ادبیات داستانی در دهه 70 به یک باره از نظر فرم و تکنیک متحول شد

رضا قنبری مولف كتاب "گفتن از گفت "(آنتولوژي داستان دهه 70 )در گفت وگو با خبرگزاری کتاب ايران (ايبنا)،گفت:مخاطب آنتولوژی ها بیشتر افراد عام هستند و اين جنس كتاب ها برای مخاطب عام ایجاد لذت می کنند،هر چند که از آنتولوژی ها به عنوان یکی از منابع پژوهش می توان نام برد.
وی افزود:آنتولوژی ها از 3 ویژگی برخوردار هستند، دوره زمانی خاصی را در برمی گیرند،از کتاب های نقد فاصله می گیرند و جنبه بررسی به خود می گیرند، این جنبه از اهمیت بسیار بالایی برخودار است.
این منتقد یادآور شد: ادبیات داستانی در دهه 70 به یکباره از نظر فرم و تکنیک متحول شد و این تغيير موضع تا حدودي متاثر از داستان نویسان غرب به ویژه آمریکا بود. در این دهه داستان نویسان خلاقی چون منیرو روانی پور، شهریار مندنی پور و ... آثار قابل تاملي خلق كردند.
وی افزود:مثلا منیرو روانی پور فعالیت داستان نویسی اش را از دهه 60 آغاز کرد، اما در دهه 70 شاهد اوج خلاقیت او هستیم.
وي معتقد است اوج خلاقيت حسن اصغری در دهه 70 با نوشتن داستان "گلپونه ها"است و مي گويد:اصغری نیز نوشتن را از دهه 50 آغاز کرد،اما در دهه 70 او با نوشتن داستان گلپونه ها به یک باره تغییر روش داد و به یک باره شاهد پررنگ شدن جنبه خلاقه در آثار او هستیم.
وی با بیان این مطلب که پیش از این شاهد انتشار آنتولوژی داستان دهه 70 به این شکل نبودیم، گفت:البته نویسندگانی چون محمد بهارلو با انتشار کتاب داستان کوتاه که به بررسی داستان های دو دهه ایران پرداخته است،گام هایی در این راه برداشته است.
قنبری ادامه داد:البته در دو دهه اخیر منتقدان و داستان نویسان دیگری نیز به گردآوری و تدوین داستان های دهه های پيش پرداخته اند ، اما این آثار دربيشتر موارد جنبه نقد ادبی به خود می گیرند و جنبه بررسی ندارند .
وی آنتولوژی "هزار ویک شعر "به گردآوری "محمد علی سپانلو "را از بهترین نمونه های آنتولوژی خواند و گفت:این آنتولوژی گزیده ای از شعر صد سال ایران را در بر می گیرد،سپانلو در مقدمه آن شعر صد سال اخیر ايران را بررسی کرده است.
قنبری درباره معیار انتخاب داستان های این آنتولوژی گفت:بی شك داستان هایی که در این مجموعه آمده اند،در دهه 70 منتشر شده اند و از دیگر معیار ها برای انتخاب داستان ها استقلال نویسنده در سبک ، شیوه روایت و زبان است.
قنبری با بیان این مطلب که سلیقه افراد در شکل گیری آنتولوژی ها نقش بسزایی دارد،افزود:بي شك اگر امروز فرد دیگری اقدام به گرد آوری و تدوین داستان های دهه 70 بکند ، انتخاب هایش با من متفاوت و او داستان های دیگری را به مخاطبان داستان پیشنهاد خواهد كرد.
وی درباره شیوه بررسی داستان های مجموعه "گفتن از گفت " (آنتولوژي داستان دهه 70 )افزود:شیوه بررسی داستان های این مجموعه دو بخش است. در بخش نخست عناصر داستان و فضای فکری نویسنده را بررسی کرده ام و در بخش دوم کارم نیز داستانی را که برگزيده ام را بررسی کرده ام .
این منتقد با بیان این مطلب که نوشتن بررسی داستان کار زمان بری است، یاد آور شد:شاید هر بررسی داستان 2 یا 3 صفحه باشد، اما من برای نوشتن اين بررسي ها با آنکه پیش از آن آثار نویسندگان را مورد بررسی قرار داده ام ، حداقل دو ماه زمان برده است .
وی با بیان این مطلب نوشتن بررسی یک داستان مستلزم خواندن تمام آثار یک نویسنده است ،ادامه داد :درآنتولوژی بررسی از اهمیت بالایی برخودار است و باید قابل دفاع باشد .
