بهترین های عرصه ی هنر در سال 86
داشتم فکر می کردم آخرین پست وبلاگم در سال 86 چه باشد. به کتابخانه خیره شدم. بعد فکر کردم چه طور است بهترین های عرصه ی هنر را در سال 86 به زعم خودم بنویسم.
بین کتاب های شعری که در سال 86 خواندم :
مجموعه شعر :
*پروانه ی بی خویشی من / م. موید/ شاعری که هم شعرهایش را دوست دارم.
*یک مجموعه شعر از اسماعیل یورداشاهیان خریدم که اسمش را در خاطر ندارم اما شعرهای خوبی داشت.
*از بهاره رضایی 3 مجموعه شعر خواندم که از برخی شعرها خیلی خوشم آمد.
*مجموعه شعر فقط همین نیست و مجموعه شعر چیزی برای خاک/ منیره پرورش / شعرهای کوتاه اش بسیار زیبا بودند.
*به وقت البرز / مرنوش قربانعلی / روند رو به رشد قربانعلی از اولین مجموعه شعرش تا مجموعه ی آخرش بسیار خوب بوده است.
*همیشه کنارت یک صندلی خالی هست/ ایرج ضیایی/ او را شاعر اشیا می دانند. نقد نیمه تمامی روی این مجموعه نوشته ام. به نظرم ضیایی شاعری با فرهنگ است. و به زبان اشیاء پی برده است.
*زن،تاریکی، کلمات / حافظ موسوی / این مجموعه را به خاطر متفاوت بودن تجربه ی شاعر نسبت به چند مجموعه ی قبلی اش می پسندم. از نظر زبان و ساختار به گمانم رشد محسوسی داشته است.
*زنبورهای عسل دیابت گرفته اند/ اکبر اکسیر/ من نقدی روی این کتاب نوشتم و در روزنامه ی اعتماد ملی منتشر شد. از برخی شعرهای این مجموعه که شاعر شعر را قربانی طنز نکرده بود، خوشم آمد.
*این ابر درگلو مانده/ منصور بنی مجیدی/ از برخی از شعرهای بنی مجیدی نیز خوشم آمد. شعرهایی که از نظر روایت متفاوت بودند. زبان شعری بنی مجیدی دارد رشد می کند. او شاعر پر کاری است. طنز در در لایه های زیرین شعر او قرار دارد. من نوع نگاه شاعر به مسائل اجتماعی و سیاسی را بسیار پسندیدم.
*از روجا چمنکار هم یک مجموعه شعر در اردبیل، منزل مظاهر شهامت خواندم که نام مجموعه اش در خاطرم نیست. از روجا در مطبوعات بیشتر شعر خوانده ام.
*سمفونی سپیده دم/ سید علی صالحی/ برخی از شعرهای این مجموعه را خیلی دوست دارم. صالحی شاعر فرهنگ مداری است که این فرهنگ را در شعرهایش می توان به عینه سراغ گرفت.
*مجموعه اشعار نصرت رحمانی / جسارت در شعرهایش را بسیار می پسندم. او شاعری است که جسارت در شعرهایش را هیچ شاعری نمی تواند تقلید کند. شعرهای نصرت مرا هیجان زده می کند.
*مجموعه شعری نیز از عمران صلاحی خواندم که به گمانم مروارید منتشر کرده بود. برخی از شعرهایش را دوست داشتم. به نظرم عمران طنز را به جا استفاده می کرد.
*کبریت خیس / عباس صفاری / نقدی روی این مجموعه نوشتم اما عصر پنجشنبه هیچ گاه آن را منتشر نکرد و من نیز هیچج گاه تماس نگرفتم تا از سرنوشت این مطلب با خبر شوم. عادت بدی است شاید متن خوبی نبوده که منتشر نشده. من در پاسخ بسیاری از دوستانی که جویای خواندن یک مجموعه شعر خوب بودند،همیشه کبریت خویس را پیشنهاد داده ام.
*عشق اول/ علی رضا پنجه ای / پس از چاپ دوم تا کنون چند بار خواندمش/ اظهار نظر نمی کنم چون دارم نان و نمک پنجه ای را میخورم.
*از اورهان ولی هم یک مجموعه خواندم که آهنگی دیگر منتشر کرده است. پیشنهاد می کنم اگر این مجموعه را نخوانده اید تهیه کنید، پیشمان نمی شوید. با شاعری مدرن مواجه می شوید با شعرهایی که ساختار زبانی متفاوت دارد. شعرهای بسیار ساده اما فوق العاده تأثیر گذار.
*پل ها و پله ها / محمود تقوی تکیار/ از برخی شعرهای کوتاه او خوشم آمد. اما به نظرم باید در عرصه ی زبان کوشش بیشتری داشته باشد.
