش ادبیات منتشر شد.
  • مصاحبه ی من با اکبر اکسیر در سایت 3 پنج
  • معرفی شماره 2 ویژه ی گیله وا- به سردبیری علی رضا پنجه ای
  • شعری از من در والس ادبی
  • 2 شعر از من در سایت ادبی ماندگار
دوستان
  • کانون آگهی و تبلیغات دوات
  • پروفایل من در بلاگفا
  • وبلاگ حقوقی تبصره
  • منصور بنی مجیدی ( این ابر در گلو مانده )
  • پیامبر کوچک. علیرضا پنجه ای
  • عشق اول ( وبلاگ صوتی علیرضا پنجه ای )
  • شمس لنگرودی
  • مازیار نیستانی
  • فاطمه حق وردیان
  • آیدین مسنن
  • فرامرز سه دهی
  • داریوش آشوری
  • رمان سینما. محمود طیاری
  • خروس جنگی . غلام حسین غریب
  • مظاهر شهامت
  • مهناز یوسفی
  • معصومه یوسفی
  • علیرضا مجیدی (یک پزشک)
  • علی عبداللهی
  • شاهین شالچی (شاهد ماجرا)
  • خبر گزاری ایسنا
  • خبرگزاری مهر
  • خبرگزاری ایسنا- خزری
  • خبرگزاری فارس
  • خبرگزاری ایلنا
  • خبرگزاری کار ایران
  • خبرگزاری کتاب (ایبنا)
  • بهاالدین مرشدی (رویای بدون امضا)
  • پایگاه ادبی برزخ
  • یاسین نمکچیان(چهارشنبه سوری)
  • هواخوری ( مهرداد فلاح)
  • مجید دانش آراسته( متن خود یک کویر است )
  • رضا مقصدي
  • فاطمه صابری ( اتاق سفید )
  • فرشید جوانبخش
  • هوش های چند گانه ( مهدی مرادی )
  • آدم و حوا ( حسن محمودی )
  • سایت بهزاد خواجات
  • لیلا صادقی
  • ( حرف نو ) محمد رضا محمدی آملی
  • ( دالاهو ) فریاد شیری
  • اسماعیل یوردشاهیان
  • سایت نقاشی علی رضا درویش
  • آزیتا حقیقی جو
  • مهتاب طهماسبي
  • رضا دالک (ماهی)
  • مرتضی زاهدی (تصویر گر کتاب کودک)
  • یاسر متاجی
  • میثم متاجی
  • عاطفه صرفه جو (شمعدانی)
  • شقایق زعفری
  • علی باباچاهی
  • محمود معتقدی
  • آفاق شوهانی
  • ابوالفضل پاشا
  • لیلا کردبچه
  • حامد اریب
  • روجا چمنکار
  • آرش نصرت اللهی
  • محمد حسین مهدوی(م.موید)
  • رقیه کاویانی
  • سید محمد طلوعی
  • دکتر کاووس حسن لی
  • انتشارات فرهنگ ایلیا
  • مصطفی فخرایی
  • سایت ادبی پیاده رو
  • یزدان سلحشور
  • حامد بشارتی
  • حامد رحمتی
  • محمد آسیابانی
  • هرمز علی پور
  • بهزاد موسایی
  • اسماعیل مهران فر (کفاشی)
  • علی الفتی
  • ادبیات امروز ایران
  • رسول یونان
  • مجتبی پورمحسن
  • آریا صدیقی
  • سیده مریم اسحاقی
  • داریوش معمار
  • محمد ماهر
  • پژمان الماسی نیا
  • خانه ی شاعران جهان
  • جواد شجاعی فرد
  • اسدالله شعبانی
  • جلیل قیصری
  • عباس گلستانی
  • مهدی پدرام(روهان)
  • رباب محب
  • مهرنوش قربانعلی
  • مسعود جوزی
  • مسعود آهنگری
  • کتایون ریزخراتی
  • واهه آرمن
  • شیدا شاهبداغی
  • الهام زارع نژاد
  • ناهید آهنگری
  • دفتر شعر جوان
  • ناهید عرجونی
  • الهام کیان پور
  • محمد پورجعفری
  • حامد حاجی زاده
  • مهدی موسوی
  • علی سطوتی قلعه
  • فرشته رضایی
  • محمد محمدی
  • سیاوش سبزی
  • علی یاری
  • سید فرزام مجتبایی
  • علی اسداللهی
  • واهه آرمن
  • آناهیتا رضایی
  • راوی حکایت باقی
  • فرهاد حیدری گوران
  • محسن بوالحسنی
  • محمد هاشم اکبریانی
  • پروین سلاجقه
  • حمید نظرخواه
  • طاهره صالح پور
  • مجله ارغنون
  • مجله ی ادبی دستور
  • مجله ادبی ذغال
  • باوند بهپور
  • کورش همه خانی
  • جهانگیر دشتی زاده
  • محمود فلکی
  • مدرسه ی شعر فارسی
امکانات

آمارگیر وبلاگ