وی افزود :برای تدوین این آنتولوژی با تمام مولفان داستان ها وارد گفت وگو شده ام و جز در 2 مورد، آن هم در لحظه نهایی دچار مشکل نشدم. ناشر اين داستان ها نشر مرکز بود كه با انتشار این داستان ها در لحظه آخر مخالفت کرد و این موضوع با توجه به اینکه بخش های کار کتاب به پایان رسیده بود،ناشر را به دردسر انداخت.
اين شاعر با اشاره به تفاوت آنتولوژی با گزیده داستان و شعر گفت :در گزیده ها سلیقه افراد خیلی نقش دارد، در بسیاری از موارد گرد آورنده از نگاه خاص و برجسته ای برخوردار نیست اما آنتولوژی ها کار های قابل دفاعی هستند .
قنبری گفت:البته در آنتولوژی های شعر و داستان ضرورت مقدمه احساس نمی شود ."جی جی بالارد " در آنتولوژی داستان كه منتشر کرد ، مقدمه ننوشت اما انتخاب های او از بهترین داستان های قرن به شمار می روند.
وی با بيان اين مطلب كه من كتاب سازي نكرده ام، افزود:به نظر من چنین تعبیری درست نیست و من کتاب سازی نکرده ام . همان طور که گفتم کار من قابل دفاع است و من هر جا که لازم باشد از انتخاب و بررسی هایم دفاع خواهم کرد .
قنبری گفت : در حال حاضر مشغول گرد آوری و بررسی داستان های جلد دوم این مجموعه هستم . تاکنون 28 داستان را برای بررسی در جلد دوم انتخاب کرده ام ، امیدوارم دو داستان دیگر را نیز بتوانم بزودی انتخاب و به مخاطبان معرفی کنم .
وی درپایان یادآور شد : در پایان جلد دوم مقدمه ای درباره داستان دهه 70 خواهم نوشت. باید در این مجال از راهنمایی های دوست نویسنده ام، محمد قاسم زاده که مرا در انتخاب برخی از داستان ها یاری کرد، سپاسگزاری کنم







ساده برسيم که وجود معنا در شعر امري بديهي است. به عبارت ديگر شعر محصول يکي از کارکردهاي زبان است و اين جمله مشهور که «شعر اتفاقي است که در زبان مي افتد» معطوف به همين معنا است. شعر محصول کارکرد زيبايي شناسي يک زبان است و از اين منظر شايد با اندکي تسامح بتوان گفت رابطه شعر و زبان مثل رابطه رقص و راه رفتن است. به تعبير رومن ياکوبسن «شعرشناسي عمدتاً به اين مساله مي پردازد که چه چيزي پيام کلامي را تبديل به اثر هنري مي کند.»1 در اين عبارت نيز بر ماهيت کلامي (زباني) شعر که حاوي پيام کلامي بودن آن فرض مسلم انگاشته شده است و نحوه فراروي يا تبديل آن به اثر هنري به عنوان وظيفه منتقد شعر يا شعرشناس تعيين شده است. در تعبير ياکوبسن از شعر تلويحاً به دو نکته اشاره شده است. نخست اينکه شعر به هر حال يک نوع پيام کلامي است و ديگر اينکه در اين پيام کلامي ساز و کاري وجود دارد که آن را به اثر هنري تبديل مي کند. در تعاريف ديگر آمده است که زبان نهادي اجتماعي است. يعني نهادي برآمده از زندگي اجتماعي (انسان) که افراد جامعه را به هم پيوند مي دهد. بنابراين براي تحقق زبان و امر زباني وجود يک رابطه دوسويه (گوينده- شنونده) الزامي است. تحقق اين رابطه وابسته به اشتراک و توافق بين دو طرف (فرستنده و گيرنده پيام کلامي) در يک نظام نشانه شناسي است. بنابراين زبان هم حامل معنا است و هم داراي کارکرد ارتباطي. با اين مقدمات بديهي قاعدتاً وجود معنا در شعر که خود حاصل يکي از کارکردهاي زبان است نمي تواند مورد ترديد باشد. اما خواهيم ديد که اين نتيجه گيري ساده به سادگي مي تواند مورد ترديد قرار گيرد. حتماً شنيده يا خوانده ايد که مي گويند؛ «معنا نزد شاعر است.» يعني دسترسي به آن براي خواننده اگر نگوييم غيرممکن، دست کم دشوار است. گرچه حالا ديگر حتي مي توان گفت که معنا نزد خود شاعر هم نيست. در هيچ يک از اين هر دو گفته البته وجود معنا انکار نشده است. بلکه دستيابي به آن دشوار يا غيرممکن تلقي شده است. اولي معنا را پنهان در وجود شاعر مي داند و دومي پنهان در وجود متن.