*مجموعه شعری هم از ریچارد براتیگان خوادم که نشر چشمه منتشر کرد. شعر های بسیار زیبا و تامل برانگیزی بود. باعث شد تا با دقت بیشتری در جستجوی آثار براتیگان باشم. کتاب را در کتابخانه نمی یابم تا تا نامش را بنویسم.
ادبیات داستانی :
*عطر سنبل، عطر کاج / جزایری دوما / به خاطر تقابل سنت و مدرنیته و بهره بردن از عنصر طنز به شکلی بسیار مطلوب آن.
*متن خود یک کویر است/ مجید دانش آراسته / البته از برخی داستان ها/
*شالی به درازای ابریشم/ مهستی شاهرخی
*زندگی مطابق خواسته ی تو پیش می رود/ خورشیدفر / با اولین داستان این مجموعه هم ذات پنداری کردم. خودم را جای شخصیت پسر بچه ی داستان فرض کردم. در لحظاتی از داستان بغض کردم. در جاهایی هم ناخوداگاه کلماتی مثل "آخیش طفلکی" از زبانم جاری شد. البته هنوز تمامش نکرده ام. یعنی مادرم کتاب را دست گرفته تا بخواند و گرنه تمامش می کردم.
*سیاهاب/ جویس کرول اوتس/ مهدی غبرایی/ این کتاب را تازگی خواندم. مجذوب تکنیک و روایت آن شدم. در جلسه ای ادبی نیز آن را معرفی کردم .به برخی هم امانت دادم تا بخوانند. هنوز پاراگرافی از این کتاب در ذهنم است " می خواهم زنده بمانم، می خواهم تا ابد زنده بمان!" مخصوصا جمله ای که می گوید" وقتی آب سیاه ریه هایش را انباشت و او مرد"
*بادبادک باز را نپسندیدم. بر خلاف این که پرفروش بود.
*زندگی پیش رو/ رومن گاری/ مترجم لیلی گلستان/ چه می توانم بگویم غیر از این که زیبا بود.
*تاکسی نوشت/ ناصر غیاثی/ خوب بود به خاطر تقابل فرهنگ ایرانی و اروپایی و امریکایی . طنز کار. سلیس هم نوشته بود
موسیقی:
*محسن چاوشی /
*احمد عاشورپور
سینما:
*چند سالی است سینما نرفته ام. بروم که فیلم بازاری ببینم. آخرین باری که رفتم به جای دیدن فیلم، رفتار 2 عاشق و معشوق را در تاریکی سالن نگاه کردم و ...
اما به لطف پسر عمه ام فیلم استاد مهرجویی" سنتوری" را به اتفاق خانواده مشاهده کردم البته 11 هزار تومان هم به حساب ایشان واریز کردیم که عمل غیر ثوابی انجام نداده باشیم. بهرام رادن در این فیلم فوق العاده بازی کرد. چه واقعیت های تلخی در این فیلم نمایش داده شد. این فیلم پر از نشانه بود. من چند روزی از نظر ذهنی درگیر فیلم بودم. مخصوصاً این تکه از دیالوگ رادان که به پزشک بیمارستان گفت:" آقای دکتر میشه من هیمن جا بمونم . بیرون "
نقاشی:
*نمایشگاه نقاشی افشین آماده رفتم. کارهایش را خیلی پسندیدم. بسیار مدرن کار کرده بود او در سابقه ی کاری خود برپایی نمایشگاه نقاشی در سیحون و ... را دارد.
*از سایت علی رضا درویش نیز دیدن کردم. شما هم کارهایش را ببینید بد نیست ( در پیوند های من آدرساش موجود است). او فوق العاده کار می کند چه ذهنیت و نگاهی دارد . به او حسودی ام می شود.
نشریات ادبی:
*در ماه گذشته مصاحبه ای از عباس صفاری در نشریه ی شوکران خواندم . به نظرم خیلی خوب بود.
*صفحه ی ادبی اعتماد ملی در پاره ای از ایام گذشته زیاد خوب نبود اما چند ماهی است که مطالب ادبی خواندنی بسیاری را منتشر می کند
*شهروند امروز را نمی خرم. نه این که نشریه خوبی نباشد. نه خیر، چون از اول آرشیو نکردمش. اما از دوستان می گیرم و می خوانمش. مصاحبه با آقای گلستان در این نشریه بسیار خواندنی بود.
*ماهنامه ی ادبی خوانش / به نظرم این نشریه ی ادبی بسیار خوب توانسته خود را در عرصه ی مطبوعات مطرح کند. فکر می کنم این نشریه هم با مشکلات مالی روبه رو باشد شاید دارند صورت خود را با سیلی سرخ می کنند.
*نشریه بایا/ به مدیریت سرکار خانم حاجی زاه/ خدا را شکر کتابفروشی ویستار هم بازگشایی شد. یکی از کارهای جالب این نشریه ویژه ی شعر آن بود.
چهره های سال :
*اکبر رادی
*تیردادنصری
*ژازه طباطبایی
*احمد عاشورپور
*منصور برمکی


